دایره المعارف اسلام پدیا » موافقان و مخالفان ابوذر غفاری
منوی اصلی

موافقان و مخالفان ابوذر غفاری

تاریخ: ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۵ در باب: ابوذر

ابوذر غفاری هم مانند دیگر شخصیت های سرشناس تاریخی علاوه بر موافقان و دوستان، دشمنان و مخالفان زیادی داشت.

ابتدا به بعضی از موافقان او اشاره می شود:

ابن عباس می گوید: هنگامى که مى خواستند ابوذر را به طرف ربذه روانه کنند، عثمان امر کرد در میان مردم فریاد بزنند کسى حق ندارد با ابوذر سخن گوید و او را مشایعت کند. عثمان دستور داد مروان حکم وی را از مدینه بیرون نماید. او هم ابوذر را با خود از مدینه بیرون برد و کسى هم از ترس عثمان در مشایعت او شرکت نکرد.

در آن میان حضرت على، حسن و حسین (علیهم السّلام)، عقیل، و عمار براى مشایعت او بیرون آمدند. ابوذر توقف کرد و مشایعت کنندگان با وى وداع کردند. ذکوان غلام ام هانى هم با او بود. ذکوان می گوید: من سخنان مشایعت کنندگان را حفظ کردم. نخست امیر المؤمنین (علیه السلام) سخن گفت و از صبر، مقاومت، ایثار، حیاء و کوشش ابوذر ستایش نمود. بعد از آن عقیل سخن گفت و اظهار داشت: اى ابوذر تو خود مى دانى ما شما را دوست مى داریم و تو هم ما را دوست مى دارى.[۱]

از این بیان می توان دریافت که از جمله دوستان وی امیر المؤمنین، امام حسن، امام حسین (علیهم السّلام) و … می باشند.

اما در باره مخالفان او باید گفت: از آنجایی که ایشان گفتار حق را به صورت رُک و صریح بیان می نمود، بعضی از اطرافیان به خصوص عاملان حکومتی نگران بوده با او دشمنی می ورزیدند. به این ترتیب می توان گفت مخالفان زیادی داشته است.

در اینجا اشاره ای به بعضی از مخالفان مهم وی می شود:

ابوذر غفاری در شام از کارهاى معاویه که از طرف عثمان حاکم شام بود انتقاد می کرد و اعمال خلاف او را براى مردم اظهار می داشت، از این رو معاویه یکی از مخالفان سرسخت ابوذر به شمار می رفت.[۲]

یکی دیگر از مخالفان ابوذر غفاری، عثمان بن عفان؛ خلیفه سوم بود که فشارهای زیادی به او تحمیل کرد. عثمان او را وادار به زندگی در غربت و تبعید نمود. واقدى روایت مى کند که صهبان گفت: من در نزد عثمان بودم که ابوذر را بر عثمان وارد کردند. عثمان به او گفت: تو همان کسى هستى که حاکمان را متهم به بی عدالتی می کنی؟ ابوذر گفت: من همانم که تو را نصیحت کردم، ولى تو با من مکر و فریب نمودى. من عامل و حاکم تو را پند دادم، او نیز در عوض با من مکر نمود.[۳]

[۱]. یعقوبى‏، احمد بن أبى یعقوب، تاریخ الیعقوبى، احمد بن أبى یعقوب، ج ‌۲، ص ‌۱۷۲ و ۱۷۳؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق: ابراهیم،‌ محمد ابوالفضل، ج ۸، ص ۲۵۲؛ با استفاده از: ثقفى کوفى، ابراهیم بن محمد، الغارات، تحقیق، حسینی ارموی، جلال الدین، ص ۳۶۴ – ۳۶۸٫

[۲]. همان، ج ۸، ص ۲۵۶؛ بلاذرى، أحمد بن یحیى، کتاب جمل من انساب الأشراف، تحقیق: زکار سهیل و زرکلى، ریاض، ج ۵، ص ۵۴۲ و ۵۴۳٫

[۳]. مسعودی‏، على بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق: داغر، اسعد، ج ۲، ص ۳۴۱٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


4 + = 5