دایره المعارف اسلام پدیا » اندیشه و مکتب شیخ مفید
منوی اصلی

اندیشه و مکتب شیخ مفید

تاریخ: ۲۱ مرداد ۱۳۹۳ در باب: شیخ مفید

عصر شیخ مفید، عصر شکوفایى تمدن اسلامى بوده و کاروان علم و دانش افق ها را مى شکافت و پیش مى رفت. در آن زمان کمتر نقطه ای از جهان، مانند مرکز اسلامى (بغداد)، مهد علم و دانش بود. تقریبا آثار تمدن از همه جا دست و پاى خود را جمع کرده و به این نقطه؛ (مرکز اسلامى بغداد) سرازیر گردیده بود. هنوز صلیبیان در فکر حمله به شرق نبوده و نیز ثنویان (مغول) در فکر هجوم به تمدن اسلامى نبودند. در چنین شرایطى جامعه اسلامى از نعمت امنیت خارجى برخوردار بود و هر روز دامنه علم گسترش مى یافت. گفتنی است در پیشرفت علوم، کمتر قرنى مانند قرن چهارم و پنجم اسلامى یافت مى شود.

فرقه معتزله اگرچه از شیعیان نبودند، اما به جهت اینکه عقل گرا بودند، پس از روى کار آمدن (آل بویه) که خود شیعه و عقل گرا بودند، بار دیگر رشد کرده و در مقابل، اهل حدیث و سلفى ها قد عَلَم کردند.[۱]

علم کلام و اصول فقه در میان دانشمندان اهل تسنن رونقى به سزا یافته بود. فقها و متکلمان بسیارى از اطراف بلاد اسلامى در بغداد گرد آمده و در رشته هاى گوناگون علمى به خصوص اصول عقاید و دیگر علوم و فنون متداول، مشغول بحث و جدل بودند. هرچند علم کلام پیش از شیخ مفید در میان شیعیان سابقه داشت، ولى به علت محدودیتى که در کار شیعیان وجود داشت، این موضوع از مرحله تألیف و تصنیف و متون کتاب ها و جنبه هاى خصوصى تجاوز نمى کرد.

پیش از شیخ مفید، استاد او؛ شیخ صدوق، رئیس علمى و دینى شیعیان وقت، سبک ساده اى در تصنیف و تألیف به وجود آورده و آن را مبناى کار خود قرار داده بود. شیخ صدوق در فقه و اصول عقاید با استفاده از آیات صریح قرآنى و متن روایات پیامبر (صلّی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) بهره مى گرفت و کتاب مى نوشت و به همان شیوه نیز فتوا مى داد. سبک ساده شیخ صدوق و طریقه بى آلایش او در بیان احکام و عقاید که از الفاظ بافى و عبارت پردازى هاى متکلمان و اصولیان عصر به کلى پیراسته بود، بسیار خوب و مطلوب می درخشید. ولى از جهتی ممکن بود ادامه آن وضع با سیر و پیشرفت اهل تسنن در علوم نامبرده و کوتاهى شیعه در این باره رکودى در کارشان پدید آورد، لذا لزوم یک تحول اساسى در سبک استدلال و نگارش علوم و فنون اسلامى شیعه به خوبى احساس مى شد، خصوصاً این که اهل سنت از این لحاظ با دیده حقارت به آنان مى نگریستند و این کمبودها را به رخ آنان مى کشیدند. بنابراین شیخ مفید در ابداع و تعمیم و توسعه این مکتب کوشید و با استفاده از مبانى علم کلام و اصول فقه، راه بحث و استدلال را بر روى شیعیان گشود. او اصول فقه را به صورت دلپذیرى درآورد و ابواب آن را با دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و از پراکندگى بیرون آورد. وی هر موضوعى از آن را در محل خود جاى داد و بدین وسیله راه استفاده از احکام را روشن ساخت. او از این راه نه تنها شیعیان را با روش استدلالى سایر مسلمانان آشنا نمود؛ بلکه از زمان وى تاکنون تمام دانشمندان شیعه بى واسطه یا با واسطه از مکتب او استفاده کرده اند.[۲]

شیخ مفید نخستین فقیهى است که به نظام ولایت فقیه به عنوان یک نظام الهى تصریح کرد و تلاشى وافر و چشمگیر در تحکیم مبانى و مبادى این نظام نمود. همین مطلب باعث شد وى مبغوض ترین فقهاى شیعه نزد عالمان دیگر مذاهب قرار گیرد.[۳]



[۱]. ر. که به:‌ مجله نور علم، دوره سوم، شماره ۱۰، ص ۴۴۹ و ۴۵۰٫

[۲]. دوانی، علی، مفاخر اسلام، ج ۳، ص ۲۴۱ و ۲۴۲٫

[۳]. ماهنامه شاهد، شماره ۳۰۷، ص ۳۲٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


7 + = 16