دایره المعارف اسلام پدیا » تقاضاى بيعت‏
منوی اصلی

تقاضاى بیعت‏

تاریخ: ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ در باب: واقعه کربلا

یکى از عوامل  و زمینه های پیدایش واقعه کربلا،  عامل تقاضاى بیعت است. استاد مطهری در این باره می گوید: امام حسین (علیه السلام) درمدینه بود. معاویه قبل از مردنش مى‏خواست مسئله جانشینى یزید براى بعد از خود را مسلّم کند؛ لذا تصمیم گرفت  از امام (علیه السلام) بیعت بگیرد، ولی  موفق نشد. بعد از مرگ معاویه، یزید تصمیم گرفت از آن حضرت  بیعت بگیرد و بیعت امام با او ؛ یعنى امضا کردن و صحّه گذاشتن نه تنها روى خلافت شخص یزید که آدم فاسدی بود، بلکه تأیید سنتى  که معاویه پایه گذارى کرده بود. آن سنت این بود که  خلیفه پیشین خلیفه بعدى را تعیین کند، نه این که خلیفه پیشین برود، بعد دیگران جانشین او را تعیین کنند، و نه این که  همانند شیعان،  به نصّى که از طرف خداوند متعال و به وسیله پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) رسیده است عمل کنند. در واقع التزام به  امرى که نه شیعه به آن قائل است و نه سنّى؛ یعنی خلیفه‏اى خلیفه دیگر را؛ پسر خود را به عنوان ولىّ امر مسلمانان تعیین کند. بنابراین، این بیعت تنها امضا کردن خلافت آدم ننگینى؛ مانند یزید نیست؛ امضا کردن سنتى است که مى‏خواست به وسیله معاویه پایه گذارى شود.

در این جا امام حسین (علیه السلام) در برابر این تقاضا؛ یعنی تقاضای بیعت، عکس العمل منفی نشان مى‏دهد و وقتی آن حضرت را تهدید مى‏کنند، مى‏ فرماید: حاضرم کشته شوم ولی بیعت نخواهم کرد.[۱]

نقل شده است: امام (علیه السلام) به ولید بن عتبه بن ابى سفیان، والى یزید در مدینه، که مأمور بیعت گرفتن از آن حضرت بود، فرمود: … یزید مردى فاسق و شراب‏خوار و قاتل نفوس محترم بوده و کسى است که علنا به فسق مى‏پردازد و شخصى چون من با شخصی همانند او بیعت نخواهد کرد.[۲]

در ملاقاتی که امام حسین (علیه السّلام) با مروان[۳] داشت. مروان گفت: اى ابا عبد اللَّه، نصیحتى را از من بشنو و بپذیر. آن حضرت فرمود: «چیست؟ بگو تا بشنوم». گفت: تو را به بیعت با یزید امیرالمؤمنین فرمان مى‏دهم؛ زیرا براى دین و دنیایت بهتر است. امام حسین (علیه السّلام) فرمود: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ، آن گاه که امت، گرفتار فرمانروایی؛ چون یزید گردد، باید فاتحه اسلام را خواند. به تحقیق از جدم رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله) شنیدم که فرمود: خلافت بر آل ابى سفیان حرام است.[۴] پس ، تهدید و اقدام بنی امیه مبنی بر  بیعت گرفتن برای یزید از امام حسین (علیه السلام) و امتناع آن حضرت از این امر، یکی از عوامل و زمینه های مهم پیدایش واقعه کربلا است.


[۱]. مطهرى‏، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهید مطهرى‏، ج ۱۷، ص ۱۴۱٫

[۲]. ر.ک: سید بن طاوس، اللهوف على قتلى الطفوف‏، ص ۲۳٫

[۳]. مروان بن حکم بن أبى العاص بن عبد شمر بن عبد مناف، ابو عبد الملک، خلیفه اموى و سر سلسله دودمان آل مروان (اموى) است. دولت آنان به نام مروانیان معروفند. او در مکّه متولّد و در طائف بالید و ساکن مدینه شد، عثمان او را از خواص خود ساخت و کاتب خود نمود. وی بعد از قتل عثمان با عائشه در غائله بصره شرکت نمود و در صفین همراه معاویه بود. در زمان معاویه والى مدینه شد و ابن زبیر او را از مدینه براند و به شام رفت و در سال ۶۵ قمری با طاعون هلاک شد و به روایتى همسرش مادر خالد بن یزید وى را کشت. ر.ک: سید بن طاووس، لهوف، ترجمه: میر ابوطالبى، سید ابوالحسن، محقق و مصحح: تبریزیان، فارس، ص ۸۶ (پاورقی ۲).

[۴]. ر.ک: اللهوف على قتلى الطفوف‏، ص ۲۴٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


+ 5 = 12