دایره المعارف اسلام پدیا » مهاجرت شیخ صدوق به ری
منوی اصلی

مهاجرت شیخ صدوق به ری

تاریخ: ۰۱ شهریور ۱۳۹۳ در باب: شیخ صدوق

یکى از حوادث مهم دوران زندگى شیخ صدوق روى کار آمدن سلسله ایرانى نژاد و شیعى مذهب آل بویه بود که میان سال هاى ۳۲۲ ـ ۴۴۸ هجری قمری بر بخش بزرگى از ایران و عراق و جزیره، تا مرزهاى شمالى شام فرمان راندند. هجرت شیخ صدوق از قم به ری و اقامت در آن‌جا نیز به خواست یکى از حاکمان این سلسله؛ به نام رکن الدوله دیلمى بوده است.

شیخ صدوق‌ در تاریخ‌ نامعلومی‌ قم‌ را ترک‌ کرده‌ و به‌ ری‌ که‌ در آن‌ زمان‌ پایتخت‌ آل‌ بویه‌ بود رفته‌ و در این‌ شهر اقامت‌ گزیده‌ است‌. تنها اطلاعی که درباره تاریخ‌ سفر وی‌ به‌ ری‌ در دست می باشد، این‌ است‌ که‌ او در ماه رجب‌ سال ۳۳۹ قمری‌ بخشی‌ از روایات‌ علی‌ بن ابراهیم‌ قمی‌ و دیگران‌ را از شریف‌ حمزه بن محمد علوی‌ در قم‌ شنیده‌ و در رجب‌ ۳۴۷ قمری‌ در ری‌ بوده‌ است‌. با ملاحظه این مطلب ‌که‌ ابن ولید، پس‌ از پدر نزدیک ترین‌ استاد صدوق‌ به‌ او بوده‌ و در‌ سال‌ ۳۴۳ قمری / ۹۵۴ میلادی‌ وفات‌ یافته‌، می توان‌ حدس‌ زد که‌ این‌ اتفاق‌، عُلقه شیخ صدوق را با قم‌ سست‌ کرده‌ و مقدمه هجرت‌ او‌ را به‌ ری فراهم‌ کرده‌ باشد. به‌ هر حال‌ او در ری‌ از مشایخ‌ آن‌ شهر؛ مانند‌ احمد بن محمد بن صقر صائغ‌ و محمد بن ابراهیم‌ بن اسحاق‌ طالقانی‌ حدیث‌ شنیده‌ است‌.

علامه شوشتری ماجراى هجرت شیخ صدوق از قم به رى را این گونه نگاشته است: «رکن الدوله (لقب حسن، فرزند ابو شجاع دیلمى) به منظور ترویج مذهب حق (شیعه)، التماس قدوم شیخ به دار الخلافه نموده؛ (از شیخ خواهش نمود به دارالخلافه برود)، خدمت شیخ اجازت فرموده؛ (شیخ قبول نمود). سلطان در مجلس اول سؤالى چند که در تحقیق مذهب حق به خاطر داشت، بر شیخ عرض نمود و جواب صواب (صحیح) استفاده فرموده، شیخ را تعظیم و تکریم تمام نمود و جوایز و اقطاع[۱] مقرر فرمود». به نظر مى رسد علت اصلى این دعوت و عزیمت، خَلَئى بوده که از هجرت شیخ کلینی از رى به بغداد و سپس رحلت او پیش آمده بوده است. در حقیقت وجود شیخ صدوق در رى مى توانست منشأ برکات فراوان باشد؛ لذا آن بزرگوار نیز با توجه به اهمیت موضوع، دعوت رکن الدوله را پذیرفت و زادگاه خویش را رها کرد و عازم رى شد.

بحث هاى بسیارى که صدوق در مدت اقامت خود در رى در موضوعات مختلف اسلامى به ویژه در دو موضوع مهم امامت و غیبت حضرت ولی عصر (علیه السلام) با رهبران مذاهب مختلف انجام داد، شاهد خوبى بر این مدعا است. حاصل آن گفت‌وگوها (که برخى نیز در حضور رکن الدوله بود)،[۲] کتاب هاى ارزشمندى است که از آن فقیه نامى باقى مانده است.[۳]


[۱]. بخشیدن ملک یا قطعه زمینی از طرف سلطان به کسی که از درآمد آن زندگانی گذراند؛ فرهنگ فارسی معین واژه قِطع.

[۲]. صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ج ۱، ص ۸۷٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


6 + = 10