دایره المعارف اسلام پدیا » دلائل امامت امام سجاد (زین العابدین) (علیه السلام)
منوی اصلی

دلائل امامت امام سجاد (زین العابدین) (علیه السلام)

تاریخ: ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ در باب: امام سجاد (زین العابدین)

امامان معصوم (علیهم السلام) برای اثبات ادعای خود بر امامت خویش، مانند ادعای انبیاء بر نبوت خود، نیاز به اقامه دلیل و برهان دارند. این دلیل یا به ‏تصریح رسول خدا (صلی الله علیه و اله) و امامان قبلی (علیهم السلام) است و یا به وسیله ظهور و بروز کرامات و ‏معجزات انجام می گیرد.‏

در مورد دلایل امامت امام چهارم باید گفت: روایات شیعه با صراحت به این امر و همچنین جانشینی و وصایت آن حضرت از امام حسین (علیه السّلام) تصریح کرده اند.[۱] در احادیثی که از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) در باره اسامی امامان شیعه (علیهم السّلام) نقل شده، نام امام سجاد (علیه السّلام) در میان ایشان آمده است. به عنوان مثال «حدیث لوح» که یکی از این احادیث است، در ذیل ذکر می شود:

امام صادق (علیه السّلام) می فرماید: «پدرم به جابر بن عبد اللَّه انصارىّ فرمود: جابر با تو کارى (سؤالی) دارم هر وقت برایت دشوار نیست می خواهم با تو تنها باشم و آن را بپرسم. جابر عرض نمود: هر وقت شما دوست دارید. روزى پدرم با جابر خلوت نمود و به او فرمود: اى جابر! داستان لوحى که در دست فاطمه دختر رسول خدا (صلّوات الله علیهما) دیدى چه بود و مادرم فاطمه از آنچه در آن لوح نوشته شده بود، چه فرمود؟ جابر عرض کرد: خداى بى شریک را گواه مى گیرم که در زمان رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) روزى به قصد عرض تهنیت ولادت حسین (علیه السّلام) خدمت مادرت فاطمه (سلام الله علیها) رسیدم. در دستش صفحه سبزى دیدم که گمان نمودم از زمرد بود و در آن خطّ سفیدى شبیه به نور آفتاب نوشته شده بود. به او عرض کردم: پدرم و مادرم فدایت، این صفحه چیست؟ فرمود: صفحه اى است که خداوند عزّ و جلّ به پیامبرش هدیه داده که نام پدر، شوهر و نام دو فرزند و نام جانشینان از فرزندم، در آن نوشته شده و پدرم آن را به عنوان چشم روشنى به من داده است.

جابر عرض کرد: مادرت فاطمه (سلام الله علیها) آن لوح را به دست من داد و من آن را خواندم و نسخه اى از آن نوشتم. پدرم به جابر فرمود: اى جابر ممکن است آن را به من نشان دهى؟ عرض کرد: آرى. پدرم همراه جابر به خانه او رفت. در همین حال، پدرم صفحه پوستى در آورد و فرمود: اى جابر تو به نوشته خودت نگاه کن تا من این نوشته را براى تو بخوانم. آنگاه شروع به خواندن کرد، در حالی که حتّى یک حرف نسخه پدرم، با نسخه جابر مخالف نبود. جابر عرض کرد: خدا را گواه مى گیرم که من همین طور دیدم که در آن لوح نوشته شده بود.

در لوح چنین آمده بود: به نام خداوند بخشنده بخشایشگر، این نوشته اى از سوى خداى عزیز حکیم به پیامبر، نور، حجاب، سفیر و راهنمایش. این نوشته را روح الامین از نزد پروردگار جهانیان فرود آورده است.

اى محمّد! نام هاى مرا بزرگ بشمار و نعمت هاى مرا سپاس بگذار و آنها را انکار مکن. من همان خدائى هستم که معبودى جز من نیست. پشت ستمگران را مى شکنم و ستمدیدگان را به پیروزى مى رسانم. حاکم روز جزایم و من همان خدائى هستم که معبودى جز من نیست. هر کس که به غیر فضل من امیدوار باشد و یا به غیر از عدالت من بهراسد، او را عذابی می کنم که هیچ یک از جهانیان را چنین عذابی نکرده باشم. پس تنها مرا بپرست و تنها به من توکّل کن. من پیامبرى نفرستادم که عمرش پایان پذیرد و مدّتش سرآید، مگر آنکه جانشینى براى او قرار دادم. من تو را بر همه پیامبران برترى دادم و جانشینت را از همه جانشینان برتر نموده تو را به دو شیر بچّه و دو نواده ‏ات؛ حسن و حسین سرافراز کردم. حسن را پس از سر رسیدن مدّت پدرش، کان و معدن دانش خود قرار داده و حسین را کان وحى خودم قرار داده او را با شهادت سربلند نمودم و زندگى اش را به نیک بختى پایان بخشیدم. او برترین جان نثاران راه‏ من و والاترین شهیدان در نزد من است. کلمه تامّه خود را با او قرار داده و حجّت کامل را در نزد او گذاشتم. کیفر و پاداش من به وسیله عترت او است. نخستین فرد از عترت او؛ علىّ است. او سرور عبادت کنندگان و زینت بخش دوستان گذشته من‏ است …».[۲]

متکلمان شیعه؛ مانند شیخ مفید، برتری علمی و عملی امام سجاد (علیه السّلام) بر دیگران را پس از پدرش، نخستین دلیل بر امامت وی دانسته اند.[۳]

سفیان بن عیینه از حضرت صادق (علیه السلام) از پدرش از جابر بن عبد اللَّه انصارى نقل می کند: «رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) به حسین (علیه السّلام) فرمود: اى حسین! از صلب تو نه تن از امامان بیرون آیند که مهدى این امّت از جمله ایشان است، پس اگر پدرت شهید شد، حسن پس از او است. هنگامی که حسن مسموم گردد (به شهادت برسد)، تو (امام) هستى و وقتی تو شهید شدى، على فرزندت امام مى باشد».[۴]

از سلیم بن قیس هلالى روایت شده که گفت: از عبد اللَّه پسر جعفر طیار شنیدم که مى گفت: من، امام حسن و امام حسین (علیهما السّلام)، عبد اللَّه بن عبّاس، عمر بن ابى سلمه و اسامه بن زید نزد معاویه بودیم. پس عبدالله بن جعفر طیار صحبتى را که بین آن دو (عبدالله بن جعفر طیار و معاویه) رد و بدل شده بود ذکر کرد و گفت به معاویه چنین گفته است: من (یعنى عبد اللَّه) از حضرت رسول (صلى اللَّه علیه و آله) شنیدم که حضرت فرمود: «ولایت من بر مؤمنان از ولایت آنها بر خودشان مقدم تر و بیشتر است. سپس فرمود: بعد از من برادرم علىّ بن ابى طالب (علیهما السلام) نسبت به مؤمنان ولایت دارد و ولایت او بر مؤمنان از ولایت آنها بر خودشان مقدم تر و بیشتر است. وقتى (علی (علیه السلام)) به شهادت رسید، فرزندم حسن (علیه السلام) اولى و مقدم بر مؤمنان است. سپس فرزندم حسین (علیه السلام) نسبت به مؤمنان اولى است. وقتى حسین (علیه السلام) شهید شد، فرزندش علىّ بن الحسین نسبت به مؤمنان اولى است. و تو ای عبداللَّه! او را خواهى دید. بعد از او فرزندم محمّد بن علىّ الباقر از مؤمنان نسبت به خودشان أولى است و تو اى حسین او را خواهى دید. سپس تا دوازده امام (علیهم السلام) کامل نمود که نه نفر آنها از اولاد حسین (علیه السلام) بودند. عبد اللَّه می گوید: آنگاه امام حسن و امام حسین (علیهما السّلام) و عبد اللَّه بن عبّاس و عمر بن ابى سلمه و اسامه بن زید را گواه گرفتم که همگى نزد معاویه به نفع من گواهى دادند».[۵]

همچنین بر طبق نصوص شیعه، وسائلی؛ مانند شمشیر و یا زره رسول الله (صلّی الله علیه و آله)، می بایست نزد ائمه (علیهم السّلام) باشد که وجود اینها نزد امام سجاد (علیه السّلام)،[۶] حتی در منابع اهل سنت به صراحت ذکر شده است.[۷]

[۱]. کلینى، محمد بن یعقوب، کافی، محقق / مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ج ۱، ص ۵۲۶؛ ابن بابویه، على بن حسین، الإمامه و التبصره من الحیره ، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى (علیه السلام)، ص ۱۰۷؛ صدوق، محمد بن على‏، عیون أخبار الرضا (علیه السلام‏)، محقق / مصحح: لاجوردى، مهدى‏، ج ۱، ص ۶۶٫‏

[۲]. کلینى، محمد بن یعقوب، کافی، محقق / مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ج ۱، ص ۵۲۸؛ الإمامه و التبصره من الحیره، ص ۱۰۴؛ ابن أبی زینب، محمد بن ابراهیم‏، الغیبه النعمانی، محقق / مصحح: غفارى، على اکبر، ص ۶۴؛ صدوق‏ٌ، محمد بن على‏، عیون اخبار الرضا، (علیه السلام)، ج ۱، ص ۳۱۰؛ مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص ۲۱۱؛ ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على،‏ مناقب آل أبی طالب (علیهم السلام)، ج ۱، ص ۲۹۷٫

[۳]. مفید، محمد بن محمد، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، ج ۲، ص ۱۳۸٫

[۴]. خزاز قمى، على بن محمد، کفایه الأثر فی النصّ على الأئمه الإثنی عشر، محقق / مصحح: حسینى کوهکمرى، عبد اللطیف‏، ص ۶۲٫‏

[۵]. نعمانى، محمد بن ابراهیم، الغیبه للنعمانی، ص ۹۵؛ صدوق‏ٌ، محمد بن على‏، خصال، محقق / مصحح: غفارى، على اکبر، ج ۲، ص ۴۷۷؛ عیون اخبار الرضا، (علیه السلام)، ج ۱، ص ۴۷؛ طبرسى، فضل بن حسن‏، إعلام الورى بأعلام ‏الهدى، ص ۳۹۵٫

[۶]. مفید، محمد بن محمد، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، ج‏۲، ص: ۱۳۸٫

[۷]. کاتب واقدى، محمد بن سعد، الطبقات الکبرى، ترجمه: دامغانى، محمود مهدوى، ج ۱، ص ۴۵۹٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


1 + 7 =