دایره المعارف اسلام پدیا » بیان اصطلاح مترادف با سنت (روش ها)، اخص، اعم و وابسته
منوی اصلی

بیان اصطلاح مترادف با سنت (روش ها)، اخص، اعم و وابسته

تاریخ: ۱۱ بهمن ۱۳۹۳ در باب: مفهوم شناسی سنت (روشها)

اصطلاح اخص

  1. قضا و قدر[۱]: قضا تمامی سنت های تکوینی و تشریعی خداوند که ثابت، قطعی و غیرقابل تغییرند و قدر نیز سنت خداوند است که راه تعامل با سنت های تکوینی و تشریعی را معین می سازد. تعقل و درست عمل کردن نسبت به سنت های خداوند و در امان ماندن از مضررات حتمی آن، قدر الهی است همانگونه که تعامل نادرست با سنت های خداوند و زیان دیدن حتمی آن، قدر الهی است که انسان نباید این گونه باشد.
  2. عدل[۲]: قرار دادن هر چیز در جای خویش و تخلف ننمودن از قانونی که حتمی و غیرقابل تغییر است، عدل خداوند است تا جامع افراد و مانع اغیار گردد.
  3. آداب و رسوم[۳]: مجموعه قوانینی که ریشه در دین، عقل، عرف و یا قانون دارد که عمل به آنها، انسان را دیندار، معقول و با شخصیت و قانونمند نشان می دهد و در نافرمانی از آن، انسانی بی دین، جاهل، بی شخصیت و قانون گریز معرفی می گردد.
  4. عرف[۴] : عمل مردم هر منطقه مطابق دستورات دینی، عقلی و یا قانونی است. عرف کشورها و مناطق مسلمان و غیرمسلمان حاوی مجموعه دستوراتی هستند که ممکن است در منطقه ای قابل قبول و در دیگر کشورها مورد پذیرش نباشد.

اصطلاح وابسته

  1. علت و معلول، قانونی است که در تمامی سنت های تکوینی و تشریعی الهی جاری است و باعث شده است که قوانین الهی ثابت، قطعی و غیرقابل تغییر گردند. با وجود علت و نبودن مانع در تأثیرگذاری و تأثیرپذیری، قطعیت، ثبات و تغییرناپذیری امری مسلم خواهد گشت.
  2. جبر، [۵] انتساب انجام کارهای انسان به خداوند همانگونه که اشاعره به آن معتقد است؛
  3. تفویض؛[۶] “گروهی معتقدند که افعال انسان از روی اراده و اختیار وی انجام می گیرد و خداوند نقشی در افعال بنده گانش ندارد. ایشان طرفدار نظریه تفویض و آزادی انسان به طور مطلق هستند. در فرهنگ اسلامی این گروه را معتزله می نامند”.
  4. امر بین الامرین؛[۷] این نظریه که به مکتب اهل بیت علیهم السلام منسوب است، انسان را در عین اجبار، مختار می داند؛ به عبارت دیگر اراده مطلق از آن خداوند است و هیچ انسانی از خود اراده نخواهد داشت و استفاده درست از نعمت ها در چارچوب سنت های الهی، و یا ناشکری و استفاده نادرست از نعمت ها در چارچوب سنت های الهی، همان اختیار و انتخابی است که خداوند به انسان داده است[۸] و او همانند فرشتگان و حیوانات در اعمال خوب عقلی و حیوانی غریزی، مجبور نیست[۹].

[۱] – «إنَّ أمیرَ المؤمنینَ علیه السلام عَدَلَ مِن عندِ حائطٍ مائلٍ إلى حائطٍ آخَرَ ، فقیلَ لَهُ : یا أمیرَ المؤمنینَ ، تَفِرُّ مِن قَضاءِ اللّه ِ ؟! قالَ : أفِرُّ مِن قَضاءِ اللّه ِ إلى قَدَرِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ». مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۱, ص۲, حدیث۳ ، ترجمه: ری شهری، میزان الحکمه، ج ۹، ص ۲۹۷٫

[۲]. «قال امیرالمومنین الامام علی علیه السلام اَلْعَدْلُ یَضَعُ اَلْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا»، نهج البلاغه، حکمت ۴۳۷.

[۳]. محمدی، ابوالحسن، مبانی استنباط حقوق اسلامی، ص ۲۵۹٫

[۴]. همان،

[۵]. ربانی گلپایگانی ، علی، محاضرات فی الالهیات، ص ۱۹۲- ۱۹۷٫

[۶]. همان، ص ۱۹۹-۲۰۳ .

[۷]. «امام صادق (علیه السلام) فرمود: نه جبر است و نه تفویض ، بلکه امرى است میان این دو امر»، مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۳، ص ۵٫

[۸]. «إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً» انسان، ۳٫ «ما راه هدایت را به او نمایاندیم؛ خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس».

[۹]. «قال رسولِ اللّه ِ صلى الله علیه و آله : ما شَیءٌ أکرمُ علَى اللّه ِ مِن ابنِ آدمَ . قیلَ : یا رسولَ اللّه ِ ، و لا الملائکهُ ؟! قالَ: الملائکهُ مَجْبورونَ ، بمنزلهِ الشّمسِ و القمرِ» هندی، کنز العمال، حدیث ٣۴۶٢١؛ ترجمه: ری شهری، میزان الحکمه، ج۱، ص ۴۹۰٫ «پیامبر خدا صلی الله علیه وآله می‌فرمایند : هیچ چیز نزد خدا گرامیتر از فرزند آدم نیست. عرض شد: ای پیامبر خدا! حتّی فرشتگان؟! فرمود: فرشتگان، بسان خورشید وماه ، مجبورند».




کلیدواژه ها: , , , , , , , , , , ,



ثبت نظر


1 + 1 =