دایره المعارف اسلام پدیا » نقد عقیده شیخیه درباره امامان شیعه (علیهم السلام)
منوی اصلی

نقد عقیده شیخیه درباره امامان شیعه (علیهم السلام)

تاریخ: ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ در باب: فرقه شیخیه

یکی از اعتقادات مسلمانان، به خصوص شیعیان، این است که پیامبر اکرم و اهل بیت (علیهم السلام) از جایگاه ویژه‌ای در نزد خداوند متعال برخوردار هستند و حق‌تعالی برای ایشان مقامات عالیه‌ای قرار داده است، که بشر عادی نمی‌تواند به آن دست یابد. توصیف مقام و جایگاه پیامبر اکرم و اهل بیت (علیهم السلام) از حد قلم عاجز و از ظرفیت این مقاله خارج است. اما نکته‌ مهمی که باید به آن اشاره نمود، این است که درباره حضرات معصومان (علیهم السلام)، نباید دچار غلوّ، افراط و تفریط و به کار بردن تعابیری شد که از شأن آنها به دور است. این مطلبی است که خود آن ذوات مقدسه ما را از آن نهی فرموده اند.

با توجه به این نکته، به نقد و بررسی عقیده شیخیه درباره امامان معصوم (علیهم السلام)  پرداخته می شود:

  1. به کار بردن تعبیر علت فاعلی و غایی درباره ائمه (علیهم السلام) به گونه ای که با توحید منافات نداشته باشد، شاید اشکالی نداشته باشد، اما تعابیر علت مادی و صوری معمولا درباره اشیاء مادی و اشیایی که ماده و صورت دارند به کار می رود.
  2. ماده و صورت در اجسام و موجودات مادی قابل تصور است، ولی در مجردات؛ مانند فرشتگان و عالم ارواح، ماده و صورت مطرح نیست؛[۱] زیرا آنان موجودات ابداعی هستند و بدون نیاز به ماده اولیه و با اراده الهی خلق می شوند. حال سؤال آن است که بر طبق عقیده شما، علل اربعه بودن ائمه (علیهم السلام) در خلقت آنها چگونه توجیه می شود؟
  3. درباره آیه شریفه «مَا أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ وَ ما کُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُداً»،[۲]

علامه طباطبایی می فرماید: این آیه در نفى ولایت ابلیس و ذریه‏اش، و مشتمل بر دو برهان است:

اول این که ولایت تدبیر امور هر چیزى موقوف است بر این که دارنده ولایت، احاطه علمى به آن امور داشته باشد، آن هم به تمام معناى احاطه،… و اینان؛ یعنى ابلیس و ذریه‏اش از مبدأ خلقت آسمان ها و زمین و بلکه از مبدأ پیدایش خودشان خبرى نداشتند، چون خدا ایشان را در هنگام خلقت آسمان ها و زمین و خود آنان شاهد بر کار خود نگرفت، و کار خود را در پیش چشم ایشان انجام نداد، پس ابلیس و ذریه‏اش شاهد جریان خلقت عالم نبودند، چون خلقت آن، عملى آنى بود که به آسمان‏ها و زمین فرمود: «کُن؛ موجود باش»[۳]، و آنها موجود گشتند، و آن روز شیطان ها کجا بودند که این جریان را مشاهده کرده باشند؟ … در نتیجه چگونه اهلیت این را دارند که متصدى تدبیر امور عالم و یا تدبیر امور قسمتى از آن باشند، و در نتیجه در مقابل خدا آلهه و اربابى باشند؟…

حجت دوم که آیه مورد بحث مشتمل بر آن است این می باشد که هر نوع از انواع مخلوقات به فطرت خود متوجه به سوى کمال خویش است، کمالى که مختص به او است، و این براى کسى که در وجود انواع موجودات تتبع و در احوال آنها امعان نظر کرده باشد ضرورى و واضح است. پس هدایت الهى هدایتى است عمومى که تمام موجودات را در برگرفته است، هم چنان که در کلام خود فرموده: «قالَ رَبُّنَا الَّذی أَعْطى‏ کُلَّ شَی‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏؛[۴] گفت: «پروردگار ما همان کسى است که به هر موجودى، آن چه را لازمه آفرینش او بوده داده سپس هدایت کرده است!»  و شیطان ها اشرارى هستند مفسد و گمراه کننده که فرض مدبر بودن آنها در آسمان ها و زمین و یا انسان ها – که اگر چنین تدبیرى داشته باشند، لا جرم به اذن خدا خواهند داشت- فرضى است که با فرض نقض غرض کردن خدا مساوى است؛ به این معنا که اگر خدا چنین اجازه‏اى به شیطان ها بدهد سنت خود را در خصوص عمومیت هدایت نقض کرده و براى اصلاح امر انسان ها و هدایت آنان به کسى متوسل شده که کارش درست ضد اصلاح و هدایت است یعنى افساد و اضلال است و چنین فرضى محال است، و همین است معناى جمله «وَ ما کُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُداً» که ظاهر در این است که سنت خداى عز و جل این است که «گمراه کنندگان را کارگردان و یاور خود نگیرد».[۵]

از فرمایش علامه طباطبایی روشن شد که آیه شریفه مربوط به نفی ولایت و تدبیر ابلیس و ذریه اش نسبت به عالم هستی است و ربطی به نقش اهل بیت (علیهم السلام) در خلقت ندارد، حتی اگر از مفهوم آن استفاده شود؛ زیرا خداوند سبحان، غنی محض است و در خلقت از کسی کمک نمی گیرد، چه آن شخص گمراه باشد چه هدایت یافته باشد؛ زیرا بر اساس توحید خالقیت و بر اساس نقش اراده الهی در ایجاد موجودات، نیازی به غیر نیست.

نقش ائمه (علیهم السلام) در خلقت

اما نقش ائمه (علیه السلام) در خلقت، به عنوان واسطه فیض، مظهر و مجرای مشیت و قدرت خداوند در نظام عالم است. آنان به اذن الهی، فیض حق را به موجودات می رسانند.

در فقره‌ای از زیارت جامعه کبیره درباره اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) چنین آمده است: «خداوند به سبب شما باران نازل می‌کند و آسمان را از این که بر زمین فرو افتد نگاه می‌دارد و غم و اندوه و مشکلات را بر طرف می‌سازد».[۶]

در فقره یاد شده از زیارت جامعه از سببیت تکوینی اهل بیت (علیه السلام) سخن به میان آمده است و چهار نمونه بیان شده است که دو نمونه مربوط به عالم طبیعت (نزول باران و نگهداری آسمان از این که بر زمین فرو افتد یا بقای نظام طبیعت) و دو نمونه مربوط به بشر و مانند او است (رفع ناملایمات روحی و جسمی).

البته فاعل و مدبر بالذات، خداوند متعال است و وجود اهل بیت (علیهم السلام) مظهر و واسطه مدیریت و فاعلیت الهی است. روشن است که موارد یاد شده، از باب ذکر نمونه است و خصوصیتی ندارند؛ بنابراین، حوادث و رخدادهایی؛ مانند وزش باد، پیدایش ابر، نزول برف، گرمابخشی آتش، رویش گیاه، میوه دادن درختان و دیگر رخدادهای طبیعی نیز در عین این که اسباب و علل مادی و طبیعی دارند، در سطحی بالاتر، اسباب و علل ماورای طبیعی نیز دارند؛ چنان‌که به تصریح قرآن کریم و روایات، فرشتگان در حوادث طبیعی نقش سببی و فاعلی دارند «فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْراً؛ و آن ها که امور را تدبیر مى‏کنند!»[۷] و چون سببیت آنها در سطحی بالاتر از اسباب طبیعی و در طول آنها است، هیچ‌گونه منافاتی با نظام سببی و مسببی عالم طبیعت ندارند. بر این اساس، اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز در سطحی بالاتر بر کل اسباب طبیعی و فرا طبیعی تأثیر می‌گذارند و البته، همه این اسباب و علل، به خداوند متعال که مسبب الاسباب است منتهی می‌شود: «قُلْ کُلًّ مِّنْ عِندِ اللّهِ؛ بگو: همه اینها از ناحیه خدا است».[۸]

در دعای ماه رجب که از ناحیه مقدسه امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای جناب محمد بن عثمان؛ دومین نایب خاص آن حضرت صادر شده، و شیخ احمد از بعضی فقرات آن استفاده نموده، چنین آمده است:

«خدایا! به واسطه معانی همه آن چه والیان امر تو ـ که امین‌های سرّ تو هستند ـ تو را می‌خوانند، از تو درخواست می‌کنم … به واسطه آن چه مشیت تو درباره آنان حکم کرده است، از تو درخواست می‌نمایم. نتیجه مشیت تو درباره آنان این است که آنان را معادن کلمات خود، و پایه‌های توحید و نشانه‌ها و مقامات خود قرار دادی که در هیچ مکانی تعطیل بردار نیست. آنان جز در این که بندگان تو و آفریده‌های تو می‌باشند، با تو فرقی ندارند. به واسطه آنان، آسمان و زمین را (از موجودات) انباشته ساختی، تا ندا و شعار توحید در جهان آشکار شد».[۹]

از این دعای شریف، جایگاه و نقش تکوینی اهل بیت (علیهم السلام) در گستره عالم خلقت به روشنی استفاده می‌شود. آنان اگرچه بالذات واجد هیچ قدرت و کمالی نیستند و آفریده و عبد خداوند متعالند؛ با این وجود، با اذن و مشیت تکوینی خداوند، گسترده‌ترین نقش را در تدبیر جهان دارند. البته تدبیر آنان، مظهر و مجرای تدبیر الهی است.

این همه آوازها از شه بود

گرچه ازحلقوم عبدالله بود[۱۰]

  1. منظور از عمق اکبر و گودال بزرگ چیست؟ باید روشن شود.
  2. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّه»،[۱۱] معنای معروف و مشهور و همراه با قرینه این حدیث شریف آن است که «من و علی دو پدر این امتیم»،[۱۲] نه آن که «من و علی پدر و مادر این امتیم»!

[۱]. خدایی، احمد، تحلیلی بر تاریخ و عقاید فرقه شیخیه، ص ۱۰۱٫

[۲]. کهف، ۵۱٫

[۳]. یس، ۸۲٫

[۴]. طه، ۵۰٫

[۵]. طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، مترجم: موسوى همدانى، سید محمد باقر، ج ‏۱۳، ص ۴۵۴ و ۴۵۵٫

[۶]. ابن مشهدى، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، محقق و مصحح: قیومى اصفهانى، جواد، ص ۵۳۲٫ «بِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ، وَ بِکُمْ یُمْسِکُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ، وَ بِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ، وَ بِکُمْ یَکْشِفُ الضُّرّ».

[۷]. نازعات، ۵٫

[۸]. نساء، ۷۸٫

[۹]. سید بن طاووس، رضی الدین علی، الإقبال بالأعمال الحسنه فیما یعمل مره فی السنه، ج ‏۲، ص ۶۴۶٫

[۱۰]. ربانی گلپایگانی، علی، نقش فاعلی امام در نظام آفرینش (۳)، پایگاه اینترنتی انتظار.

[۱۱]. ابن شاذان، محمد بن احمد، مائه منقبه من مناقب أمیرالمؤمنین و الأئمه، محقق و مصحح: مدرسه امام مهدى (علیه السلام‏)، ص ۴۶، منقبت ۲۲٫

[۱۲]. ر.ک: همان.




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


+ 6 = 10