دایره المعارف اسلام پدیا » بنی اسرائیل بعد از حضرت موسى تا حضرت سلیمان (علیهما السلام)
منوی اصلی

بنی اسرائیل بعد از حضرت موسى تا حضرت سلیمان (علیهما السلام)

تاریخ: ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ در باب: بنی اسرائیل

پس از رحلت حضرت موسی (علیه السلام)، «یوشع بن نون»[۱] وصى و جانشین او گردید. وى بنى اسرائیل را به سوى کنعان و فلسطین، روانه ساخت، اما آنها نتوانستند به راحتى و با سرعت، وارد شهرهاى کنعان شوند؛ زیرا با مقاومت دلیرانه مردم آن نواحى مواجه شدند؛ از این رو، طبق روایات موجود، بنى اسرائیل، سرزمین کنعان را در طول زمان و پس از جنگ ‌هاى خونین فراوان، تصرّف کردند. کنعانیان دژها و قلاع مستحکم و استوارى در شهرهاى خود، ایجاد کرده بودند و اسلحه ‌ها و تجهیزات جنگى آنها نیز از بنى اسرائیل پیشرفته ‌تر بود. به ویژه این استحکامات و تجهیزات، در ام القراى شهرهاى کنعان و فلسطین؛ یعنى: اورشلیم (بیت المقدّس) که در نقاط کوهستانى مرتفع، واقع شده بود، بیشتر و چشمگیرتر بود. بنى اسرائیل پس از تصرف فلسطین و استقرار در بخشى از مناطق کنعان، براى اداره امور خود به حکومت قضات یا داوران که بیشتر اینان از پیامبران الهى بودند، گردن نهادند. برخى از این قضات «گدعون»، «یفتاح»،[۲] «شمسون»[۳] و «شموئیل»[۴] (سموئیل و ساموئیل) نام داشتند که از بزرگان آن ‌ها به شمار مى‌روند. در این دوران، پیوسته میان اسرائیلیان مهاجر و بومیان محلّى در تصرف اراضى حاصلخیز و تملک آبادى‌ هاى آن، جنگ و مبارزه ادامه داشت. روزگارى به این سان گذشت. بنى اسرائیل که هنوز تشکیلات حکومتى منسجم و نهادهاى سیاسى- اجتماعى قوى نداشتند، به این فکر افتادند که براى تقویت بنیه دفاعى و تمرکز نیروها، براى ستیز با دشمنان و حلّ مشکلات و معضلات اجتماعى‌ خویش، سیستم حکومتى را پایه‌ ریزى کنند. بر این اساس از شموئیل که آخرین قاضى از سلسله قضات بنى اسرائیل محسوب مى‌شود، خواستند تا شخصى را به عنوان رئیس حکومتى و به اصطلاح، سلطان و پادشاه بر آنها بگمارد. او که تحقق این خواسته را به مصلحت آنها نمى‌ دانست در آغاز از انجام آن، سرباز زد، ولى چون آنان بر خواسته خویش اصرار ورزیدند، ناگزیر کسى به نام «شاؤل بن قیس» (طالوت) از اسباط بنیامین، که جوانى شجاع و دلیر بود را به فرمانروایى بر بنى اسرائیل، برگزید. شاؤل، سرانجام در جنگ با فلسطینیان کشته شد. این دوران که با پادشاهى شاؤل، آغاز شده بود، در تاریخ بنى اسرائیل به نام «دوران پادشاهان» معروف است. در زمان حکومت شاؤل اوضاع سیاسى – اجتماعى بنى اسرائیل تا اندازه ‌اى سامان و  انتظام یافت. از دستاوردهاى مهم دوران پادشاهى شاؤل نیز این بود که پس از گذشت روزگار دراز دشمنى و جنگ و خونریزى فراوان میان اسرائیلیان و کنعانیان، سرانجام این دو قوم تا حدودى دشمنى‌ ها را کنار گذاشته، و با هم در آمیختند و طرح ملت واحدى را ریختند و با این اتحاد و یکپارچگى که میان آنها به وجود آمد، توانستند در برابر هجوم اقوام مهاجم سرزمین فلسطین که از نقاط دیگر به آنجا روى آورده بودند، مقاومت کرده، از خود دفاع کنند و آب و خاک خویش را از دستبرد آنان مصون بدارند. همچنین در اثر وحدت و قدرت حاصل از آن، بنى اسرائیل توانستند صندوق عهد؛ مشتمل بر الواح تورات را که در یکى از جنگ‌ها از دست داده بودند، باز پس بگیرند. پس از آن که شاؤل در یکى از این جنگ‌هاى شدید با برخى اقوام غیر سامى و مهاجم فلسطینى کشته شد، جوان دلاور و خردمندى به نام داود (علیه السلام) به فرمانروایى بنى اسرائیل و کنعانیان برگزیده شد. داود (علیه السلام) پسر «یسا» از اسباط «یهودا» بود. وى نخستین فرمانرواى نیرومند و مقتدر بنى اسرائیل به شمار مى‌رود که در حدود سال ۹۷۰ پیش از میلاد مسیح مى‌ زیسته است. داود (علیه السلام) پس از مبارزات و جنگ‌هاى سخت، سرانجام توانست شهر حسّاس و مهم «اورشلیم» را به طور کامل تسخیر کند، و آنجا را مرکز حکومت خویش قراردهد. در کتب عهد عتیق، نغمه‌ هاى بسیار زیبایى به‌نام «مزامیر» یا «زنور» وجود دارد که به وى منسوب است که از آثار مهمّ ادبى جهان، محسوب مى‌شود. در دوران حکومت داود (علیه السلام)، ملّت یهود، آسایش و آرامش خاطر یافته، از آن حالت تشتّت و پراکندگى به وحدت و اقتدار کامل رسیدند و به این وسیله به دولت آرمانى خویش، دست یافتند. سرانجام داود (علیه السلام) پس از عمرى مبارزه و تلاش در راه استقرار حکومت عدل و داد در سایه خدا پرستى و توحید، دار فانى را وداع گفت.[۵]



[۱]. حضرت یوشع بن نون از پیامبران بنی اسرائیل و جانشین حضرت موسی (علیه السلام) و از فرزندان افرائیم بن یوسف بود. وی پس از موسی (علیه السلام) مدت سی سال زنده بود، کار بنی اسرائیل را سامان بخشید و به پیشوایی او بنی اسرائیل به جنگ عمالقه رفتند و شهر اریحا و سرزمین فلسطین را فتح کردند. بنا به کتاب مقدس وی از پیامبران بنی اسرائیل و جانشین موسی بود. عبور بنی اسرائیل از رود اردن تحت فرماندهی وی انجام گردید. صحیفه یوشع نیز منسوب به اوست. او از نسل افرایم فرزند یوسف بود و جزء ۱۲ نفری بود که موسی برای بازرسی سرزمین موعود فرستاد.و پس از بازگشت به همراه کالیب تنها کسانی در میان بنی اسرائیل بودند که آماده جنگ برای فتح سرزمین موعود بودند.

[۲]. گدعون و یفتاح‏؛ از نسل میشا بن یوسف (علیه السلام) و بر دین موسى (علیه السّلام) بودند؛ مستوفى قزوینى،  حمد الله، تاریخ گزیده، تحقیق: نوایى، عبد الحسین، ص ۴۴٫

[۳]. بعضى پنداشته‏اند که وى پیامبر بوده است و معجزه او در موى وى بوده است. از بسیارى نیرو و سختى و توانایى که داشت هیچ کس هماورد او نبود. چون قومى که بر ایشان مبعوث شده بود، از وى درمانده شدند زنش را وادار کردند که موى او را برید و او همچون مرغان پرکنده شد. او را گرفتند و دستها و پاهایش را بریدند. گویند که ایشان عیدى بزرگ داشتند در برابر بتى که در بنایى بلند و مشرف بود. شمسون گفت: آرزو دارم که مرا نزد آن بت ببرید تا آن را لمس کنم و دست بر آن مالم، پس او را بدانجا بردند و در برابر بت نهادند. او با همان بریدگى دست، چنان بر بت زد که بنا بر سر مردم فرو ریخت و اندکى از ایشان توانستند از زیر آن آوار برهند و خداوند دستها و پاهایش را به او باز گردانید. گویند آیه «کسانى که پیش از ایشان بودند، نیرنگ ساز کردند و خداوند بنیانشان را از پایه سست گردانید و سقف از فراز بر ایشان افتاد» نحل، ۲۶؛ درباره او فرود آمده است؛ مقدسى، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، تحقیق: پور سعید، ج ۳، ص ۱۳۷٫

[۴]. شموئیل (سموئیل) یا اسماعیل صادق الوعد؛ قرآن کریم می فرماید: «واذکر فی الکتاب اسماعیل انّه کان صادق الوعد و کان رسولا نبیّا»؛ مریم،۵۴؛ «و یادکن در کتاب خود شرح حال اسماعیل را که بسیار در وعده صادق و پیغمبر بزرگواری بود!»؛ سموئیل یا اسماعیل ، در رامه در کوه افرائیم که در طرف شمال شرقی اورشلیم واقع است، متولد شد. بعثت او را در ۴۳۵۱ سال بعد از هبوط آدم نوشته اند.!!

[۵]. به نقل از: سایت کتابخانه مدرسه فقاهت، جمعی از نویسندگان، کتاب: ادیان شناسى، ج ۱، ص ۸٫




کلیدواژه ها:



ثبت نظر


1 + = 5