دایره المعارف اسلام پدیا » آزادى و دين سالارى
منوی اصلی

آزادى و دین سالارى

تاریخ: ۰۹ مهر ۱۳۹۴ در باب: مسایل علم کلام جدید

آزادى با دین سالارى کاملاً همسو بوده و مقتضاى طبیعت انسان مى باشد، و اگر در آیین الهى، تکالیف و باید و نباید هایى براى انسان وضع شود که طبعاً ضامن سعادت و خوشبختى او است، با آزادى خردورزانه او کاملاً همسو است. او باید آزادى اندیشه و عمل را در چارچوب این قوانین رعایت کند، آن گاه براى زندگى فردى، اجتماعى و سیاسى برنامه ریزى نماید.

این که گاهى گفته مى شود: انسان میان دو اصل: «آزادى» و «تکالیف» دینى مخالف، درگیر است که اگر اوّلى را بگیرد باید دومى را رها کند و اگر دومى را برگزیند، آزادى را از دست داده است. این نوع نگرش به تعالیم مذهبى نگرشى واقع بینانه نیست. تعالیم دینى، ساخته و پرداخته انسان رقیب نیست که به حریم آزادى او تجاوز کند، بلکه این تعالیم از جهانى برتر همراه با رحمت و مهربانى فرود آمده است. در این صورت، نباید معادله رقابتى میان این دو برقرار کرد، بلکه باید هر دو را گرفت. اینجا اگر بخواهیم از مثلى بهره بگیریم، باید بگوییم: تعالیم دینى از قبیل تربیت پدر و مادر است که کودک را از آزادى مطلق باز مى دارد. در چنین شرایط به فکر کسى نمى رسد که یا باید کودک آزاد باشد یا فرمان پدر و مادر اجرا گردد. بلکه همگان به خاطر آگاهى از نیاز کودک به تربیت و گستره آگاهى پدر و مادر یک نظر بیش نمى دهند و آن این که آزادى کودک باید در محدوده امر و نهى پدر و مادر صورت باشد.

اصولاً باید هر نوع آزادى طلبى با توجّه به واقعیت هاى وجود انسان باشد، و هر نوع بى توجهى به آن واقعیت، کج اندیشى است که به نتیجه نمى رسد، واقعیت آفرینش انسان بندگى و وابستگى او به جهان بالا است، و این واقعیت جزو آفرینش او است و هر کارى انجام دهد بندگى خود را نمى تواند نسبت به خالق خود منکر شود، چنانچه قرآن نیز این اندیشه را چنین بیان مى کند: «إِنْ کُلُّ مَنْ فِى السَّمواتِ وَالأَرْضِ إِلاّ آتِى الرَّحْمنِ عَبْداً؛[۱] هر که در آسمان ها و زمین است، جز بنده‏وار به سوى [خداى‏] رحمان نمى‏آید».

در این صورت، هر نوع طلب آزادى و رهایى از قید که در نقطه مقابل بندگى انسان باشد، یک نوع تخلّف از واقعیت به شمار مى رود.

گذشته از این، هرگاه نظرى بر قوانین اسلام بیفکنیم، درست است که در وهله نخست، آزادى انسان را محدود مى سازد، ولى آن گاه که در آثار سازنده این قوانین فکر کنیم، خواهیم دید که همه این قوانین مایه پیدایش زندگى اجتماعى سالم است که در آن همه افراد به سان اعضاى یک خانواده در کنار هم زندگى مى کنند. اگر دستورات اسلام را در مورد خوردنى ها و نوشیدنى ها در نظر بگیرید، از آن چه که نهى کرده، دانش امروز ضرر آن را اثبات نموده و آن چه را که مجاز شمرده، مفید بودن و لااقل بى ضرر بودن آن از نظر علمى روشن گشته است.

درست است «روزه» محدودیت خاصى در زندگى انسان پدید مى آورد، ولى همین محدودیت سرچشمه یک رشته آثار سازنده اى است که در زندگى فردى و اجتماعى انسان نمایان مى گردد. پس نباید محدودیت هاى دینى را بر خلاف آزادى شمرد یا دین را رقیب آزادى خواند، بلکه باید تعالیم آن را تعالیم ولىِّ مهربانى اندیشید که به آزادى کودک و نوجوان خود بهبودى خاصّى مى بخشد.

اگر در میان برخى از غربیان تعالیم دینى کم رنگ شده و احیاناً دین را رقیب آزادى مى اندیشند، به خاطر این است که از رابطه واقعى بشر با خالق، آگاهى صحیح نداشته، لذا در فکر دین زدایى از جامعه خود هستند و دین را رقیب بشر و دشمن آزادى معرّفى مى کنند، این سخن بسان این است که یک کودک ناآگاه از راهنمایى هاى تربیتى والدین خود، ناراحت شده و احیاناً گریه مى کند و خود و مادر را آزار مى دهد؛ چون از رابطه واقعى خود با مادر ناآگاه است. امروز افرادى که سکولاریسم، پلورالیسم و لیبرالیسم و امثال اینها را بر زندگى دینى ترجیح مى دهند و جامعه را به سوى این مکتب ها سوق مى دهند دچار دو اشتباه مى باشند:

  1. واقعیت انسان را با خدا نادیده انگاشته و احیاناً درک نمى کنند.
  2. زندگى به ظاهر زیبایى به دست مى آورند، امّا در درون آن، صدها تضاد و بدبختى دامنگیر آنها مى شود و گسترش جنایت ها، انحلال خانواده ها، ذوب شدن عواطف و امثال آن، نتیجه چنین تفکر مادى گرایانه است.

نتیجه این که:

دین داری نشانه آزادی است؛ زیرا: اجابت به دین، لازمه آفرینش و خلقت انسان است، و یکی از ابعاد وجودی او را تشکیل می دهد و پیروی از آن را نباید سلطه غیر اندیشید، و آن را منافی آزادی دانست. هر نوع مزاحمت در راه دینداری، به معنای نفی آزادی است.[۲]

[۱]. مریم، ۹۳٫

[۲]. برگرفته از: سبحانی، جعفر، مدخل مسایل جدید در علم کلام، ج ۳، ص ۱۰۰ و ۱۰۱؛ مقاله «آزادی و مرزهای آن».




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


8 + = 15