دایره المعارف اسلام پدیا » سایر عقاید شیعه اثنی عشری ‏
منوی اصلی

سایر عقاید شیعه اثنی عشری ‏

تاریخ: ۱۵ مهر ۱۳۹۳ در باب: شیعه اثنی عشری (جعفری)

برخی از عقاید شیعه اثنی عشری عبارتند از:

  1. بداء.

بدا مانند نسخ داراى دو معنا است:

الف. پدیدار شدن رأى جدید براى خداوند – که پیش از این آگاهى نداشته و سپس به آن پى برده باشد، این معنا باطل و نسبت آن به خداى تبارک و تعالى محال و ممتنع است.

ب. پدیدار ساختن امرى براى مردم که در گذشته بر ایشان پنهان بوده است؛ یعنى این امر را خداوند از ازل مى‏دانسته و از همان آغاز به همین شکل جدید که پدیدار گشته مقدّر داشته است، ولى به جهت مصلحتى که مقام تکلیف آن را ایجاب مى‏کرد، براى مدتى آن را از مردم مخفى داشته و سپس در موقع خود آشکار نموده است، این معنا معقول و پذیرفته است.[۱]

آنچه علماى شیعه از معناى «بدا» اعتقاد دارند و با استناد به روایات اهل بیت (علیهم السلام)؛ مانند امام صادق (علیه السلام) که فرمود: «خداوند از همه انبیا، همراه با توحید، ایمان به بدا را نیز پیمان گرفته است».[۲] روى آن پافشارى می کنند، همین معنا است که بدا هنگامى که به خداوند نسبت داده مى‏شود، به معناى إبدا؛ یعنى آشکار ساختن چیزى که قبلاً ظاهر نبود و پیش بینى نمى‏شده است، می باشد.[۳]

از جمله آیاتى که دلالت بر این حقیقت مى ‏کند، این آیه شریفه است: «… براى هر زمان و دوره‏اى کتاب (و قانون) است. خداوند هر چه را بخواهد محو یا اثبات مى‏کند و اُم الکتاب تنها نزد او است».[۴]

  1. رجعت.

رجعت یکی دیگر از امتیازات شیعه اثنی عشری از سایر مسلمانان می باشد؛ شیعه معتقد است که در زمان ظهور امام دوازدهم؛ حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) تعداد کثیری از دوستان و عاشقان آن حضرت و همچنین پدران گرامی اش دوباره زنده می شوند تا شاهد برپایی حق و اقامه حکومت الهی توسط آن امام بزرگوار باشند.[۵]

  1. تقیه.

یکی دیگر از اعتقادات شیعه اثنی عشری عقیده به «تقیه» می باشد. تقیه کردن؛ یعنی پنهان کردن و خودداری از اظهار عقیده و مذهب خویش، در مواردی که ضرر مالی یا جانی یا عِرضی متوجه شخصی باشد.[۶] به عبارت دیگر تقیه این است که: کسی در ظاهر خودش را با دیگری در گفتار یا کردار یا ترک کاری موافق نشان بدهد، به خاطر آنکه خود یا دیگران را از آزار دشمنان و مخالفین حفظ نماید و این در حالی است که شخص تقیه کننده کاملاً دانا هست به اینکه این کار او بر خلاف حق و واقع است، منتها چون می ‎داند حفظ جان یا مال یا عِرض و یا ناموس او بستگی به این کار دارد؛ لذا تقیه می کند. بنابراین تقیه موضوعی است که نه تنها شیعیان بلکه هر انسان عاقل به رعایت آن در جهت پیشبرد اهداف مشروع و برحق خود و جامعه ای که در آن زندگی می کند، ملتزم خواهد بود.

در این زمینه روایات زیادی وجود دارد که در اینجا به عنوان مثال به یک حدیث اشاره می شود: «امام صادق (علیه السّلام) به معلى بن خنیس فرمود: اى معلى در باره ما سکوت کن و اسرار ما را فاش نساز، هر کس امر ما را مخفى نگهدارد و راز ما را فاش ننماید، خداوند او را در دنیا عزت مى‏ دهد و در آخرت نورى در مقابلش قرار مى ‏دهد که او را به طرف بهشت راهنمائى مى‏ کند. اى معلى هر آن کس که تقیه را بشکند و اسرار ما را فاش کند، در دنیا و آخرت خوار مى ‏گردد و در تاریکى قرار خواهد گرفت و وارد دوزخ خواهد شد. اى معلى تقیه دین من و دین پدران من مى ‏باشد و هر کس تقیه نداشته باشد، دین ندارد …».[۷]

  1. عصمت انبیا و امامان (علیهم السلام).

امامیه علاوه بر این که معتقد به امامت دوازده امام (علیهم السّلام) از طریق نص هستند؛ قائل به عصمت آنان مانند عصمت انبیاء (علیهم السلام) نیز می‎ باشند.

عصمت اسم مصدر از «عصم» است و عصم به معنای منع کردن و بازداشتن است. این منع گاهی به نحو سلب اختیار است و گاهی به نحو فراهم کردن وسائل و مقدماتی است که فرد بتواند به اختیار خود از کار خودداری کند.[۸] ابن زجاج از بزرگان لغویون عرب اصل عصمت را ریسمان معنا کرده که سپس توسعه معنایی پیدا کرده است و در معنای توسعه یافته به هر وسیله‏ ای که باعث حفظ چیزی شود، عصمت گفته می‏شود.[۹] شیخ مفید از بزرگان علمای متقدم شیعه نیز عصمت را به معنای ریسمان گرفته و فرموده است عصمت مانند این است که به فردی که در حال غرق شدن است، ریسمانی داده شود تا به وسیله آن خود را نجات دهد.[۱۰]

بنابراین در معنای لغوی عصمت دو امر ملحوظ است:

الف. کمک از جانب غیر که برای دیگری محافظی و ریسمانی قرار دهد.

ب. استفاده از ریسمان به اختیار خود.

این معنا را روایات شیعه نیز تأیید می‏ کند. چنان که از امیر المؤمنین (علیه السلام) وارده شده است: «تقوا نگهدارنده (ریسمان) تو در زندگانیت است».[۱۱]

اما معنای اصطلاحی عصمت نیرویی است که انسان را از وقوع در خطا و از ارتکاب گناه باز می‏دارد. این نیرو درونی است، نه بیرونی و باعث می‏شود که انسان خطا و اشتباه و گناه نکند. به عبارت دیگر، عصمت ملکه‏ای است نفسانی که انسان را از این که در خطاء واقع شود و مرتکب گناه گردد، باز می‏دارد.[۱۲] بنابراین عصمت مستند به اختیار آدمی است اما توفیق الهی هم می‏خواهد؛ یعنی معصوم به عصمت الهی (ریسمان الهی) معصوم است و اختیار او علت تامه ملکه عصمت نیست. به همین جهت امامان نه تنها معصوم از گناه هستند، بلکه از خطا و اشتباه و سهو و نیسان نیز معصوم می باشند و برای اثبات این عصمت، هم به «نقل» و هم به «عقل» تمسک می جویند. ضمناً امامیه در رابطه با عصمت امامان قائل هستند که این عصمت مطلق است؛ یعنی امام هم قبل از امامت و هم بعد از امامت و هم در احکام دینی و جمیع امور باید معصوم باشد.[۱۳]

  1. غیبت امام زمان (علیه السلام).
  2. حسن و قبح افعال.
  3. نفی قاطع رؤ یت خدا در دنیا و آخرت.

 

[۱]. معرفت، هادى، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۵۲۲٫

[۲]. کلینى، محمد بن یعقوب، کافی، محقق / مصحح: غفارى، على اکبر و آخوندى، محمد، ج ۱ ، ص ۱۴۸٫

[۳]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۰، ص ۲۴۹٫

[۴]. «… لِکل أجلٍ کتابٌ، یمحواللَّه ما یشاءُ و یُثبتُ و عِندهُ أُمُّ الکِتابِ»، رعد، ۳۸ و ۳۹٫

[۵]. خصیبى، حسین بن حمدان‏، الهدایه الکبرى‏، ص ۴۱۹٫

[۶]. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، واژه تقیه.

[۷]. برقى، احمد بن محمد، المحاسن، محقق / مصحح: محدث، جلال الدین، ص ۲۵۵٫‏

[۸]. ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، محقق: هارون، عبد السلام، محمد، ج ۴، ص ۳۳۱٫

[۹]. ابن منظور، محمد بن مکرم‏، لسان العرب، محقق / مصحح: میر دامادى، جمال الدین،‏ ج ۱۲، ص ۴۰۵‏.

[۱۰]. مفید، محمد بن نعمان، أوائل المقالات فی المذاهب و المختارات‏، ص ۱۳۵‏.‏

[۱۱]. آمدی، عبدالواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، محقق / مصحح: درایتى، مصطفى‏، ص ۲۷۲‏.‏

[۱۲]. طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج ۲ ص ۱۳۴ و ۱۳۸٫

[۱۳]. همان، ج ۲، ص ۴۴۵٫




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر


8 + 1 =