دایره المعارف اسلام پدیا » سید مرتضی علم الهدی
منوی اصلی

سید مرتضی علم الهدی

تاریخ: ۰۵ آذر ۱۳۹۳ در باب: بزرگان, تاریخ شخصیت ها
  1. چکیده مقاله سید مرتضی علم الهدی
  2. زندگی نامه سید مرتضی علم الهدی
  3. نسب و خاندان سید مرتضی علم الهدی
  4. ‏ولادت سید مرتضی علم الهدی
  5. اسامی و القاب مشهور سید مرتضی علم الهدی
  6. خانواده سید مرتضی علم الهدی
  7. همسر سید مرتضی علم الهدی
  8. فرزندان سید مرتضی علم الهدی
  9. تحصیل و تجارب سید مرتضی علم الهدی ‏
  10. اساتید سید مرتضی علم الهدی ‏
  11. فرازهای زندگی سید مرتضی علم الهدی ‏
  12. وفات سید مرتضی علم الهدی ‏
  13. ویژگی ‌های شخصیتی سید مرتضی علم الهدی ‏
  14. فلسفه اسامی، القاب و شهرت سید مرتضی علم الهدی ‏
  15. کسوت و پیشه سید مرتضی علم الهدی ‏
  16. اخلاق و صفات سید مرتضی علم الهدی
  17. کرامات سید مرتضی علم الهدی
  18. اثرات و اقدامات تاریخی سید مرتضی علم الهدی
  19. اندیشه و مکتب سید مرتضی علم الهدی
  20. آثار علمی سید مرتضی علم الهدی
  21. شاگردان سید مرتضی علم الهدی
  22. لیست اقدامات تاریخی سید مرتضی علم الهدی
  23. موافقان و مخالفان سید مرتضی علم الهدی
  24. میراث سید مرتضی علم الهدی
  25. اثرات در دوره سید مرتضی علم الهدی
  26. اثرات سید مرتضی علم الهدی بعد از او
  27. کتابنامه مقاله سید مرتضی

چکیده مقاله سید مرتضی علم الهدی

ابـوالـقاسم علی بن الحسین بن موسی، مشهور به سید مرتضی علم الهدی؛ نقیب طالبیان، از نظر منزلت علمی و اعتبار فقهی در مرتبت بسیار والایی قرار دارد. او در ماه رجب سال ۳۵۵ هجری قمری در شهر بغداد دیده به جهان گشود.

سید مرتضی از جانب پدر و مادر نسب بس شریفی دارد. او فرزند حسین فرزند موسی فرزند محمد فرزند موسی فرزند ابراهیم (مجاب) فرزند امام موسی کاظم (علیهم السلام) است. وی هم علوی هم موسوی است. نسب شریفش از ناحیه پدر با پنج واسطه به حضرت امام موسی بن جعفر (علیهما السلام) و از ناحیه مادر نیز با پنج واسطه به امام علی بن حسین؛ زین العابدین (علیه السلام) می رسد. القاب وی علم الهدى، ذوالثمانین، ابوالثمانین و ذوالمجدین و شریف مرتضى است. سید دارای دو فرزند؛ یک پسر و یک دختر بوده است.

مقام علمى سید مرتضى بى نیاز از بیان است. وى بى شک یکى از بزرگترین دانشمندان شیعه امامی محسوب مى شود. آن چنان که از تصنیفات و تألیفات بسیار او به دست مى آید؛ در بسیارى از علوم عصر خویش چون کلام، فقه، اصول، تفسیر، نجوم، انواع علوم ادبی؛ مانند لغت، نحو، معانى، انشاء، شعر و مانند اینها استادى ماهر، بلکه یگانه عصر خویش بوده است.

از جمله استادان او می توان به شخصیت های ذیل اشاره کرد:

  1. شیخ مفید (متوفای ۴۱۳ ق). ۲٫ ابو محمد هارون بن موسی تلعکبری (متوفای ۳۸۰ ق). ۳٫ شیخ صدوق (متوفای ۳۸۱ ق). ۴٫ حسین بن علی بن بابویه، برادر شیخ صدوق.

در باب اندیشه و مکتب سید باید گفت: روش او در اصول، پیروى از دلیل عقل بود؛ از این رو نه تنها با اشاعره بلکه حتّى با ظاهریان از امامیه نیز مخالفت مى کرد. در فقه به خبر واحد عمل نمى کرد و در استنباط احکام، از ادله اصولیه لفظیه و عقلیه استفاده مى کرد؛ لذا با محدّثان و اخباریان از امامیه نیز موافق نبود.

او دارای آثار علمی فراوانی است، از جمله آنها به تألیفات ذیل اشاره می شود:

  1. الانتصار. ۲٫ جمل العلم و العمل. ۳٫ الذریعه فی اصول الشریعه (در اصول فقه). ۴٫ المحکم و المتشابه. ۵٫ المختصر. ۶٫ ما تفردت به الامامیه من المسائل الفقهیه. ۷٫ المصباح. ۸٫ الناصریات. ۹٫ الامالی. ۱۰٫ درر الفوائد.

سید مرتضی شاگردان زیادی تربیت نمود که در اینجا نام برخی از آنها ذکر می شود:

  1. شیخ طوسی. ۲٫ ابویعلی سلّار دیلمی. ۳٫ ابوالصلاح حلبی. ۴٫ قاضی أبوالقاسم بن براج.

در تاریخ وفات او گفته اند: وی در ۲۵ ماه ربیع الاول سال ۴۳۶ قمری دار فانی را وداع گفت. شیخ عباس قمی می‌نویسد: «سید مرتضی در شهر کاظمین بدرود حیات گفت و در منزلش دفن شد. سپس به جوار جدش ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) منتقل و در کنار برادرش سید رضی و پدرش سید حسین دفن شد».

 

زندگی نامه سید مرتضی علم الهدی

ابـوالـقاسم علی بن الحسین بن موسی، مشهور به سید مرتضی علم الهدی؛ نقیب[۱] طالبیان،از نظر منزلت علمی و اعتبار فقهی در مرتبت بسیار والایی قرار دارد و جزو برجسته ترین عالمان شیعه امامیه در طول تاریخ تشیع است. پس از درگذشت استاد عالیقدرش شیخ مفید (متوفای سال ۴۱۳ قمری)، او پیشوای فقهی، متکلم و مرجع امامیه در عصر خویش، بوده است.

وی یـکی از بزرگان فقهای امامیه، جامع علوم معقول و منقول در عصر خویش بوده و در ادبیات و فـنـون کـلام و تفسیر سرآمد اقران بوده است و آنچنان در علوم اسلامی تبحر داشته که او را مروج المذهب یا مجدِّد المذهب در قرن چهارم، نامیده اند.

وی مدت سی سال سرپرست زائران خانه خدا و حرمین، همچنین نقیب الاشراف، قاضی القضات و مرجع تظلُّمات و شکایات مردم بوده است.[۲]

نسب و خاندان سید مرتضی علم الهدی

سید مرتضی از جانب پدر و مادر نـسـب بـس شریفی دارد. او نامش علی؛ فرزند حسین فرزند موسی فرزند محمد فرزند موسی فـرزنـد ابـراهـیـم (مجاب) فـرزند امام موسی کاظم فرزند امام جعفر صادق (علیهما السلام)، است. وی هم علوی هم موسوی است. نسب شـریـفش از ناحیه پدر با پنج واسطه به حضرت امام موسی بن جعفر (علیهما السلام) و از ناحیه مادر نیز با پنج واسطه به امام علی بن حسین؛ زین العابدین (علیهما السلام) می رسد.[۳]

ابن ابی الحدید می نویسد: «ابو احمد» در میان خلفا و سلاطین آل بویه[۴] و امرای حمدانی سوریه، مقامی والا داشت. او مردی با مهابت و بزرگ منش بود. دست به هیچ کار مشکلی نزد مگر این که آن را به انجام رسانید و با همت عالی و حسن تدبیر آن را به پایان برد.[۵]

مادر آن بزرگوار بانویی علوی نژاد به نام فاطمه بود که با چهار واسطه به امام زین العابدین (علیه السلام) می رسد. مرحوم شیخ مفید کتاب «احکام النساء» خود را به درخواست او به رشته تحریر درآورده و در مقدمه کتابش به این مطلب اشاره کرده است.[۶]

 

‏ولادت سید مرتضی علم الهدی

یک قرن از غیبت خورشید پر فروغ آسمان امامت و ولایت؛ «حضرت مهدی (علیه السلام)» می گذشت که ستاره ای از افق بغداد درخشیدن گرفت و نور امیدی بر دل عاشقان و منتظران تاباند. سید مرتضی که یکی از چهره های امید آفرین و هدف بخش و سازنده جهان تشیع و بلکه افتخار اسلام به شمار می آید، و آثار علمی و زندگی اجتماعی و شخصیت معنوی او برای همه نسل ها آموزنده و الهام بخش بوده، در ماه رجب سال ۳۵۵ هجری قمری در شهر بغداد دیده به جهان گشود و چشم جهانیان را با ورود خود به عرصه دنیا روشن کرد.[۷]

 

اسامی و القاب مشهور سید مرتضی علم الهدی

نام سید مرتضی؛ علی، کنیه اش ابـوالـقاسم و دارای القابی چون؛ علم الهدى، ذوالثمانین، ابوالثمانین و ذوالمجدین و شریف مرتضى است.[۸]

 

خانواده سید مرتضی علم الهدی

همان گونه که آیات قرآن و روایات اهل بیت (علیهم السلام)، تمام خوبی ها را در ایمان و دینداری می دانند و ایمان و دینداری را بر محور ولایت ‌مداری نسبت به معصومان (علیهم السلام) می دانند، بهترین هدف برای یک خانواده دیندار، باید تربیت انسان های ولایت ‌مدار باشد. قرآن کریم نیز در این زمینه تأکید کرده است.[۹]

سید مرتضی در خانواده ای رشد نمود که اداره آن با پدر و مادری پاک و اهل ورع بود. همچنین دارای نـسـبی بـسیار شریف بود که به موجب آن ارتباط نزدیکی با امامان معصوم (علیهم السلام)، داشت. به علاوه این که وی دارای فرزندانی اهل علم و تقوا بود، که در جای خود به نام و جایگاه علمی آنها اشاره می شود. همه اینها می تواند خود دلیل محکمی بر داشتن خانواده ای خوب و خداپسند باشد.

 

همسر سید مرتضی علم الهدی

پس از جست وجو در منابع تاریخی پیرامون نام و مشخصات فردی همسر یا همسران مرحوم سید مرتضی علم الهدی، تا کنون هیچ گونه مطلب و مدرکی در این زمینه یافت نشده است.

 

فرزندان سید مرتضی علم الهدی

سید مرتضی دارای دو فرزند؛ یک پسر و یک دختر بوده است. پسر او نامش محمد است که نجاشی در جریان غسل و نماز بر سید مرتضی از او نام برده است. نجاشی می گوید: من با کمک «محمد بن حسین جعفری» و «سلار بن عبدالعزیز» او را‍ غسل دادیم و سپس فرزندش؛ سید محمد، بر او نماز خواند … .[۱۰]

اما دختر سید مرتضی علم الهدی، (متوفی قرن ۶ هـ.ق)، محدث و عالم بوده است. صاحب ریاض العلماء ضمن آوردن نام این بانو، او را به فضل و دانش ستوده است. وی نهج البلاغه را از عموی خود سید رضی روایت کرده و شیخ عبدالرحیم بغدادی معروف به ابن الاخوه از علمای اهل سنت نهج البلاغه را از وی روایت کرده است. قطب الدین راوندی در آخر شرح نهج البلاغه‌اش سند خود را از طریق عامه به همین عبدالرحیم می‌رساند.[۱۱]

 

تحصیل و تجارب سید مرتضی علم الهدی ‏

مقام علمى سید مرتضى بى نیاز از بیان است. وى بى شک یکى از بزرگترین دانشمندان شیعه امامی محسوب مى شود. آن چنان که از تصنیفات و تألیفات متنوع او به دست مى آید، در بسیارى از علوم عصر خویش چون کلام، فقه، اصول، تفسیر، نجوم، انواع علوم ادبی؛ مانند لغت، نحو، معانى، شعر استادى ماهر، بلکه یگانه عصر خویش بوده است. او کوشش خود را بیشتر به فقه و کلام و ادب اختصاص مى داد و از این رهگذر به مذهب شیعه امامیه و استحکام آراء اصلى و فرعى ایشان خدمت مى کرد.

روش او در اصول پیروى از دلیل عقل بود؛ از این رو نه تنها با اشاعره بلکه حتّى با ظاهریان از امامیه نیز مخالفت مى کرد. در فقه به خبر واحد عمل نمى کرد و در استنباط احکام، از ادله اصولیه لفظیه و عقلیه استفاده مى کرد؛ لذا با محدّثان و اخباریان از امامیه نیز موافق نبود.[۱۲]

سید مرتضی فقیه و متکلم امامیه و مرجع آنان پس از وفات استادش شیخ مفید بود. کتاب الشافی فی الامامه رساترین حجت و دلیل بر تعمق وی در علم کلام و مناظره در هر مذهبی است. در فقه و اصول، رسائل و کتب نادر وی دلیل تسلط او است. در ادب، لغت، تفسیر، تاریخ و تراجم، کتاب امالی وی برهانی قاطع بر گستره معرفتی وی در این علوم است.[۱۳]

یکی از کسانى که در جلسات درس و حلقات علمى و ادبى سید مرتضى شرکت مى کرد، ابوالعلاء معرى است. وی دو سال در بغداد به سر برد. هنگامى که در سال ۴۰۰ قمری از عراق به معرّه بازمی گشت، از او پرسیدند: سید مرتضى را چگونه دیدى؟ وى در پاسخ گفت:

یا سائلى عنه لما جئت تسأله   *   *     *     *     *     *     *     *     *     *     ألا و هو الرجل العارى من العار

لو جئته لرأیت النّاس فی رجل‏   *     *     *     *     *     *     *     *     *     و الدّهر فی ساعه و الأرض فی دار

«اى آنکه آمده ‌اى درباره او از من بپرسى، بدان و آگاه باش که او شخصى پیراسته از هر عیب و ننگ است. اگر به نزدش روى بیگمان همه مردم را در یک شخص، و همه روزگار را در لحظه ‏اى، و جهان را در خانه‏‌اى می‌بینى».[۱۴]

در آغاز تحصیل سید مرتضی جریانی رخ داده است که عظمت وجودی ایشان را به اثبات می رساند. گروهی از مورخان و دانشمندان از جمله ابن ابی الحدید معتزلی نقل می کند: «شبی شیخ مفید؛ (استاد سید مرتضی) در عالم خواب می بیند، حضرت فاطمه زهرا‌ (سلام الله علیها) دست دو فرزندش امام حسن و امام حسین (‌علیهما ‌السلام) را گرفته، به نزد او آورد و پس از سلام به وی فرمود: «یا شَیخُ! عَلِّمهُمَا الفِقهَ»؛ «یعنی ‌ای شیخ! به این دو، علم فقه و احکام دین بیاموز!».

شیخ بعد از بیدار شدن، از آن رؤیا متحیر و در شگفت ماند، تا این که ساعات درس فرا رسید و او به طرف مسجد «براثا» واقع در محله شیعه نشین بغداد؛ «کَرخ» حرکت کرد و تدریس خود را آغاز نمود. پس از پایان درس، زنی با وقاری خاص، در حالی که دست دو پسرش را گرفته بود و اطرافش را زنانی احاطه کرده بودند، وارد مسجد شد و سلام کرد. وقتی شیخ مفید‌ او را شناخت، به احترام او از جا برخاست. پس از احترامات معمول، فاطمه، مادر کودکان، استاد را مخاطب قرار داد و گفت: «یا شَیخُ! عَلِّمهُمَا الفِقهَ»!

با رویداد این قضیه‌، مرجع بزرگ عالم تشیع، از خواب شب گذشته خود و این تعبیر صادق، در شگفت ماند و گریست. پس خواب خود را برای آن بانوی مخدره و کودکانش و حاضران نقل کرد و با کمال اشتیاق تعلیم و تربیت آنان را بر عهده گرفت و در ارتقاء آنان به درجات علمی و عملی همت بسیار گماشت و درهای علوم و معارف اسلامی را به روی آنان گشود، تا آن که هر دو برادر، سید رضی‌ و سید مرتضی‌ (رحمهما ‌الله)، از نوابغ روز و عالمان دهر شدند.[۱۵]

اساتید سید مرتضی علم الهدی ‏

سید مرتضی‌ تا آن زمان که خود بر فراز کرسی استادی تکیه زد، در نزد شماری از پاکان عصر خویش برای فراگیری علوم آسمانی، به ادب زانو زد و بهره ها برد. تاریخ، نام بزرگانی را در شمار استادان این انسان والا مقام بر شمرده است. در این مقال نام برخی از آنها، به اختصار ذکر می شود:

  1. شیخ مفید (متوفای ۴۱۳ ق)؛ او در شکل‏گیری شخصیت علمی و معنوی سید مرتضی نقشی اساسی داشت. شیخ مفید از علمای بزرگ مذهب امامیه است که علاوه بر عهده داری مسئولیت های اجتماعی و تربیت شاگردان ممتاز، در آن زمان حدود دویست جلد کتاب برای آیندگان و دانش پژوهان تألیف کرد.[۱۶]
  2. ابو محمد هارون بن موسی تلعکبری (متوفای ۳۸۰ ق)؛ او دانشمند و فقیهی برجسته و کم نظیر بود و از جمله راویان مشهور است که از مرحوم کلینی‌ روایت نقل کرده است.[۱۷]
  3. شیخ صدوق (متوفای سال ۳۸۱ ق)؛ بزرگی شخصیت صدوق آن‌چنان است که دانشمندان معروف اسلامی ـ اعم از شیعه و سنی ـ هر جا به نام وی رسیده اند، زبان به مدح او گشوده و او را به بزرگی یاد کرده و با لقب های بلند و عبارت های پر معنا از او نام برده اند. مرحوم شیخ طوسی می گوید: «وی دانشمندی بزرگ، پاسدار احادیث، آگاه به رجال و نقّاد اخبار بود که در میان قمی ها کسی در پاسداری از علم حدیث و دانش زیاد، همانند او دیده نشده و حدود ۳۰۰ کتاب تألیف کرده است».[۱۸]
  4. حسین بن علی بن بابویه، برادر شیخ صدوق؛ او فقیهی بزرگوار و محدثی شناخته شده است که از پدر و برادرش حدیث نقل کرده است».[۱۹]

در ردیف استادان سید مرتضی علم الهدی، نام بزرگان دیگری هم به چشم می خورد. جهت اختصار، فقط به ذکر نام برخی از آنان بسنده می شود:

  1. احمد بن علی بن سعید کوفی.
  2. محمد بن عمران کاتب مرزبانی.
  3. ابو یحیی ابن نباته.
  4. ابوالحسن.[۲۰]

 

فرازهای زندگی سید مرتضی علم الهدی ‏

حیات هر فردی، با توجه به موقعیت مکان و زمانی که در آن زندگی می کند، مملو از فراز و نشیب ها است. ممکن است شخص، تجربه ها، سختی ها، راحتی ها، غم ها، شادی ها، پیروزی ها و شکست های زیادی را تجربه کند، اما باید دانست راه زندگی همیشه هموار نیست و انسان در طول سفر زندگی با چالش ها و دست اندازها و موفقیت های متعددی مواجه می شود.

سید مرتضی علم الهدی ‏از شخصیت هایی است که در زندگی پر برکت خود، تلاش های بسیاری کرده و خدمات فراوانی به اسلام و مسلمانان، به ویژه شیعه اثنی عشری نموده است. با توجه به این که ایشان در زمان یک حکومت شیعی (آل بویه)[۲۱] می زیست، از موقعیت فراهم شده بسیار عالی استفاده کرد و در جهت هدایت مسلمانان و اجرای دستورات و قوانین اسلام فعالیت های فراوانی نمود.

سید مرتضی کتاب های ارزشمندی به رشته تحریر در آورد و آثار گرانبهایی از خود به یادگار گذاشته است. وی با عنایت به این که دارای توان مالی خوبی بوده، موفق شده است کتابخانه بسیار عظیمی با بیش از هشتاد هزار جلد کتاب نفیس، فراهم نموده و در اختیار طالبان علم و دانش قرار دهد. از دیگر فرازهای ارزشمند دوران زندگی پر برکت سید مرتضی، تربیت شاگردان عالی قدر و دانشمند است که هر کدام یکی از ارکان علمی زمان خود بوده و خدمات زیادی به جامعه بشری کرده اند.

 

وفات سید مرتضی علم الهدی ‏

در تاریخ وفات او گفته اند: وی در ۲۵ ماه ربیع الاول سال ۴۳۶ قمری دار فانی را وداع گفت. شیخ عباس قمی می‌نویسد: «سید مرتضی در شهر کاظمین بدرود حیات گفت و در منزلش دفن شد. سپس به جوار جدش ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) منتقل و در کنار برادرش سید رضی و پدرش حسین در محل معروف به ابراهیم مجاب دفن شد».[۲۲]

البته عده‌ای معتقدند که مدفن سید مرتضی و سید رضی در کاظمین و در کنار قبر حضرت امام موسی بن جعفر (علیهما السلام) است و دو ضریح نیز وجود دارد که گفته می شود: قبر سید رضی و سید مرتضی است. عده ‌ای از مردم برای تبرک جستن و خواندن فاتحه و زیارت به آنجا می ‌روند.[۲۳] شریفی می‌ نویسد: «قول اول مشهورتر است و بیشتر مورخان به آن اعتقاد دارند».[۲۴]

عبدالرزاق محی الدین نیز می‌نویسد: «تواریخ قدیم و جدید شیعه تصریح می‌کنند که سید رضی و سید مرتضی پس از دفن در خانه خود، به کربلا انتقال یافته و در مقبره نیای بزرگشان[۲۵] ابراهیم مجاب به خاک سپرده شده اند. این مقبره در کنار ضریح امام حسین (علیه السلام) است».[۲۶]

 

ویژگی ‌های شخصیتی سید مرتضی علم الهدی ‏

یکی از بزرگ ترین شخصیت های جهان اسلام و از برجسته ترین چهره های درخشان علم و دانش در قرن چهارم و پنجم؛ سید مرتضی علم الهدی است.

برخی از ویژگی های او بدین قرار است:

  1. یکی از ویژگی های وی داشتن حسب و نسب والای او است. سید مرتضی از نظر نسبی از هر دو جانب پدر و مادر با چند واسطه به دو امام معصوم می رسد و از نظر حسب هم منصب مهم نقابت و رسیدگی به کار و زندگی سادات دودمان ابوطالب و مسئولیت نظارت بر دیوان مظالم و سرپرستی زائران خانه خدا، که از منصب های مهم آن روزگار بوده، را به عهده داشته است.[۲۷]
  2. ویژگی دیگر سید مرتضی جریان آغاز تحصیل او و برادرش سید رضی است. در همین جریان است که شبی شیخ مفید‌ در عالم خواب می بیند حضرت فاطمه زهرا‌ (علیها السلام) دست دو فرزندش امام حسن و امام حسین (‌علیهما السلام) را گرفته و به نزد او می آورند و پس از سلام به وی می فرماید: «یا شیخ! عَلِّمهُمَا الفِقه؛ ‌ای شیخ! به این دو علم فقه و احکام دین بیاموز!». این قصه از ویژگی های این دو برادر است.[۲۸]
  3. از دیگر ویژگی های وی؛ حوزه درسی او است که به سختی می‌توان نمونه آن را در درس دیگر عالمان یافت. به عنوان مثال: از ویژگی های درس او این بود که همه افراد با هر عقیده و بینشی می توانستند در محضر او حضور یافته و از علوم او بهره مند گردند.

او حـوزه درسـی بـسـیـار غـنـی داشـتـه است و در علوم متنوعه تدریس می کرده است. نقل شده زمانی که در بغداد قحطی شدیدی پیش می آید، مردی یهودی که از قحطی و تنگدستی رنج می برد برای تحصیل، روزی چاره ای انـدیـشید و به محضر سید مرتضی رسید و از او تقاضای آموزش علم نجوم کرد. سید با گشاده رویی از این امر استقبال نموده و آموزش او را آغاز کرد و دستور داد مانند دیگر طلاب برای او نیز مبلغی جهت امرار معاش قرار دهند. پس از گذشت مدتی نه چندان طولانی، مرد یهودی که مصاحبت علم الهدی را درک کرده و تحت تأثیر عظمت روحی و برخوردهای عزت مدار او قرار گرفته بود، مسلمان شد.[۲۹]

  1. از جمله ویژگی دیگر او این بود که بزرگان بسیاری در درس او شرکت می کردند، شیخ طوسی‌ پنج سال پس از ورود به بغداد (که آن زمان مرکز علوم اسلامی و حوزه دینی تشیع به شمار می‌رفت) و استفاده از محضر اساتیدی مانند شیخ مفید، با این که خود در این زمان از صاحب نظران علم فقه و حدیث بود، با کمال تواضع در مجلس درس سید مرتضی حاضر شد و بیست و سه سال از محضر او علم و ادب آموخت.[۳۰] حتی گاهی استاد عالی قدرش شیخ مفید (رحمه الله) نیز در درس او حضور می یافت. در این باره چنین گفته شده است: وقتی در درس خواجه نصیر نام او برده شد مؤدبانه گفت: صلوات الله علیه! چون سید مرتضی به درس مفید حاضر می شد، مفید به احترام او از جا برمی خاست و گاه کرسی درس خود به او می داد و از بیان و تقریر او خوشحال و با نشاط می شد و در جلو او بر روی مبارکش لبخند شادی می زد؛ گویی سیمای معصومان (علیهم السلام) می دید و گاه که به یاد خواب حضرت زهرا (سلام الله علیها) می افتاد اشک شوق و محبت به گونه اش جاری می شد.[۳۱]

 

فلسفه اسامی، القاب و شهرت سید مرتضی علم الهدی ‏

یکی از القاب سید مرتضی، لقب علم الهدی است. در مورد دلیل ملقب شدن او به این لقب جریانی نقل شده است که در اینجا به نحو اختصار به آن اشاره می شود:

ابوسعید محمد بن حسین بن عبدالصمد؛ وزیر القادر باللّه (خـلافـت ۴۲۲ – ۳۸۱ ق)؛ بیست و پنجمین خلیفه عباسی، در سـال ۴۲۰ قمری بـیـمـار شـد. شـبـی در خواب دید که امیر مؤمنان (علیه السلام) به او می فرماید: به علم الهدی بگو برای تو دعا کند تا از بیماری بهبود یابی. وزیر عرض کرد: یا امیر المؤمنین، علم الهدی کیست؟ فـرمود: علی بن حسین موسوی است. گفته اند: وزیر وقتی از خواب برخاست، نامه ای به سید مرتضی نوشت که برای او دعا کند و در آن نامه او را علم الهدی خطاب کرد.

سـیـد مرتضی با دیدن نامه برآشفت و از وزیر خواست که او را با این لقب بزرگ نخواند. وزیر گفت: به خدا قسم امیر المؤمنین (علیه السلام) امر فرموده که شما را به این لقب بخوانم. بعد از آنکه وزیر از دعای سید مرتضی شفا یافت، جریان خواب خود و امتناع سید مرتضی از قبول این لقب را برای خلیفه بیان کرد. خلیفه پیام فرستاد که شایسته است لقبی را که از سوی جدتان به شما داده شده است، بپذیری و ابا نکنی! سپس حـکـم شـد کـه مـنشیان در نامه های رسمی و همچنین عموم مردم او را با این لقب بخوانند. بدین گونه وی ملقب به علم الهدی گردید.

یکی دیگر از القاب سید مرتضی، لقب ثمانینی است. ثمانینی از آن جهت است که اکثر منسوبات او بالغ بر هشتاد بوده است، چنانکه هشتاد قریه داشته، هشتاد سال و هشت ماه (تقریباً) عمر کرده و بعد از وفاتش، هشتاد هزار کتاب از مصنفات؛ (نوشته های او)، محفوظات؛ (کتاب هایی که در حافظه خود داشته و حفظ نموده) و مقروآت؛ (کتاب هایی را که خوانده بوده)، به جا گذاشته بود.

از جمله القاب وی لقب ذوالمجدین است. بدین سبب به او ذوالمجدین گفته می شود که صاحب مجد علمی و مجد نسبی بود و یا این که صاحب شرافت علم دینی و ریاست دنیوی، با هم بود.[۳۲]

 

کسوت و پیشه سید مرتضی علم الهدی ‏

اسلام، انسان ها را به کار و تلاش دعوت کرده، با بیکاری که عامل سقوط شخص و جامعه است، بسیار مخالف و آن را ممنوع دانسته است. شخصیت های بزرگ علمی نیز از قاعده سعی و تلاش استثنا نشده اند. در مورد نوع کار و پیشه سید مرتضی علم الهدی گفتنی است: او علاوه بر فعالیت های علمی فرهنگی بسیار گسترده و وسیع، تدریس علوم عقلی و نقلی، تربیت شاگردان بزرگی مانند شیخ طوسی، مسئولیت های اجتماعی و رهبری جامعه اسلامی، پس از وفات برادرش سید رضی در سال ۴۰۶ قمری مسئولیت نقابت و امارت حج و نظارت بر دیوان مظالم را به عهده گرفت. او مدت سی سال امیر حاج و حرمین و نقیب الاشراف و قاضی القضات و مرجع تظلمات و شکایات مردم بود.[۳۳]

 

اخلاق و صفات سید مرتضی علم الهدی

عالمان برجسته و شخصیت های بزرگ شیعه به دلیل این که در مکتب پر برکت اهل بیت (علیهم السلام) شاگردی کرده و تعلیم دیده اند، بهترین و نیکوترین اخلاق را از آن مکتب کسب نموده و آن اخلاق پاک و نیکو را در وجود خود پیاده و به آن عمل کرده اند.

در باب شخصیت سید مرتضی علم الهدی، شیخ عباس قمی می نویسد: «فضائل سید مرتضی، بیشتر از آن است که بتوان آن‌ها را برشمرد و احصاء کرد. او شخصیتی است که خواجه نصیرالدین طوسی وقتی او را یاد می کرد، می گفت: «صلوات الله علیه؛ درود خدا بر او باد».[۳۴]

سید مرتضی از جمله عالمانی است که بهترین ویژگی های اخلاقی اسلام را در وجود خود نهادینه کرده و به مرحله عمل آورده است. وی در حد بالایی دارای خلوص و تقوا بود. او در حالی که از نظر علمی سرآمد زمان خود و همه علمای هم عصر خود بود، اما بسیار متواضع و فروتن بود تا آنجا که هنگامی که ابو العلاء (نابغه بزرگ)، از عراق خارج می شد، از او پرسیدند سید مرتضی را چگونه دیدی؟ او در پاسخ اشعار زیر را قرائت کرد:

«ای فردی که از من جویای حال او هستی، بدان که او مردی است که از هر گونه نقص و عیب، مبری است. اگر او را ببینی خواهی دید که وجود همه مردم در یک فرد، جمع است و روزگار در یک ساعت متمرکز گردیده و جهان در یک خانه قرار گرفته است».[۳۵]

یکی از خصوصیات اخلاقی او بخشش و سخاوت ستودنی او بوده است. نقل شده سید مرتضی و برادرش سید رضی به زیارت بیت الله الحرام می رفتند. در بین راه «ابن جراح طائی» از آنها طلب چیزی کرد و آنها نه هزار دینار از مال خالص خویش را به او دادند.[۳۶] همچنین نوشته اند: وقتی چندین جلد کتاب به قیمت ده هزار دینار یا بیشتر برای سید مرتضی خریداری کردند، موقع مطالعه دید که بر پشت یکی از آنها این اشعار را نوشته اند: «گاهی احتیاج وامی دارد که اوراقی را که بیشتر مورد علاقه است، فروخته گردد. من گمان نمی بردم که روزی برسد که آن اوراق را بفروشم. هر چند طلبکارها مرا به زندان می اندختند …»؛[۳۷] این اشعار حاکی از فقر فروشنده آن بود که از روی ناچاری آن کتب نفیس رافروخته بود. سید اشعار را که دید، تمام کتاب ها را به صاحبش مسترد نمود و آن ده هزار دینار را نیز به او بخشید.[۳۸]

یکی دیگر از صفات اخلاقی بسیار مورد احترام سید مرتضی، بُعد معنوی قوی و علاقه شدید او به نماز است. نقل شده در وصیتش گفت: «تمام نمازهای واجب مرا که در طول عمرم خوانده‌‏‌ام، به نیابت از من دوباره بخوانید. پرسیدند چرا؟! شما که فردی وارسته هستید و اهمیت فوق ‌‌العاده‏ای به نماز می ‌دهید، علاقه ‌مند و عاشق نماز هستید و همیشه قبل از فرارسیدن وقت نماز وضو گرفته‏، آماده می ‏شوید تا وقت نماز فرا رسد. حال چه شده که این گونه وصیت می ‌کنید؟! گفت: آری من علاقه ‌مند به نماز، بلکه عاشق نماز و راز و نیاز با خالق خود بودم و از راز و نیاز هم لذت فراوان می ‏‌بردم؛ از این رو همیشه قبل از فرا رسیدن وقت نماز لحظه شماری می ‌‏کردم تا وقت نماز برسد و این تکلیف الهی را انجام دهم. پس به دلیل همین علاقه شدید و لذت از نماز، وصیت می ‌‌کنم که تمام نمازهای مرا دوباره بخوانید؛ زیرا تصور من این است که شاید نمازهای من صد در صد خالص برای خدا انجام نگرفته باشد، بلکه درصدی از آنها به خاطر لذت معنوی خودم انجام شده باشد! پس همه را قضا کنید؛ چون اگر یک درصد از نماز هم برای غیر خدا انجام گرفته باشد، شایسته درگاه الهی نیست و می ‌‌ترسم به همین سبب اعمال و راز و نیازهای من مورد پذیرش خدای منان قرار نگیرد».[۳۹]

 

کرامات سید مرتضی علم الهدی

یکی از جریاناتی که در زندگی سید مرتضی می تواند از کرامات آن بزرگوار به حساب آید، قصه رؤیای مرحوم شیخ مفید (استاد سید مرتضی) است که بی شباهت به الهام و نوعی آگاهی های غیبی نیست.[۴۰]

از دیگر اموری که خود کرامتی قابل توجه است جریان لقب علم الهدی برای او است.[۴۱]

مرحوم سید محمد مهدی بحر العلوم نقل می کند: به من خبر رسید که بعضی از فرمانروایان روم -فکر می کنم سال ۹۴۲ ق- قبر مرحوم سید مرتضی را کندند و دیدند که بدن او هنوز (بعد از پانصد و اندی سال) تازه است و زمین و خاک، آن را تغییر نداده و نقل شده که آثار حنا نیز هنوز در دست ها و موهای صورتش وجود داشته است.[۴۲]

 

اثرات و اقدامات تاریخی سید مرتضی علم الهدی

بندگان پاک و صالح خدا، وظیفه خود می دانند در هر موقعیت زمانی و مکانی، رسالت خود را برای حفاظت و نگهبانی از اعتقادات دینی ایفا کنند. سید مرتضی به عنوان یک عالم بزرگ دینی، با شناخت و درک موقعیت زمان خویش، برای اعتلای جایگاه اسلام و تشیع تلاش و کوشش فراوان نمود.

از جمله اقدامات و اثرات او که نزدیک به عصر ائمه (علیهم السلام) بود، نقل روایات اهل بیت (علیهم السلام) و تألیف کتاب هاى نفیس و با ارزش است، که خود خدمت ارزنده و کم نظیرى به اسلام و تشیع می باشد. سید مرتضی به لحاظ علمی، علاوه بر فقه، اصول فقه و کلام که در آنها تبحر فوق العاده ای داشت و کتاب های زیادی پیرامون آنها تألیف کرد، با مطالعه و تأمل در ادبیات عرب، مانند نحو، شعر، لغت و به طور خاص، تفسیر قرآن نیز کتاب هایی را به رشته تحریر درآورد. مرحوم مدرس، صاحب کتاب ریحانه الادب تعدادزیادی از تألیفات ایشان را با اسم و رسم نام می برد.

وی شاگردان زیادی تربیت نمود که تعداد قابل توجهی از آنها در عصر خود، از عالمان و اندیشمندان برجسته و فقیهان مشهور بوده‌اند که به واسطه جهد و کوشش، بسیاری از مجهولات علمی را رمز‌گشایی نموده‏اند. به عنوان مثال یکی از آنها شیخ طوسی است.

در زمان سید مرتضی شهر بغداد در مدتی کوتاه شاهد گسترش علم و ادب بود. در آن روزگار شیفتگان دانش و معرفت از دورترین نقاط جهان به آنجا می آمدند تا از محضر استادانی چون او توشه ای گرفته، به دیار خود بازگردند و مردم اطراف خود را ارشاد نمایند. در ظاهر هیچ مشکلی جز فقر و تنگدستی برای تحصیل علوم و معارف انسانی و اسلامی فرا روی آنان دیده نمی شد، به ویژه در سال هایی که قحطی شدید در شهر بغداد رخ نمود که مردم از جمله دانش پژوهان را در تنگنا و سختی قرار داد. در آن سال ها طلاب علوم دینی بیش از دیگران برای تأمین زندگی و نیازمندی های تحصیلی خود در زحمت بودند و کتابخانه ای نیز در آن زمان در شهر وجود نداشت؛ از این رو سید مرتضی بر آن شد تا بخشی از خانه خود را به اهل علم اختصاص دهد تا شاگردان و دانش پژوهان با استفاده از آن و کتابخانه اش، به تحقیق و مطالعه و مذاکرات علمی و تألیف بپردازند. البته آن مرکز بعدها «دار العلم» نامیده شد. این امر خود یکی از مهم ترین اقدامات سید مرتضی بود.

مرحوم علامه امینی می نویسد: «ابن طی» گفته: او اولین کسی است که خانه اش را دار العلم قرار داد و برای مباحثه و مناظره آماده کرد.[۴۳]

تنوخی، قاضی مدائن و شاگرد سید می گوید: «کتابخانه سید مرتضی دارای هشتاد هزار جلد کتاب بود».[۴۴]

کار ارزشمند دیگری که سید مرتضی انجام داد، این بود که یکی از روستاهای متعلق به خود را برای تأمین کاغذ دانشمندان و فقها وقف نمود و مخارج زندگی شاگردان را نیز از درآمد املاکش می پرداخت.[۴۵]

 

 

اندیشه و مکتب سید مرتضی علم الهدی

سید مرتضی به لحاظ علمی، علاوه بر فقه، اصول فقه و کلام که در آنها تبحر فوق العاده ای داشت و کتاب های زیادی پیرامون آنها تألیف کرد، با مطالعه و تأمل در ادبیات عرب، مانند نحو، شعر، لغت و به طور خاص، تفسیر قرآن نیز کتاب هایی را به رشته تحریر درآورد.

روش او در اصول، پیروى از دلیل عقل بود؛ از این رو نه تنها با اشاعره بلکه حتّى با ظاهریان از امامیه نیز مخالفت مى کرد. در فقه به خبر واحد عمل نمى کرد و در استنباط احکام از ادله اصولیه لفظیه و عقلیه استفاده مى کرد؛ لذا با محدّثان و اخباریان از امامیه نیز موافق نبود.[۴۶]

پس در حوزه علوم نظری، می توان سید مرتضی را پدر عقل گرایی در مکتب شیعه معرفی کرد. هرچند شیخ مفید؛ استاد سید مرتضی، در مقابل مکتب قم به رهبری شیخ صدوق، عقل گرایی را در اندیشه کلامی شیعه توسعه داد، اما این سید مرتضی بود که با صراحت اعلام کرد: اولین تکلیف انسان ها، تکلیفی ذاتا عقلی است نه نقلی. او در کتاب «الاصول الاعتقادیه» می گوید: «بدان که نخستین عمل از اعمال قلبی که به عهده انسان گذاشته شده، این است که پروردگار خویش را بشناسد و تنها راه برای این شناسایی، استدلال کردن به حدوث اجسام و نظایر آنها است».[۴۷]

سید مرتضی با قاضی عبدالجبار همدانی معتزلی (متوفی ۴۱۵ ق) معاصر بود و مدتی در نزد وی شاگردی کرد. عبدالجبار در آن زمان قاضی القضات رکن الدوله دیلمی بود و به ترویج اندیشه های اعتزالی می پرداخت. سیدمرتضی در این زمان بود که قلم به دست گرفت و اندیشه شیعه را بار دیگر با عقلانیت عجین کرد. او، حتی آرای شیخ مفید را در امامت و مباحث عقیدتی دیگر، به نقد کشید، تا از شیعه اندیشه ای پیراسته عرضه کند. گرایش سیدمرتضی به عقلانیت تا بدان جا است که همگان را (همراه با قَسَم) به پرهیز از تقلید در مسائل نظری دعوت می کند. او این گونه می آورد: هر آن که درباره مطلب ما در این کتاب (الذخیره) اندیشه نماید، قَسمش می دهیم که در هیچ یک از رهیافت ها و دلایل آن از ما تقلید نکند و بر اساس حسن ظن، از اندیشه ها و تأمل، به این سبب که ما به اندازه کافی زحمت کشیده ایم، باز نماند، بلکه در هر گزاره ای، مانند شخصی که از ابتدا می خواهد شروع کند، نظر نماید و از این طریق تلاش نماید تا حق را از باطل و راست را از دروغ تشخیص دهد و در هر مطلبی که اندیشه می کند، اعتدال گرایی را از دست ندهد.[۴۸]

 

آثار علمی سید مرتضی علم الهدی

سید مرتضی ‏دارای تألیفات متعددی است که هر کدام نشانگر وسعت علم و تبحر و گسترش کرانه دانش و فضیلت او بوده است. مرحوم مدرس، صاحب کتاب ریحانه الادب بیش از ۷۲ جلد از تألیفات ایشان را با اسم و رسم نام می برد. در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می شود:

الف. فقه:

  1. الانتصار.
  2. الناصریات.
  3. المصباح.
  4. ما تفردت به الامامیه من المسائل الفقهیه.

ب. اصول فقه:

  1. الذریعه فی اصول الشریعه.
  2. المحکم و المتشابه.
  3. المختصر.

ج.اعتقادات:

  1. جمل العقائد یا جمل العلم و العمل.
  2. جواب الملاحده فی قدم العالم.
  3. الشافی فی الامامه.

د. ادبیات:

  1. البرق فی علم الادب.

هـ. مختلف:

  1. الامالی.
  2. درر الفوائد.[۴۹]

شاگردان سید مرتضی علم الهدی

سید مرتضی شاگردان زیادی تربیت نمود که تعداد قابل توجهی از آنها در عصر خود، از عالمان و اندیشمندان برجسته و فقیهان مشهور بوده‌اند که به واسطه جهد و کوشش، بسیاری از مجهولات علمی را رمز‌گشایی نموده‏اند. برخی از شاگردان وی عبارتند از:

  1. شیخ طوسی: وی پنج سال پس از ورود به بغداد و استفاده از محضر اساتیدی مانند شیخ مفید، با این که خود در این زمان از صاحب نظران علم فقه و حدیث بود، با کمال تواضع در مجلس درس سید مرتضی حاضر شد و بیست و سه سال از محضر او علم و ادب آموخت.[۵۰]
  2. ابویعلی سلّار دیلمی: او از فقهای بزرگ شیعه و از ژرف اندیشان عصر خود بود که از منطقه دیلم (شمال ایران) به بغداد هجرت کرد و از محضر سید مرتضی‌ بهره مند شد. او به واسطه پشتکار و استعداد زاید الوصف خود توانست فوق العاده مورد توجه استادش قرار گیرد و جانشین او در منصب قضا در شهرهای حلب گردد.[۵۱]
  3. ابوالصلاح حلبی: او نیز از عالمان و فقیهان مشهور است. ابن شهر آشوب می گوید: «ابوالصلاح از شاگردان سید مرتضی است.[۵۲]
  4. قاضی أبوالقاسم عبدالعزیز بن براج: او نیز از فقیهان و دانشمندان و شاگرد مشهور سید مرتضی است.
  5. شریف ابویعلی محمد بن حسن بن حمزه بن جعفر.
  6. أبوالفتح محمد بن علی کراجکی.
  7. عمادالدین ذوالفقار محمد بن معبد حسنی.
  8. أبوعبدالله جعفر بن محمد دوریستی.
  9. أبوالحسن سلیمان بن حسن صهرشتی.
  10. أبوالحسن محمد بن محمد بصروی.
  11. أبوعبدالله بن تبان تبانی.
  12. شیخ أحمد بن حسن نیشابوری.
  13. أبوالحسین حاجب.
  14. نجیب الدین أبومحمد حسن بن محمد موسوی.
  15. قاضی عزالدین عبدالعزیز بن کامل طرابلسی.
  16. قاضی أبوالقاسم علی بن محسن تنوخی.
  17. مفید الثانی أبومحمد عبدالرحمن بن أحمد بن حسین.
  18. فقیه تقی بن ابی طاهر هادی نقیب رازی.
  19. محمد بن علی حلوانی.
  20. فقیه أبوالفرج یعقوب بن إبراهیم بیهقی.[۵۳]

 

لیست اقدامات تاریخی سید مرتضی علم الهدی

سید مرتضی اقدامات زیادی در راستای پیشبرد احکام، قوانین و دستورات دینی انجام داد که در این مقال مختصر به نام برخی از آنها اشاره می شود:

  1. نقل روایات اهل بیت (علیهم السلام) و تألیف کتاب هاى نفیس و با ارزش.
  2. ایجاد مرکزی در داخل منزل خودش جهت تحقیق و مطالعه و مذاکرات علمی و تألیف علما، فضلاء و طلاب علوم دینی که بعدها آن را «دارالعلم» نامیدند.[۵۴]
  3. احداث کتابخانه بسیار بزرگی که بالغ بر هشتاد هزار جلد کتاب را در خود جای داده بود.[۵۵]
  4. اختصاص دادن یکی از روستاهای متعلق به خود برای تأمین کاغذ دانشمندان و فقها.[۵۶]

 

موافقان و مخالفان سید مرتضی علم الهدی

شخصیت بزرگی مانند سید مرتضی که هم یکی از برجسته ترین عالمان اسلام و شیعه دوازده امامی، و هم دارای جایگاه و منصب اجتماعی بوده است، طبیعی است که دارای موافقان و مخالفانی باشد. البته باید دانست که موقعیت مکانی و زمانی دوران وی موقعیت خاصی بوده است. سید مرتضی در جایی بود که اغلب ساکنان آنجا شیعیان اهل بیت (علیهم السلام) بودند. به علاوه این که حکومت وقت (آل بویه)، حکومتی شیعی بوده که سید را بیسار مورد احترام قرار می داده است.

در باب زندگی ایشان آمده است که وی با داشتن اخلاق کریمانه به مخالفان خود اجازه حضور در درس و بحث را می داد. این خود نشان می دهد که همه با سید موافق نبوده اند، بلکه ایشان دارای مخالف هم بوده اند.

پس می توان اینچنین گفت که برخی از بزرگانی که در زمان او و بعد از او از محضرش و از آثار و نوشته های فراوان و گرانقدر وی بهره برده اند، از این جهت که او را یک شخصیت علمی بسیار برجسته می دانند، موافقان وی هستند، ولی همین موافقان ممکن است در بعضی روش های علمی و یا برخی از اعتقادت، با وی مخالف باشند؛ لذا در بخش مخالفان او باید گفت: مخالفان وی را بیشتر باید در جنبه های علمی و اعتقادی سراغ گرفت؛ زیرا سید مرتضی یک شخصیت عقل گرا است.

با توجه به این که سید مرتضی دارای منصب اجتماعی نیز بوده است، ممکن است در این زمینه نیز موافقان و مخالفانی داشته باشد.

 

میراث سید مرتضی علم الهدی

اولین و بهترین میراث گران سنگ سید مرتضی شاگردان فرهیخته و دانشمند وی هستند. شاگردانی که خود هر کدام دریای مواجی از علم و دانش بوده و خدمات بسیاری به اسلام و بشریت کرده اند. از دیگر میراث گران بهای او می شود به آثار قلمی و کتاب های ارزشمند وی که منشأ خیر و برکت و هدایت بوده است، اشاره کرد. در پایان باید گفت: یکی از بزرگ ترین خدمات و میراث سید مرتضی، کتابخانه عظیم او است که با کمال تأسف، چند سال بعد از رحلت ایشان در دوران زعامت شیخ طوسی، به دست دشمنان اسلام و شیعه، تاراج و به آتش کشیده شد و بسیاری از کتاب های آن از بین رفت.

 

اثرات در دوره سید مرتضی علم الهدی

یکی از اثرات مؤثر سید مرتضی ایجاد تحولی عمیق در علوم اسلامی از جمله مسایل کلام اسلامی است. همچنین از دیگر اثرات او در زمان خودش، آن هم با توجه به موقعیت و جایگاه سیاسی اجتماعی، همچنین موقعیت علمی و مالی که دارا بود؛ ایجاد کتابخانه ای عظیم و کمک مالی فراوان به عالمان و فقیهان و حل مشکلات معیشتی آنان بود. همین امر موجب شد تا بسیاری از دانشمندان شیعه به واسطه حمایت و پشتیبانی مالی از آنها بدون دغدغه مسایل و مشکلات مالی به تحصیل علوم پرداخته و شخصیت های والامقامی در آن دوره تربیت شود.

 

اثرات سید مرتضی علم الهدی بعد از او

در حال تکمیل می باشد.

 

کتابنامه مقاله سید مرتضی

  1. قرآن کریم.
  2. ‏ ابن ابی الحدید، عبد الحمید؛ شرح نهج البلاغه؛ تحقیق: ابراهیم، محمد ابوالفضل؛ ناشر: انتشارات دار الاحیا الکتب العربیه، ‏‏۱۳۷۸ ق.‏ ‏
  3. امین عاملی، سید محسن؛ اعیان الشیعه؛ ناشر: انتشارات دار التعارف للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۶ ق. ‏
  4. امینی، عبد الحسین؛ الغدیر فی الکتاب و السنه و الأدب؛ ناشر: دار الکتب الاسلامیه، قم، بی تا. ‏
  5. ‏پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت. ‏
  6. ‏پژوهشکده باقرالعلوم (علیه السلام). ‏
  7. خوانساری، سید محمد باقر؛ روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات؛ ناشر: انتشارات دارالسلامیه، بیروت، ۱۴۱۱ ق.‏
  8. دانشنامه مجازی ویکی شیعه.
  9. ‏دوانی، علی؛ مفاخر اسلام؛ ناشر: انتشارات امیر کبیر، ۱۳۶۳ ش.
  10. ‏دوانی، علی؛ هزاره شیخ طوسی؛ ناشر: انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۸۶ ش. ‏
  11. سایت اندیشه قم.
  12. سایت ویکی فقه. ‏
  13. طبرسى، احمد بن على‏؛ الإحتجاج على أهل اللجاج؛ محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر؛ ناشر: نشر ‏مرتضى، چاپ اول، مشهد، ۱۴۰۳ ق.‏ ‏
  14. طوسى‏، محمد بن حسن؛ رجال الشیخ الطوسی؛ ‏ناشر: انتشارات حیدریه، نجف، ۱۳۸۱ ق.‏ ‏
  15. عبدالرزاق، محیی الدین؛ شخصیت ادبی سید مرتضی؛ ترجمه: جواد محدثی؛ ناشر: امیرکبیر، تهران، ۱۳۷۳ ش.
  16. علم الهدی، سید مرتضی؛ الاصول الاعتقادیه؛ ناشر: نشر المعارف، چاپ دوم، بغداد، بی تا.
  17. علم الهدی، سید مرتضی؛ الذخیره؛ تحقیق: الحسینی، سید احمد؛ ناشر: جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۵ ق.
  18. علم الهدی، سید مرتضی؛ الانتصار؛ ‏تحقیق: محققان مؤسسه نشر اسلام؛ ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی، قم، ۱۴۱۵ ق.‏
  19. فرهنگ فارسی معین.‏
  20. قمی، عباس؛ وقایع الایام؛ ناشر: صبح پیروزی، قم، چاپ اول، ۱۳۸۵ ش. ‏
  21. کتابخانه دیجیتال نور. ‏
  22. گرجی، ابوالقاسم؛ تاریخ فقه و فقها؛ تحقیق: مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی؛ ناشر: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم ‏انسانی دانشگاه ها (سمت)، تهران.
  23. گ‍ل‍پ‍ای‍گ‍ان‍ی‌، م‍ح‍م‍د؛ ع‍ل‍م‍ای‌ ب‍زرگ‌ ش‍ی‍ع‍ه‌ از ک‍ل‍ی‍ن‍ی‌ ت‍ا خ‍م‍ی‍ن‍ی‌؛ ناشر: م‍ع‍ارف‌ اس‍لام‍ی، ق‍م، ۱۳۶۴ ش. ‏
  24. لغت نامه دهخدا.
  25. المحامی، رشید الصفار؛ ترجمه الشریف المرتضی. ‏
  26. نورى، حسین؛ مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل؛ محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم السلام؛ ‏ناشر: ‏مؤسسه آل البیت علیهم السلام‏، چاپ اول، قم، ۱۴۰۸ ق.‏
  27. ‏مدرس، محمد علی؛ ریحانه الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب؛ ناشر: کتابفروشی خیام، تهران، ۱۳۶۹ ش.‏
  28. مرکز ‏تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.
  29. مفید، محمّد بن محمد بن نعمان؛ أحکام النساء؛ ناشر: کنگره جهانى هزاره شیخ مفید، چاپ اول، قم، ایران، ۱۴۱۳ ق‌‌. ‏
  30. مؤسسه فرهنگی و ‏هنری نور راسخون. ‏
  31. نجاشى‏، احمد بن على؛ رجال النجاشی‏؛ ناشر: انتشارات جامعه مدرسین، قم‏، ۱۴۰۷ ق.‏
  32. نشریه مبلغان؛ اسفند ۱۳۸۹ ش.
  33. هاشمى خویى، میرزا حبیب الله و حسن زاده آملی، حسن و کمره اى، محمد باقر؛ منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه؛ محقق / مصحح: ‏میانجى، ابراهیم؛ ‏ناشر: مکتبه الإسلامیه، چاپ چهارم، تهران‏، ۱۴۰۰ ق‏.‏ ‏

[۱]. نقیب به معنای بزرگ، مهتر و سالار قوم. همچنین به معنای پیشوا، رئیس و کسی که معرفت به احوال مردم دارد و نیز سرپرست گروه و کسی که مأمور تیمارداری و تفحص احوال دسته یا صنفی را داشته باشد، است؛ لغت نامه دهخدا؛ فرهنگ فارسی معین و نیز به معنای عمید، قائد، مهتر، ضامن و رئیس قوم. جمع آن نُقَباء و نقیبان است. ‏در اینجا «نقیب طالبیان» در مقابل «نقیب عباسیان» است. نقیب طالبیان کسی بود که ریاست و سرپرست سادات (بنی هاشم) را بر عهده داشت و منظور از طالبیان سادات خاندان حضرت ابوطالب (علیه السلام) است..

[۲]. دوانی، علی، مفاخر اسلام، ج ۳، ص ۲۶۸؛ نشریه مبلغان، شماره ۱۳۸، اسفند ۱۳۸۹ ش؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی؛ سایت اندیشه قم.

[۳]. دوانی، علی، مفاخر اسلام، ج ۳، ص ۲۶۸؛ نشریه مبلغان، شماره ۱۳۸، اسفند ۱۳۸۹ ش؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.

[۴]. حاکمان آل بویه شیعه مذهب بوده و از نیمه دوم قرن چهارم تا آخر قرن پنجم، حدود صد و سیزده سال بر قسمت وسیعی از جهان اسلام حکومت کردند.

[۵]. ابن ابی الحدید، عبد الحمید، تحقیق: ابراهیم، محمد ابوالفضل‏، شرح نهج البلاغه‏، ج ۱، ص ۴۱٫‏

[۶]. مفید، محمّد بن محمد بن نعمان، أحکام النساء‌، ص ۱۳؛ دوانی، علی، مفاخر اسلام، ج ۳، ص ۲۶۴٫

[۷]. دوانی، علی، مفاخر اسلام، ج ۳، ص ۲۶۸؛ نشریه مبلغان، شماره ۱۳۸، اسفند ۱۳۸۹ ش؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.

[۸]. دوانی، علی، مفاخر اسلام، ج ۳، ص ۲۶۸؛ نشریه مبلغان، شماره ۱۳۸، اسفند ۱۳۸۹ ش؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.

[۹]. فرقان، ۷۴؛ «والذین یقولون رَبَنَا هَبْ لَنَا مِنْ اَزْوَاجِنَا وَ ذُرِیَتِنَا قُرَهَ اَعْینُ‏ٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَقِینَ إِمَامًا»؛ «و کسانی که می گویند: پروردگارا، به ما زنان و فرزندانی مرحمت فرما که مایه چشم روشنی ما باشند و ما را پیشوای اهل تقوا قرار ده».

[۱۰]. نجاشى‏، احمد بن على، رجال النجاشی‏، ص ۲۷۱٫‏

[۱۱]. محدث نورى، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، ج ۳، ص ۸۸٫‏

[۱۲]. گرجی، ابوالقاسم، تاریخ فقه و فقها، تحقیق: مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی، ص ۱۴۸و ۱۴۹٫

[۱۳]. المحامی، رشید الصفار، ترجمه الشریف المرتضی، ص ۷ و ۸؛ به نقل از سایت ویکی فقه.

[۱۴]. طبرسى، احمد بن على‏، الإحتجاج على أهل اللجاج، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، ج ۲، ص ۵۰۶٫

[۱۵]. ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبه الله،‏ شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید، محقق / مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل‏، ج ۱، ص ۴۱٫

[۱۶]. امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنه و الأدب ،ج ۴، ص ۳۲۵‏.‏

[۱۷]. طوسى‏، محمد بن حسن، رجال الشیخ الطوسی، ص ۴۳۴٫‏

[۱۸]. همان.

[۱۹]. امینی، عبد الحسین، الغدیر فی الکتاب و السنه و الأدب، ج  ۴، ص ۲۷۰٫

[۲۰]. همان.

[۲۱]. آل بویه از خاندان اصیل ایرانی و شیعی مذهب ساکن منطقه دیلمان ایران بودند که جد آنها ابوشجاعِ بویه پسر فنا خسرو دیلمی است و نسب آنها به بهرام گور ساسانی می‌رسد. ابوشجاع سه پسر به نام‌های علی، حسن و احمد داشت که همراه پدر در دورۀ تسلط حاکمان آل زیار بر طبرستان به خدمت آنها درآمدند و در دورۀ ضعف خلافت عباسی ادعای استقلال کرده و بغداد را تصرف کردند. آنان با نگه‌داشتن ظاهری از خلافت عباسی از سال ۳۲۲ تا ۴۴۷ قمری به حکومت بر قلمرو خلافت در سه شعبه دست یافتند؛ سایت اندیشه قم.

[۲۲]. قمی، شیخ عباس، وقایع الایام، ص ۲۸۷٫

[۲۳]. همان.

[۲۴]. همان، ص ۵۳٫

[۲۵]. در مقدمه کتاب الانتصار که شرح حال سید مرتضی ذکر شده، آمده است: «ابراهیم مجاب جد سید مرتضی و سید رضی نمی‌باشد. وی فرزند نداشته است. صاحب روضات الجنات که این مطلب را ذکر کرده سهو یا اشتباه کرده است. «سید مرتضی، علی بن حسین، الانتصار، تحقیق: محققان مؤسسه نشر اسلام، ص ۵۷ (مقدمه کتاب).

[۲۶]. عبدالرزاق، محی الدین، شخصیت ادبی سید مرتضی، ترجمه: جواد محدثی، ص ۶۱؛ اقتباس از پژوهشکده باقرالعلوم (علیه السلام).

[۲۷]. امینی، عبد الحسین، الغدیر فی الکتاب و السنه و الأدب، ج  ۴، ص ۲۰۵٫

[۲۸]. ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبه الله‏، شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید، محقق / مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل‏، ج ۱، ص ۴۱‏.

[۲۹]. امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۸، ص ۲۱۴٫

[۳۰]. دوانی، علی، هزاره شیخ طوسی، ص ۱۳٫

[۳۱]. گ‍ل‍پ‍ای‍گ‍ان‍ی‌، م‍ح‍م‍د، ع‍ل‍م‍ای‌ ب‍زرگ‌ ش‍ی‍ع‍ه‌ از ک‍ل‍ی‍ن‍ی‌ ت‍ا خ‍م‍ی‍ن‍ی، ص ۲۲٫

[۳۲]. اقتباس از لغت نامه دهخدا، واژه علم الهدی.

[۳۳]. مدرس، محمد علی، ریحانه الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب، ج ۴، ص ۱۸۳٫

[۳۴]. قمی، شیخ عباس، وقایع الایام، ص ۲۸۷٫

[۳۵]. طبرسى، احمد بن على‏، الإحتجاج على أهل اللجاج، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، ج ۲، ص ۵۰۶٫‏

[۳۶]. هاشمى خویى، میرزا حبیب الله و حسن زاده آملىٍ، حسن و کمره اى، محمد باقر، منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه،محقق / مصحح: میانجى، ابراهیم، ج ۱، ص ۲۳۵‏.‏

[۳۷].«و ما کان ظنی اننی سأبیعها * و لو خلدتنی فی السجون دیونی * و لکن لضعف و افتقار و صبیه * صغار علیم تستهل شئونی‏ * فقلت و لم أملک سوابق عبره * مقاله مکوی الفؤاد حزین‏ * و قد تخرج الحاجات یا «أم مالک» * کرائم من رب بهن ضنین‏».

[۳۸]. امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۸، ص ۲۱۵٫

[۳۹]. برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت.

[۴۰]. ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبه الله‏، شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید، محقق / مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل‏، ج ۱، ص ۴۱٫

[۴۱].لغت نامه دهخدا، واژه علم الهدی.

[۴۲]. پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت.

[۴۳]. امینى، عبد الحسین، ‏ الغدیر، ج ۴، ص ۳۵۹٫٫

[۴۴]. دوانی، علی، مفاخر اسلام، ج ۳، ص ۲۸۴٫

[۴۵]. خوانساری، محمد باقر، روضات الجنات فی أحوال العلماء و السادات، ج  ۴، ص ۲۶۹٫

[۴۶]. برگرفته از دانشنامه مجازی ویکی شیعه.

[۴۷]. علم الهدی، سید مرتضی، الاصول الاعتقادیه، ج۲، ص ۷۹ا؛ اقتباس از پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت.

[۴۸]. علم الهدی، سید مرتضی، الذخیره، تحقیق: الحسینی، سید احمد، ص ۶۰۷؛ موسسه فرهنگی و هنری نور راسخون.

[۴۹]. مدرس، محمد علی، ریحانه الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب، ج ۴، ص ۱۸۵؛ برگرفته از سایت اندیشه قم.

[۵۰]. دوانی، علی، هزاره شیخ طوسی، ص ۱۳٫

[۵۱]. خوانساری، سید محمد باقر، روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، ج ۲، ص ۲۱۹٫

[۵۲]. دوانی، علی، مفاخر اسلام، ج ۳، ص ۲۷۱٫

[۵۳]. برگرفته از دانشنامه مجازی ویکی شیعه به نقل از المحامی، رشید الصفار، ترجمه الشریف المرتضی، ص ۴۷ – ۴۸، ۱۴۱۵ ق.

[۵۴]. امینى، عبد الحسین، ‏ الغدیر، ج ۴، ص ۳۵۹٫‏

[۵۵]. دوانی، علی، مفاخر اسلام، ج ۳، ص ۲۸۴٫

[۵۶]. خوانساری، محمد باقر، روضات الجنات فی أحوال العلماء و السادات، ج  ۴، ص ۲۶۹٫




کلیدواژه ها:



ثبت نظر


+ 9 = 11