دایره المعارف اسلام پدیا » ابتلائات و امتحانات ابراهیم خلیل (علیه السلام)‏
منوی اصلی

ابتلائات و امتحانات ابراهیم خلیل (علیه السلام)‏

تاریخ: ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ در باب: ابراهیم خلیل (ع)

حضرت ابراهیم (علیه السلام) مانند دیگر پیامبران الهی امتحان های زیادی را پشت سر گذاشت. اما در میان آنها چند مورد از برجستگی خاص برخوردار است که خداوند از آن‌ها به عنوان کلمات یاد کرده است.[۱] در این مورد خداوند می فرماید: «هنگامى که پروردگار ابراهیم، او را با وسایل گوناگونى آزمود و او به خوبى از عهده این آزمایش ها برآمد. خداوند به او فرمود: من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم. ابراهیم گفت: از فرزندان من نیز (امامانى قرار بده)؟ خداوند فرمود: پیمان من به ستمکاران نمى رسد».[۲]

البته در قرآن کریم مقصود از «کلمات» بیان نشده است، ولى از سیاق آیه به دست مى آید که «کلمات» هر چه بوده، در اثبات و اظهار شایستگى حضرت ابراهیم (علیه السلام) براى نیل به مقام امامت تأثیر داشته است.[۳]

از جمله امتحان های ایشان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱. قیام در مقابل بت پرستان بابل و شکست بت ها و دفاع بسیار شجاعانه در آن محاکمه تاریخی و قرار گرفتن در دل آتش و حفظ خونسردی کامل و ایمان در تمام این مراحل.[۴]

۲. بردن زن و فرزند و گذاشتن آنها در سرزمین خشک و بی آب و علف مکه، در جایی که یک نفر هم سکونت نداشت.[۵]

زمانی که خداوند به ابراهیم (علیه السلام) فرمان داد که هاجر و اسماعیل را از ساره دور کند، عرض کرد: آنها را به کجا ببرم؟ خداوند که می خواست خانه اش (کعبه) به دست ابراهیم بازسازی شود، به او وحی کرد و فرمود: آنها را به حرم و محل امن خودم و نخستین خانه ای که آن را برای انسان ها آفریدم؛ یعنی به مکه ببر.

ابراهیم با اجرای این فرمان گرچه از بن بست مشکل خانوادگی نجات می یافت، ولی چنین کاری بسیار مشکل و رنج آور بود؛ زیرا باید عزیزانش هاجر و اسماعیل را از فلسطینِ آباد و خرم به دره خشک و تفتیده مکه کنار کعبه ببرد که در لابلای کوه های خشن قرار داشت.

اگر خوب اندیشه شود، استقرار همسر و فرزند در آن بیابان و دره و در میان کوه ها، با توجه به روزهای داغ و گرم و شب های تاریک وحشتناک، کار بسیار سخت و تلخی است. ‌ولی ابراهیم مرد راه، حماسه آفرین تاریخ و اخلاص و بندگی او در برابر خدا به گونه ای است که خود را فنای محض و همه وجودش را قطره ای در برابر اقیانوس بیکران می داند.

ابراهیم، هاجر و اسماعیلِ خردسال را برداشت و از فلسطین به سوی مکه رهسپار گردید. آنها این فاصله طولانی را با وسایل نقلیه آن زمان که شتر و الاغ بود، پیمودند تا به سرزمین خشک و سوزان مکه رسیدند. در آنجا یک قطره آب نبود و هیچ انسان و حیوان و پرنده ای وجود نداشت.

هنگام مراجعت او، هاجر در حالی که گریان و ناراحت بود، صدا زد: «ای ابراهیم! چه کسی به تو دستور داده که ما را در سرزمینی بگذاری که نه گیاهی در آن وجود دارد و نه حیوان شیر دهنده و نه حتی یک قطره آب، آن هم بدون زاد و توشه و مونس»؟ ابراهیم گفت: پروردگارم به من چنین دستور داده است،[۶] (آری هاجر که فرمان را از جانب پروردگارش دید، سر تسلیم فرود آورد، مهر سکوت بر لب نهاد و بر این امر راضی شد).

در حالی که ابراهیم و هاجر، هر دو از فراق هم اشک می ریختند، از هم جدا شدند. ابراهیم به سوی فلسطین حرکت کرد و هاجر و اسماعیل، در مکه ماندند.

به راستی ابراهیم در سخت ترین و عجیب ترین آزمایش های الهی، با تصمیمی قاطع، فرمان خدا را اجرا کرد، هاجر و کودکش را در آن سرزمین خشک و سوزان گذاشت و آماده مراجعت گردید.

 

۳. بردن فرزند به قربانگاه و آمادگی جدّی برای قربانی او به فرمان خدا.[۷]

در داستان‌ ذبح‌ چنین‌ آمده که‌ بعد‌ از بنای‌ کعبه‌، ابراهیم‌ (علیه السلام) فرمان‌ الهی‌ برای‌ ذبح فرزندش را در رؤیا دریافت کرد. بعد آن‌ را با فرزند مطرح‌ ‌ساخت. فرزند نیز به‌ امر الهی‌ گردن‌ ‌نهاد. در روایات‌ آمده‌ که‌ ابلیس‌ زمانی از جریان‌ آگاه‌ شد که‌ ابراهیم‌، همراه‌ فرزند برای‌ انجام‌ دادن‌ فرمان‌ راه‌ کوه‌ ثبیر را در پیش‌ گرفته بود. او تلاش‌ زیادی برای فریفتن ابراهیم، اسماعیل و هاجر کرد تا آنها را از این کار باز دارد، ولی موفق نشد.

پس ابراهیم‌ و اسماعیل‌ (علیهما السلام) به بالای کوه‌ رسیدند. آنگاه‌ که‌ اسماعیل‌ پدر را در آن‌ کار نگران‌ دید، نگرانی‌ را از دل‌ او برد و رضایت خود به‌ اطاعت‌ فرمان‌ الهی‌ را گوشزد کرد. پس‌ هنگامی‌ که‌ ابراهیم‌ کارد را بر گلوی‌ اسماعیل‌ نهاد، آوای‌ غیبی‌ او را از ادامۀ کار بازداشت‌. فرمان‌ آمد که‌ خداوند در مقابل‌ صبر و صدق‌ ایشان‌، گوسفندی‌ را فدیه‌ قرار داده‌ است‌ و ابراهیم‌ را مأمور ساخت‌ تا گوسفند را به‌ جای‌ اسماعیل‌، قربانی‌ کند.[۸]

 

[۱]. طباطبائی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۲۷۰.

[۲]. بقره، ۱۲۴٫

[۳]. تفسیر المیزان، ج ۱ ، ص ۲۷۰٫

[۴]. انبیاء، ۵۸ – ۶۲٫

[۵]. مجلسى، محمد باقر، بحار، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، ج ۱۲، ص ۹۷‏.

[۶]. برقى، احمد بن محمد، المحاسن، محقق / مصحح: محدث، جلال الدین‏، ج ۲، ص ۳۳۸٫

[۷]. صافات، ۹۹ – ۱۰۷.

[۸]. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تحقیق: بلاغی، محمد جواد، ج ۸، ص ۷۱۰٫




کلیدواژه ها:



ثبت نظر


2 + = 10