دایره المعارف اسلام پدیا » عبدالله بن سبأ در روایات شیعه
منوی اصلی

عبدالله بن سبأ در روایات شیعه

تاریخ: ۰۵ مهر ۱۳۹۳ در باب: عبدالله بن سبأ

عبدالله بن سبأ در روایات شیعه، به عنوان فردی مطرود، کذّاب، ملعون و غالی معرفی شده است. مرحوم کَشّی در رجال خود، چند حدیث در این زمینه نقل کرده که به آنها اشاره می شود:

  1. ابان بن عثمان می گوید: از امام صادق (علیه السّلام) شنیدم که می فرمود: «خداوند عبد اللَّه بن سبا را لعنت کند، او مدعى ربوبیت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) بود، با این که امیرالمؤمنین (علیه السّلام) بنده مطیع خدا بود. واى بر کسى که به ما افتراء زند. گروهى در باره ما اعتقاداتی دارند که ما خود درباره خویش آن اعتقاد را نداریم. ما بیزاریم از چنین مردمى، بیزاریم».[۱]
  2. ابو حمزه ثمالى می گوید: امام زین العابدین (علیه السّلام) فرمود: «خدا لعنت کند کسى را که به ما دروغ ببندد. من وقتى به یاد عبداللَّه بن سبأ مى افتم، تمام موهاى بدنم راست مى شود. او ادعاى بس بزرگى کرد، خدا او را لعنت کند. علی (علیه السّلام) بنده ‏اى صالح براى خدا و برادر پیامبر اکرم (صلى اللَّه علیه و آله) بود و به این مقام نرسید، مگر به واسطه فرمانبردارى از خدا و پیامبرش. پیامبر (صلی الله علیه و آله) به واسطه فرمانبردارى از خدا به این مقام رسید».[۲]
  3. امام صادق (علیه السّلام) فرمود: ما خاندانى صدیق و راستگو هستیم، ولى از افتراء زنندگان در امان نیستیم. به واسطه دروغى که بر ما مى‏بندند، راستگویى ما در نظر مردم از بین می رود. پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) راستگوترین مردم و از تمام جهانیان صادق‏تر بود، ولى «مسیلمه»[۳] بر او دروغ مى‏ بست. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) نیز راستگوترین افراد بعد از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) بود. کسى که به او دروغ مى ‏بست و با دروغ خود در راستگوئى او خدشه وارد می کرد و افترا بر خدا مى ‏بست؛ عبداللَّه بن سبأ بود.[۴]
  4. عبداللَّه بن سنان از پدر خود از امام باقر (علیه السّلام) نقل می کند که ایشان فرمود: «عبد اللَّه بن سبأ مدعى نبوت بود و می گفت: امیرالمؤمنین (علیه السّلام) خدا است (منزه است خدا از چنین گفتارى). وقتی این سخن به گوش امیر المؤمنین (علیه السّلام) رسید، او را احضار فرمود و در باره اعتقادش سؤال کرد. او اعتراف نمود و گفت: تو همان خدائى و مدعى شد که به دلم چنین افتاده که تو خدائى و من پیامبر هستم. امیر المؤمنین (علیه السّلام) فرمود: واى بر تو! شیطان بر تو مسلط شده، از این عقیده برگرد، مادرت به سوگ تو بنشیند، توبه کن. عبد اللَّه بن سبا امتناع ورزید. امام دستور فرمود او را زندانى کنند. سه روز پشت سرهم او را به توبه واداشت، اما عبد اللَّه توبه نکرد. آن گاه علی (علیه السّلام) او را در آتش افکند و فرمود: شیطان او را فریب داده و در دل او چنین القا مى نمود».[۵]

[۱]. کشى، محمد بن عمر، إختیار معرفه الرجال (رجال کشی)، تلخیص و تهذیب: طوسی، محمد بن حسن، محقق و مصحح: مصطفوى، حسن، ص ۱۰۷‏.‏

[۲]. همان‏، ص ۱۰۷ و ۱۰۸٫

[۳]. مسیلمه بن حبیب حنفی، معروف به مسیلمه کذاب از طایفه بنی حنیفه و از مردم یمامه و یکی از مدّعیان دروغین نبوت بود. در زمان حیات رسول خدا (صلی‌ الله ‌علیه ‌و آله)، در سال نهم هجرت، همراه بزرگان طایفه خود از یمامه به مدینه آمد و اظهار اسلام کرد؛ اما پس از بازگشت به وطن در اندیشه نبوت فرو رفت و مرتد شد. وی در همان زمان رسول خدا (صلی‌ الله ‌علیه ‌و آله)، ادعای نبوت خود را آشکار ساخت و طی نامه‌ ای به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نوشت که من در کار نبوت با تو شریک شدم. نیمی از زمین از آن ما است و نیمی از آن قریش. رسول خدا (صلی‌ الله ‌علیه ‌و آله) نامه ای در پاسخ وی نوشت و هلاک وی را از خدا خواست. این نامه نگاری در سال یازدهم هجرت صورت گرفت که اندکی بعد، رسول خدا (صلی‌ الله ‌علیه ‌و آله) دار فانی را وداع گفت. پس از رحلت رسول خدا (صلی‌ الله ‌علیه ‌و آله) زمینه بیشتری برای مسیلمه فراهم آمد تا جایی که توانست عده زیادی را در اطراف خویش فراهم آورد. او به تقلید از قرآن، کلماتی با نثر مسجع می ساخت و بر مردم عرضه می کرد. مسیلمه با سجاح دختر حارث تمیمی که او نیز ادعای نبوت کرده بود آشنا شد و با او ازدواج کرد و مهر او را بخشودگی نماز صبح و عشاء برای پیروانشان قرار داد! در سال دوازدهم هجرت سپاهی مجهز – که تعداد زیادی از بزرگان صحابه همچون عمار بن یاسر نیز در میان آنان بودند – به فرماندهی خالد بن ولید راهی یمامه شد و پس از جنگی سخت – که در تاریخ به «جنگ یمامه» مشهور است – سپاه مسیلمه را در هم کوبیدند و مسیلمه نیز کشته شد. ر.ک: ابن هشام‏، عبد الملک، السیره النبویه، تحقیق: السقا، مصطفى و الأبیارى، ابراهیم و شلبى، عبد الحفیظ، ج ۲، ص ۵۷۶٫

[۴]. إختیار معرفه الرجال (رجال کشی)، تلخیص و تهذیب: طوسی، محمد بن حسن، محقق و مصحح: مصطفوى، حسن، ص ۱۰۸‏.‏

[۵]. همان، ص ۱۰۶ و ۱۰۷؛ طوسى‏، محمد بن حسن، رجال الشیخ الطوسی‏، ج ۱، ص ۷۵‏.




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


6 + 7 =