دایره المعارف اسلام پدیا » مسائل علم فلسفه
منوی اصلی

مسائل علم فلسفه

تاریخ: ۰۶ دی ۱۳۹۳ در باب: فلسفه علم فلسفه

پرداختن به مسائل همه مکاتب فلسفی، مجال وسیع تری را می طلبد؛ لذا در این نوشتار فقط به مسائل فلسفه اسلامی به طور اشاره و فهرست وار پرداخته می شود.

مسائل فلسفى بر محور موضوع فلسفه؛ یعنی «موجود بما هو موجود» (به طور اختصار: موجود)، دور مى‏زند؛ به عبارت دیگر همه بحث هاى فلسفى در اطراف «هستى» است. این مسائل چند گونه است:

  1. مسائلى که مربوط به هستى و دو نقطه مقابل آن؛ یعنى: «ماهیت» و «نیستى» است.

البته در جهان عینى، جز هستى چیزى نیست. هستى در ماوراء ذهن، نقطه مقابل ندارد، ولى این ذهنِ مفهوم ساز بشر، دو معنا و دو مفهوم دیگر در مقابل هستى ساخته است: یکى نیستى، دیگر ماهیت (البته ماهیت ها). یک سلسله مسائل فلسفه، خصوصاً در حکمت متعالیه، مسائل مربوط به وجود و ماهیت است (مانند بداهت مفهوم وجود، اشتراک معنوی وجود، ارتباط وجود و ماهیت، اصالت وجود و اعتباریت ماهیت، تشکیک وجود، اعتبارات ماهیت، اقسام ماهیت و احکام آنها، تمییز و تشخص ماهیات) و یک سلسله مسائل دیگر مسائل مربوط به هستى و نیستى است (مانند احکام سلبی وجود، عدم تکرار در وجود، عدم تمایز و عدم علیت در عدم، امتناع اعاده معدوم).[۱]

  1. دسته دیگر، مسائل مربوط به اقسام هستى است. هستى به نوبه خود اقسامى دارد که به منزله انواع آن به شمار مى‏روند و به عبارت دیگر: هستى داراى تقسیماتى است؛ از قبیل تقسیم به خارجى و ذهنى، مستقل و رابط، واجب و ممکن، حادث و قدیم، ثابت و متغیر، واحد و کثیر، قوّه و فعل و جوهر و عرض. البته مقصود، تقسیمات اولیه هستى است؛ یعنى تقسیماتى که بر هستى وارد مى‏شوند، از آن جهت که هستى است؛ بر این اساس، انقسام به سفید و سیاه، بزرگ و کوچک، مساوى و نا مساوى، طاق و جفت، بلند و کوتاه و امثال اینها از انقسامات موجود بما هو موجود نیست، بلکه از انقسامات موجود بما هو جسم یا موجود بما هو متکمّم (کمّیت پذیر) است؛ یعنى جسمیت از آن جهت که جسمیت و یا کمّیت از آن جهت که کمّیت است، این انقسامات را مى‏پذیرد، اما انقسام به واحد و کثیر، یا واجب و ممکن و…، انقسام موجود بما هو موجود است.[۲]
  2. دسته دیگر، مسائلى است که مربوط به قوانین کلى حاکم بر هستى؛ از قبیل علّیت، سنخیت علت و معلول، ضرورت حاکم بر نظام علت و معلول، تقدم و تأخر و معیّت در مراتب هستى است.[۳]
  3. در مباحث علم‌ شناسی فلسفه یا هستی‌ شناسی علم، به احکام و عوارض علم و عالم‌ و ‌معلوم؛ مانند: تجرد علم، اقسام و مراتب علم، جوهر یا عرض‌ بودن علم، اتحاد علم و عالم و معلوم و اقسام عالم و معلوم، سخن به میان می آید.[۴]
  4. برخى دیگر، مسائل مربوط به اثبات طبقات هستى یا عوالم هستى است؛ یعنى هستى، طبقات و عوالم خاص دارد. حکماى اسلامى به چهار عالم کلى یا به چهار نشئه معتقدند:
  5. عالم طبیعت یا ناسوت: عالم ناسوت؛ یعنى عالم ماده و حرکت و زمان و مکان، و به عبارت دیگر عالم طبیعت و محسوسات یا عالم دنیا.
  6. عالم مثال یا ملکوت: عالم مثال یا ملکوت؛ یعنى عالمى برتر از طبیعت که داراى صور و ابعاد هست، اما فاقد حرکت و زمان و تغییر است.
  7. عالم عقول یا جبروت: عالم جبروت؛ یعنى عالم عقول یا عالم معنا که از صور و اشباح مبرّا است و فوق عالم ملکوت است.
  8. عالم الوهیت یا لاهوت: عالم لاهوت؛ یعنى عالم الوهیّت و احدیّت.[۵]
  9. مبدأشناسی، بخشی دیگر از مباحث فلسفی است که در آن به راه‌ ها و براهین عقلی اثبات واجب الوجود، توحید و مراتب ذاتی و صفاتی و افعالی، صفات الهی اعم از صفات ذاتیه و فعلیه؛ به ‌ویژه علم، قدرت، حیات، اراده، حکمت، و کلام ‌الهی، هدف آفرینش عالم و تبیین ‌عوالم ‌سه ‌گانه، قضا و قدر الهی، مسئله شرّ و عنایت الهی پرداخته‌ می شود.[۶]
  10. بخش دیگر، در آثار فلسفی اسلامی، علم النفس فلسفی یا نفس‌ شناسی است که به چیستی و مراتب و قوای نفس و احکام آن؛ مانند: تجرد نفس، اختصاص دارد.[۷]
  11. برخى دیگر از مسائل، مربوط به روابط عالم طبیعت با عوالم مافوق خود است؛ به عبارت بهتر، مربوط به سیر نزولى هستى از لاهوت تا طبیعت و سیر صعودى طبیعت به عوالم بالاتر است، مخصوصاً در مورد انسان، که به نام «معاد» خوانده مى‏شود و بخش عظیمى را در حکمت متعالیه اشغال کرده است.[۸]

[۱]. مطهری، مرتضی، مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهرى، ج ‏۵، ص ۱۵۷٫

[۲]. همان، ص ۱۵۸٫ در فلسفه راجع به ملاک این انقسامات و تشخیص این که چه انقسامى از انقسامات موجود بما هو موجود است و چه انقسامى از این انقسامات نیست، تحقیق دقیق شده است، احیاناً به مواردى بر مى‏خوریم که بعضى از فلاسفه، برخى تقسیمات را از تقسیمات جسم بما هو جسم مى‏دانسته‏اند و خارج از حوزه فلسفه اولى‏ فرض مى‏کرده‏اند و بعضى دیگر به دلائلى آنها را از تقسیمات موجود بما هو موجود دانسته و داخل در حوزه فلسفه اولى‏ شمرده‏اند.

[۳]. همان.

[۴]. خسرو پناه، عبدالحسین، آسیب شناسی فلسفه اسلامی، کتاب نقد، شماره۳۳، ص ۹۱٫

[۵]. مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهرى، ج ‏۵، ص ۱۵۷ و ۱۵۸٫

[۶]. آسیب شناسی فلسفه اسلامی، کتاب نقد، شماره۳۳، ص ۹۲٫

[۷]. همان، ص ۹۱٫

[۸]. مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهرى، ج ‏۵، ص ۱۵۹٫




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


+ 6 = 15