دایره المعارف اسلام پدیا » فتوحات دوران عبدالملک بن مروان
منوی اصلی

فتوحات دوران عبدالملک بن مروان

تاریخ: ۱۵ آبان ۱۳۹۵ در باب: بنی امیه

در دوران حکومت عبدالملک بن مروان (۶۵ تا ۸۶ هجری)، چند مورد از فتوحات، گزارش شده که در ادامه به آنها اشاره می شود:

  1. در سال ۷۳ هجری، عبدالملک، برادر خود محمد بن مروان را به ایالت و امارت جزیره و ارمنستان منصوب نمود و او از همان محل به جنگ پرداخت و دشمنان را سخت کوبید و بسیارى را کشت.[۱]
  2. آغاز فتوحات در آفریقا در زمان عبدالملک و در سال ۷۴ ق، با انتخاب «حَسّان بن نعمان غسانی» به حکومت این ناحیه، همراه بود.[۲] پیش از این، زهیر بن قیس در سال ۶۲ هجری در آفریقا والی بوده و در سال ۶۹ به قتل رسید. چون خبر کشته شدنش به عبدالملک رسید، سخت نگران و محزون گردید، ولى چون مشغول جنگ با ابن زبیر بود، ناگزیر از کار آن سامان و انتقام گرفتن، باز ماند. چون ابن زبیر کشته شد و کار مسلمانان یکسره شد، وی در سال ۷۴ هجری، سپاهی عظیم تشکیل و تجهیز نمود و حسان را به فرماندهى آن و ایالت افریقا برگزید و آنها را روانه آن دیار کرد که تا آن تاریخ، سپاهى به آن عظمت داخل آفریقا نشده بود. حسان، چون به شهر قیروان وارد شد، از آن‌جا لشکرى تجهیز و آماده کرد و راه قرطاجنه (کرتاژ) را پیش گرفت که امیر آن یکى از بزرگ‌ترین پادشاهان آفریقا بود. چون بدان شهر رسید، آن‌جا را محاصره نموده و بعد از نبرد، فتح نمود. لشکرهایی نیز به اطراف فرستاد. مردم اطراف از شدت بیم، تن به تسلیم داده، نزد او رفتند، او فرمان داد که آنها دیوار و حصار شهر را ویران کنند. پس از آن شنید که عده‌ای در محل «صطفوره» و «نبزرت» که هر دو شهر بزرگ بود، تجمع نموده‌اند. او قصد جنگ با آنها را نمود. آنها سرسختى و پایدارى نشان دادند، مسلمانان نیز بردبارى و ثبات نمودند تا آن که آنان را فراری داده، و بسیارى از آنها را کشتند. تعدادی از گریختگان به شهر باجه رفته و تحصن نمودند، تعدادی نیز در شهر بونه تحصن کردند. حسان هم به شهر قیروان مراجعت کرد؛ زیرا عده مجروحان سپاهش بسیار بود. او ماند تا زخم‌ها بهبود یافت.[۳]
  3. وقتی مجروحان بهبود یافتند، حسان به جنگ ملکه بربر رفت که کاهنه بود و غیب گویی و پیش بینى می کرد. محل اقامت وى کوه اوراس بود و بربریان گرد وى تجمع نموده بودند. جنگى بسیار سخت و هول‏انگیز واقع و مسلمانان شکست خورده و بسیارى از آنها به قتل رسیدند و خود حسان هم گریخت‏. آن‌گاه به عبدالملک خبر واقعه و فرار را داد. عبدالملک به او دستور داد که در محل خود بماند تا دستور او برسد. او در برقه مدت پنج سال ماند و آن محل به نام کاخ هاى حسان معروف شد. بعد از آن عبدالملک سپاه و مال به کمک او (حسان) فرستاد و به وی امر نمود که به آفریقا برود و با آن زن نبرد کند. ملکه بربر وقتی آگاه شد به پیروان خود دستور داد تا برای عدم دستیابی مسلمانان به غنائم، سراسر ایالت آفریقا را ویران نمایند و این ویرانى نخستین آفریقا بود. جنگ سختی میان مسلمانان و بربریان درگرفت و در نهایت مسلمانان پیروز شده و آن زن جادوگر نیز کشته شد. بعد از آن اسلام میان بربریان منتشر شد و آنان مسلمان شدند. حسان هم به محل خود در قیروان برگشت. او بدون مخالف و مدعى (با قدرت) زیست نمود، تا عبدالملک زندگانى را بدرود گفت.[۴]
  4. در سال ۷۵ هجری، عبدالملک، «سند»[۵] را به سعید بن اسلم بن زرعه سپرد. معاویه و محمد که هر دو فرزند حارث علافى بودند بر او شوریدند و او را کشتند و بلاد را تملک نمودند. حجاج هم «مجاعه بن سعر تمیمى» را به سند فرستاد او بر آن بلاد غلبه کرد و جنگ نمود و چند محل از اماکن قندابیل را گشود و پس از یک سال زندگانى را بدرود گفت.[۶]
  5. چون عبید الله بن ابى بکره از طرف حجاج[۷] به ایالت سیستان منصوب شد، مدت یک سال از جنگ خوددارى کرد؛ زیرا در آن هنگام رتبیل (پادشاه ترک) در حال صلح بود و همواره باج و خراج را مى‏پرداخت، ولى گاهى هم تعلل و از پرداخت آن خود دارى می کرد. حجاج به عبیدالله بن ابى بکره نوشت که براى جنگ او لشکر بکشد و باز نگردد، مگر پس از فتح بلاد و پس از فتح، تمام قلعه‌ها و سنگرها را ویران و مردان جنگجو را به بند کشد. عبیدالله هم لشکرى از اهل بصره و کوفه فراهم کرد. فرمانده کوفیان؛ شریح بن هانى، بود که از یاران و شیعیان امام على (علیه السلام) بود. عبید الله رفت تا به کشور رتبیل داخل گردید، یکى از ممالک را فتح نمود، غنایم بسیار به دست آورد و هر چه خواست برد و ربود و قلعه ها را ویران کرد. ترک هاى تابع رتبیل هم، سرزمین‌ها را یکى بعد از دیگرى تخلیه و به او واگذار مى‏کردند تا آن که به شهر بزرگ نزدیک شدند و فاصله میان آنها و پایتخت، فقط هیجده فرسنگ مانده بود که ناگاه دشمن تمام راه‌ها را به روى مسلمانان بست و دره‏ها را گرفت، به حدی که مسلمانان یقین کردند هلاک خواهند شد. عبیدالله ناگزیر تن به صلح داد و مبلغ هفتصد هزار درهم به رتبیل باج داد که راه را به روى او باز کند تا به سلامت بر گردد. شریح نیز در این جنگ با عده ای به شهادت رسید.[۸]
  6. در سال ۸۰ ق، «مهلب بن أبی صفره» با گذر از رود بَلخ، در کنار کَشّ، اردو زد. پس از آن به سوی ختّل حرکت کرد تا این شهر را فتح نماید، اما پادشاه ختّل از درِ دوستی با مهلب وارد شد و با او صلح کرد و مهلب صلح او را پذیرفت. مهلب پس از صلح با ختّل، فرزند خود حبیب را به منظور فتح بخارا راهی این منطقه نمود. حبیب به سوی بخارا حرکت کرد، اما در طی راه و در روستایی، با نیروهای بخارا که بالغ بر چهار هزار نفر بودند، درگیر شد و پس از شکست نیروهای بخارا، روستا را به آتش کشید و به سوی پدرش بازگشت.[۹]

در همین سال و پس از مرگ عبید الله بن أبی بکره (حاکم سجستان)، حجاج بن یوسف از عبد الملک، جنگ با «رتبیل»؛ حاکم سیستان را درخواست نمود و عبدالملک با این درخواست او موافقت نمود. بر همین اساس، حجاج، عبدالرحمن بن محمد بن اشعث‏ را به فرماندهی سپاهی مجهز به سوی سیستان روانه کرد. عبدالرحمن حرکت خود را آغاز کرد و به سیستان وارد شد و از مردم آن دیار برای جنگ با رتبیل درخواست یاری کرد و به همراه اهل سیستان به منظور سرکوب وی، مناطقی را به تصرف خود درآورد، اما از پیشروی بیشتر در سرزمین رتبیل خودداری نمود.[۱۰]

  1. فتوحات در جبهۀ روم در دوران حکومت عبدالملک بن مروان با فتح قَیسارِیّه در سال ۷۱ ق آغاز شد.[۱۱] پس از این فتح و بین سال های ۷۳ تا ۸۴ ق، یک رشته درگیری هایی میان حکومت امویان و حکومت روم در جریان بود و مسلمانان در طی این سال‌ها به مناطقی از روم هجوم بردند. در سال ۷۳ ق، محمد بن مروان در جریان حمله به رومیان، آنها را شکست داد. هم‌چنین عثمان بن ولید با سپاهی چهار هزار نفره به جنگ سپاهی از رومیان به استعداد شصت هزار نفر در ناحیۀ ارمنستان رفت و توانست آنان را شکست دهد.[۱۲] در سال ۷۴، محمد بن مروان، روم صائفه (ییلاق‏نشینان روم) را قصد و با آنان نبرد کرد تا به محل اندولیه رسید.[۱۳] در سال ۷۵ نیز در نبرد با آنان از محل عنیق تا مرعش لشکر کشید.[۱۴] در سال ۷۶ نیز ناحیه ملطیه روم را جنگ و غارت نمود.[۱۵] در سال ۷۷ ق، ولید بن عبدالملک به نواحی مَلَطْیَه حمله کرد.[۱۶] پس از آن، فرزند ولید؛ عبیدالله بن عبدالملک در سال ۸۱ ق به قالیقلا در ارمنستان هجوم برد.[۱۷] در سال ۸۴ ق نیز عبدالله بن عبدالملک به سوی روم روان شد و قلعۀ مَصِّیصَه را به تصرف خود درآورد.[۱۸] هم‌چنین در این سال، یزید بن مهلب قلعۀ نیزک را فتح کرد.[۱۹]

[۱]. ابن اثیر جزری، عزالدین، الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۳۶۱٫

[۲]. همان، ص ۳۶۹؛ حموى بغدادى، یاقوت بن عبد الله، معجم البلدان، ج ۴، ص ۲۲۳؛ سایت حوزه نت.

[۳]. الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۳۶۹ و ۳۷۰٫

[۴]. همان، ص ۳۷۰ – ۳۷۲٫

[۵]. سرزمین‌هایی بین بلاد هند و کرمان و سجستان. قصبه سند: شهری است که به آن منصوره گفته می شود و از شهرهای آن دیبل است، و بر ساحل دریا است که در ایام حجاج بن یوسف‏ فتح شده است. ر.ک: معجم البلدان، ج ‏۳، ص ۲۶۷٫ ‏

[۶]. الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۳۸۰٫

[۷]. عبد الملک بن مروان در سال ۷۵، حکومت عراق را به حجاج بن یوسف داد و خراسان و سیستان را (که هر دو تابع عراق بودند) از آن امارت مستثنا نمود. در سال ۷۸ هجری، عبد الملک، امیه بن عبدالله بن خالد را از ایالت و امارت خراسان و سیستان عزل و هر دو را به امارت حجاج بن یوسف ضمیمه نمود. ر.ک: همان، ص ۳۷۴ و ۴۴۸٫

[۸]. همان، ص ۴۵۰ و ۴۵۱٫

[۹]. همان، ص ۴۵۳؛ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ طبری)، تحقیق: ابراهیم، محمد أبوالفضل، ج ‏۶، ص ۳۲۵ و ۳۲۶؛ المنتظم فى تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: عبد القادر عطا، محمد و عبد القادر عطا، مصطفى، ج ۶، ص ۲۱۱٫

[۱۰]. تاریخ طبری، ج ۶، ص ۳۲۶ – ۳۲۹؛ بلاذرى، أحمد بن یحیى، أنساب الأشراف، تحقیق: زکار، سهیل و زرکلى، ریاض، ج ۷، ص ۳۰۸؛ الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۴۵۴ و ۴۵۵٫

[۱۱]. تاریخ طبری، ج ۶، ص ۱۶۷؛ الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۳۴۱؛ ذهبى، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق: تدمری، عمر عبد السلام، ج ۵، ص ۳۰۱٫

[۱۲]. تاریخ طبری، ج ‏۶، ص ۱۹۴؛ المنتظم فى تاریخ الأمم و الملوک، ج ۶، ص ۱۳۰؛ الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۳۶۳٫

[۱۳]. الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۳۷۳٫

[۱۴]. همان، ص ۳۹۱٫

[۱۵]. همان، ص ۴۱۸٫

[۱۶]. همان، ص ۴۴۷؛ ابن خیاط، خلیفه، تاریخ خلیفه بن خیاط، تحقیق: فواز، ص ۱۷۳؛ یعقوبى، احمد بن أبى یعقوب، تاریخ الیعقوبى، ج ۲، ص ۲۸۱٫

[۱۷]. تاریخ‏ طبری، ج ‏۶، ص ۳۳۱؛ المنتظم، ج ۶، ص ۲۲۴؛ الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۴۵۷٫

[۱۸]. تاریخ خلیفه بن خیاط، تحقیق: فواز، ص ۱۸۴؛ تاریخ طبری، ج ‏۶، ص ۳۸۵؛ الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۵۰۰٫

[۱۹]. تاریخ‏ طبری، ج ۶، ص ۳۸۶؛ الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۴۹۸؛ سایت حوزه نت.




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


5 + 2 =