دایره المعارف اسلام پدیا » آزادی
منوی اصلی

آزادی

تاریخ: ۰۹ مهر ۱۳۹۴ در باب: مسایل علم کلام جدید

یکی از مسائل علم کلام جدید، بحث درباره آزادی و مباحث پیرامون آن است. واژه آزادی از زیباترین واژه هایی است که گوش بشر آن را شنیده و با آن انس گرفته است. می توان گفت: آزادی، عمری به بلندای عمر انسان دارد و شاید در جهان، فردی پیدا نشود که آن را نکوهش کند، و یا بر ضد آن تبلیغ کند. حتی مستبدترین انسان ها برای تحکیم حکومت های استبدادی خود، از همین واژه بهره می گیرند، و با مغالطه ها و خطابه های پرطنین، هر نوع محدودیتی را مایه تأمین آزادی قلمداد می کنند، لذا در طول تاریخ، از این واژه بیش از هر واژه دیگر بر ضد خودش استفاده شده است. این نوع سوء استفاده از آزادی حاکی از آن است که نوعی ابهام بر واقعیت آن سایه افکنده تا آن جا که ضد آزادی، عین آن قلمداد می شود؛ از این جهت باید به تبیین معنای صحیح آزادی پرداخت.[۱]

آزادی در لغت

«آزاد» در زبان فارسی، غالبا در مقابل «بنده» به کار می رود. در لغت نامه دهخدا آمده است: آزاد: آن که بنده نباشد. آن که در رقیت نباشد. حُرّ. حُرّه. ضد بنده. وی می افزاید: آزاد؛ یعنی آن که به نظام و قیود و آداب سپاهیان و سایر ارباب مناصب مقید نباشد.[۲]

آزادی در اصطلاح

تعاریف اصطلاحی گوناگونی از آزادی شده است که به بعضی از آنها اشاره می شود:

  1. نفی سلطه بیرونی.[۳]
  2. نبودن مانع خارجی که از جنبش جلوگیری کند.[۴]
  3. هر انسانی بتواند مصلحت خویش را به شیوه مورد نظر خود دنبال کند، مشروط بر این که به مصالح دیگران آسیبی نرساند.[۵]
  4. فقدان موانع در راه تحقق آرزوهای انسان.[۶]

جهان بینى هاى مختلف و تعریف آزادى

در تعریف پدیده هاى طبیعى، مى توان به تعریف یکسانى که مورد پذیرش تمام گروه ها قرار گیرد دست یافت؛ مثلاً آب و نمک دو پدیده طبیعى مى باشند و مى توان هر دو را به نوعى معرّفى کرد که الهى و مادى در برابر آن یکسان باشند؛ زیرا هر دو از یک واقعیت خارجى برخوردار هستند که ذهن و اندیشه در واقعیت بخشیدن به آن، تأثیرى ندارد، امّا مفهوم آزادى، یک مفهوم اجتماعى ـ سیاسى آن هم مربوط به زندگى فردى و اجتماعى انسان مى باشد. اگر در شناخت انسان اختلاف نظر باشد، و به اصطلاح درباره او دو نوع جهان بینى داشته باشیم، هرگز ممکن نیست به تعریف واحدى که مورد پذیرش تمام صاحب نظران باشد، دست یافت.

در جهان بینى الهى، انسان مخلوق موجود برترى است که او را پدید آورده و به انجام امورى و اجتناب از امور دیگر فرمان داده است. از آن جا که آفریدگار او بهتر از هر کس از خصوصیات زندگى و عوامل سعادت و شقاوت او آگاه است، قهراً به حکم آن که او حکیم و عادل است دستورهاى وى به صورت تکلیف، مایه سعادت و خوشبختى مى باشد و در صورت سرپیچى، بازتاب منفى خواهد داشت.

با توجه به چنین جهان بینى، آزادى مفهومى خواهد داشت که غیر از مفهوم آن در مکتب مادى است که انسان را بریده از عالم بالا مى اندیشد و او را بسان دیگر پدیده هاى مادى تلقّى مى کند که از عوامل مادى پدید آمده و با آنها زندگى مى کند و پس از مدّتى به خاطر به هم ریختن شرایط مادى، به دیار عدم رهسپار مى شود و پس از مرگ هیچ مسئولیت و بازجویى از او وجود ندارد.

در جهان بینى نخست، هر نوع آزادى باید در چهارچوب تکالیف الهى قرار گیرد. این نوع محدودیت از درون عقیده استوار او سرچشمه مى گیرد، و نباید آن را ضدّ آزادى انگاشت. در حالى که در جهان بینى دوم، وابستگى انسان و تکالیف او در برابر خدا، اندیشه ارتجاعى است و هر نوع محدودیت از این جانب، مزاحم آزادى بوده و مطرود مى باشد.

از این دو مکتب الهى و مادى که بگذریم، به مکتب «اگزیستانسیالیسم»[۷] مى رسیم که یک مکتب فلسفى است. نحله اى از آن، خواهان نگرش سوم درباره آزادى است. در این مکتب، «انسان محورى» جانشین «خدامحورى» گشته و بسان هیئت بطلمیوسى که جهان را به گرد زمین در حال گردش تصور مى کرد، او نیز انسان را محور هستى اندیشیده و همه چیز را براى او مى خواهد، و تا آن جا پیش رفته که براى او هیچ نوع حد و ماهیتى قایل نشده و مى گوید: بودن چنین حد و ماهیت، با آزادى او منافات دارد و باید او حدّ و ماهیت خود را با کار خود به دست آورد. در این چشم انداز، آزادى معناى وسیع ترى پیدا کرده و هر اندیشه که مزاحم لذت انسانى باشد، مردود شناخته مى شود.

با توجه به این چشم اندازهاى مختلف درباره انسان، چگونه مى توان براى آزادى تعریف یکسان کرد که با هر سه جهان بینى سازگار باشد؟[۸]

[۱]. سبحانی، جعفر، مدخل مسایل جدید در علم کلام، ج ۳، ص ۷۱٫

[۲]. ر.ک: سایت واژه یاب.

[۳]. مدخل مسایل جدید در علم کلام، ج ۳، ص ۹۶٫

[۴]. همان، به نقل از هابز – لویتان.

[۵]. همان، به نقل از جان استوارت میل، درباره آزادی.

[۶]. همان، به نقل از آنیرابرلین، چهار مقاله در باب آزادی، ص ۴۶٫

[۷]. اگزیستانسیالیسم یا مکتب اصالت وجود، از مهم ترین مکاتب فلسفی معاصر است که به طور رسمی در قرن بیستم، موجودیت خود را اعلام کرد. ر.ک: سایت پژوهه.

[۸]. بر گرفته از: مدخل مسایل جدید در علم کلام، ج ۳، ص ۷۱ – ۹۱ و ۹۶٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


7 + = 10