دایره المعارف اسلام پدیا » مبادی و پیش فرض های علم کلام
منوی اصلی

مبادی و پیش فرض های علم کلام

تاریخ: ۱۱ اسفند ۱۳۹۳ در باب: فلسفه علم کلام

هر علمی یک رشته مبادی و پیش فرض های تصوری و تصدیقی دارد. علم کلام نیز دارای این مبادی است:

مبادی تصوری علم کلام عبارتند از: تصور موضوع و محمول هر مسئله کلامی.

مبادی تصدیقی علم کلام عبارتند از: تصدیق به «قواعد منطقی»، «معرفت شناختی» و پذیرش آن دسته از «اصول عقلی و فلسفی» که مسائل علم کلام مبتنی بر آنها است.[۱]

اما علاوه بر ارائه مبادى فوق، یک اصل اساسى به عنوان یکى از مبادى علم کلام، موجب تمایز اساسى سلسله مباحث کلامى با فلسفى مى‏گردد، و آن «اصل عدم استقلال عقل در کشف حقایق»[۲] است.

البته متکلّمان در دامنه نفوذ این اصل با یکدیگر همسو نیستند: گروهى به اصالت عقل در طول مباحث دینى قائلند و گروهى به اصالت نقل معتقدند؛ از این رو در موقع ظهور تعارض در گزاره ‏هاى دینى، قائلان به اصالت نقل از معناى ظاهر عدول ننموده و تمام گزاره‏ها را در موطن خود صحیح دانسته و از گونه گزاره ‏هاى ایمانى مى‏دانند، ولى قائلان به اصالت عقل به تأویل این گونه گزاره‏ها مى‏پردازند.[۳]

علّامه حلّى در پى این عبارت خواجه نصیرالدین طوسی: «و یجب تأویله عند التعارض»،[۴] کلامی دارد[۵] که حکیم الهى میر محمّد اشرف علوى عاملى در تحریر آن می گوید: «هرگاه دو دلیل نقلى یا دلیل عقلى و نقلى با هم معارضه کنند، تأویل دلیل نقلى واجب است»؛[۶] لذا تأویل از نظر عقل گرایان جایگاه ویژه‏اى دارد.

بنا بر آن چه بیان شد، در دیدگاه متکلم، عقل، استقلال کامل در کشف حقایق ندارد و به مبدئى خارجى که همانا وحى است نیازمند مى‏باشد، همین آموزه در دیدگاه متکلمان اسلامى به دلایل نقلى اثبات گردیده، آیه ‏هاى زیر مى‏تواند دلیلى بر عدم بسندگى حکم عقل باشد:

«و یُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ؛[۷] و آن چه را نمى‏دانستید، به شما یاد دهد»، «وَ عُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَ لا آباؤُکُمْ؛[۸] و مطالبى به شما تعلیم داده شده که نه شما و نه پدرانتان، از آن با خبر نبودید»، «فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فیمَا اخْتَلَفُوا فیه؛[۹] خداوند، پیامبران را برانگیخت تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانى، که به سوى حق دعوت مى‏کرد، با آنها نازل نمود تا در میان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داورى کند». در این آیات، به منزلت وحى در طى تفکّر عقلانى اشاره شده است.

البته متکلّمان عقل‏گرا نیز برای حجیت عقل به آیه ‏هاى زیر و مانند آن استشهاد مى‏کنند که مفاد آنها – با توجه به آیات دسته اول-، بیانگر حجیت بخشى از دریافت‏ هاى عقلى است:

«إِنَّ الظَّنَّ لا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئاً؛[۱۰] گمان، هرگز انسان را از حقّ بى‏نیاز نمى‏سازد (و به حق نمى‏رساند)»، «وَ قالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما کُنَّا فِی أَصْحابِ السَّعِیرِ؛[۱۱] و مى‏گویند: اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقّل مى‏کردیم، در میان دوزخیان نبودیم!»، «فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ، أُولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ؛[۱۲] پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مى‏شنوند و از نیکوترین آنها پیروى مى‏کنند. آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند».

با توجّه به دو دسته ادلّه فوق، متکلمان عقل‏گراى اسلامى پس از اثبات نبوّت خاصّه و حجیّت کتاب و سنت از طریق صحیح، برخى از مضامین کتاب و سنت را به عنوان مبادى ثانوى استدلال‏ هاى دینى به کار مى‏گیرند.[۱۳]

[۱]. ربانی گلپایگانی، علی، درآمدی بر علم کلام، ص ۱۰۱٫

[۲]. شیخ مفید می گوید: «و اتفقت الامامیه على أن العقل محتاج فى علمه و نتائجه الى السمع و انّه غیر منفک عن سمع ینبّه العاقل على کیفیه الاستدلال، و انّه لا بدّ فى اوّل التکلیف و ابتدائه فى العالم من رسول…». ر.ک: مفید، محمد بن محمد، أوائل المقالات فی المذاهب و المختارات‏، ص ۴۴‏. ‏

[۳]. از این قبیل است، گزاره‏هاى وارد در مسئله بدا، نسخ، معاد جسمانى، رجعت و … .

[۴]. حلى، یوسف بن مطهر، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، تصحیح و مقدمه و تحقیق و تعلیقات: حسن‏زاده آملى‏، حسن، ص ۲۴۴‏.‏

[۵]. وی مى‏فرماید: «إذا تعارض دلیلان نقلیان أو دلیل عقلی و نقلی وجب تأویل النقل، أما مع تعارض النقلین فظاهر لامتناع تناقض الأدله و أما مع تعارض العقلی و النقلی فکذلک أیضا و إنما خصصنا النقلی بالتأویل لامتناع العمل بهما و إلغائهما و العمل بالنقلی و إبطال العقلی، لأن العقلی أصل للنقلی فلو أبطلنا الأصل، لزم إبطال الفرع أیضا فوجب العدول إلى تأویل النقلی و إبقاء الدلیل العقلی على مقتضاه». ر.ک: همان.

[۶]. علوى عاملى، میر سید محمد، علاقه التجرید، تصحیح و تحقیق: ناجى، حامد، ج ‏۱، ص ۵۸۸٫ ‏

[۷]. بقره، ۱۵۱٫

[۸]. انعام، ۹۱٫

[۹]. بقره، ۲۱۳٫

[۱۰]. یونس، ۳۶٫

[۱۱]. ملک، ۱۰٫

[۱۲]. زمر، ۱۷ و ۱۸٫

[۱۳]. ر.ک: علاقه التجرید، تصحیح و تحقیق: ناجى، حامد، ج ‏۱، ص ۷۰ – ۷۳٫




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


5 + 7 =