دایره المعارف اسلام پدیا » دید گاه ها دربارۀ طوفان نوح (علیه السلام)
منوی اصلی

دید گاه ها دربارۀ طوفان نوح (علیه السلام)

تاریخ: ۰۷ خرداد ۱۳۹۴ در باب: طوفان نوح

در طول تاریخ بعد از وقوع طوفان نوح (علیه السّلام) دید گاه های متفاوتی دربارۀ آن بیان شده و در تاریخ امت‏هاى قدیم، جسته و گریخته ذکرى از مسئله طوفان آمده است، که در اینجا به چند نمونه از آن اشاره می کنیم:
۱٫ بعضى از آن سخنان، با مختصر اختلافى مطابق با خبرى است که در سفر تکوین تورات آمده و بعضى دیگر با مختصر توافقى مخالف آن است.
نزدیک ترین خبر به سفر تکوین، اخبار کلدانیان است، ایشان همان قومى هستند که حادثه نوح در سرزمینشان رخ داد. «برهوشع» و «یوسیفوس» از این قوم نقل کرده‏اند؛ بعد از اینکه «اوتیرت» پدر «زیزستروس» از دنیا رفت، پسر در عالم رؤیا دید که به او گفتند به زودى آبها طغیان مى‏کند، و تمام افراد بشر غرق مى‏شوند، از اینرو به او دستور دادند که سفینه‏اى بسازد تا به وسیله آن خودش و اهل بیت و خواص و دوستانش را از غرق شدن حفظ کند، او نیز همین کار را انجام داد، و این روایت به این جهت که طوفان را مخصوص دوران جبارانى دانسته که فساد را در زمین گسترش دادند و خدا آنان را با عذاب طوفان عقاب کرد، مطابق روایت سفر تکوین است.
۲٫ بعضى از انگلیسى‏ها به الواحى از آجر دست یافتند که در آن این روایت با حروف میخى نوشته شده و متعلق به دوره «آشور بانیپال» بود، یعنى حدود ششصد و شصت سال قبل از میلاد مسیح بوده و خود آن از نوشته‏اى متعلق به قرن هفتم قبل از میلاد نقل شده بود، در نتیجه نمى‏تواند از سفر تکوین تورات گرفته شده باشد چون قدیمى‏تر از آن بوده است.
۳٫ یونانیها نیز خبرى از طوفان، روایت کرده‏اند و این خبر را افلاطون در کتابش به این مضمون آورده که: کاهنان مصرى به «سولون» حکیم یونانى گفتند: آسمان، طوفانى در زمین بپا کرد که وضع زمین را به کلى تغییر داد و چند نوبت و به طرق مختلف بشر روى زمین هلاک گردید، و این امر باعث شد که انسان هاى عصر جدید هیچ اثر و معارفى از آثار انسان هاى قبل از خود را در دست نداشته باشند «مانیتون» داستان طوفان را آورده و تاریخ آن را بعد از «هرمس اول» که بعد از «میناس اول» بوده ذکر کرده است، و به حسب این نقل نیز، تاریخ طوفان قدیم‏تر از تاریخى است که تورات براى آنان ذکر کرده. و از قدماى یونان روایت شده که در قدیم طوفانى عالم‏گیر حادث شد و همه روى زمین را فرا گرفت، تنها «دوکالیون» و همسرش «بیرا» از آن نجات یافتند.
۴٫ و از قدماى فرس -ایرانیان- نیز روایت شده که گفته‏اند خدا طوفانى بپا کرد و زمین را که به دست اهریمن -خداى شرور- مالامال از فساد و شر شده بود غرق کرد، و گفته‏اند که این طوفان نخست از داخل تنورى آغاز گردید، تنورى که در خانه عجوزه «زول کوفه» واقع بود و این عجوزه همیشه نان خود را در این تنور مى‏پخت، و لیکن مجوسیان منکر طوفانى عالم‏گیر بوده و گفته‏اند که طوفان مورد بحث تنها در سرزمین عراق بوده و دامنه‏اش تا به حدود کردستان نیز کشیده شده بود.
۵٫ قدماى هند نیز وقوع طوفان را ثبت کرده و آن را به شکلى خرافى روایت کرده و هفت بار دانسته‏اند، و در باره آخرین طوفان گفته‏اند: پادشاه هندیان و همسرش در یک کشتى عظیم که آن را به امر اللَّه خود «فشنو» ساخته و با میخ و لیف خرما محکم کرده بود نشستند و از غرق نجات یافتند، و این کشتى بعد از طوفان و فروکش شدن آب بر کوه «جیمافات» -هیمالیا- به زمین نشست. ولى «برهمى‏ها» مانند مجوسیان منکر طوفانى عمومى هستند که همه سرزمین هند را گرفته باشد، و مساله تعدد وقوع طوفان از ژاپنى‏ها و چینى‏ها و برزیلى‏ها و مکزیکى‏ها، و اقوامى دیگر نیز روایت شده، و همه این روایات متفقند در اینکه سبب پیدایش این طوفان ظلم و شرور انسان ها بوده، که خداى تعالى آنان را به این وسیله عقاب کرده است.
و در تاریخ ادب هند بطورى که «عبد الوهاب نجار» در قصص الانبیاى خود آورده، در باره داستان نوح آمده: در هنگامى که «مانو» -پسر اله به اعتقاد وثنى مسلک‏ها- داشت دست خود را مى‏شست، ناگهان یک ماهى به دستش آمد که مایه دهشت وى شد، چون ماهى سخن مى‏گفت و از او مى‏خواست که وى را از هلاکت نجات دهد و به او وعده مى‏داد که اگر چنین کند او نیز «مانو» را در آینده از خطرى عظیم نجات مى‏دهد، و آن خطر عظیم و عالم‏گیر که ماهى از آن خبر مى‏داد عبارت بود از طوفانى که به زودى همه مخلوقات را هلاک مى‏کند، و بنا بر این شرط، مانو آن ماهى را در مرتبان حفظ کرد.
وقتى ماهى بزرگ شد به «مانو» از سالى خبر داد که در آن سال طوفان واقع مى‏شود، و سپس راه نجات را نیز به او آموخت و آن این بود که کشتى بزرگى درست کند و هنگام بپا شدن طوفان داخل آن کشتى گردد، و مى‏گفت من تو را از طوفان نجات مى‏دهم، در نتیجه مانو دست به کار ساختن کشتى شد، و ماهى آن قدر بزرگ شد که دیگر در مرتبان جاى نگرفت و به ناچار مانو آن را به دریا افکند.
چیزى نگذشت که طوفان همانطور که ماهى گفته بود آمد و وقتى مانو داخل کشتى مى‏شد دوباره ماهى نزد او آمد و کشتى مانو را به شاخى که بر سر خود داشت بست و آن را به طرف کوه‏هاى شمالى کشید و در آنجا مانو کشتى را به درختى بست و چون آب فروکش نمود و زمین خشک شد مانو تنها ماند.
در کتاب” اوستا” که کتاب مقدس مجوسیان است در نسخه‏اى که به زبان فرانسه ترجمه و در پاریس چاپ شده آمده است که «اهورامزدا» به «ایما» -که به اعتقاد مجوسیان همان جمشید پادشاه است- وحى کرد که به زودى طوفانى واقع خواهد شد و همه زمین غرق خواهد گشت، و به او دستور داد تا چهاردیوارى بسیار بلندى بسازد بطورى که هر کس داخل آن قرار بگیرد از غرق شدن محفوظ بماند. و نیز به او دستور داد تا از زنان و مردانى که صالح براى نسل باشند جماعتى را برگزیده و در آن چهار دیوارى جاى دهد، و همچنین از هر جنسى اجناس مختلف حیوانات یک نر و ماده داخل چهار دیوارى کند، و در داخل چهار دیوارى اطاق ها و سالن‏هایى در چند طبقه بسازد تا انسان هایى که در آنجا جمع مى‏شوند در آن اطاق ها منزل کنند، و همچنین حیوانات و جانوران و مرغان نیز در آن جاى داشته باشند، و نیز به وى دستور داد تا در داخل آن چهار دیوارى، درختان میوه‏اى که مورد حاجت مردم باشد بکارد و حبوباتى که مایه ارتزاق جانداران است کشت و زرع کند تا در نتیجه زندگى به کلى از روى زمین قطع نشود و کسانى باشند که در آینده زمین را آباد کنند.
برخى از زرتشتیان گمان می بردند که حادثه طوفان در سرزمین بابل و نواحى نزدیک آن برپا شده و چون محل سکونت فرزندان کیومرث در مشرق بوده، طوفان به آنجا نرسیده است. در نتیجه رشته سلسله او از میان نرفته است.




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


8 + 4 =