دایره المعارف اسلام پدیا » طوفان نوح
منوی اصلی

طوفان نوح

تاریخ: ۰۷ خرداد ۱۳۹۴ در باب: تاریخ, تاریخ شخصیت ها

خلاصه مقاله طوفان نوح (علیه السلام)

پس از سرپیچی قوم نوح (علیه السّلام) از فرمان خداوند و نفرین آن حضرت، عذاب الهی در قالب طوفانی عظیم بر آن قوم مقدر شد. در تاریخ آمده؛ طوفان نوح در دو هزار و دویست و پنجاه ششمین سال هبوط آدم اتفاق افتاده است.

طوفان به این شکل بوده که چند شبانه روز از آسمان باران بارید و از زمین آب جوشید.

نشانه شروع این طوفان نزد حضرت نوح (علیه السلام) جوشیدن آب از تنور خانه آن حضرت بود. گفته شده این تنور متعلق به حضرت حوا بوده است.

حضرت نوح (علیه السلام) مأمور شد از هر حیوانی یک جفت در کشتی‌ای که از قبل ساخته بود، سوار کند. بعد از اینکه ایشان به فرمان خداوند با همراهان خود سوار بر کشتی شدند، طوفان شروع شد.

از جمله ماجراهای قابل توجه در جریان طوفان نوح (علیه السلام) که قرآن مجید به آن اشاره کرده است؛ امتناع یکی از فرزندان ایشان، از سوار شدن در کشتی و نابود شدن او بود.

بعد از آرام شدن و فروکش کردن آب ها به فرمان خداوند، حضرت نوح (علیه السلام) به همراه افرادی که در کشتی با او بودند، در دامنه کوه جودی (بنا بر نقلی منطقه ای از موصل)، در روز دهم محرم از کشتى بیرون آمدند و در آنجا قریه اى معروف به ثمانین بنا نمودند و در همان مکان ساکن شدند.

 

شناسنامه طوفان نوح (علیه السلام)

طوفان در زمان حضرت نوح (علیه السلام)؛ اولین پیامبر اولوالعزم و از پیامبران بزرگ الهی در دو هزار و دویست و پنجاه ششمین سال هبوط حضرت آدم (علیه السلام) اتفاق افتاد. این طوفان که حاصل بارش های تند از آسمان و جوشیدن آب های زیر زمینی بود، مدت چندین شبانه روز به طول انجامید و سطح زمین را فرا گرفت. البته علما و مفسران درباره این‌که طوفان حضرت نوح (علیه السلام) همه کره زمین را در فراگرفته یا فقط منطقه محل سکونت قوم نوح را شامل شده، اختلاف نظر دارند. این طوفان تأثیر قابل توجهی در صورت کنونی سطح زمین گذاشته است.

مفاهیم کاربردی طوفان نوح (علیه السلام)

مفاهیمی مانند طوفان، طوفان نوح، کشتی نوح، تنور خانه و باران سیل آسا از مفاهیم کاربردی بحث طوفان نوح (علیه السلام) می باشد.

زمان طوفان نوح (علیه السلام)

در تاریخ نقل شده است که طوفان نوح (علیه السلام) در اولین ماه از سال اتفاق افتاده، و دانشمندان این سال را مبدأ تاریخ دانسته اند و آن را سال‌های هزاره تغییر دهنده جهان (سنى الالوف المغیره للزّمان) خوانده‏اند. این سال هاى هزاره تغییر دهنده جهان یا «سال هاى تغییر دهنده ادیان و ملل و سال هاى حوادث عظیم از قبیل خرابى و آبادى و زوال پادشاهی ها»، بنابر آن چیزی است که افلاطون، ارسطاطالیس و یونانی هایى که قبل از ایشان بوده‏اند، روایت کرده‏اند.[۱]

به عبارت دیگر، ۲۲۵۶ سال از هبوط آدم (علیه السّلام) گذشته بود که خداوند طوفان را فرستاد.[۲]

همچنین آمده است: «هنگام تولد پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) هفت هزار و صد و سه سال از ابتداى خلقت حضرت آدم (علیه السلام)، گذشته بود».[۳] بنابر این، با توجه به مدت زمان گذشت تولد پیامبر (صلی الله علیه و آله) از حبوط، و سالیان بعد از تولد پیامبر اسلام تا عصر حاضر، سرجمع حدود ۶۳۰۰ سال می‌گذرد.

بنا بر محاسبات دیگر هم، سال تولّد حضرت ابراهیم خلیل (علیه السلام) به قول بعضى ۳۳۲۳ سال بعد از هبوط آدم مطابق ۱۰۸۱ سال بعد از طوفان نوح بود.[۴] بنابر این، از زمان طوفان نوح تا اکنون حدود ۶۳۰۰ سال می‌گذرد.

 

جغرافیا و وسعت طوفان حضرت نوح (علیه السلام)

مورخان و مفسران در این باره که آیا طوفان حضرت نوح (علیه السلام) همه کره زمین را در بر گرفته، یا فقط شامل منطقه محل سکونت قوم نوح بوده است، اختلاف نظر دارند.

برخی عمومیت عذاب را پذیرفته و گفته‌اند: هر چند قرآن کریم صراحتاً به این موضوع اشاره ای ندارد، ولی از ظاهر برخی آیات چنین بر می آید که عذابی عمومی بوده و این‌که در سوره نوح کلمه «الأرض» به صورت مطلق ذکر شده[۵]، نشان از این دارد که کل زمین را آب فرا گرفته بود. همچنین می‌توان این معنا را از آیه شریفه؛ «ای زمین آب‌هایت را فرو ببر»[۶]، برداشت کرد.[۷] با توجه به این‌که رسالت حضرت نوح (علیه السلام) جهانی بوده، این مطلب اقتضا دارد که عذاب الهی نیز همه زمین را در بر گرفته باشد.

یکی دیگر از این شواهد؛ دستور همراه بردن یک جُفت از هر نوع حیوان است.[۸] علامه طباطبایی می گوید: در تورات موجود چنین آمده: «پروردگار فرمان داد: جنس این بشر را که من آفریده‌ام از روى زمین محو کنید، هم انسان را به همراه همه چهارپایان و جنبندگان و مرغان هوا».[۹] همه این موارد دلالت می‌کنند که عذاب الهی فرا گیر بوده است.

اما با این حال، احتمال منطقه‌ای بودن طوفان نوح، به طور کلی منتفی نیست؛ زیرا ممکن است که منظور از «الأرض» همان منطقه محل سکونت حضرت نوح (علیه السلام) باشد. به ویژه این‌که نازل شدن این عذاب، فقط برای مجازات قوم نوح بود.[۱۰] لذا برخی از علما این نظر را پذیرفته‌اند.[۱۱]

با این همه، علامه طباطبایی، قول اول را پذیرفته و می‌گوید: «نمی‌توان منکر شد که ظاهر قرآن دلالت می‌کند که طوفان همه کره زمین را در بر گرفته و همه انسان‌ها به جز کسانی که بر کشتی سوار بودند، غرق شدند و قرینه قابل قبولی برای کنار گذاشتن این ظهور وجود ندارد».[۱۲] همچنین روایاتی نیز بر تأیید این نظر وجود دارد. عیاشی در تفسیر خود نقل کرده که بعد از تمام شدن طوفان، زمین فقط آب‌هایی را که از درون خودش جوشیده بود، بلعید و آب‌هایی را که از آسمان باریده بود، فرو نبرد و این آب‌ها به صورت دریاها بر سطح زمین و در اطراف دنیا باقی ماندند.[۱۳] در روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است: «همه دنیا در زیر آب غرق شد».[۱۴]

مدت زمان طوفان نوح (علیه السلام)

در مورد مدت زمان وقوع طوفان نوح (علیه السلام) همانند وقایع دیگر تاریخی، اختلاف نظر وجود دارد. در اینجا به چند نمونه از آنها پرداخته می شود:

  1. از هنگام بالا آمدن آب تا وقت فرو نشستن آن؛ شش ماه و ده شبانه روز طول کشید. گفته شده که خداوند چهل روز باران فرستاد. حضرت نوح و همراهانش ده شب از ماه رجب گذشته سوار بر کشتی شدند. در این هنگام سیزده روز از ماه آب[۱۵] سپرى شده بود. زمان خروج آنها از کشتی، روز عاشوراى ماه محرم بوده است. به همین دلیل برخى از مردم در روز عاشورا روزه مى‏گیرند.[۱۶]
  2. سرانجام پس از پنج ماه آب فرونشست. برخى روایت کرده‏اند که نوح در روز اول ماه رجب سوار کشتى شد و در ماه محرم، کشتى بر کوه جودى قرار گرفت. نوح پس از آرام گرفتن کشتى، چهار ماه توقف کرد. بدین ترتیب، فاصله بین رفتن نوح در کشتى و بیرون آمدنش از آن یک سال و ده روز به طول انجامید.[۱۷]
  3. از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است مدت این طوفان، هفت روز به طول انجامید.[۱۸]

گروه های درگیر در طوفان نوح (علیه السلام)

مطابق معمول تمام امت هایی که خداوند متعال برای ایشان رسول و پیامبر ارسال فرموده است، در جریان رسالت نوح (علیه السلام) نیز، قومی لجوج و گستاخ در مقابل ایشان قرار داشتند که بیشتر آنان از اشراف و ثروتمندان بودند. تا جایی رسید که این قوم به پیامبر خود چنین گفتند: «اى نوح! اگر (از حرفهایت) دست برندارى، سنگباران خواهى شد!».[۱۹] در نهایت همگی آنان گرفتار عذاب الهی و نابود شدند.

اما طرف دیگر جریان طوفان نوح (علیه السلام)، کسانی بودند که همراه با آن حضرت سوار بر کشتی شده و از عذاب الهی در امان ماندند. قرآن مجید در باره ایشان می فرماید: «اى نوح! با سلامت و برکاتى از ناحیه ما بر تو و بر تمام امتهایى که با تواند، فرود آی…».[۲۰]

زمینه های پیدایش طوفان نوح

نوح (علیه السلام) زمانی به پیامبری مبعوث شد که مردم غرق در بت پرستی، خرافات، فساد و بیهوده گرایی بودند. آنها در حفظ عادات و رسوم باطل خود، بسیار لجاجت و پافشاری ‎کرده و به قدری در عقیده آلوده خود ایستادگی داشتند که حاضر بودند بمیرند، ولی از عقیده سخیف و پوچ خود دست برندارند.

آنها لجاجت را به جایی رساندند که دست فرزندان خود را گرفته و نزد نوح (علیه السلام) می‎آوردند و به آنها سفارش می‎کردند: «مبادا سخنان این پیرمرد را گوش کنید و این پیر شما را فریب دهد». تنها نه یک گروه این کار را می‎کردند، بلکه این کار همه آنها بوده و آن را به عنوان دفاع از حریم بت پرستی و تقرب به پیشگاه بت‎ها و تحصیل پاداش از درگاه آنها انجام می‎دادند و نیز برخی از آن ها دست فرزند خود را گرفته نزد نوح (علیه السلام) می‎آوردند و چهره نوح (علیه السلام) را به او نشان ‎داده به او چنین می‎گفتند: «از این مرد بترس، مبادا تو را گمراه کند. این وصیتی است که پدرم به من کرده و من اکنون همان سفارش پدرم را به تو توصیه می‎کنم (تا حق وصیت و خیرخواهی را ادا کرده باشم)».[۲۱]

آنها گستاخی و غرور را به جایی رساندند که قرآن در مورد آنان می‎فرماید: «آنها در برابر دعوت خدا (به چهار طریق مقابله می‎کردند): ۱٫ انگشتان خود را داخل گوش هایشان قرار می دادند ۲٫ لباس هایشان را بر خود پیچیدند و بر سر خود می افکندند (تا صدای نوح (علیه السلام) به گوش آنها نرسد) ۳٫ در کفر خود، اصرار و لجاجت می نمودند ۴٫ به شدت غرور و خودخواهی می ورزیدند».[۲۲]

اشراف کافر قوم نوح (علیه السلام) نزد آن حضرت می آمدند و در پاسخ دعوت او می‎گفتند: «ما تو را جز بشری همچون خودمان نمی‎بینیم، و کسانی را که از تو پیروی کرده‎اند، جز گروهی اراذل ساده لوح نمی‎نگریم، تو نسبت به ما هیچ گونه برتری نداری، بلکه تو را دروغگو می‎دانیم».

نوح (علیه السلام) در پاسخ آنها می‎گفت: «اگر من دلیل روشنی از پروردگارم داشته باشم و از نزد خودش رحمتی به من داده باشد، آیا باز هم رسالت مرا انکار می‎کنید؟ ای قوم من! من به خاطر این دعوت، اجر و پاداشی از شما نمی‎خواهم، اجر من تنها بر خدا است. من آن افراد اندک را که به من ایمان آورده‎اند، به خاطر شما ترک نمی‎کنم؛ چرا که اگر آنها را از خود برانم، در روز قیامت در پیشگاه خدا از من شکایت خواهند کرد، ولی شما (اشراف) را قومی نادان می‎نگرم».[۲۳]

حضرت نوح (علیه السلام) همواره مورد اذیت و آزار قوم خود قرار می‌گرفت، حتی گاهی آن حضرت (علیه السلام) را آن‌قدر می‎زدند که به حالت مرگ بر زمین می‎افتاد، ولی وقتی که به هوش می‎آمد و نیروی خود را باز می‎یافت، بدن خود را شستشو می‎داد و سپس نزد قوم می‎آمد و دعوت خود را تکرار می‎کرد. به این ترتیب، آن حضرت با مقاومت خستگی ناپذیر به مبارزه بی‎امان خود ادامه می‎داد.[۲۴]

در نهایت به دلیل اینکه آن قوم سنگدل، همه روش های مهرانگیز و منطقی نوح (علیه السلام) را نادیده گرفتند[۲۵]؛ پیامبر خدا لب به نفرین گشود و عذاب الهی در قالب آن طوفان عظیم بر آنها مقدر شد.

 

فضاهای مذهبی و اجتماعی قوم نوح

قرآن مجید در باره فضای مذهبی و فرهنگی قوم نوح می فرماید: «نوح (بعد از نومیدى از هدایت آنان) گفت: «پروردگارا! آنها از من نافرمانى کردند و از کسانى پیروى نمودند که اموال و فرزندانشان چیزى جز زیانکارى بر آنها نیفزوده است! و (این رهبران گمراه) مکر عظیمى به کار بردند و گفتند: دست از خدایان و بت هاى خود برندارید (به خصوص) بت هاى «وَد»، «سواع»، «یغوث»، «یعوق» و «نسر» را رها نکنید! و آنها گروه بسیارى را گمراه کردند! خداوندا، ظالمان را جز ضلالت میفزا!».[۲۶]

نسبت به امور مذهبی و اجتماعی قوم نوح، اقوالی مختلفی آمده است که به برخی از آنها اشاره می شود:

بعضى گفته‏اند: آنها اعمال خلاف رضاى خدا؛ مانند فحشا و شرابخوارى داشته از اطاعت خدا دور و به لهو و لعب سر گرم بودند.[۲۷]

قوم نوح روزگارى دراز بر کفر و نافرمانى خود پایدار ماندند تا خداى بزرگ نوح را فرستاد تا ایشان را از خشم و کیفر خدا بر حذر دارد و آنان را به توبه و بازگشت به سوى حق و عمل به آنچه خداى بزرگ فرموده، فرا خواند.[۲۸]

اتفاقات شاخص واقعه طوفان نوح (علیه السلام)

در جریان طوفان نوح (علیه السلام) اتفاقات متعددی رخ داده که برخی از آنها شاخص تر از بعضی دیگر است. در این گفتار به صورت فهرست وار به برخی از آنها اشاره می شود:

  1. ساختن کشتی عظیمی که قادر باشد مجموعه ای بزرگ را به همراه آذوقه کافی، در بر گیرد و مدتی طولانی در تلاطم آب های خروشان دوام بیاورد. به طور قطع ساخت این کشتی بنا بر نص صریح قرآن[۲۹] با نظارت خداوند متعال بوده است.
  2. جمع شدن انسان و حیوانات مختلف بنا بر اراده خداوند متعال در یک مکان.[۳۰]
  3. جوشش، خروج و فوران آب از زمین و بارش باران شدید از آسمان برای تحقق عذاب الهی.
  4. لجاجت و عناد فرزند نوح (کنعان) با فرمان پدر و پناه بردن او به کوه برای در امان ماندن از طوفان.

البته موارد دیگری از اتفاقات نیز رخ داده، که به دلیل شاخص نبودن و رعایت اختصار، از بیان آنها صرف نظر می شود.

اتفاقات در حین طوفان نوح (علیه السلام)

قرآن مجید در مورد چگونگی طوفان نوح (علیه السلام) می فرماید: «تا آن زمان که فرمان ما فرا رسید و تنور آتش به جوشش در آمد، (به نوح) گفتیم: از هر جفتى از حیوانات (از نر و ماده) یک زوج در آن (کشتى) حمل کن! همچنین خاندانت را (بر آن سوار کن) – مگر آنها (همسر و یکى از فرزندانت) که قبلًا وعده هلاکتشان داده شده – و همچنین مؤمنان را! اما جز عده کمى همراه او ایمان نیاوردند!».[۳۱]

ابن اثیر در الکامل می گوید: ابن عباس گفته است این تنور در سرزمین کوفه بود. همسر نوح به او خبر داد که از تنور آتش، آب فوران کرده است.

در این هنگام جبرائیل به فرمان خداوند، کعبه را – که از یاقوت بهشت بود -، برداشت و به آسمان چهارم برد. حجر الاسود را نیز در کوه ابو قبیس پنهان کرد تا زمان حضرت ابراهیم (علیه السلام) که خانه کعبه را ساخت و آن سنگ را به جاى خود گذاشت. همین که آب از تنور فوران کرد، نوح کسانى را که خدا دستور حملشان را داده بود، به کشتى سوار کرد. او همچنین جسد حضرت آدم (علیه السّلام) را نیز با خود به کشتى برد. آنگاه چار پایانى را که خدا دستور فرموده بود به کشتى داخل کرد.

وقتى آن حضرت از وضع کشتى اطمینان یافت و همه کسانى را که به او امر شده بود سوار کرد، آب شروع به بالا آمدن کرد. خداى بزرگ در این باره فرموده است: «ما هم درهاى آسمان را گشودیم و سیلابى از آسمان فرو ریختیم و در زمین چشمه ها جارى ساختیم تا آب آسمان و زمین، با هم به طوفانى که مقدر حتمى بود، اجتماع یافت».[۳۲]

در این مدت آب رفته رفته زیاد مى‏شد و شدت مى‏یافت و زمین را فرا مى‏گرفت و نوح، جاى خود و همراهانش را در طبقات کشتى مشخص و مقرر مى کرد.

سپس آب همه جا را پوشاند. کشتى برخاست و با کشتى نشینان در میان امواجى چون کوه، روان گردید. هر چه در روى زمین بود، از حیوانات و گیاهان، همه نابود شدند و هیچ کس جز نوح و همراهانش، باقی نماند. آبی که آرام آرام همه جا را می گرفت دو بخش بود؛ نیمى از آسمان فرو مى بارید و نیمى از زمین مى جوشید. بدین ترتیب کشتى نوح سراسر زمین را گردش کرد و در هیچ جا نایستاد تا به حرم کعبه رسید، به درون حرم نرفت و مدت یک هفته به گرد حرم گردش نمود. بعد همچنان رفت تا به (کوه) «جودى» رسید و راه خود را پایان داد.[۳۳]

سرانجام کشتى در کوه جودى استقرار یافت. در این هنگام بود که گفته شد: «امن و سلامت از ستمکاران دور باد».[۳۴]

همینکه کشتى بر آن کوه قرار گرفت از درگاه خداوند خطاب آمد: «اى زمین، آب خود را فرو خور و اى آسمان بس کن پس آب فرو نشست».[۳۵] نوح تا هنگام فرو نشستن آب و خشک شدن زمین، در کشتى ماند. وقتى که از کشتى بیرون آمد، در ناحیه‏اى از قردى، موضعى را برگزید و در آن جا قریه اى ساخت و آن را «ثمانین» (به معنى هشتاد) نامید. آن جا هم اکنون بازار ثمانین[۳۶] نامیده مى‏شود؛ زیرا هر کس که همراه نوح بود در آن جا خانه‏اى براى خود ساخت.[۳۷]

ماجرای کنعان پسر نوح (علیه السلام) هنگام طوفان

یکى از پسران حضرت نوح (علیه السلام) «کنعان» نام داشت.[۳۸] حضرت نوح (علیه السلام) با روش ها و گفتار گوناگون او و دیگران را به سوى توحید دعوت کرد، ولى او با کمال گستاخى و لجاجت به دعوت پدر اعتنا ننمود و مانند بسیاری از مردم، به بت پرستى ادامه داد. هنگامى که بلاى جهان گیر طوفان فرا رسید، نوح (علیه السلام) دید پسرش کنعان در خطر غرق و هلاکت افتاده، دلش به حال او سوخت، از میان کشتى او را صدا زد و گفت: «پسرم، تو هم با ما سوار کشتى شو و با کافران همراهى مکن».[۳۹]

ولى کنعان به جاى این که به دعوت دلسوزانه پدر پاسخ دهد و خود را که در پرتگاه هلاکت بود، نجات بخشد؛ با کمال غرور و گستاخى تقاضاى پدر را رد کرد و در پاسخ او گفت: «به زودى بر فراز کوهى جاى مى گیرم که مرا از خطر این آب در امان خواهد داشت».[۴۰] نوح (علیه السلام) فرمود: «امروز هیچ کس از آنچه خدا خواسته رهائى نمى یابد، مگر کسى که رحمت خداوند شامل حالش شده باشد، – اینجا منظور همان کسانى هستند که سوار کشتى بودند – پس موج در میان پدر و پسر جدائى افکند و پسر در آّب غرق شد».[۴۱] به این ترتیب عذاب الهى، حتى فرزند ناخلف نوح (علیه السلام) را نیز شامل شد و به شفاعت نوح (علیه السلام) از درگاه خداوند توجه نشد؛ و خداوند در جواب ایشان فرمود: «اى نوح! او از اهل تو نیست! او عمل غیر صالحى است [فرد ناشایسته‏اى است‏]! پس، آنچه را از آن آگاه نیستى، از من مخواه! من به تو اندرز مى‏دهم تا از جاهلان نباشى!!»[۴۲] چرا که او با نوح و مکتب نوح (علیه السلام) مخالف بود و بر اثر انحراف و گناه، رشته خانوادگیش با نوح (علیه السلام) قطع شده بود.[۴۳]

اتفاقات پس از واقعه طوفان (علیه السلام)

مفسران بعد از طوفان نوح (علیه السلام) را اینگونه توصیف کرده اند:

در پی جریان طوفان، خداوند به یاد نوح و همه حیوانات و کسانی که با او در کشتى بودند بادى را فرستاد و آب ها آرام گرفتند و جلو چشمه ‏هاى زمین و درهاى آسمان گرفته شد، آسمان دیگر نبارید و آب هایى که از زمین جوشیده بود به تدریج به زمین برگشت، و بعد از ۱۵۰ روز آب کاهش یافت و کشتى بر بالاى کوه جودی مستقر گردید، و آب همه روزه فرو مى ‏نشست تا این که قله ‏هاى کوه ‏ها سر از آب در آوردند.

از حوادثی که بعد از اسقرار یافتن کشتی حضرت نوح (علیه السلام) اتفاق افتاده است، فرستادن کلاغ و کبوتر به دنبال یافتن خشکی، می باشد.

چهل روز بعد از مستقر شدن کشتی چنین شد که نوح پنجره‏اى را که براى کشتى درست کرده بود باز کرد، و کلاغ را از درون کشتى رها ساخت، کلاغ همه جا سرگردان بال مى‏زد و به نزد نوح برنگشت تا آن که زمین به کلى خشک شد و آب در آن فرو رفت بعد از کلاغ کبوتر را رها ساخت تا ببیند آیا آب در روى زمین کم شده یا نه، و چون کبوتر جاى خشکى نیافت تا منزل کند به ناچار به نزد نوح و به کشتى برگشت؛ چون آب هنوز همه زمین را پوشانده بود، نوح دست خود را دراز کرد و کبوتر را گرفته به نزد خود در داخل کشتى برد. و باز هفت روز دیگر در کشتى درنگ کرده مجدداً کبوتر را از داخل کشتى رها ساخت، کبوتر هنگام عصر نزد نوح برگشت، در حالى که یک برگ سبز زیتون به منقار داشت، نوح فهمید که آب از روى زمین فروکش کرده و کم شده است، هفت روز دیگر مکث کرد، باز کبوتر را رها ساخت این دفعه دیگر به نزد نوح برنگشت.[۴۴]

حضرت نوح (علیه السلام) در دهم محرم از کشتى بیرون آمد و آنجا دهی معروف به ثمانین بنا نهاد و بعد از آن هفتاد سال زندگی کرد، چون هزار و ششصد ساله شد، در گذشت و بنا بر روایات دیگر نزدیک به هزار و سیصد سال عمر یافت.[۴۵]

 

آثار و پیامدهای طوفان نوح (علیه السلام)

طوفان حضرت نوح (علیه السلام) هم مانند عذاب های دیگر الهی آثار و پیامدهایی در پی داشت. از آثاری که می توان به صورت مشترک در عذاب های الهی نام برد؛ برچیده شدن شرک و خرافه پرستی و همچنین رواج توحید و یگانه پرستی می باشد، اما یکی از آثار و پیامدهای واقعه طوفان نوح (علیه السلام)، که ویژه این واقعه بود؛ پدیده اختلاف نژاد در نسل انسان بود. به نظر بیشتر مفسران،[۴۶] اختلاف نژادها بعد از وقوع طوفان حضرت نوح (علیه السلام)، در نسل آن حضرت به وجود آمده است. همان‌طور که در قرآن به آن اشاره شده،[۴۷] همه انسان‌های روی زمین از نسل حضرت نوح (علیه السلام) و همراهان او هستند.[۴۸] بعضی هم گفته اند: همه انسان‌های کنونی از نسل حضرت نوح بوده و منتسب به یکی از سه فرزند او به نام‌های سام، حام و یافث هستند. به همین دلیل حضرت نوح را ابوالبشر ثانی لقب داده‌اند.[۴۹] برخی نیز به صورت تفصیلی گفته‌اند: عرب، روم، فارس و اصناف عجم از نسل سام، سودان حبشه و زنگی‌ها و غیر آنها از نسل حام و تُرک، چین، یأجوج و مأجوج و صقالبه از نسل یافث هستند.[۵۰] هر چند برخی از مفسّران درباره این‌که آیا مردم روى زمین همه از دودمان نوح هستند یا خیر؟ گفته‌اند: «آنچه در باره منتهى شدن تمام نژادهاى روى زمین به فرزندان نوح مشهور است، ثابت نیست».[۵۱]

ضمناً باید توجه داشت که میان حضرت آدم و نوح (علیهما السلام) ده نسل فاصله بود که همگى از پیامبران و اوصیا بودند.[۵۲]

 

دید گاه ها دربارۀ طوفان نوح (علیه السلام)

در طول تاریخ بعد از وقوع طوفان نوح (علیه السّلام) دید گاه های متفاوتی دربارۀ آن بیان شده و در تاریخ امت‏هاى قدیم، جسته و گریخته ذکرى از مسئله طوفان آمده است، که در اینجا به چند نمونه از آن اشاره می کنیم:

  1. بعضى از آن سخنان، با مختصر اختلافى مطابق با خبرى است که در سفر تکوین تورات آمده و بعضى دیگر با مختصر توافقى مخالف آن است.

نزدیک ترین خبر به سفر تکوین، اخبار کلدانیان است، ایشان همان قومى هستند که حادثه نوح در سرزمینشان رخ داد. «برهوشع» و «یوسیفوس» از این قوم نقل کرده‏اند؛ بعد از اینکه «اوتیرت» پدر «زیزستروس» از دنیا رفت، پسر در عالم رؤیا دید که به او گفتند به زودى آبها طغیان مى‏کند، و تمام افراد بشر غرق مى‏شوند، از اینرو به او دستور دادند که سفینه‏اى بسازد تا به وسیله آن خودش و اهل بیت و خواص و دوستانش را از غرق شدن حفظ کند، او نیز همین کار را انجام داد، و این روایت به این جهت که طوفان را مخصوص دوران جبارانى دانسته که فساد را در زمین گسترش دادند و خدا آنان را با عذاب طوفان عقاب کرد، مطابق روایت سفر تکوین است.

  1. بعضى از انگلیسى‏ها به الواحى از آجر دست یافتند که در آن این روایت با حروف میخى نوشته شده و متعلق به دوره «آشور بانیپال» بود، یعنى حدود ششصد و شصت سال قبل از میلاد مسیح بوده و خود آن از نوشته‏اى متعلق به قرن هفتم قبل از میلاد نقل شده بود، در نتیجه نمى‏تواند از سفر تکوین تورات گرفته شده باشد چون قدیمى‏تر از آن بوده است.
  2. یونانیها نیز خبرى از طوفان، روایت کرده‏اند و این خبر را افلاطون در کتابش به این مضمون آورده که: کاهنان مصرى به «سولون» حکیم یونانى گفتند: آسمان، طوفانى در زمین بپا کرد که وضع زمین را به کلى تغییر داد و چند نوبت و به طرق مختلف بشر روى زمین هلاک گردید، و این امر باعث شد که انسان هاى عصر جدید هیچ اثر و معارفى از آثار انسان هاى قبل از خود را در دست نداشته باشند «مانیتون» داستان طوفان را آورده و تاریخ آن را بعد از «هرمس اول» که بعد از «میناس اول» بوده ذکر کرده است، و به حسب این نقل نیز، تاریخ طوفان قدیم‏تر از تاریخى است که تورات براى آنان ذکر کرده. و از قدماى یونان روایت شده که در قدیم طوفانى عالم‏گیر حادث شد و همه روى زمین را فرا گرفت، تنها «دوکالیون» و همسرش «بیرا» از آن نجات یافتند.
  3. و از قدماى فرس -ایرانیان- نیز روایت شده که گفته‏اند خدا طوفانى بپا کرد و زمین را که به دست اهریمن -خداى شرور- مالامال از فساد و شر شده بود غرق کرد، و گفته‏اند که این طوفان نخست از داخل تنورى آغاز گردید، تنورى که در خانه عجوزه «زول کوفه» واقع بود و این عجوزه همیشه نان خود را در این تنور مى‏پخت، و لیکن مجوسیان منکر طوفانى عالم‏گیر بوده و گفته‏اند که طوفان مورد بحث تنها در سرزمین عراق بوده و دامنه‏اش تا به حدود کردستان نیز کشیده شده بود.
  4. قدماى هند نیز وقوع طوفان را ثبت کرده و آن را به شکلى خرافى روایت کرده و هفت بار دانسته‏اند، و در باره آخرین طوفان گفته‏اند: پادشاه هندیان و همسرش در یک کشتى عظیم که آن را به امر اللَّه خود «فشنو» ساخته و با میخ و لیف خرما محکم کرده بود نشستند و از غرق نجات یافتند، و این کشتى بعد از طوفان و فروکش شدن آب بر کوه «جیمافات» -هیمالیا- به زمین نشست. ولى «برهمى‏ها» مانند مجوسیان منکر طوفانى عمومى هستند که همه سرزمین هند را گرفته باشد، و مساله تعدد وقوع طوفان از ژاپنى‏ها و چینى‏ها و برزیلى‏ها و مکزیکى‏ها، و اقوامى دیگر نیز روایت شده، و همه این روایات متفقند در اینکه سبب پیدایش این طوفان ظلم و شرور انسان ها بوده، که خداى تعالى آنان را به این وسیله عقاب کرده است.

و در تاریخ ادب هند بطورى که «عبد الوهاب نجار» در قصص الانبیاى خود آورده، در باره داستان نوح آمده: در هنگامى که «مانو» -پسر اله به اعتقاد وثنى مسلک‏ها- داشت دست خود را مى‏شست، ناگهان یک ماهى به دستش آمد که مایه دهشت وى شد، چون ماهى سخن مى‏گفت و از او مى‏خواست که وى را از هلاکت نجات دهد و به او وعده مى‏داد که اگر چنین کند او نیز «مانو» را در آینده از خطرى عظیم نجات مى‏دهد، و آن خطر عظیم و عالم‏گیر که ماهى از آن خبر مى‏داد عبارت بود از طوفانى که به زودى همه مخلوقات را هلاک مى‏کند، و بنا بر این شرط، مانو آن ماهى را در مرتبان[۵۳] حفظ کرد.

وقتى ماهى بزرگ شد به «مانو» از سالى خبر داد که در آن سال طوفان واقع مى‏شود، و سپس راه نجات را نیز به او آموخت و آن این بود که کشتى بزرگى درست کند و هنگام بپا شدن طوفان داخل آن کشتى گردد، و مى‏گفت من تو را از طوفان نجات مى‏دهم، در نتیجه مانو دست به کار ساختن کشتى شد، و ماهى آن قدر بزرگ شد که دیگر در مرتبان جاى نگرفت و به ناچار مانو آن را به دریا افکند.

چیزى نگذشت که طوفان همانطور که ماهى گفته بود آمد و وقتى مانو داخل کشتى مى‏شد دوباره ماهى نزد او آمد و کشتى مانو را به شاخى که بر سر خود داشت بست و آن را به طرف کوه‏هاى شمالى کشید و در آنجا مانو کشتى را به درختى بست و چون آب فروکش نمود و زمین خشک شد مانو تنها ماند.

در کتاب” اوستا” که کتاب مقدس مجوسیان است در نسخه‏اى که به زبان فرانسه ترجمه و در پاریس چاپ شده آمده است که «اهورامزدا» به «ایما» -که به اعتقاد مجوسیان همان جمشید پادشاه است- وحى کرد که به زودى طوفانى واقع خواهد شد و همه زمین غرق خواهد گشت، و به او دستور داد تا چهاردیوارى بسیار بلندى بسازد بطورى که هر کس داخل آن قرار بگیرد از غرق شدن محفوظ بماند. و نیز به او دستور داد تا از زنان و مردانى که صالح براى نسل باشند جماعتى را برگزیده و در آن چهار دیوارى جاى دهد، و همچنین از هر جنسى اجناس مختلف حیوانات یک نر و ماده داخل چهار دیوارى کند، و در داخل چهار دیوارى اطاق ها و سالن‏هایى در چند طبقه بسازد تا انسان هایى که در آنجا جمع مى‏شوند در آن اطاق ها منزل کنند، و همچنین حیوانات و جانوران و مرغان نیز در آن جاى داشته باشند، و نیز به وى دستور داد تا در داخل آن چهار دیوارى، درختان میوه‏اى که مورد حاجت مردم باشد بکارد و حبوباتى که مایه ارتزاق جانداران است کشت و زرع کند تا در نتیجه زندگى به کلى از روى زمین قطع نشود و کسانى باشند که در آینده زمین را آباد کنند.[۵۴]

برخى از زرتشتیان گمان می بردند که حادثه طوفان در سرزمین بابل و نواحى نزدیک آن برپا شده و چون محل سکونت فرزندان کیومرث در مشرق بوده، طوفان به آنجا نرسیده است. در نتیجه رشته سلسله او از میان نرفته است.[۵۵]

 

کتابنامه مدخل طوفان نوح (علیه السلام)

  1. قرآن کریم
  2. ابن اثیر، عزالدین علی؛ الکامل فی التاریخ (تاریخ بزرگ اسلام و ایران)؛ ترجمه: حالت، ابوالقاسم و خلیلی، عباس؛ مؤسسه مطبوعاتى علمى، تهران، ۱۳۷۱ش.
  3. ابن کثیر دمشقى، اسماعیل بن عمرو؛ تفسیر القرآن العظیم؛ انتشارات دار الکتب العلمیه و منشورات محمدعلى بیضون، بیروت، ۱۴۱۹ ق.
  4. خطیب، عبدالکریم؛ التفسیر القرآنی للقرآن؛ انتشارات ‏دار الفکر العربی، قاهره، بی‌تا.
  5. راوندى، قطب الدین؛ قصص الأنبیاء؛ ‏محقق / مصحح: عرفانیان یزدى، غلامرضا؛ انتشارات مرکز پژوهش هاى اسلامى‏، چاپ اول، مشهد، ۱۴۰۹ ق.
  6. رشید رضا، محمد؛ تفسیر القرآن الحکیم (تفسیر المنار)؛ انتشارات الهیئه المصریه العامه للکتب، قاهره، ۱۹۹۰ م.
  7. صدوق، محمد بن علی؛ معانی الأخبار؛ ترجمه: محمدى شاهرودى‏، عبد العلى؛ انتشارات دار الکتب الاسلامیه‏، چاپ دوم، تهران، ۱۳۷۷ش‏.
  8. طباطبایی، سید محمد حسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ ترجمه: موسوى همدانى، سید محمد باقر؛ دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ ‏پنجم، قم، ۱۳۷۴ ش.
  9. طباطبائی، سید محمد حسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ دفتر انتشارات اسلامی، قم، ۱۴۱۷ ق.
  10. طبرسى، فضل بن حسن‏؛ مجمع البیان فى تفسیر القرآن؛ انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲ ش.‏
  11. طبرى، محمد بن جریر؛ تاریخ طبرى؛ ترجمه: پاینده، ابو القاسم؛ انتشارات اساطیر، چاپ پنجم، تهران، ۱۳۷۵ش.
  12. طبرى، محمد بن جریر؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن؛ انتشارات دار المعرفه، بیروت، ۱۴۱۲ ق.
  13. طوسی، محمد بن حسن؛ التبیان فی تفسیر القرآن؛ مقدمه: آقابزرگ تهرانی، محمد محسن؛ تحقیق: قصیرعاملی، احمد؛ انتشارات دار احیاء التراث العربی، بیروت، بی تا.
  14. عیاشى، محمد بن مسعود؛ کتاب التفسیر (تفسیر عیاشی)؛ تحقیق: رسولى محلاتی، سید هاشم؛ ناشر: چاپخانه علمیه، ‏تهران، ۱۳۸۰ ق.
  15. قمی، علی بن ابراهیم؛ تفسیر القمی؛ تحقیق و تصحیح: موسوی جزائری، سید طیب؛‏ انتشارات دار الکتاب، چاپ سوم، قم، ۱۴۰۴ ق.
  16. مجلسی، محمد باقر؛ بحار الأنوار؛ انتشارات دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  17. مستوفی قزوینی، حمد الله؛ تاریخ گزیده؛ تحقیق: نوایی، عبد الحسین؛ انتشارات امیر کبیر، چاپ سوم، تهران، ۱۳۶۴ ش.
  18. مغنیه، محمد جواد؛ تفسیر الکاشف؛ انتشارات دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، تهران، ۱۴۲۴ ق.
  19. مقدسى، مطهر بن طاهر؛ البدأ و التاریخ، شفیعى کدکنى، محمد رضا، آفرینش و تاریخ؛ انتشارات آگه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴ ش.
  20. مکارم شیرازى، ناصر؛ تفسیر نمونه؛ انتشارات دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴ ش.
  21. ملاحویش آل غازی، عبدالقادر؛ بیان المعانی؛ انتشارات مطبعه الترقی، چاپ اول، دمشق، ۱۳۸۲ ق.
  22. نیشابوری، محمود بن ابو الحسن؛ إیجاز البیان عن معانی القرآن؛ تحقیق: القاسمی‏، حنیف بن حسن؛ انتشارات دار الغرب الاسلامی، چاپ اول، بیروت، ۱۴۱۵ ق.
  23. یعقوبى، احمد؛ تاریخ یعقوبی؛ ترجمه: آیتى، محمد ابراهیم؛ انتشارات علمى و فرهنگى، چاپ ششم، تهران، ۱۳۷۱ش.

[۱]. با استفاده از؛ مقدسى، مطهر بن طاهر، آفرینش و تاریخ، ترجمه: شفیعى کدکنى، محمد رضا، ج ۱، ص ۸۴٫

[۲]. طبرى، محمد بن جریر، تاریخ طبرى، ترجمه: پاینده، ابو القاسم، ج ۱، ص ۱۳۱٫

[۳]. «…لأنه کان قد مضى من الألف السابع من ابتداء خلق آدم مائه سنه و ثلاث سنین و إلیه أشار بقوله و تبیانه أی تبیان تأریخ ولادته»؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ‏۵۲، ص ۱۰۷٫

[۴]. صدوق، محمد بن علی، معانی الأخبار، ترجمه محمدى شاهرودى‏، عبد العلى، ج ‏۱، ص ۳۰۶٫

[۵]. «وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْکافِرینَ دَیَّاراً»؛ نوح، ۲۶٫

[۶]. «وَ قیلَ یا أَرْضُ ابْلَعی‏ ماءَکِ»؛ هود، ۴۴٫

[۷]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۹، ص ۱۰۲٫

[۸]. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۲۵۵٫

[۹]. همان، ص ۲۵۲٫

[۱۰]. تفسیر نمونه، ج ۹، ص ۱۰۳٫

[۱۱]. خطیب، عبدالکریم، التفسیر القرآنی للقرآن، ج ۵، ص ۴۶۵؛ رشید رضا، محمد، تفسیر القرآن الحکیم (تفسیر المنار)، ج ۱۲، ص ۸۸٫

[۱۲]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۲۶۶٫

[۱۳]. عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر، محقق و مصحح: رسولی محلاتی، هاشم، ج ۲، ۱۴۹٫

[۱۴]. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق و مصحح: موسوی جزائری، سید طیب،‏ ج ۱، ص ۳۲۸٫

[۱۵]. (آب) نام ماه یازدهم سال سریانى یا رومى مطابق مرداد ماه، نام ماه یازدهم از سال ملى یهود. (فرهنگ عمید)

[۱۶]. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل فی التاریخ (تاریخ بزرگ اسلام و ایران)، ترجمه: حالت، ابو القاسم، و خلیلى‏، عباس، ج ۱، ص ۲۶۱٫

[۱۷]. یعقوبى، احمد،‌تاریخ یعقوبی، ترجمه: آیتى، محمد ابراهیم، ج ۱، ص ۱۳

[۱۸]. کلینی، کافی، مصحح، غفاری، علی اکبر و آخوندی، محمد، ج ۸، ص ۲۸۱، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، تهران، ۱۴۰۷ ق.

[۱۹]. شعراء، ۱۱۶٫

[۲۰]. هود، ۴۸٫

[۲۱]. ر ک: راوندى، قطب الدین، قصص الأنبیاء، ‏محقق / مصحح: عرفانیان یزدى، غلامرضا، ص ۸۴؛ طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج‏ ۱۰، ص ۵۴۲٫

[۲۲]. «جَعَلُوا اَصابِعَهُمْ فِی آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِیابَهُمْ وَ اَصَرُّوا وَ اسْتَکْبَرُوا اسْتِکْباراً» نوح، ۸٫

[۲۳]. مضمون آیات ۲۵ تا ۲۹ سوره هود.

[۲۴]. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل فی التاریخ (تاریخ بزرگ اسلام و ایران)، ترجمه: حالت، ابوالقاسم و خلیلی، عباس، ج ۱، ص ۲۵۴٫

[۲۵]. اقتباس از آیات ۸ و ۹ و ۲۲ و ۲۳ سوره نوح.

[۲۶]. «قال نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا من لَمْ یَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَساراً. وَ مَکَرُوا مَکْراً کُبَّاراً. وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا یَغُوثَ وَ یَعُوقَ وَ نَسْراً…»؛ نوح، ۲۱- ۲۴٫

[۲۷]. همان، ص ۱۳۶٫

[۲۸]. ر ک. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل فی التاریخ (تاریخ بزرگ اسلام و ایران)، ترجمه: حالت، ابوالقاسم و خلیلی، عباس، ج ‏۱، ص ۲۵۲٫

[۲۹]. هود، ۳۷٫

[۳۰]. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۲۵۵٫

[۳۱]. «حَتَّى إِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیها من کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلَّا من سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَ من آمَنَ وَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِیلٌ»، هود،‌۴۰٫

[۳۲]. «فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى‏ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ»، قمر ۱۱- ۱۲٫

[۳۳]. گفتنی است که «جودى» کوهى در «قردى» از سرزمین موصل می باشد.

[۳۴]. «بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ»، هود، ۴۴٫

[۳۵]. «یا أَرْضُ ابْلَعِی ماءَکِ وَ یا سَماءُ أَقْلِعِی، وَ غِیضَ الْماءُ»، هود، ۴۴٫

[۳۶]. هم اکنون این بازار در شهر موصل می باشد.

[۳۷]. با استفاده از؛ ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل فی التاریخ (تاریخ بزرگ اسلام و ایران)، ترجمه: حالت، ابو القاسم، و خلیلى‏، عباس، ج ۱، ص ۲۵۷٫

[۳۸]. به زبان عربى به او «یام» مى گویند.

[۳۹]. «یا بُنَیَّ ارْکَبْ مَعَنا وَ لا تَکُنْ مَعَ الْکافِرِینَ» هود ۴۲٫

[۴۰]. «قال: سَآوِی إِلى‏ جَبَلٍ یَعْصِمُنِی من الْماءِ» هود ۴۲٫

[۴۱]. «لا عاصِمَ الْیَوْمَ من أَمْرِ الله إِلَّا من رَحِمَ وَ حالَ بَیْنَهُمَا الْمَوْجُ فَکانَ من الْمُغْرَقِینَ» هود ۴۳٫

[۴۲]. «قالَ یا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْجاهِلینَ» هود، ۴۶٫

[۴۳]. با استفاده از؛ طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن،‌ ترجمه موسوى همدانى، سید محمدباقر، ج۱۰، ص ۳۷۴ – ۳۷۶٫

[۴۴]. طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۲۵۵؛ ابن کثیر دمشقى، اسماعیل بن عمرو، تفسیر القرآن العظیم، ج ۴، ص ۲۸۴؛ طبرى، ابو جعفر محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن، ج ۱۲، ص ۳۰٫

[۴۵]. مستوفى قزوینى، حمد الله، تاریخ‏گزیده، متن، ص، ۲۵٫

[۴۶]. شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، با مقدمه: آقابزرگ تهرانی، محمد محسن، تحقیق: قصیر عاملی، احمد، ج ۸، ص ۵۰۶؛ نیشابوری، محمود بن ابو الحسن، إیجاز البیان عن معانی القرآن، تحقیق: القاسمی‏، حنیف بن حسن، ج ۲، ص ۷۰۰؛ ملاحویش آل غازی، عبدالقادر، بیان المعانی، ج ۳، ص ۴۵۱٫

[۴۷]. «وَ جَعَلْنا ذُرِّیَّتَهُ هُمُ الْباقین»؛ و فرزندانش را همان بازماندگان (روى زمین) قرار دادیم، صافات، ۷۷٫

[۴۸]. طبا طبائی، محمد حسین المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۲۳۹ – ۲۴۰٫

[۴۹]. ملاحویش آل غازی، عبدالقادر، بیان المعانی، ج ۳، ص ۱۲۷٫

[۵۰]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغی‏، محمد جواد، ج ۵، ص ۲۴۸٫

[۵۱]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۹، ص ۸۴٫

[۵۲]. عیاشى، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، محقق: رسولى محلاتی، سید هاشم، ج ۱، ص ۳۱۰٫

[۵۳]. مرتبان [ م َ ت َ ] نام جزیره ای است از جزایر هندوستان، لغت نامه دهخدا.

[۵۴]. طباطبائی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه: موسوى همدانى، سید محمد باقر، ج‏۱۰، ص ۳۸۵٫

[۵۵]. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل فی التاریخ (تاریخ بزرگ اسلام و ایران)، ترجمه: حالت، ابو القاسم، و خلیلى‏، عباس، ج ۱، ص ۲۵۴٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


6 + = 7