دایره المعارف اسلام پدیا » زبان وحی
منوی اصلی

زبان وحی

تاریخ: ۰۸ مهر ۱۳۹۴ در باب: مسایل علم کلام جدید

هر نویسنده یا گوینده ای برای بیان مطالب خود شیوه ای بر می گزیند و ویژگی های خاصی را به کار می گیرد که در اصطلاح «سبک سخن» نامیده می شود. سبک سخن وحی الهی چیست؟ شیوه بیانی وحی آسمانی چیست؟

بی تردید، زبان وحی آن گاه اثری درخور می یابد که با زبان مخاطبان نخستین خود هماهنگ باشد؛ از این رو، به گواهی تاریخ، پیامبر هر ملتی به زبان خود آنان سخن می گفته است. افزون بر این، مقتضیات زمانی و مکانی نزول وحی به حکم ضرورت، رنگ و بویی به ویژه به زبان آن می بخشد، به گونه ای که گاه رویدادها و پدیده های عصری را منعکس می سازد؛ برای مثال، قرآن کریم مخاطبان خود را -که غالبا برای بیابان گردی از «شتر» بهره می بردند- به تأمل در چگونگی آفرینش این حیوان فرا می خواند و نیز در بیان نعمت های الهی از میوه هایی که برای اعراب ناشناخته است، نام نمی برد.[۱]

علامه طباطبایی در ذیل آیه شریفه «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ؛[۲] ما هیچ پیامبرى را، جز به زبان قومش، نفرستادیم تا (حقایق را) براى آنها آشکار سازد»، می فرماید:

مقصود از ارسال رسل به زبان قوم خود، این است که رسولانى که فرستاده‏ایم هر یک از اهل همان زبانى بوده که مأمور به ارشاد اهل آن شده‏اند، حال چه این که خودش از اهل همان محل و از نژاد همان مردم باشد، و یا آن که مانند لوط از اهالى سرزمین دیگر باشد، ولى با زبان قومش با ایشان سخن بگوید،… بنا بر این، معناى آیه شریفه این است که خداى تعالى، مسئله ارسال رسل و دعوت دینى را بر اساس معجزه و یک امر غیر عادى بنا نگذاشته، و چیزى هم از قدرت و اختیارات خود را در این باره به انبیاى خود واگذار ننموده است، بلکه ایشان را فرستاده تا به زبان عادى که با همان زبان در میان خود گفتگو مى‏کنند و مقاصد خود را به دیگران مى‏فهمانند، با قوم خود صحبت کنند و مقاصد وحى را نیز به ایشان برسانند.[۳]

زبان قرآن کریم

شیوه بیانی قرآن کریم چگونه است؟ آیا قرآن کریم در همه موارد برای خود زبان مخصوصی دارد که با زبان روزمره مردم متفاوت می باشد؟ یا به عکس، تمامی قرآن از زبانی ساده و عرفی برخوردار است؟ و یا در آن شاهد آمیزه ای از سبک ها و بیان ها هستیم که همگی برای رسیدن به هدفی خاص مورد استفاده قرار گرفته اند؟.

بی شک، قرآن کریم در مجموع، زبان خاص خود را دارد و نمی توان آن را با زبان رایج در یک واحد بشری مقایسه کرد. چنین هماهنگی الفاظ و معانی، استقلال و پیوستگی مطالب، سازگاری تام مجموعه سخنان، استفاده از سبک های گوناگون و دربرداشتن مطالب و رازهای شگفت در عین سادگی زبان و وضوح بیان –درست همانند فصاحت و بلاغت آن- معجزه آسا و فوق قدرت بشر است. این کتاب مجموعه ای از دانش ها و معارف را به صورت شگفت آوری در خود جای داده است، ولی عجیب تر آن که با زبانی روشن و یکنواخت نازل شده و شیوه های گوناگون بیانی را به طرز معجزه آسایی در هم آمیخته است و با روشی سخن گفته که همگان از آن بهره می برند. مباحث عمیق فلسفی، عرفانی، اخلاقی، تربیتی، فقهی، تاریخی و … در سراسر قرآن موج می زند و هر صنفی خوشه ای از آن می چیند که دیگران از آن غافل یا عاجزند، ولی در عین حال همه آیات برای همگان به نحوی قابل استفاده و بهره برداری است. بنابراین نمی توان زبان قرآن را با هیچ زبانی مقایسه کرد و مثلا آن را صرفا زبانی معمولی و عرفی یا زبانی ویژه، همانند زبان فیلسوفان یا عارفان دانست. قرآن اگر چه زبان خاص خود را دارد، ولی آشکار و همگانی، و از هر گونه پیچیدگی به دور است. این نکته مهم، دلیلی روشن بر این واقعیت است که قرآن برای بیان احکام فرعی و پیام های مربوط به تکلیف و عمل بندگان، زبان عرفی را به کار گرفته است و در معارف بلند عقلی و حقایق والای فلسفی و عرفانی گاه از تمثیل و استعاره استفاده کرده است. در پاره ای موارد نیز تعابیری دارد که محتمل است رمزی میان خداوند متعال و فرستاده او باشد.[۴]

[۱]. یوسفیان، حسن، کلام جدید، ص ۱۹۵ و ۱۹۶٫

[۲]. ابراهیم، ۴٫

[۳]. ر.ک: طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱۲، ص ۱۵ و ۱۶٫

[۴]. هادوی تهرانی،‌ مهدی، مبانی کلامی اجتهاد در برداشت از قرآن کریم، ص ۲۹۸ و ۲۹۹٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


+ 4 = 7