دایره المعارف اسلام پدیا » طبقه ششم فیلسوفان مسلمان
منوی اصلی

طبقه ششم فیلسوفان مسلمان

تاریخ: ۰۶ دی ۱۳۹۳ در باب: فلسفه علم فلسفه

طبقه ششم‏:

این طبقه را باید طبقه نوابغ نام نهاد. هیچ طبقه ای از طبقات فلاسفه مانند این طبقه افراد برجسته نداشته است. از شخصیت هاى این طبقه می توان به افراد ذیل اشاره نمود:

  1. ابوعلى احمد بن محمد بن یعقوب مسکویه رازى (حدود ۳۲۰ – ۴۲۱ ق[۱]):

مسکویه از فیلسوفان پر آوازه به ویژه در حکمت عملی است، به گونه ای که برخی او را سر آمد فیلسوفان مسلمان در فلسفه عملی دانسته اند، به همین دلیل، وی را «معلم ثالث» لقب داده اند.[۲] او اهل رى بود، و مدتى به اتفاق ابوریحان بیرونى، ابن سینا، ابوالخیر، ابوسهل مسیحى و ابونصر عراقى در دربار خوارزمشاه بوده است. وی در اصفهان وفات یافت. از معروف ترین کتاب هاى او تجارب الامم در تاریخ، الفوز الاصغر در فلسفه و طهاره الاعراق در اخلاق است.[۳]

در میان آثار به جای مانده مسکویه، «الفوز الاصغر» مهم ترین کتابی است که ما را با حکمت نظری وی آشنا می سازد. عناوین سه بخش اصلی این کتاب چنین است: اثبات الصانع، النفس و احوالها، و النبوات.[۴]

  1. ابوریحان محمد بن احمد بیرونى خوارزمى (۳۶۲ – ۴۴۲ ق):

از شخصیت هاى طراز اول فرهنگ و تمدن اسلامى است. از نظر برخى مستشرقان، در تمام جهان اسلام بی نظیر است. رشته تخصصى‏اش ریاضیات، نجوم، تاریخ، هیئت، داروشناسى، بررسى عقاید و ادیان اقوام و ملل و امثال آنها بوده است. چندین کتاب تحقیقى نفیس از قبیل تحقیق ما للهند، الآثار الباقیه، قانون مسعودى و غیره به رشته تحریر درآورد، که جهان هنوز به دیده اعجاب در آنها مى‏نگرد. او علاوه بر زبان فارسى، عربى و خوارزمى- که زبان مادرى او بوده – زبان هاى یونانى و سریانى را نیز مى‏دانست.[۵]

«بیرونی» به عنوان یکی از منتقدان فلسفه مشاء به شمار می رود. وی با این که در فلسفه اولی از مفاهیم انتزاعی و عقلی استفاده می کند، به این روش چندان اعتنایی نداشته و در عوض از روش نقل و روش تجربه، اسقراء و اندازه گیری استفاده می کند و با این رهیافت، خود را از دایره فیلسوفانی؛ مانند فارابی، عامری و ابن سینا خارج کرده است. ابوریحان در پرسش هایی که از ابن سینا داشته است، دیدگاه های طبیعت شناختی ارسطو در کتاب «السماء و العالم» را نقد کرده و به برخی از پاسخ های ابن سینا به آن پرسش ها نیز اشکال گرفته است.[۶]

ابوریحان به مبانى اسلامى سخت معتقد و پایبند بوده است، در نوشته‏هاى خود عموماً مانند یک مؤمن واقعى از دین مقدس اسلام یاد مى‏کند و به تناسب، آیات کریمه قرآن را ذکر می کند. او مخصوصاً احساسات ضد ملی گرایى داشته و در برخى نوشته‏هاى خود سخت از ملی گرایى اظهار تنفر مى‏نماید. ابوریحان به احتمال زیاد شیعه بوده است.[۷]

  1. ابوعلى حسین بن عبد اللَّه ابن سینا (۳۷۰ – ۴۲۸ ق):

ابن سینا از بزرگ ترین فیلسوفان مسلمان در تاریخ فلسفه اسلامی و پزشک نامدار عصر خویش بود. او گرچه در مقایسه با نظام فلسفی فارابی، مبدع و بنیان گذار نظام فلسفی کاملا جدیدی نیست، ولی در تاریخ فلسفه اسلامی جایگاه منحصر به فردی دارد؛ زیرا علاوه بر تبویب و تنظیم فروع پراکنده آن در قالبی هماهنگ، موضوعات و مسائل بی شماری به آن افزود و در بسط و گسترش دامنه این نظام فلسفی نقش برجسته ای ایفا کرد. ابن سینا فقط شارح میراث یونانی که به عالم اسلام رسیده نبود. وی همچنین دستاوردهای فارابی را در تأسیس فلسفه اسلامی صرفاً بازفرآوری نکرد، بلکه از همه آنها بهره برده، سرفصل های نوینی در فلسفه گشود و نیز راه حل ها و تبیین هایی ابتکاری برای موضوعات پیشین عرضه کرد، به گونه ای که نتیجه کوشش های او کاملا متمایز از کارهای پیشین شد و به همین سبب فلسفه اسلامی برای همیشه با نام او گره خورد.[۸]

شخصیت بوعلى همه حکماى اسلامى پیش از او را تحت الشعاع قرار داد. بعد از بوعلى، چه در طب و چه در فلسفه، کتاب هاى او، محور بحث و حاشیه و شرح بود.[۹]

کتاب های فلسفی بوعلی عبارتند از: الشفاء، النجاه، الاشارات و التنبیهات، المبدء و المعاد، التعلیقات، المباحثات، عیون الحکمه، دانشنامه علایی، رساله فی اقسام العلوم العقلیه، رساله الحدود و … .[۱۰]

قبل از بوعلى، بغداد مرکز طب و فلسفه بود، ولی آوازه شهرت ابن سینا تشنگان علم و حکمت را از هر سو به سوى او مى‏کشید. به حدی که شخصیت بوعلى در زمان حیات او و شهرت کتاب هایش بعد از خودش – که محور بحث میان اهل فضل بود و متخصصان آن کتب، بیشتر در ایران یافت مى‏شدند – سبب شد که مرکز ثقل فلسفه و طب از بغداد به ایران منتقل شود.[۱۱]

  1. ابوالفرج بن الطیب (م ۴۳۵ ق):

او عراقى (ظاهراً بغدادى) است. وی طبیب و فیلسوف بود، ولى از نظر طبابت قوی‌تر بود.[۱۲]

  1. ابوالفرج بن هندو:

در طب و حکمت شاگرد ابوالخیر بوده و از بزرگ‌ترین و فاضل‌ترین شاگردان او به شمار رفته است. ضمناً مردى ادیب، شاعر و سخنور هم بوده است.[۱۳]

  1. ابوعلى حسن بن الحسن (الحسین) بن الهیثم بصرى (۳۵۴ – ۴۳۰ ق):

او فیلسوف، طبیب، فیزیک‌دان و ریاضى‌دان بود. در فیزیک و ریاضیات شهرت جهانى دارد. وی از عوامل مؤثر در پیشرفت ریاضیات جهانى به شمار مى‏رود.[۱۴]

[۱]. جمعی از نویسندگان زیر نظر دکتر محمد فنایی اشکوری، درآمدی بر تاریخ فلسفه اسلامی، ج ۱، ص ۲۷۱٫

[۲]. همان، ص ۲۷۰ و ۲۷۱٫

[۳]. مطهرى، مرتضی، مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهری، ج ۱۴، ص ۴۷۷ و ۴۷۸٫

[۴]. درآمدی بر تاریخ فلسفه اسلامی، ج ۱، ص ۲۷۶٫

[۵]. ر.ک: مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهری، ج ۱۴، ص ۴۷۸٫

[۶]. ر.ک: ابن سینا، حسین بن عبدالله، رسائل ابن سینا (الأجوبه عن مسائل البیرونى‏)، ص ۴۰۷ – ۴۴۰؛ درآمدی بر تاریخ فلسفه اسلامی، ج ۱، ص ۴۰۱ و ۴۰۲٫

[۷].کرامتی، یونس، دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۱۳، مقاله ۵۳۶۹٫

[۸]. درآمدی بر تاریخ فلسفه اسلامی، ج ۱، ص ۳۰۶٫

[۹]. مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهری، ج ۱۴، ص ۴۸۰٫

[۱۰]. ر.ک: درآمدی بر تاریخ فلسفه اسلامی، ج ۱، ص ۳۱۳ – ۳۱۵٫

[۱۱]. مجتبائى، فتح‌ الله‌ ‌، دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۴، مقاله ۱۳۵۶٫

[۱۲]. بخش علوم، دایره المعارف اسلامی، ج ۶، مقاله ۲۴۴۸؛ مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهری، ج ۱۴، ص ۴۸۰ و ۴۸۱٫

[۱۳]. بخش ادبیات عرب، دایره المعارف اسلامی، ج ۵، مقاله ۱۹۱۵؛ مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهری، ج ۱۴، ص ۴۸۱٫

[۱۴]. ر.ک: جعفری نائینی، علیرضا، دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۵، مقاله ۱۹۱۷؛ مجموعه آثار استاد شهید مطهری، همان.




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


9 + 4 =