دایره المعارف اسلام پدیا » فلسفه اسامی و القاب ابراهیم خلیل (علیه السلام)‏
منوی اصلی

فلسفه اسامی و القاب ابراهیم خلیل (علیه السلام)‏

تاریخ: ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ در باب: ابراهیم خلیل (ع)

حضرت ابراهیم (علیه السلام) دارای القاب فراوانی است که هر کدام در جای خود دارای فلسفه خاص خویش می باشند. در این گفتار مختصر به چند مورد از القاب آن حضرت اشاره می شود:

۱٫مشهورترین لقب حضرت ابراهیم (علیه السلام)، خلیل است. خلیل به معناى آن دوستى است که خللى در محبت و دوستى او نباشد (صادق در دوستی). مرحوم طبرسى در تفسیر آیه‌ «وَ اتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلاً»[۱] مى گوید: «اما اینکه ابراهیم دوست خدا بود؛ یعنى دوستدار دوستان خدا و دشمن دشمنان خدا بود. اما منظور از اینکه خدا خلیل و دوست ابراهیم بود؛ یعنى او را در برابر دشمنان و بداندیشان یارى مى کرد. چنانکه از آتش نمرود نجاتش داد و آن را بر وى سرد و سلامت کرد. همچنین در داستان ورود به مصر، او را از پادشاه مصر محافظت فرمود و امام و پیشواى مردم قرار داد».[۲]

در روایات و احادیث، علّت هاى جالب و آموزنده ای براى ملقب شدن آن حضرت به لقب خلیل ذکر شده است. به چند روایت در این زمینه اشاره می شود:

الف. در حدیثى مرحوم صدوق از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده، که راوی می گوید: «به آن حضرت عرض کردم: چرا خداى عز و جل حضرت ابراهیم (علیه السلام) را خلیل خود گردانید؟ فرمود: براى آنکه بسیار (براى تواضع و عبودیت خدا) بر زمین سجده می کرد (صورت خود را به عنوان اظهار بندگى به روى خاک می نهاد».[۳]

ب. امام رضا از امام صادق (علیهما السّلام) نقل می کند که فرمود: «خداوند براى این جهت إبراهیم را خلیل خود نمود، چون هیچ کس از او چیزى درخواست نکرد که او را رد کند و نیز هرگز از غیر خدا چیزى‏ سؤال و درخواست ننمود».[۴]

ج. امام على النقى (علیه السّلام) فرمود: «خداى عز و جل إبراهیم را براى این جهت خلیل خود گردانید که بسیار صلوات بر محمّد و آل محمّد می فرستاد».[۵]

د. جابر بن عبد اللّه انصارى می گوید: از رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) شنیدم که می فرمود: خداوند إبراهیم را خلیل خود نگردانید، مگر براى إطعام و غذا دادن به مردم، (او بدون مهمان غذا نمی خورد و گاهى تقریبا مسافت زیادى راه می رفت تا مهمان پیدا کند). همچنین نماز بسیار می خواند، به ویژه در نیمه شب ها که مردم در خواب بودند».[۶]

ه. امام محمّد باقر (علیه السّلام) می فرماید: حضرت ابراهیم (علیه السلام) بسیار با غیرت بود، طورى که هر وقت از خانه بیرون می رفت، درب خانه را مى ‏بست و کلید آن را با خود مى برد. روزى براى کارى بیرون رفت و درب را بست. وقتی بازگشت و درب را گشود، دید مردى به صورت جوانى خوشرو که دو لباس سفید به تن داشت و (چنان با طراوت بود که گوئى) از سرش آب و روغن می ریخت میان خانه ایستاده که در غایت حسن و منتها درجه جمال است. غیرت آن حضرت به جوش آمد، طوری که سخت منقلب و ناراحت گردید و گفت: اى بنده خدا چه کسى تو را داخل خانه من وارد نموده است؟

عرض کرد: خداى خانه مرا داخل خانه نموده است. فرمود: خداى خانه أحق و سزاوارتر از من است. تو کیستى، عرض کرد: ملک الموت.

آن حضرت وحشت کرد و ترسید و فرمود: آمده ‏اى براى قبض روح من؟

گفت: براى چنین امرى نیامده ‏ام؛ بلکه خداوند بنده ‏اى را خلیل خود گردانیده و من آمده ‏ام که این بشارت را به او برسانم.

فرمود آن بنده کیست؟ شاید (بتوانم خود را به او برسانم و) تا زنده هستم خدمت او نمایم.

گفت: آن بنده خاص توئى. آن حضرت خرسند و خوشحال شد و نزد ساره آمد و فرمود: خداوند مرا خلیل خود گردانیده است.[۷]

و. از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده که می فرمود: چون ملائکه از جانب خداوند به سوى حضرت ابراهیم (براى هلاکت قوم حضرت لوط) آمدند، براى ایشان گوساله اى را طبخ نمود و نزد آنها آورد و فرمود: بخورید. گفتند: نمی خوریم، تا قیمتش را بگوئى. آن حضرت فرمود: وقتی قصد خوردن کردید، بگوئید: بسم اللَّه (الرحمن الرحیم) و چون از خوردن فارغ شدید، بگوئید: الحمد للَّه (رب العالمین). جبرئیل رو به همراهان خود که سه نفر بودند کرد و گفت: سزاوار است و استحقاق آن را دارد که خداوند او را خلیل خود گرداند.

سپس امام صادق (علیه السّلام) فرمود: چون حضرت ابراهیم را در آتش انداختند، جبرئیل در هوا آن حضرت را ملاقات کرد در حالى که به زیر مى آمد و گفت: اى ابراهیم آیا تو را حاجتى هست (و اگر بخواهى یک پر زنم و آتش را خاموش کنم)؟ فرمود: به تو هیچ حاجتى ندارم؛ (زیرا تو نیز مانند من عاجز و بنده خدائى و فقط خدا است که قادر است و به او باید عرض حاجت نمود و پناه برد و یارى او مرا بس است).[۸]

نکته قابل ذکر در باره موارد ذکر شده؛ اینکه هیچ یک از این موارد با یکدیگر منافاتی ندارند، بلکه هر یک از اینها می تواند یکی از دلایل خلیل الله بودن آن حضرت باشد.

  1. از دیگر لقب های برجسته و مهم حضرت ابراهیم (علیه السلام) این بود خداوند تعالی او را به تنهایى یک امت خطاب فرمود. خداوند متعال در قرآن می فرماید: «ابراهیم (به تنهایى) امّتى بود مطیع فرمان خدا، خالى از هر گونه انحراف، و از مشرکان نبود».[۹]

مفسران در اینکه چرا خداوند لقب «امت» به ابراهیم عطا کرد؟ نکات مختلفى ذکر کرده اند که به چهار نکته از آن اشاره می شود:

الف. ابراهیم (علیه السلام) آن قدر شخصیت داشت که به تنهایى یک امت بود؛ چرا که گاهى شعاع شخصیت انسان آن قدر افزایش مى یابد که از یک فرد و دو فرد و یک گروه فراتر مى رود و شخصیتش معادل یک امت بزرگ مى‏شود.

ب. او رهبر و مقتدا و معلم بزرگ انسانیت بود و به همین جهت به او «امت» گفته شده؛ زیرا امت به معناى اسم مفعولى، به کسى گفته مى شود که مردم به او اقتدا کنند و رهبریش را بپذیرند. البته میان این معنى و معناى اول پیوند معنوى خاصى برقرار است؛ زیرا کسى که پیشواى صدق و راستى براى ملتى شد، در اعمال همه آنها شریک و سهیم است و گویى خود، امتى است.

ج. زمانی که هیچ خدا پرستى در آن محیط وجود نداشت و همگى در منجلاب شرک و بت پرستى غوطه ور بودند، او تنها موحد و یکتاپرست بود. پس وی به تنهایى امتى و مشرکان محیطش امت دیگر بودند.

د. ابراهیم خلیل (علیه السلام) سرچشمه پیدایش امتى بود و به همین سبب نام امت بر او گذارده شده است.

آرى آن پیامبر بزرگ یک امت، یک پیشواى بزرگ، یک مرد امت ساز و در آن روزگار که در محیط اجتماعیش کسى دم از توحید نمى زد، او منادى بزرگ توحید بود.[۱۰]

[۱]. نساء، ۱۲۵٫

[۲]. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تحقیق: بلاغی، محمد جواد، ج ۳، ص ۱۷۸٫

[۳]. صدوق، محمد بن على، علل الشرائع‏،‌ ج ۱، ص ۳۴٫

[۴]. همان.

[۵]. همان.

[۶]. همان، ۳۵٫

[۷]. همان.

[۸]. همان، ۳۵ و ۳۶٫

[۹]. نحل، ۱۲۰٫

[۱۰]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۱، ص ۴۴۸ و ۴۴۹٫




کلیدواژه ها:



ثبت نظر


3 + = 4