دایره المعارف اسلام پدیا » اندیشه ابوذر غفاری
منوی اصلی

اندیشه ابوذر غفاری

تاریخ: ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ در باب: ابوذر

ابوذر غفاری از جمله اصحابی بود، که از اندیشه ای عمیق و استوار برخوردار بود. زمانی که برای اولین بار همراه با على (علیه السّلام) به حضور رسول اکرم (صلّى الله علیه و آله) رسید و گفته هاى آن حضرت را شنید و اسلام اختیار کرد؛ رسول خدا به او فرمود: اکنون به میان قوم خود برو و آنها را از جریان کار خویش و آنچه را که مشاهده کرده ای آگاه نما و منتظر دستور من باش تا به شما برسد. ابوذر گفت: به خداوند سوگند من موضوع کار خود را آشکار خواهم کرد و نظریات خود را به طور علنى در میان مردم خواهم گفت.

ابوذر از محضر حضرت رسول (صلّى الله علیه و آله) بیرون آمد و به مسجد الحرام رفت. او در میان مسجد با صداى بلند شهادتین را بر زبان جارى و اسلام خود را آشکار نمود. در این هنگام گروهى بر سر او ریخته وى را به شدت مضروب نمودند، طورى که بر زمین افتاد.[۱]

امام على (علیه السّلام) در جریان تبعید ابوذر، خطاب به وی، نیت و اندیشه او را این چنین معرفی می کند: اى ابوذر تو براى خداوند غضب کردى و اکنون امیدوار باش از کسى که براى او غضب نمودى و سخن حق را گفتى، این جماعت از تو به خاطر دنیاى خود ترسیدند، ولى تو از آنان به جهت دینت ترسیدى، اکنون واگذار به آنها آنچه را که به خاطر آن از تو ترسیدند.

از آنان فرار کن و دورى گزین از آنچه آنان انجام می دهند، چه اندازه آنها نیازمند هستند به آنچه آنان را از آن منع کردى، و چه اندازه بى‏نیاز مى باشى از آنچه آنها تو را از آن بازداشتند، به زودى معلوم مى‏گردد فردا چه کسى سود خواهد برد و خواهى دانست چه کسانى بیشتر از همه حسد بردند، اگر آسمان‏ها و زمین ها به هم پیوند بخورند، بنده پرهیزگار از میان آنها راه نجات پیدا خواهد کرد.

اى ابوذر تو همواره با حق مأنوس بودى و جز حقیقت با چیزى انس نداشتى، تو از باطل همواره در وحشت بودى، و گرد باطل نرفتى، اگر تو دنیاى آنان را قبول کرده بودى، آنها تو را دوست مى داشتند و اگر از مال و طعام آنها خورده بودى تو را در آسایش قرار مى دادند، و این همه رنج و مصیبت و دربه درى و تبعید برایت پیش نمى آمد.[۲]

همچنین نقل شده، سه سال قبل از آن که ابوذر غفاری با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دیدار کند و ایمان بیاورد نماز می خواند. از او پرسیدند براى چه کسى نماز می خوانى؟ گفت براى خدا، پرسیدند به کدام سمت نماز می خوانى؟ گفت هر طرف که با‏شد. او شب ها تا دیر وقت عبادت می کرد و بعد هم مانند جامه‏اى به زمین مى افتاد و آفتاب که بر ایشان می تابید دوباره بر می خاست.[۳]

[۱]. ثقفى کوفى، ابراهیم بن محمد، الغارات، تحقیق، حسینی ارموی، جلال الدین، ص ۳۶۰٫

[۲]. همان، ص ۳۶۷٫

[۳]. بیهقى، ابو بکر احمد بن حسین، دلائل النبوه، ترجمه: دامغانی، محمود، ج ‏۱، ص ۲۹۵٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


+ 6 = 7