دایره المعارف اسلام پدیا » فتوحات دوران مروان بن حکم
منوی اصلی

فتوحات دوران مروان بن حکم

تاریخ: ۱۱ آبان ۱۳۹۵ در باب: بنی امیه

در دوران حکومت مروان بن حکم (۶۴ تا ۶۵ هجری)، فتوحات، از جوشش و درخشش خاصی برخوردار نیست. دلیل این مسئله را در این دوره و دوره هایی که فتوحات دچار افول شده است، را باید در مشکلات و موانع حکومت امویان جستجو کرد. قیام‌ها و جنبش‌های به وقوع پیوسته؛ مانند واقعه حره در مدینه (در سال ۶۳ هجری و در زمان حکومت یزید)،[۱] مشکل حکومت عبدالله بن زبیر در مکه (در سال ۶۴)،[۲] قیام توابین (در سال ۶۴)،[۳] مشکل خوارج در عراق در مقابل عبدالله بن زبیر (در سال ۶۴)،[۴] قیام مختار در کوفه (سال ۶۶ تا ۶۷)،[۵] و قیام مطرف بن مغیره بن شعبه (در سال ۷۷)،[۶] موانعی برای پیشبرد حرکت فتوحات به وجود آورده و باعث شدند امویان به جای پرداختن به فتح قلمرو مناطق دیگر، بیشتر به فکر تثبیت حکومت و موقعیت خویش باشند، اما با این وجود، فتوحاتی در دوران مروان بن حکم به وقوع پیوست.

توضیح آن که یزید بن معاویه در سال ۶۴ هجری وفات یافت،[۷] و مردم با فرزندش معاویه بن یزید در شام (و عده‌ای با عبدالله بن زبیر در حجاز)،[۸] بیعت کردند، لکن دوران خلافت معاویه بن یزید، بیش از سه ماه و به قولی چهل روز بیشتر دوام نیاورد،[۹] و مردم پس از او با مروان بن حکم در شام (در همان سال) بیعت کردند.[۱۰] در زمان مروان، واقعه «مرج راهط»[۱۱] و کشته شدن ضحاک بن قیس و نعمان بن بشیر که در مقابل وی قیام کرده بودند،[۱۲] پیش آمد. چون ضحاک و پیروان او کشته شده و کشور شام یکسره در تحت سیطره مروان در آمد، وی قصد فتح مصر را نمود که در آن هنگام، «عبد الرحمن بن جحدم قرشى» در آن‌جا بود و براى خلافت عبدالله بن زبیر دعوت و تبلیغ مى‏کرد. او با یاران خود به مقابله با مروان اقدام کرد و مروان، عمرو بن سعید را از پشت سر فرستاد که وارد مصر گردید. به ابن جحدم، خبر هجوم عمرو را دادند، او ناگزیر به دفع حمله او برگشت (و میدان را براى مروان) تهى کرد. این باعث شد که مردم (مصر) با مروان بیعت کنند و وی پس از بیعت مردم، به دمشق برگشت‏.[۱۳]

همچنین در سال ۶۵ هجری، مروان بن حکم دو لشکر گسیل داشت: یکى به فرماندهى عبیدالله بن زیاد به سوى جزیره و جنگ با «زفر بن حارث» در قرقیسیا،[۱۴] که او را امیر آن سرزمین، به اضافه هر سرزمینى که او به فتح آن موفق شود، نمود و دستور داد چون از کار جزیره فراغت یابد، عراق را قصد کند و از دست عمال ابن زبیر بگیرد. چون ابن زیاد به جزیره رسید، خبر مرگ مروان را شنید. نامه عبدالملک (بن مروان، فرزند و جانشین وی) هم به او رسید که همان امارتى را که پدرش به او داده بود، به حال خود خواهد ماند و او را به تسریع فتح عراق وادار کرده بود. لشکر دیگر به فرماندهى «حبیش بن دلجه قینى» بود که متوجه مدینه گردید.[۱۵]

[۱]. ابن اثیر جزری، عزالدین، الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۱۱۱٫

[۲]. به عنوان نمونه، رک: همان، ص ۱۲۳؛ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ طبری)، تحقیق: ابراهیم، محمد أبوالفضل، ج ۶، ص ۱۵۱ و ۱۷۴؛ بلاذرى، أحمد بن یحیى، أنساب الأشراف، تحقیق: زکار، سهیل و زرکلى، ریاض، ج ۷، ص ۱۱۳٫

[۳]. الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۱۵۸ و ۱۷۵٫

[۴]. همان، ص ۱۶۵؛ بلاذرى، أحمد بن یحیى، فتوح البلدان، ص ۳۹۷؛ ۸۸ م؛ تاریخ طبری، ج ‏۵، ص ۲۹۷؛ ابن الجوزى، عبد الرحمن بن على، المنتظم فى تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: عبدالقادر عطا، محمد و عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر، ج ۵، ص ۲۹۷٫

[۵]. الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۲۱۱؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۶؛ أنساب الأشراف، تحقیق: زکار، سهیل و زرکلى، ریاض، ج ۶، ص ۳۷۵؛ یعقوبى، احمد بن أبى یعقوب، تاریخ یعقوبى، ج ۲، ص ۲۵۸٫

[۶]. تاریخ طبری، ج ‏۶، ص ۲۸۴؛ أنساب الأشراف، ج ۷، ص ۳۹۷؛ الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۴۵۳٫

[۷]. الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۱۲۵٫

[۸]. همان، ص ۱۲۹٫

[۹]. همان،  ص ۱۳۰٫

[۱۰]. همان، ص ۱۴۵٫

[۱۱]. نام منطقه ای در جانب شرقی دمشق.

[۱۲]. الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۱۴۹٫

[۱۳]. همان، ص ۱۵۴٫

[۱۴]. دهخدا می نویسد: قرقیسا. [ق ِ] (اِخ) شهری است بر فرات که به نام قرقیسأبن طهمورث نامیده شده است. (منتهی الارب). رجوع به قرقیسیاء و قرقسان شود. قرقیسیاء. [ ق ِ ] (اِخ) شهری است در جزیره، در شش فرسخی رحبه ٔ مالک بن طوق در نزدیکی رقه. جریربن عبداﷲ و عدی بن حاتم و حنظله کاتب پس از آن که معاویه سب و طعن صحابه را آغاز کرد، از کوفه بدان شهر هجرت کردند. جریر در این شهر وفات یافت. (انساب سمعانی). نسبت بدان، اکثر قرقسانی است و گاه قرقسای بدون نون. (انساب سمعانی). در محل اتصال رود خابور به رود فرات و نزدیکی رقه واقع است. (لباب الانساب). ر.ک: سایت واژه یاب؛ حموى بغدادى، یاقوت بن عبد الله، معجم البلدان، ج ‏۴، ص ۳۲۸ و ۳۲۹٫

[۱۵]. الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۱۹۰٫




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر


4 + = 7