دایره المعارف اسلام پدیا » شخصیت های مؤثر در علم کلام اسلامی
منوی اصلی

شخصیت های مؤثر در علم کلام اسلامی

تاریخ: ۱۱ اسفند ۱۳۹۳ در باب: فلسفه علم کلام

متکلّمان بزرگی در ساختن و پرداختن اندیشه‏ ها، فرقه ها و مذاهب کلامى مسلمانان؛ اثرگذار بوده اند که به بعضی از آنها اشاره می شود:

  1. حسن بصرى (۲۱ – ۱۱۰ ق):

ابو سعید حسن بن یسار بصرى، از تابعان ثقه، امام اهل بصره، و دانشمند روزگار خویش بود. وى در معتزله نفوذ بسیار داشت و واصل بن عطا، رئیس معتزله از دست پروردگان او است. او در تصوّف نیز مقامى بلند دارد، و در غالب تذکره‏ ها و کتب صوفیانه او را یکى از اقطاب و بزرگان تصوّف به شمار مى‏آورند.[۱] درباره قدری بودن[۲] حسن بصری، اختلاف نظر است، اما تردیدی وجود ندارد که او دست کم در دوره ای از حیات خود به مبانی قدریه عقیده داشته است‏.[۳]

  1. مَعبد بن‌ عبداللّه جُهَنی‌ (م ۸۰ ق):

جُهَنی؛ به‌ جُهَینه‌، تیره‌ای‌ از قبیله‌ قضاعه‌، منسوب‌ است‌. ‌وی محدث قرن اول‌ هجری‌ و اولین‌ کسی‌ است که‌ در بصره درباره‌ قَدَر سخن‌ گفت.‌[۴]

  1. غیلان دمشقى (م حدود ۱۲۲ ق):

ابو مروان غیلان بن مسلم دمشقى قبطى، عمده به عنوان یکى از مدافعان اراده آزاد (قدرگرایى)، در ردیف معبد جهنى، و ظاهرا اندکى پس از وى بوده است.[۵]

  1. جهم بن صفوان (م ۱۲۸ ق):

ابو محرز جهم بن صفوان سمرقندى یا ترمذى، شاگرد جعد بن درهم (قتل، ۱۱۸ ق) و مؤسس مذهب جهمیه در اواخر عهد اموى بود. این جماعت معتقد بودند که ایمان تنها معرفت یا شناخت خدا است، و با طاعات دیگر ارتباطى ندارد و در حقیقت هیچ کس فعلى انجام نمى‏دهد مگر خداى تعالى (جبر مطلق).[۶]

  1. ابو حذیفه واصل بن عطاء الغزّال بصرى (۸۰ – ۱۳۱ ق):

واصل رئیس معتزله بود و اصول اعتزال را از حسن بصرى فرا گرفت‏.[۷] واصل بن عطا را مروج نظریاتی؛ چون «نفی صفات از خداوند» و «خروج افعال اختیاری انسان از قلمرو قضا و قدر الهی» دانسته اند.[۸]

  1. عمرو بن عبید بصرى (۸۰ – ۱۴۴ ق):

ابو عثمان عمرو بن عبید بن باب بصرىّ، با واصل بن عطاء معاصر و همسال بود و پس از واصل بن عطاء، در روزگار خود، شیخ معتزله شد.[۹]

  1. ابن ابى العوجاء (م ۱۵۵ ق):

عبد الکریم بن ابى العوجاء بن نویره ذهلى، زندیق معروف سده دوم هجرى، از شاگردان حسن بصرى بود و گویند به سبب بى‏ثباتى عقاید حسن در باب جبر و اختیار، از وى جدا شد.[۱۰]

  1. ابو حنیفه (حدود ۸۰ – ۱۵۰ ق):

ابو حنیفه نعمان بن ثابت بن زوطى، فقیه و متکلّم مسلمان عراقى در سده دوم هجرى است، و مذهب حنفى -از مذاهب اربعه اهل سنّت- برگرفته از نام او است‏.[۱۱] کتاب کلامی او «الفقه الاکبر» است.[۱۲]

  1. هشام بن حکم [ابو محمّد هشام بن الحکم کوفى‏] (م ۱۹۹ ق):

وی از بزرگ ترین متکلّمان شیعه، و کسى است که با ادلّه کلامى و نظرى، مبحث امامت را مورد بحث قرار داده و حجّت ‏هاى آسان و قانع کننده بر اثبات این موضوع اقامه نموده است‏. او در آغاز از مرجئه و از پیروان جهم بن صفوان بود، ولى بعدها از این فرقه بریده و به دلایل نظرى به امامت از لحاظ شیعه گروید و از بزرگ‏ ترین یاران امام صادق (علیه السلام) شد. وى از شیعه قطعیه[۱۳] بوده و با فرقه های واقفه، خوارج و معتزله، پیوسته در مناظره بود، و مردى بسیار حاضر جواب و در علم کلام حاذق بوده است.[۱۴]

  1. هشام بن سالم:

هشام بن سالم الجوالیقى از خواص اصحاب امام صادق (علیه السلام) بوده[۱۵] و از آن حضرت و از امام کاظم (علیهما السلام) روایت نقل نموده است.[۱۶] وی از بزرگان شیعه و متبحر در فقه، کلام و تفسیر است.[۱۷] او را در کودکى به صورت برده از جرجان آوردند و مولاى بشیر بن مروان شد. محل اقامتش در کوفه بوده، ابتدا جوال فروش بود و به همین جهت به او جوالیقی[۱۸] گفته می شد و بعد از آن، از راه فروش علوفه (علافى) امرار معاش مى‏کرد.[۱۹] نجاشی در رجال خود، دو بار درباه وی می گوید: ثقه است، ثقه است.[۲۰] در موقعیت کلامی وی همین بس که او یکی از کسانی است که امام صادق (علیه السلام) در مناظرات به او ارجاع می‌داد.[۲۱] آثار کلامی وی عبارتند از: کتاب «اصل»[۲۲] و کتاب «المعراج» (مسئله معراج از مباحث مهم اعتقادی آن دوره محسوب می‌شده است).[۲۳]

  1. حمران بن اعین:

حُمران بن اعین شیبانىّ‏؛ برادر زراره و از حواریّین حضرت امام محمّد باقر و امام جعفر صادق (علیهما السّلام) است. حضرت باقر (علیه السّلام) به او فرمود: تو از شیعیان ما در دنیا و آخرتی‏.[۲۴] یونس بن یعقوب می گوید: حمران، علم کلام را نیکو مى‏دانست.[۲۵] امام‏ صادق (علیه السّلام) مرد شامى را که به جهت مناظره با آن حضرت آمده بود، ابتدا به حمران حواله داد، آن مرد شامى گفت: من به جهت مناظره با تو آمده‏ام نه حمران، فرمود: اگر بر او غلبه کردى بر من غلبه کرده‏اى. پس آن مرد سؤال کرد و حمران جواب داد چنان که آن مرد خسته و ملول شد. حضرت به وى فرمود: اى شامى! حمران را چگونه دیدى؟ گفت: حاذق است، از هر چه از او سؤال کردم، مرا جواب داد.[۲۶]

  1. مؤمن الطاق:

ابو جعفر محمّد بن على بن نعمان کوفى، معروف به مؤمن الطّاق؛ از خواص اصحاب امام صادق (علیه السلام)، از محدثان مورد اطمینان امامیه و از متکلّمان حاذق و حاضر جواب در مناظره بوده است.[۲۷] چند کتاب تصنیف کرده؛ از جمله کتاب «افعل، لا تفعل»، کتاب «احتجاج در امامت امیرالمؤمنین (علیه السلام)»، کتاب «گفتگو با خوارج» و کتاب «مجالس با ابو حنیفه و مرجئه». نقل شده: روزى ابو حنیفه به وى گفت: آیا شما شیعیان به رجعت اعتقاد دارید؟ گفت: بلى. گفت: پس پانصد اشرفى به من قرض بده تا در رجعت که به دنیا برگشتیم به تو برگردانم. ابو جعفر فورا فرمود: تو براى من ضامنى بیاور که ضمانت نماید وقتی به دنیا برمى‏گردى به صورت انسان بر می گردى؛ زیرا که مى‏ترسم به صورت بوزینه برگردى و من نتوانم از تو وجه خود را دریافت نمایم!.[۲۸]

  1. فضل بن شاذان:

فضل بن شاذان النیشابوری؛ فقیه، متکلّم، جلیل القدر، ثقه و از اصحاب امام رضا (علیه السلام) و امام جواد (علیهما السلام) بوده است. وی دارای ۱۸۰ کتاب و تصنیف است. برخی از آثار کلامی وی عبارتند از: کتاب الوعید، کتاب الرد على أهل التعطیل، کتاب الاستطاعه، کتاب الإیمان، کتاب الرد على الثنویه، کتاب إثبات الرجعه، کتاب الرجعه (حدیث)، کتاب الرد على الغالیه المحمدیه، کتاب تبیان أصل الضلاله، کتاب الرد على محمد بن کرام، کتاب التوحید فی کتب الله، کتاب الأربع مسائل فی الإمامه، کتاب الرد على المرجئه، کتاب الرد على القرامطه، کتاب فضل أمیر المؤمنین (علیه السلام) و کتاب القائم (علیه السلام).[۲۹]

  1. ثُمامه بن اَشرس نُمَیرى (م ۲۱۳ ق):

ابو معن ثمامه بن اشرس نمیرى بصرى معتزلى، متکلم اسلامى و مؤسس مکتب «ثمامیه»، معاصر مأمون؛ خلیفه عباسى است. او در زمان سه خلیفه «مأمون، معتصم و واثق» زعیم طایفه قدریه بود.[۳۰]

  1. معمّر بن عبّاد سلمى (م ۲۱۵ یا ۲۲۰ ق):

ابو عمرو یا ابوالمعتمر معمّر بن عبّاد سلمى، متکلّم برجسته سده دوم و اوایل سده سوم هجرى و از معتزله بصره، که در روزگار خلافت هارون الرشید (خلافت ۱۷۰- ۱۹۳ ق) مى‏زیست.[۳۱]

  1. ابو الهذیل علّاف (۱۳۵- ۲۲۶ ق):

ابو الهذیل علاف بصرى، شیخ معتزله بصره بود، و اعتزال را از عثمان الطویل؛ یکى از یاران واصل بن عطا، فرا گرفت. ابو الهذیل در فلسفه یونانى اطّلاع تمام داشت و در بیان عقاید خاصّ کلامى خویش از آن بسیار یارى گرفت، و بیشتر اقوال او متأثر از همین فلسفه است؛ از آن جمله: بحث اعراض، اثبات جزء لایتجزّا، حرکت و سکون، حقیقت جسدانى انسان،[۳۲] تناهى معلومات خدا و مقدورات او، و برخى مباحث دیگر.[۳۳]

  1. بشر بن معتمر (م ۲۱۰ و به قولى ۲۲۶ ق):

ابو سهل بشر بن معتمر هلالى کوفى بغدادى از فقیهان و متکلّمان معتزلى، و پایه‏گذار گروه موسوم به «بشریه» از معتزله بغداد بود.[۳۴]

  1. نظّام سیار بلخى، بصرى (م ۲۳۱ ق):

ابو اسحاق ابراهیم بن سیار بن هانئ، النّظّام بلخى یا بصرى، معروف به نظّام بصرى یا ابراهیم نظّام، از بزرگ‏ترین شیوخ معتزله بصره در سده سوم هجرى بود. برخی او را در علم کلام، تواناترین متکلم شمرده‏ و گفته‏اند که وى بیش از همه، در فلسفه تعمّق داشته و در بارور کردن علم کلام از آن بهره گرفته است‏.[۳۵]

  1. ابو جعفر محمّد بن عبد اللّه اسکافى سمرقندى (م ۲۴۰ ق):

اسکافى یکى از شیوخ بزرگ معتزله بغداد و مردى دیندار و زاهد بوده است. او مانند پیروان دیگر مذهب اعتزال، قرآن مجید را مخلوق مى‏دانست، ولى معتقد بود که در هر زمان که آن کتاب را خوانده یا شنیده یا نوشته‏اند، وجود داشته است.[۳۶]

  1. جاحظ بصرى (حدود ۱۶۰ – ۲۵۵ ق):

ابو عثمان عمرو بن بحر، معروف به «جاحظ بصرى» یکی دیگر از پیشوایان معتزله است. او یکى از بزرگ ترین و پرکارترین دانشمندان اسلامى در بسیارى از شعبه ‏هاى علم از ادب، شعر، کلام، فلسفه، نقد شعر، طنز و هزل، علوم عقلى، و به ویژه جانورشناسى است.[۳۷] عناوین برخی از رسایل کلامی وی بدین قرار است: حجج النبوه، خلق القرآن، الرد علی النصاری، الرد علی المشبهه، مقاله العثمانیه، المسایل و الجوابات فی المعرفه، استحقاق الامامه، صناعه الکلام، الجوابات فی الامامه، و مقاله الزیدیه و الرافضه.[۳۸]

  1. ابن راوندى (۲۴۵ – ۲۹۸ ق):

ابو الحسین احمد بن یحیى بن اسحاق مشهور به ابن راوندى و ابن روندى، متکلّم معتزلى و ملحد معروف. وى در آغاز مذهب اعتزال داشته و از اصول آن دفاع مى‏کرده است، ولى بعدا به الحاد و زندقه روى آورده است.[۳۹]

  1. ابن کرّام سیستانى (م ۲۵۵ ق):

ابو عبد اللّه محمد بن کرّام؛ مؤسس فرقه «کرّامیه» است. اهل سنّت و بسیارى از معتزله و شیعه، کرّامیه را به سبب برخى عقاید، و به ویژه اعتقاد به جسم داشتن و شبیه بودن خدا به مخلوقات (مخصوصا انسان) تکفیر کرده، و گاه «عامى» و «جاهل» و «ضالّ» و جز اینها، خوانده‏اند و آنان را با مجسّمه و مشبّهه (جسم‏ دانندگان خدا و شبیه شمارندگان او با آدمى) یکى دانسته‏اند.[۴۰]

  1. ابو على و ابو هاشم جبّائى:

ابو على محمد بن عبد الوهّاب جبّائى (۲۳۵ – ۳۰۳ ق)، و فرزندش ابو هاشم عبدالسلام جبّائی (۲۷۷ – ۳۲۱ ق) دو تن از پیشوایان معتزله اند که دیدگاههایشان در مسایل مختلف کلامی همواره کانون توجه اندیشمندان                                                                                                                                                                                                                                             بوده است.[۴۱] پدر و پسر در اغلب مباحث با هم موافق بوده‏اند، ولى پیروان پدر را عموما «جبّائیه» و پیروان پسر را «بهشمیه» (مأخوذ از ابو هاشم) مى‏خوانند و به عنوان دو فرقه جداگانه به شمار مى‏آیند.[۴۲]

  1. ابو الحسن اسماعیل اشعرى (۲۶۰ – ۳۲۴/۳۳۰ ق):

ابو الحسن على بن اسماعیل اشعرى از نوادگان ابو موسى اشعرى است. وى که بزرگ‏ترین و نخستین نماینده مذهب اشعریه است، ابتدا بر عقیده اعتزال بود و بنابر قول مورّخان، چهل سال با معتزله همنشینى و همرایى کرد، ولی اندک اندک از آنان جدا شد و مذهب اشعریه را پایه گذاری کرد.[۴۳] به عقیده اشاعره قرآن ازلى و قدیم است، دیدار خداوند در آخرت امر محالى نیست و … .[۴۴] از اشعری چند نوشتار بر جای مانده است که آثار زیر را می توان از مهم ترین آنها دانست: مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، الابانه عن اصول الدیانه، و اللمع فی الرد علی اهل الزیغ و البدع.[۴۵]

  1. صاحب بن عبّاد (م ۳۸۵ ق):

ابوالقاسم اسماعیل بن عباد فرزند عباس، ملقب به صاحب و مشهور به صاحب بن عباد؛ وزیر دولت شیعی آل بویه بوده است. بسیاری از بزرگان به تشیع و برخی به دوازده امامی بودن او تصریح کرده اند. کتب متعددی در علوم مختلف تألیف نموده که در علم کلام کتاب های «الادبانه» و «التذکره» او معروف است.[۴۶]

  1. شیخ صدوق (۳۰۶ – ۳۸۱ ق):

ابو جعفر محمد بن على بن حسین بن موسى بن بابَوَیهِ قمّى ملقب به صدوق؛ یکی از بزرگ ترین شخصیت های جهان اسلام و از برجسته ترین محدثان، فقها و متکلمان امامیه است. مشخصه کلی‌ ‌ مکتب‌ کلامی شیخ صدوق‌، تکیه‌ بر اخبار و احادیث‌ در تعریف‌ مفاهیم‌ و اثبات‌ قضایای‌ کلامی‌ است‌. در واقع‌ کلام‌ صدوق را باید متن‌ احادیث‌ دانست‌ که‌ با کم‌ترین‌ تصرف‌ ممکن‌، در قالب‌ یک‌ نظام‌ کلامی‌ ریخته‌ شده‌ و تدوین‌ گشته‌ است‌. برخی از آثار کلامی شیخ صدوق عبارتند از: «الاعتقادات»، «ابطال‌ الغلو و التقصیر»، «کمال‌الدین» و «التوحید».[۴۷]

  1. شیخ مفید (۳۳۶/۳۳۸ – ۴۱۳ ق):

ابو عبد اللّه محمد بن محمد بن نعمان الحارثى العکبرى، مشهور به شیخ مفید از بزرگ ترین علما، متکلمان و فقهای شیعه دوازده امامی در نیمه دوم قرن ۴ و اوائل قرن ۵ قمری و از شاگردان شیخ صدوق است. سید رضی، سید مرتضی و شیخ طوسی نیز از شاگردان او بوده اند. وی در پیشرفت و تطور کلام شیعی، نقشی مؤثر داشته است.[۴۸] از کتاب های کلامی وی می توان به «تصحیح اعتقادات الإمامیه»، «اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات»، «نقض فضیله المعتزله»، «الافصاح»، «الایضاح» و «الارکان» اشاره نمود.[۴۹] وی مناظرات متعددی با بزرگان مذاهب اسلامی در عصر خویش داشته است.[۵۰]

  1. سید مرتضى «علم الهدى» (۳۵۵ – ۴۳۶ ق):

ابو القاسم على بن حسین موسوی، ملقّب به علم الهدى و معروف به سید مرتضى یا شریف مرتضى، از نوادگان امام موسى کاظم (علیه السلام)، و از شاگردان شیخ مفید بوده است. وی افزون بر دانش هایی؛ چون فقه، اصول فقه و کلام، در شعر و ادب نیز دستی توانا داشته است. کتاب های زیر را می توان از مهم ترین آثار کلامی بر جای مانده از وی دانست: «الشافى فى الامامه و النقض على کتاب المغنى»،‏[۵۱] الذخیره فی علم الکلام، تنزیه الانبیاء، جمل العلم و العمل. برخی دیگر از رساله های سید مرتضی – که بسیاری از آنها پاسخ او به پرسش هایی اعتقادی است که از نواحی مختلف جامعه اسلامی به وی رسیده بود – در مجموعه ای چهار جلدی با عنوان «رسائل الشریف المرتضی» چاپ شده اند.[۵۲]

  1. شیخ طوسی (۳۸۵ – ۴۶۰ ق):

ابوجعفر محمد بن حسن؛ معروف به شیخ طوسی و ملقب به شیخ الطائفه، یکی از برجسته ترین عالمان شیعی است. او افزون بر علم کلام، در دانش هایی؛ چون تفسیر، فقه، اصول فقه، حدیث و رجال متبحر بوده است. وی پنج سال پیش از وفات شیخ مفید به بغداد آمده، از محضر او بهره فراوان می برد، و پس از آن، بیست و سه سال، شاگرد و همدم سید مرتضی می شود. مهم ترین آثار کلامی وی عبارتند از: «الإقتصاد فیما یجب علی العباد»، «تمهید الاصول فی علم الکلام»، و «تلخیص الشافی».[۵۳]

  1. غزالى (۴۵۰ – ۵۰۵ ق):

ابو حامد محمد غزالى، معروف به «حجّه الاسلام»، در علم کلام دارای اعتبار بسیار است. از کتب کلامی غزالی، می توان به «الاقتصاد فی الاعتقاد» و «قواعد العقاید» نام برد که کتاب دوم، یک چهارم کتاب «احیاء العلوم» او است. غزالی در این کتاب اخیر خود که به منزله اعتقاد نامه وی است، آن چه که از علم کلام دانستن آن بر هر مسلمانی واجب است، ذکر می کند.[۵۴]

  1. شهرستانى (۴۶۸ – ۵۴۹ ق):

ابو الفتح محمد بن عبد الکریم بن احمد شهرستانى؛ متکلم معروف و صاحب کتاب های کلامی: «نهایه الاقدام فى علم کلام» و «الملل و النحل» است.[۵۵]

  1. امام فخر رازى (۵۴۳ – ۶۰۶ ق):

ابو عبد اللّه محمّد بن عمر بن حسین رازى، معروف به «امام فخر رازى»، است. وی در اصول دین و کلام، مذهب اشعرى، و در فروع دین، مذهب شافعى داشت.[۵۶]‏ از کتاب های کلامی او می توان به «المطالب العالیه» و «المعالم» اشاره کرد.[۵۷]

  1. محمد بن محمد طوسى (۵۹۷- ۶۷۲ ق):

یکى از بزرگترین متکلّمان تاریخ اسلام، ابو جعفر‏ محمد بن محمد طوسى؛ معروف به خواجه نصیر الدّین و ملقب به القابی چون «استاد بشر» و «عقل حادی عَشَر» است. وى در فقه، کلام، نجوم، ریاضیات و حکمت نظرى و عملى استاد بود و بى‏شک یکى از جامع‏ترین مردان سده هفتم هجرى است. از آثار کلامى خواجه، می توان به «تجرید الاعتقاد»، «مَصارع المُصارع»، «قواعد العقاید» و «تلخیص المحصل (نقد المحصل)» اشاره کرد. کتاب تجرید الاعتقاد وی که از مهم ترین متون درسی علم کلام به شمار می رود، مورد عنایت و توجّه بسیارى از دانشمندان شیعى و سنّى قرار داشته و متجاوز از صد شرح و حاشیه بر آن نوشته شده است. وی در این کتاب، فلسفه و کلام را به گونه ای کامل تر از شیوه پیشینیان با یکدیگر می آمیزد.[۵۸]

  1. ابن تیمیه (۶۶۱ – ۷۲۸ ق):

احمد بن محمّد بن تیمیه حرّانى حنبلى، متکلم و فقیه‏، بنیان گذار فرقه «وهابیت»،[۵۹] از «سلفیه»[۶۰] مشهور، و شاید جنجالى‏ترین چهره آن جماعت بوده است‏.[۶۱] او معتقد به عقاید انحرافی؛ مانند تجسیم،[۶۲] حرمت زیارت قبور اولیا، حرمت استغاثه به ارواح اولیای خدا، حرمت شفاعت و حرمت توسل بود و برای این که مردم عوام آنها را بپذیرند آن عقاید را به سَلَف نسبت می داد.[۶۳]

  1. علّامه حلّى (۶۴۸- ۷۲۶ ق):

علّامه جمال الدّین حسن بن یوسف بن مطهّر حلّى‏، از عالمان و متکلمان بزرگ شیعه است، که به دست وی در عهد سلطنت سلطان محمّد اولجایتو (م ۷۱۶ ق)؛ پنجمین ایلخان مغول، مذهب شیعه، آیین رسمى ایران گشت، و نام حضرت على (علیه السلام) در سکّه ‏ها به عنوان «علىّ ولىّ اللّه» زده شد. وی در علم کلام،‏ دارای کتاب های «الالفین الفارق بین الصدق و المین» در اثبات امامت حضرت امیر مؤمنان و ائمّه دیگر (علیهم السلام)؛ «ایضاح المقاصد» در شرح حکمه العین کاتبى قزوینى؛ «کشف المراد فى شرح تجرید الاعتقاد» و «باب الحادى عشر»، است.[۶۴]

  1. قاضى عضد الدّین ایجى (م ۷۵۶ ق):

قاضى عضد الدّین عبد الرحمن بن احمد ایجى، متکلّم، حکیم، عالم معانى، بیان و اصول در سده هشتم هجرى، و صاحب کتاب «المواقف» در علم کلام است. این کتاب و شرح آن توسّط میر سید شریف جرجانى از مشهورترین کتب کلامى اشاعره و اهل سنّت است.[۶۵]

  1. سعد الدین تفتازانی (۷۲۲ – ۷۹۲ ق):

سعدالدین مسعود بن عمر تفتازانی، از شاگردان عضدالدین ایجی و قطب الدین رازی (م ۷۶۶ ق) بوده، افزون بر آن که فقیهی شافعی و متکلمی اشعری است، ادیب و منطق دانی زبردست نیز به شمار می رود. معروف ترین آثار او در علم کلام «شرح المقاصد» و «شرح العقاید النسفیه» نام دارند.[۶۶]

  1. فاضل مقداد (م ۸۲۶ ق):

مقداد بن عبدالله سیوری حلی؛ معروف به فاضل مقداد، از شاگردان شهید اول و فخرالمحققین (فرزند علامه حلی) است. وی افزون بر کلام، در تفسیر، فقه و اصول فقه نیز صاحب نظر و دارای اثر بوده است. مهم ترین نوشتار کلامی وی «اللوامع الالهیه فی مباحث الکلامیه» نام دارد.[۶۷]

  1. قاضی نورالله شوشتری ( ۹۵۶ – ۱۰۱۹ ق):

قاضی نورالله شوشتری که نسبش به واسطه سلسله نورانی سادات مرعشی به امام زین العابدین علیه‌السلام می‌رسد،[۶۸] فقیه إمامی، محدث، متکلّم، آگاه به فقه مذاهب أَربعه، و دارای تألیفات بسیاری است.[۶۹] مهم ترین اثر کلامی بر جای مانده از وی، «احقاق الحق و إزهاق الباطل» نام دارد که پاسخی است به سخنان فضل بن روزبهان[۷۰] در نقد کتاب «کشف الحق و نهج الصدق» (اثر علامه حلی). شهاب الدین مرعشی نجفی (۱۲۷۸ – ۱۳۶۹ ش) در مقدمه خود بر کتاب احقاق الحق، آن را چنین می ستاید: «من با وسعت جستجو، تلاش‏ و کثرت پژوهش و تحقیق در کتاب های کلامی، کتابی به مانند احقاق الحق در بین کتاب های طولانی و مختصر کلامی ندیده ام».[۷۱]

  1. عبد الرزّاق لاهیجى (م ۱۰۷۲ ق):

عبد الرزّاق بن على بن حسین لاهیجى قمى؛ از متکلّمان و حکیمان نامدار روزگار صفویه، و صاحب آثاری؛ مانند «شوارق الالهام فى شرح تجرید الکلام‏»، «سرمایه ایمان» و «گوهر مراد» است.[۷۲]

  1. ملا محسن فیض کاشانی (۱۰۰۷ – ۱۰۹۱ ق):

ملا محسن فیض کاشانی در جامعیت و احاطه بر معقول و منقول کم نظیر است. شیخ حر عاملی در وصف او می گوید: «وی فاضل، عالم، ماهر، حکیم، متکلم، محدث، فقیه، محقق، شاعر، ادیب و نیکو تصنیف است».[۷۳] از میان نوشته های فراوان بر جای مانده از فیض، دو کتاب «عین الیقین» و «علم الیقین» را می توان از برجسته ترین آثار کلامی او دانست.[۷۴]

  1. میر حامد حسین هندی (۱۲۴۶ – ۱۳۰۶ ق):

مهم ترین میراث بر جای مانده از وی «عبقات الانوار» نام دارد. این کتاب که به زبان فارسی نوشته شده، دیدگاه شیعیان را درباره امامت با استناد به منابع اهل سنت –در چند جلد و حجمی بسیار گسترده- بررسی می کند.[۷۵] شیخ عباس قمی (۱۲۹۴ – ۱۳۵۹ ق) درباره این کتاب می نویسد: «هرکس کتاب مستطاب «عبقات الانوار» را که از قلم دُرربار آن بزرگوار بیرون آمده مطالعه کند، مى‌داند که در فن کلام -سیّما در مبحث امامت- از صدر اسلام تاکنون، احدى بدان منوال سخن نرانده و بر آن نمط تصنیف ننموده، و الحق، مشاهد و عیان است که این احاطه و اطلاع و سعۀ نظر و گستردگی، جز به تأیید و اعانت حضرت اله و توجه سلطان عصر (ارواحنا له الفداء)، نیست».[۷۶]

  1. علامه محمد جواد بلاغی (۱۲۸۲ – ۱۳۵۲ ق):

وی که در نجف به دنیا آمده، افزون بر زبان عربی، با زبان های فارسی، انگلیسی و عبری نیز آشنایی کامل داشته است. علامه بلاغی در آثار خود به شبهات دوران جدید؛ همچون پیامدهای نظریه داروین نیز پرداخته و کتاب هایی در دفاع از دین اسلام و نقد ادیانی؛ چون مسیحیت و یهودیت نگاشته است. برخی از این آثار عبارتند از: الهدی الی دین المصطفی، الرحله المدرسیه، اعاجیب الاکاذیب، التوحید و التثلیث، و انوار الهدی.[۷۷]

  1. سید شرف الدین عاملی (۱۲۹۰ – ۱۳۷۷ ق):

علامه شرف الدین، افزون بر تألیف کتاب هایی فراوان در دفاع از تشیع، از منادیان وحدت اسلامی بوده و گفت و گوهای خود را با شیخ الازهر –که با هدف معرفی تشیع و تقریب بین مذاهب اسلامی صورت گرفته- در کتاب گرانسنگ «المراجعات» گرد آورده است. از دیگر آثار کلامی بر جای مانده از وی، کتاب «النص و الاجتهاد» است که همچون کتاب نخست به زبان های دیگر نیز ترجمه و بارها چاپ شده است.[۷۸]

  1. علامه سید عبدالحسین امینی (۱۳۲۰ – ۱۳۹۰ ق):

در وصف مقام علمی امینی همین بس که بزرگانی چون سید ابوالحسن اصفهانی (۱۲۸۴ – ۱۳۶۵ ق)، شیخ محمد حسین غروی اصفهانی (۱۲۹۶ – ۱۳۶۱ ق) و شیخ آقا بزرگ تهرانی، وی را در همان آغاز جوانی اش «علامه» خوانده اند.[۷۹] شاهکار بزرگ علامه امینی، «الغدیر» نام دارد که یازده جلد از مجلد های بیست گانه آن منتشر شده است.[۸۰] هدف اصلى و اولیه این کتاب، تثبیت ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) از طریق اثبات حدیث شریف غدیر و تواتر آن بوده، ولى مطالب دیگری نیز در این کتاب آورده شده‏ که اجمالا عبارتند از: غدیر در آینه ادب‏؛ شرح حال شعراء و مردانى نامى؛ چون حضرت ابوطالب‏ (علیه السلام)؛ بررسی فضایل ساختگی درباره خلفا؛ ذکر وضّاعین (جعل کنندگان حدیث) و احادیث موضوعه‏.[۸۱]

  1. استاد شهید مرتضی مطهری (۱۲۹۸ – ۱۳۵۸ ش):‏

استاد مطهری از متکلمان و فیلسوفان معاصر و از برجسته ترین شاگردان علامه طباطبایی بود. از مهم ترین خدمات وی در طول حیات پربرکتش، ارائه ایدئولوژى اصیل اسلامى از طریق درس و سخنرانى و تألیف کتاب است. این امر خصوصا در سال هاى ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ش، به خاطر افزایش تبلیغات گروه هاى چپ (مانند مارکسیست) و پدید آمدن گروه هاى مسلمان چپ زده و ظهور پدیده التقاط، به اوج خود ‏رسید. بعضی از کتاب های کلامی وی عبارتند از: عدل الهی، انسان و سرنوشت، جهان بینی الهی و جهان بینی مادی، وحی و نبوت، و کلام (کلیات علوم اسلامی، ج ۲).[۸۲]

  1. آیت اللّه سبحانى (تولد: ۱۳۰۸ ش):

استاد آیه الله شیخ جعفر سبحانی، از عالمان، فقیهان، مفسران و متکلمان معاصر، از مؤسسان «مجله مکتب اسلام»،[۸۳] و صاحب‏ ‏آثار کلامی؛ مانند «سلسله المسائل العقائدیه (در ده جلد)»، «الوهابیه والمبانی الفکریه»، «أضواء على عقائد الشیعه إلامامیه»، و «مدخل مسائل جدید در علم کلام» است.[۸۴]

  1. آیه الله مکارم شیرازی (تولد: ۱۳۴۵ ق):

استاد آیه الله ناصر مکارم شیرازی؛ از دانشمندان، فقیهان، مفسران و متکلمان امامیه در عصر حاضر است. ایشان از آغاز دوران جوانى به تألیف کتاب در رشته‏هاى مختلف عقاید، معارف اسلامى، مسئله ولایت و سپس تفسیر، فقه و اصول پرداختند، و یکى از مؤلّفان بزرگ جهان اسلام محسوب مى‏شوند. همکاری در انتشار مجله مکتب اسلام از فعالیت های قبل از انقلاب ایشان است، برخی از آثار کلامی وی عبارتند از: سلسله دروس فی العقائد الاسلامیه، الشیعه شبهات و ردود، پنجاه درس اصول عقاید براى جوانان‏، پیدایش مذاهب، و جلوه حق بحثى پیرامون (صوفیگرى) در گذشته و حال‏.[۸۵]

[۱]. ر.ک: حلبى، على اصغر، تاریخ علم کلام در ایران و جهان‏ اسلام، ص ۱۶۵ – ۱۶۸٫

[۲]. واژه قدریه در احادیث، بسیار به کار رفته است. قواعد ادبی ایجاب می کند که قدریه؛ یعنی منسوبان به قدر، کسانی باشند که تنها بر تقدیر الهی در امور انسانی معتقدند و قدرت و اختیار انسان را نفی می کنند یا در برابر قدرت خداوند ناچیز می شمارند، ولی از آن جا که در احادیث منسوب به رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، قدریه مورد لعن قرار گرفته اند؛ مانند «لعن اللّه القدریه علی لسان سبعین نبیاً»، بیشتر ارباب ملل و نحل واژه قدریه را در مورد نفی کنندگان قدر به کار برده اند؛ یعنی گروهی که تقدیری بودن خیر و شر را از سوی خدا نفی کرده اند و خیر و شر را مطابق مشیت خداوند نمی دانند. اینان به دلیل مبالغه در نفی تقدیر از خداوند، قدریه نامیده شده اند. علامه مجلسی بر این گفته تأکید می کند که مراد از قدریه ای که مجوس این امت می باشند، تفویضیه هستند که مشیت و قدرت الهی را انکار می کنند. ر.ک: مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۵، ص ۵ و ۶٫ ر.ک: سبحانی، جعفر، بحوث فى الملل و النحل، ج ۱، ص ۲۳۸٫

[۳]. ر.ک: مشاهیر فرقه قدریه، دائره المعارف طهور.

[۴]. ر.ک: همان.

[۵]. تاریخ علم کلام در ایران و جهان‏ اسلام، ص ۱۶۸٫

[۶]. همان، ص ۱۷۰٫

[۷]. همان، ص ۱۷۰ و ۱۷۱٫

[۸]. جمعی از نویسندگان زیر نظر محمد فنایی اشکوری، درآمدی بر تاریخ فلسفه (مقاله سیری در تاریخ علم کلام)، ج ۲، ص ۲۰۹٫

[۹]. تاریخ علم کلام در ایران و جهان‏ اسلام، ص ۱۷۲٫

[۱۰]. همان، ص ۱۷۳٫

[۱۱]. همان، ص ۱۷۵٫

[۱۲]. همان، ص ۱۷۷٫

[۱۳]. یعنى از کسانى که بر خلاف واقفه، به رحلت امام موسى کاظم (علیه السلام) قطع و یقین کرده، بعد از او امام علىّ بن موسى الرّضا (علیهما السلام) را امام مى‏دانسته‏اند.

[۱۴]. همان، ص ۵۸٫

[۱۵]. شبسترى‏، عبد الحسین، الفائق فی رواه و أصحاب الإمام الصادق علیه السلام‏، ج‏۳، ص ۳۸۴٫

[۱۶]. نجاشى، احمد بن على‌، رجال النجاشی (فهرست أسماء مصنفی الشیعه)، محقق: شبیرى زنجانى‌، سید موسى، ص ۴۳۴٫

[۱۷]. الفائق فی رواه و أصحاب الإمام الصادق علیه السلام‏، ج‏۳، ص ۳۸۴٫‏

[۱۸]. تولید کننده یا فروشنده جولق که پارچه پشمین و خشن جوال و خرجین است – جوالباف، جوال فروش.

[۱۹]. کشّى، محمد بن عمر، رجال الکشی- اختیار معرفه الرجال، محقق: مصطفوى‌، حسن، ص ۲۸۱٫

[۲۰]. رجال النجاشی (فهرست أسماء مصنفی الشیعه)‌؛ محقق: شبیرى زنجانى‌، سید موسى، ص ۴۳۴٫

[۲۱]. رجال الکشی- اختیار معرفه الرجال، محقق: مصطفوى‌، حسن، ص ۲۷۶، در مناظره‌ «رجل من اهل الشام» که امام صادق‌ (علیه‌السلام) او را در هر بحثی به یک نفر ارجاع می‌دهد، در بحث توحید به هشام بن سالم حواله می‌شود

[۲۲]. طوسى، محمد بن حسن‌؛ الفهرست؛‌ محقق: آل بحر العلوم‌، سید محمد صادق، ص ۱۷۴٫

[۲۳]. رجال النجاشی (فهرست أسماء مصنفی الشیعه)‌؛ محقق: شبیرى زنجانى‌، سید موسى، ص ۴۳۴٫

[۲۴]. رجال الکشی- اختیار معرفه الرجال، محقق: مصطفوى‌، حسن، ص ۱۷۶٫

[۲۵]. قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل‏، ج ‏۲، ص ۱۴۳۳٫

[۲۶]. رجال الکشی- اختیار معرفه الرجال، محقق: مصطفوى‌، حسن، ص ۲۷۶٫

[۲۷]. الفائق فی رواه و أصحاب الإمام الصادق علیه السلام‏، ج‏۳، ص ۱۴۸ و ۱۴۹٫

[۲۸]. رجال النجاشی (فهرست أسماء مصنفی الشیعه)‌؛ محقق: شبیرى زنجانى‌، سید موسى، ص ۳۲۶٫

[۲۹]. همان، ص ۳۰۷٫

[۳۰]. تاریخ علم کلام در ایران و جهان‏ اسلام، ص ۱۹۴٫

[۳۱]. همان، ص ۱۹۸٫

[۳۲]. او مى‏گفت: انسان فقط جسد او است نه نفسش، و بر این مطلب، دلایلى از آیات قرآنى مى‏آورد؛ از جمله: «خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ کَالْفَخَّارِ» (الرحمن، ۱۴).

[۳۳]. تاریخ علم کلام در ایران و جهان‏ اسلام، ص ۲۰۴٫

[۳۴]. همان، ص ۲۰۵٫

[۳۵]. همان، ص ۲۱۰٫

[۳۶]. همان، ص ۲۲۳ و ۲۲۴٫

[۳۷]. همان، ص ۲۲۶٫

[۳۸]. درآمدی بر تاریخ فلسفه (مقاله سیری در تاریخ علم کلام)، ج ۲، ص ۲۱۳٫

[۳۹]. تاریخ علم کلام در ایران و جهان‏ اسلام، ص ۲۲۸ و ۲۲۹٫

[۴۰]. همان، ص ۲۳۶ و ۲۳۷٫

[۴۱]. درآمدی بر تاریخ فلسفه (مقاله سیری در تاریخ علم کلام)، ج ۲، ص ۲۱۶٫

[۴۲]. تاریخ علم کلام در ایران و جهان‏ اسلام، ص ۲۴۱ و ۲۴۲٫

[۴۳] . همان، ص ۴۵ به بعد.

[۴۴]. همان، ص ۸۹ به بعد.

[۴۵]. درآمدی بر تاریخ فلسفه (مقاله سیری در تاریخ علم کلام)، ج ۲، ص ۲۲۷٫

[۴۶]. ر.ک: پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت.

[۴۷]. ر.ک: شیخ صدوق، سایت اسلام پدیا.

[۴۸]. درآمدی بر تاریخ فلسفه (مقاله سیری در تاریخ علم کلام)، ج ۲، ص ۲۸۲٫

[۴۹]. ر.ک: شیخ مفید، سایت اسلام پدیا.

[۵۰]. ر.ک: ویکی شیعه.

[۵۱]. این کتاب از کتب بسیار دقیق در کلام شیعه است، و سید مرتضى در آن بسیارى از مطاعن و اعتراضات قاضى عبد الجبّار را نقل و جواب داده است. قاضی عبدالجبار که از معتزلیان بصری است، کتابی به نام «المغنی فی ابواب التوحید و العدل» را به رشته تحریر در‌می‌آورد که در جزء بیستم آن، بحث امامت را مطرح نموده و اعتقادات امامیه را در این موضوع، ردّ و نقض می‌کند. سید مرتضی نیز، با نگارش الشافی فی الامامه، به اشکالات و شبهات وی پاسخ می دهد. ر.ک: تاریخ علم کلام در ایران و جهان‏ اسلام، ص ۶۰؛ حدیث نت.

[۵۲]. درآمدی بر تاریخ فلسفه (مقاله سیری در تاریخ علم کلام)، ج ۲، ص ۲۸۹ و ۲۹۰

[۵۳]. همان، ص ۲۹۶ و ۲۹۷٫

[۵۴]. تاریخ علم کلام در ایران و جهان‏ اسلام، ص ۲۶۳٫

[۵۵]. همان، ص ۲۶۵٫

[۵۶]. همان، ۲۶۶ و ۲۶۷٫

[۵۷]. ر.ک: دائره المعارف طهور.

[۵۸]. درآمدی بر تاریخ فلسفه (مقاله سیری در تاریخ علم کلام)، ج ۲، ص ۳۰۳ – ۳۰۵؛ تاریخ علم کلام در ایران و جهان‏ اسلام، ص ۶۰ و ۶۱و ۲۷۸٫

[۵۹]. ر.ک: وهابیت، سایت اسلام پدیا؛ ابن تیمیه، سایت پژوهشکده باقرالعلوم.

[۶۰]. کسانی که خود را به سلف؛ یعنی اصحاب و تابعین منسوب می کنند. آنان در قرن چهارم هجری ظهور کردند و از حنبلیان بودند و چنین می پنداشتند که تمام آرایشان به احمد بن حنبل منتهی می شود، همان کسی که اعتقادهای سلف را زنده کرد و در راه آن جنگید. سپس در قرن هفتم، «ابن تیمیه» آن را دوباره زنده کرد و در فراخوانی به آن، دو چندان کوشید و مسائل دیگری به آن افزود. بعد از آن در قرن دوازدهم در شبه جزیره عربستان «محمد بن عبدالوهاب»، این اندیشه ها را احیاء کرد که وهابیان همچنان تا امروز منادی این افکارند. ر.ک: فرقه ها، سایت اسلام پدیا.

[۶۱]. تاریخ علم کلام در ایران و جهان‏ اسلام، ص ۳۰۰٫

[۶۲]. یعنی همه آیات قرآن و احادیث رسول الله (صلی الله علیه و آله) را که به خداى متعال اشارتى دارد، به صورت ظاهرى و لفظى آنها تفسیر مى‏کرد. وى چنان با این عقیده انس داشت که به قول ابن بطّوطه، روزى از فراز منبر گفت: «خدا از آسمان به زمین فرود مى‏آید، همچنان که من اکنون پایین مى‏آیم»، و آن گاه پله‏هاى منبر را یک به یک پایین آمد. ر.ک: تاریخ علم کلام در ایران و جهان‏ اسلام، ص ۲۹۷٫

[۶۳]. ر.ک: ابن تیمیه، سایت پژوهشکده باقرالعلوم.

[۶۴]. تاریخ علم کلام در ایران و جهان‏ اسلام، ص ۳۰۳ و ۳۰۴٫

[۶۵]. همان، ص ۳۰۸ و ۳۰۹٫

[۶۶]. درآمدی بر تاریخ فلسفه (مقاله سیری در تاریخ علم کلام)، ج ۲، ص ۲۵۹٫

[۶۷]. همان، ص ۳۱۲ و ۳۱۳٫

[۶۸]. حسینی جلالی، سید محمد حسین، فهرس ‏التراث، ج ‏۱، ص ۸۳۲٫

[۶۹]. سبحانى، جعفر، موسوعه طبقات الفقهاء، محقق: گروه پژوهش مؤسسه امام صادق علیه السلام، ج ‏۱۱، ص ۳۶۶٫‏

[۷۰]. فضل الله بن روزبهان خنجی از عالمان سنى مذهب قرن نهم و دهم هجرى است که پس از سال ۸۵۰ ق متولد شده‏ است. فضل، از سنیان ارادتمند به اهل بیت و ائمه دوازده‏گانه شیعه (علیهم السلام) است، ولى تعصب خود را نیز حفظ کرده و کتابى در ردّ نهج الحق علامه حلى نگاشته است. قاضى نور الله شوشترى نیز ردّیه‏اى بر فضل الله با عنوان احقاق الحق نوشت که سبب شهادت وى شد. ر.ک: نرم افزارنور، سیره معصومان (علیهم السلام)، کتابنامه کتاب «وسیله الخادم الی المخدوم».

[۷۱]. شوشتری، قاضى نور الله، إحقاق الحق و إزهاق الباطل، المقدمه ج ‏۱، ص ۱۳٫

[۷۲]. تاریخ علم کلام در ایران و جهان‏ اسلام، ص ۳۲۲ و ۳۲۳٫

[۷۳]. حر عاملى، محمد بن حسن، أمل الآمل، ج ‏۲، ص ۳۰۵٫

[۷۴]. درآمدی بر تاریخ فلسفه (مقاله سیری در تاریخ علم کلام)، ج ۲، ص ۳۱۵٫

[۷۵]. همان، ص ۳۱۶

[۷۶]. قمی، شیخ عباس، الفواید الرضویه فی احوال علماء المذهب الجعفریه، محقق:باقری بیدهندی، ناصر، ج ۱، ص ۱۶۸٫

[۷۷]. درآمدی بر تاریخ فلسفه (مقاله سیری در تاریخ علم کلام)، ج ۲، ص ۳۱۶٫

[۷۸]. همان، ص ۳۱۷٫

[۷۹]. علامه امینی نخستین اثر خود را با نام «شهداء الفضیله» در سال ۱۳۵۵ ق، منتشر ساخته است. اشخاص یاد شده در تقریظ هایی که بر این کتاب نوشته اند، مؤلف آن را علامه نامیده اند.

[۸۰]. همان، ص ۳۱۷ و ۳۱۸٫

[۸۱]. ر.ک: نرم افزارنور، سیره معصومان (علیهم السلام)، کتابنامه کتاب «الغدیر».

[۸۲]. ر.ک: نرم افزارنور، مجموعه آثاراستاد شهید مطهری.

[۸۳]. در رژیم طاغوت احساس مى‏شد که حوزه علمیّه قم، نیازمند یک نشریه عمومى است تا بتواند با نشریات گمراه ‏کننده‏اى که تعداد آنها نیز کم نبود مبارزه نماید. ایشان با همکارى جمعى از دانشمندان براى انتشار نشریّه ماهانه «مکتب اسلام» که با کمک بزرگان حوزه علمیّه قم تأسیس شده بود، همکارى نمود. این نشریّه در جهان شیعه بى‏سابقه بود و شاید از نظر وسعت انتشار -در میان مجلّات علمى و دینى- در تمام جهان اسلام، جزو درجات اوّل بود.

[۸۴]. ر.ک: پایگاه اطلاع رسانی آیه الله سبحانی.

[۸۵]. ر.ک: نرم افزار نور، مجموعه آثار آیه الله مکارم شیرازی.




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


+ 3 = 6