دایره المعارف اسلام پدیا » بنی اسرائیل و مخالفت با احکام الهى
منوی اصلی

بنی اسرائیل و مخالفت با احکام الهى

تاریخ: ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ در باب: بنی اسرائیل

یکى دیگر از صفات ناخوشایند و اقدامات ناپسند بنى اسرائیل و یهود؛ مخالفت با احکام الهى است.

در این مورد خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «(بنى اسرائیل) گفتند اى موسى تا آنها در آنجا هستند ما هرگز وارد نخواهیم شد تو و پروردگارت بروید و (با آنان) بجنگید، ما همین جا نشسته ایم![۱] یکى از لغزش هاى بزرگ بنى اسرائیل و یهود این بود که با وجود بهره مندى از عنایت خدا و علم به دستورات الهى، از فرمان پیامبر خدا نافرمانى مى کردند و با انواع بهانه جویى ها و مطرح کردن شبهات واهى، از تسلیم شدن در برابر احکامى که مى دانستند بر اساس مصالح و منافع آنها تشریع شده، امتناع مى ورزیدند. یکى از نمونه هاى چنین تمردى در این آیه بیان شده است: بعد از پیروزى بر فرعون وقتى حضرت موسى (علیه السلام) به آنها امر کرد که وارد سرزمین مقدس (فلسطین) بشوند، گفتند در آن سرزمین افراد ستمگر و زورگو وجود دارند (ما از آنها ترسیده) هرگز وارد آن نمى شویم! تو و خدایت بروید با آنها بجنگید وقتى با پیروزى آنها را از آن شهر خارج کردید، ما هم وارد شهر مى شویم. تعبیر اَنتَ و ربُّکَ (تو و پروردگارت)؛ نشان دهنده این است که گویا خداى حضرت موسى را پروردگار خود نمى دانستند.[۲]

موارد دیگر از تمرد بنى اسرائیل و عدم تعبد آنها در جریان تعطیلى روز شنبه[۳] و یا حکم زناى محصنه دو نفر از اشراف خیبر مشاهده مى شود. در این باره ابوالفتوح رازى قضیه مفصلى را از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) درباره آیه ۴۱ سوره مائده نقل مى کند. در این جریان برخی از احبار یهود گروهى را راجع به دو نفر از اشراف اهل خیبر که زنا کرده بودند و حکم آنها در تورات رجم بود، نزد رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرستادند، در حالی که آنها نمى خواستند این حکم را درباره آن دو اجرا نمایند. چون یهودیان بنى قریظه و بنى النصیر با مسلمانان در حال صلح به سر مى بردند این جماعت را با گروهى از این دو قبیله همراه ساختند. پس از در میان نهادن جریان، آن حضرت فرمود: «محکوم به رجم و سنگسار شدن هستند. آنها زیربار نرفتند. حضرت فرمود: حکم آنان حتى در تورات شما رجم است. آنان منکر شدند. تا این که حضرت از آنها خواست جوانى به نام ابن صوریا را احضار کردند، وى در برابر سوگند آن حضرت اقرار کرد که حکم زناى محصنه در تورات رجم است. یهودیان به ابن صوریا اعتراض کردند. وى در پاسخ آنها گفت: در برابر چنان سوگندى یاراى انکار نداشتم. حضرت فرمود: چرا حکم خدا را تحریف کردید؟ ابن صوریا عرض کرد: هر وقت زنى از اشراف زنا مى‏ کرد رهایش مى‏ کردیم و چون زنى از طبقه ضعیف جامعه، زنا مى‏ کرد حد سنگسار را بر او جارى مى‏ساختیم. همین باعث شد که زنا در میان اشراف شایع شد. این وضع به همین صورت بود، تا این که پسر عموى یکى از پادشاهان ما زنا کرد و ما سنگسارش نکردیم. چیزى نگذشت مردى دیگر از طبقه پایین جامعه، زنا کرد، همین که خواستیم سنگسارش کنیم، گفت: به هیچ وجه نمى ‏گذارم سنگسارم کنید، مگر بعد از آن که پسر عموى شاه را سنگسار کنید (چون آبروى علماى یهود را در خطر دیدیم)، جمع شدیم و از پیش خود حدى براى زناى محصنه معین کردیم که آسان‏تر از سنگسار باشد و در اشراف و غیر اشراف یکسان اجرا گردد و آن تازیانه و داغ نهادن بود؛ به این نحو که چهل ضربه شلاق بخورد و سپس صورتش را سیاه کنند و مرد زنا کار را بر الاغى و زن زنا کار را بر الاغى دیگر سوار کنند آن هم به این نحو که روى آن دو به طرف دم الاغ باشد و بعد آن دو را در شهر بگردانند. از آن به بعد حکم زناى محصنه به جاى رجم، چنین شکنجه ‏اى شد.

رسول اکرم (صلى الله علیه و آله) فرمود: هم اکنون بازیافتید که من به حق، رسول خدا هستم. آنگاه فرمان داد آن مرد و زن زناکار را احضار و بر در مسجد رجم و سنگسار کرده و این حکم اجرا شد. حضرت خطاب به خدا عرض کرد: پروردگارا گواه باش که من نخستین کسى هستم که یکى از اوامر ترا – که در میان یهود به دست فراموشى سپرده شده بود – احیاء نمودم.[۴]

 از مجموع آنچه بیان شد، معلوم می شود که بنی ا سرائیل در موارد فراوانی با دستورات و احکام الهی مخالفت می کرده اند.


[۱]. مائده ۲۴٫

[۲]. ر. ک: طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، مترجم: موسوى همدانى، سید محمد باقر، ج ۵، ص ۴۷۵ و ۴۷۶٫

[۳]. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تحقیق و مقدمه: بلاغی، محمد جواد، ج ۱، ص ۲۶۴٫

[۴]. ر. ک: رازى، ابوالفتوح، روض الجنان و روح الجنان فى تفسیرالقرآن، تحقیق: یاحقى، محمد جعفر؛ ناصح، محمد مهدى، ج ۶، ص ۳۸۰؛ فخر رازى، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب (تفسیر کبیر)، ج ۱۱، ص ۳۵۹؛ تفسیر المیزان، ج ۵، ص ۵۸۵٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


+ 6 = 15