دایره المعارف اسلام پدیا » فتوحات دوران معاویه (فتوحات در آفریقا)
منوی اصلی

فتوحات دوران معاویه (فتوحات در آفریقا)

تاریخ: ۰۵ آبان ۱۳۹۵ در باب: بنی امیه

فتوحات در آفریقا، بخش سوم از فتوحات دوران معاویه را شامل می شود. فتوحات در قارۀ کهن آفریقا از زمان خلافت عثمان و توسط عمرو بن عاص، در سال ۲۲ ق آغاز شد. عمرو بن عاص با فتح مناطقی؛ چون بَرقَه، طرابلس غرب، سَبرَه و فَزّان، زمینۀ ورود مسلمانان به مصر را فراهم کرد.[۱] پس از وی در سال ۲۷ ق، عبدالله بن سعد بن ابی سرح با فتح مناطقی؛ چون سُبَیطِلَه و قَفصَه، راه را برای نفوذ بیشتر مسلمانان به آفریقا هموار نمود.[۲]

هنگامى که معاویه بن ابى سفیان به خلافت رسید، عمرو بن عاص را به ولایت مصر گمارد. پس از وى، پسرش؛ عبدالله بن عمرو، والى شد و پس از عزل وى، «معاویه بن حدیج سکونی» به حکومت مصر رسید. او چهار سال در مصر ماند، سپس به جنگ رفته، غنائمى را به دست آورد و مجددا به مصر برگشت و «عقبه بن نافع بن عبد قیس فهرى» را گسیل داشت.[۳] عقبه، مناطقی؛ از جمله وَدّان، فزّان،[۴] خاوار،[۵] مزاته، صُفَّر، غدامس، قَفصَه، قصطیلیه را به تصرف خود درآورد.[۶]

بنا بر قولى، عقبه را معاویه بر مغرب ولایت داد. وى با چهار هزار تن از مسلمانان به جنگ رفت و آفریقا را فتح کرد و خطه قیروان آفریقا را ترسیم کرد. [۷]

ابن اثیر در کتاب خود می نویسد:

معاویه بن ابى سفیان، «معاویه بن حدیج» را از ایالت آفریقا منفصل کرد (عزل کرد) و فقط مصر را براى او باقى گذاشت (که قبل از آن با هم بود)، آن‌گاه «عقبه بن نافع فهرى» را که در برقه و زویله (دو شهر و دو محل) از هنگام فتحِ در زمان عمرو بن عاص تا آن زمان، اقامت داشت و در آن سامان، آثار نمایان در فتح و جهاد باقى گذاشته بود، به امارت آفریقا برگزید. چون معاویه او را انتخاب کرد، ده هزار سوار به کمک او فرستاد. او نیز در آفریقا نفوذ کرد و تازه‌مسلمانان بَربَر هم به او پیوستند و بر عده‏ او افزوده شد. او هم از شمشیر استفاده می کرد؛ زیرا وضع و حال آنها چنین بود که اگر امیر پیروز مى‏شد و میان آنها مى‏بود همه اظهار اطاعت و قبول اسلام مى‏کردند، و اگر برمى‏گشت پیمان را شکسته، از اسلام برگشته، به تمرد و عصیان مبادرت مى‏کردند. او چنین مقتضى دانست که شهری در آن منطقه بسازد که سپاهیان اسلام در آن زیست کنند و مال و خانواده‏هاى خود را در آن شهر قرار دهند، تا از شورش و ستیز بومیان آسوده و در امان باشند. او محل «قیروان» را در نظر گرفت که جنگل و بیشه ای بیش نبود و انواع درندگان و وحوش و مارها در آن محل لانه و مکان داشتند. او مستجاب الدعوه بود. دعا کرد و فریاد زد: اى ماران و اى جانوران و درندگان، ما یاران پیغمبر (صلی الله علیه و آله) هستیم، جاى خود را ترک کنید و راه خود را گرفته و بروید که ما قصد اقامت در این بیشه را داریم، هر جانورى که بعد از این ندا و اخطار، باز بماند ما وی را خواهیم کشت. (نقل شده) مردم در آن روز به چشم خود مى‏دیدند که جانوران، بچه‏هاى خود را حمل و نقل ‏کرده و مى‏رفتند. بسیارى از قبایل بربران، چون این وضع را مشاهده کردند، اسلام آوردند.[۸] آن‌گاه (امیر) دستور داد که درخت‌ها را قطع کنند و شهر را بسازند. وقتی شهر ساخته شد، مسجد جامع را بنا نمود. محیط و دور شهر، سه هزار و ششصد گز[۹] بود. بناى شهر در سنه پنجاه و پنج، پایان یافت و مردم در آن‌جا مسکن گرفتند. او در همان هنگام که سرگرم بناى شهر بود مشغول جنگ و غارت نیز بود و سپاهیان را براى دستبرد و غارت، دسته دسته به همه جا مى‏فرستاد که آنها غارت مى‏کردند و غنیمت مى‏آوردند. بسیارى از بربرها، دین اسلام را قبول کردند.

ممالک اسلامی هم توسعه یافت و مسلمانان در آن سرزمین قوى دل و جاى‏گزین شدند، خصوصا بعد از بناى شهر قیروان که در آن آرام گرفته و آسوده زیست کردند و مقام اسلام در آن دیار ارجمند و برقرار شد.[۱۰]

سپس معاویه، «مسلمه بن مخلد الانصارى» را بر مصر حکومت داد و مسلمه یکى از موالى خود را به نام ابو المهاجر، به آفریقا فرستاد. ابو المهاجر به آفریقا آمد و با وضعى اهانت‏بار، عقبه بن نافع را عزل کرد. عقبه به شام رفت تا شکایت به معاویه برد. معاویه از او پوزش خواست و وعده‏اش داد که بار دیگر شغلش را به او باز پس دهد. تا در سال ۶۲، که یزید بار دیگر او را به آفریقا فرستاد.[۱۱]

[۱]. بلاذرى، أحمد بن یحیى، فتوح ‏البلدان، ص ۲۲۱ – ۲۲۳؛ یعقوبى، احمد بن أبى یعقوب، تاریخ یعقوبى، ج ‏۲، ص ۱۵۶٫

[۲]. تاریخ یعقوبى، ج ‏۲، ص ۱۶۵؛ ابن اثیر جزری، عزالدین، الکامل فی التاریخ، ج ۳، ص ۹۰ و ۹۱٫

[۳]. فتوح البلدان، ص ۲۲۵ و ۲۲۶٫

[۴]. قبلا بیان شد که این منطقه در زمان عمرو بن عاص فتح شده است. گویا در زمان عقبه نیز برای بار دوم فتح صورت گرفته است.

[۵]. ابن عبدالحکم، عبد الرحمن بن عبدالله، فتوح مصر و مغرب، تحقیق: عمر، محمد علی، ص ۲۲۲٫

[۶]. همان، ص ۲۲۳٫

[۷]. فتوح البلدان، ص ۲۲۶٫

[۸]. از مترجمان کتاب الکامل فی التاریخ، نقل شده که این قضیه افسانه است و ما براى حفظ امانت به نقل این روایت پرداختیم. ر.ک: ابن اثیر جزرى، عزالدین، الکامل فی التاریخ، مترجم: خلیلى، عباس/ حالت، ابوالقاسم، ج ‏۱۰، ص ۳۵۰ و ۳۵۱٫

[۹]. دهخدا می نویسد: گز. [گ َ] (اِ) کردی قز (مقیاس طول، اندازه) معادل ذرع و هر گز ۱۶ گره است. امروزه گز را معادل «متر» اروپاییان گیرند. (حاشیه ٔبرهان چ معین). پیمانه ای از چوب یا از آهن که بدان جامه و قالی و پلاس و زمین و امثال آن پیمایند. (برهان) (آنندراج): ثوب خمیس؛ جامه پنج گزی. ر.ک: سایت واژه یاب، لغت نامه دهخدا، ذیل این واژه.

[۱۰]. الکامل فی التاریخ،ج ‏۳، ص ۴۶۵ و ۴۶۶٫

[۱۱]. ر.ک: همان، ص ۴۶۶؛ ابن خلدون‏، عبدالرحمن بن محمد، تاریخ ابن خلدون، ترجمه: آیتى، عبد المحمد، ج ‏۲، ص ۱۲ و ۱۳٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


8 + = 12