دایره المعارف اسلام پدیا » مخالفان اسماعیل ذبیح الله (علیه السلام)
منوی اصلی

مخالفان اسماعیل ذبیح الله (علیه السلام)

تاریخ: ۰۵ آبان ۱۳۹۴ در باب: اسماعیل ذبیح الله

به طور طبیعی همه انبیاء دارای مخالفانی بوده و هستند که هر کدام از آنها در این مخالفت، انگیزه های متفاوتی را داشته و دارند. اما شاید بتوان ایشان را به دو دسته کلی تقسیم کرد:

  1. آنانکه مخالفتشان با کلام حق، بر اساس جهل و نا آگاهی بود.
  2. دسته دوم کسانی که مخالفتشان ناشی از هوای نفس و دنیا طلبی بود. البته برنامه انبیاء این گونه بوده که با همه مخالفان خود با عدالت و انصاف و منطق و استدلال برخورد می کردند. همان گونه که قرآن کریم به پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) دستور می دهد: «با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن!».[۱]

در مورد حضرت اسماعیل (علیه السلام) نیز چنین است؛ یعنی مخالفان ایشان نیز از همین دو دسته هستند. اما نکته قابل ذکر در این مورد این است که: بیشتر مخالفان آن حضرت، از صاحبان قوم یهود بوده و هستند. در اینجا برای این اثبات این ادعا به یک جریان تاریخی اشاره می شود: «روزی در جلسه «عمربن عبدالعزیز»؛ خلیفه اموی، سخن از داستان ذبیح به میان آمد. «محمدبن کعب قوظی» با استناد به برخی آیات قرآن استدلال کرد که ذبیح اسماعیل بوده است. اما چون استدلال وی را نپذیرفتند، خلیفه سراغ یکی از علمای یهود که اسلام آورده بود و در شام سکونت داشت، فرستاد تا نظر او را در این باره جویا شود. محمدبن کعب می گوید: من نزد عمربن عبد العزیز بودم که از آن یهودی اسلام آورده پرسید: کدامیک از دو فرزند حضرت ابراهیم (علیه السلام)؛ (اسماعیل و اسحاق)، مورد فرمان ذبح قرار گرفتند؟ آن مرد پاسخ داد: ای امیر مؤمنان! اسماعیل. به خدا سوگند یهودیان ـ خود نیز ـ این را می دانند؛ ولی از آنجا که بر عرب حسادت ورزیده و می ورزند و چون نمی خواسته و نمی خواهند پدر ایشان (اسماعیل پدر اعراب) به عنوان ذبیح شناخته شود، این این واقعیت را انکار کرده و می کنند و اسحاق را ذبیح دانسته و می دانند؛ چرا که اسحاق نیای آنان است».[۲]

این مخالفت در دو مبحث از مباحث گذشته کاملا قابل مشاهده و تشخیص است؛ یکی در بحث نبوت آن حضرت و دیگری ذبیح بودن ایشان، که در جای خود مورد بررسی قرار گرفت.

[۱]. نحل، ۱۲۵٫

[۲]. طبرى، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: محمد، أبو الفضل ابراهیم، ج ۱، ص ۲۷۰؛ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج ۱، ص ۱۶۰٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


1 + = 3