دایره المعارف اسلام پدیا » بنی اسرائیل از پيدايش صهيونيسم‌ تا امروز
منوی اصلی

بنی اسرائیل از پیدایش صهیونیسم‌ تا امروز

تاریخ: ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ در باب: بنی اسرائیل

«صهیونیسم‌« یا «صهیونیزم»، گرفته شده از واژه «صهیون» به معناى کوه خشک یا پر آفتاب، نام تپّه‌اى بلند در جنوب شرقى شهر قدس است که در کتاب تورات به عنوان شهر داود تعریف شده است و داراى آثار و اماکن مذهبى و تاریخى گوناگونى بوده است. در بعضى از افسانه ‌هاى یهودیان آمده که منجى قوم یهود، پس از ظهور از این کوه، قدرت مطلقه آنان را بر تمام اقوام و ملل جهان گسترش داده، و مستقر خواهد ساخت. پدیده صهیونیسم به رغم ادّعاى برخى از منابع با تشکیل نخستین کنگره علنى و رسمى صهیونیست‌ ها در شهر «بال» سوئیس در سال ۱۸۹۷ م (۱۲۷۶ هـ. ش) به وجود نیامده است، بلکه بذرهاى عملى و اوّلیّه آن، مدّت‌ها پیش از ورود این واژه به جهان سیاست، پاشیده شده بود،؛ اما کنگره بال، زمان آغاز علنى شدن فعّالیّت صهیونیسم به شمار مى ‌رود؛ از این رو، گرچه بعضى از نمودها و مظاهر صهیونیسم را در اواخر قرن نوزدهم مى‌ توان یافت، ولى ریشه فعّالیّت ‌آنان به چندین قرن پیش از آن و بلکه به تاریخ کهن و پیشین یهود، بر مى‌ گردد. توضیح آن که بنا به نقل برخى منابع تاریخى، آن گاه که حضرت داود قلعه ‌اى را که بر تپّه صهیون بود فتح کرد، بنایى را براى صندوق عهد (الواح تورات) در آن برپا کرد. ولى پس از ویرانى بیت المقدّس در سال ۷۰ میلادى و انقراض دولت و ملّت یهود، یهودیان آواره شهرها و نقاط مختلف دنیا – که همواره در آرزوى استقرار مجدّد در سرزمین فلسطین بوده ‌اند – نام «صهیون» را شعار خود قرار داده، براى احیاى مجد و عظمت دیرینه یهود، خود را «صهیونى» خوانده ‌اند، اما پس از ظهور اسلام در قرن هفتم و پذیرش اسلام از سوى ساکنان فلسطین، شهر قدس، چهره اسلامى به خود گرفت و پس از مدّتى، در دوران خلیفه دوم (عمر) به تصرّف کامل مسلمانان در آمد. شهر قدس یا بیت المقدّس در اسلام و نزد پیامبر گرامى اسلام (صلّی الله علیه و آله) از چنان اهمّیّت ‌و قداستى برخوردار است که در سال‌ هاى نخستین رسالت و بعثت نبى اکرم (صلّی الله علیه و آله) به عنوان قبله گاه مسلمانان مطرح بود و مسلمانان به سوى «مسجد الاقصى» در شهر قدس نماز مى گزاردند. گرچه از آن تاریخ به بعد این شهر، میان مسلمانان، مسیحیان و یهودیان از احترام خاصى برخوردار است، ولى در بیشتر دوران تاریخ اسلام تا این اواخر (به جز سال‌هاى میان ۴۷۸ – ۶۷۰ هـ. ش (۱۰۹۹- ۱۲۹۱ م) که دوران جنگ های صلیبى میان مسلمانان و مسیحیان بر سر تصرف آن بوده است)، مسلمانان فلسطینى که عمدتا از اعراب بوده و مى ‌باشند، بر این شهر تسلط کامل داشتند و این شهر پس از مکه و مدینه و با عنوان اوّلین قبله گاه مسلمانان، مهم‌ترین شهرهاى اسلامى به حساب مى‌ آید و داراى قداست و شرافت بالایى نزد عموم مسلمانان دنیا است. چنان که اشاره شد هر چند یهودیان، طىّ چند مرحله جنگ و کشتار که علیه آنان صورت گرفته، ناگزیر شدند در نقاط دیگر دنیا، پراکنده شوند، ولى هرگز از آن آرمان قومى و دینى خود؛ که بازگشت به موطن اصلى مورد ادّعاى خود؛ یعنى «سرزمین فلسطین» به عنوان «ارض موعود»، باشد، دست نکشیدند. اضافه بر آن، آنان با روحیه عصیان گرى و نژاد پرستى که داشته و دارند، هرگز حاضر نمى‌ شدند از لحاظ قومى و دینى با دیگران به ویژه مسیحیان که دشمنى دیرینه‌ اى با آنها داشتند، کنار آمده و تفاهم همه جانبه ‌اى را ایجاد کنند؛ از این رو، پیوسته مورد آزار و اذیّت مسیحیان و غیر آنان قرار داشتند. این عوامل، موجب شده است که آنها بر آرمان صهیونیستى و نژاد پرستى خود بیشتر پافشارند و براى بازگشت به ارض موعود به هر وسیله‌ اى به ویژه حربه «مظلوم نمایى» متوسّل شوند. یهودیان صهیونیست در مناطقى مانند اروپا و آمریکاى شمالى، حضور چشمگیرى داشته، و توانستند در فعالیت ‌هاى سیاسى- اجتماعى و از آن مهم ‌تر، در امور اقتصادى آن نقاط، نقش فعالى ایفا کنند. آنان همچنین کوشیدند تا در دستگاه‌ هاى دولتى، نفوذ کرده، مراکز مهمّ تصمیم ‌گیرى ‌هاى سیاسى – اقتصادى را در دست گیرند. نفوذ رجال یهودى و صهیونیست در دستگاه‌ هاى سیاسى – اقتصادى اروپا و آمریکا به حدّى گسترده و آشکار است که موجب شده است موجى از بغض و نفرت در اروپاى غربى، علیه آنان به وجود آید. با این حال، یهودیان افراطى (صهیونیست) کسانى نبودند که از تلاش و مبارزه براى رسیدن به اهداف خود که در رأس آنها همان ایجاد زمینه براى بازگشت به فلسطین باشد دست بردارند؛ از این رو، پس از مدّت زمانى نسبتاً طولانى، کارهاى پنهان و آشکار فرهنگى، اقتصادى و سیاسى و ایجاد زمینه ‌هاى لازم براى تحقق آرمان خویش، سرانجام در سال ۱۸۹۷ میلادى، نخستین کنگره جهانى صهیونیسم را در شهر «بال» سوئیس تشکیل دادند. در این کنگره مقرّر شد در کشورهایى که شمار یهودیان در آنها بیشتر از یهودیان سایر کشورها است، سازمان ‌هاى صهیونى، تشکیل گردد. در سال ۱۹۰۵ میلادى بیشتر نمایندگان صهیونى بر این مسئله، اتّفاق نظر داشتند که وقت آن فرا رسیده تا در پى تشکیل دولت صهیونیستى در فلسطین برآیند. به همین منظور، ضرورت تشکیل دولت صهیونیستى یهود را در فلسطین، تصویب کردند و پیشنهاد بریتانیا را که حاضر شد سرزمین اوگاندا در آفریقا را – که از مستعمرات او بود – به عنوان میهن یهود به آنان اعطا کند، نپذیرفتند. سرانجام در سال (۱۹۱۷ م) که بریتانیا درگیر جنگ با دولت عثمانى بود، صهیونیست‌ ها فرصت را مغتنم شمرده، زمینه صدور اعلامیه «لردبالفور»[۱] وزیر خارجه‌ وقت انگلستان را فراهم ساختند. این اعلامیه به طور اکید، تأسیس کشور «اسرائیل» در سرزمین فلسطینیان را براى یهودیان به رسمیّت شناخت! پس از شکست دولت عثمانى در سال ۱۹۲۳ میلادى، فلسطین تحت قیومیت دولت بریتانیا قرار گرفت. هدف عمده این کار، اجراى مفاد اعلامیه «بالفور» بود. جنگ جهانى دوم، زمینه تأسیس یک دولت مستقلّ اسرائیلى را هموار ساخت. در ظرف مدّت ۲۰ سال، شمار افراد یهودى که از اقصى نقاط جهان به فلسطین آورده شده بودند به یک میلیون نفر رسید. سرانجام، سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۴ ماه مه ۱۹۴۸ میلادى بر تجزیه خاک فلسطین، رأى داد و این سرزمین به دو قسمت «اسلامى عربى» و «یهودى صهیونیستى» تقسیم گردید. به این ترتیب، حکومت «اسرائیلى» و صهیونیستى در همین تاریخ، همزمان با خروج آخرین سربازان انگلیسى از فلسطین شکل گرفت. مسلمانان جهان از جمله ملل عرب مسلمان با این تقسیم ظالمانه به مخالفت جدّى برخاستند و جنگ ‌هایى میان اعراب به ویژه مصر و سوریه با اسرائیل، روى داد، که از مهم ‌ترین آنها جنگ ۱۱ ژوئن ۱۹۶۷ میلادى است که به جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل، شهرت دارد. در این جنگ، اعراب شکست سختى خوردند. پس از این شکست ‌ها، ملت مسلمان فلسطین از مبارزات آزادى بخش خویش دست نکشیده و با حمایت ‌هاى همه جانبه – سیاسى، نظامى، مادّى و معنوى – دولت ‌هاى انقلابى و امت ‌هاى مسلمان در سراسر جهان اسلام، مبارزات خود را ادامه دادند. هم اکنون نیز این جهاد مردمى، تحت عنوان قیام «انتفاضه»[۲] یا قیام سنگ پرانى که از هیجدهم آذرماه ۱۳۶۶ هـ. ش (هشتم دسامبر ۱۹۸۷ م) آغاز شده است به شدت‌ ادامه دارد.[۳]


[۱]. بیانیه بالفور (Balfour Declaration)، نامه ‌ای تاریخی بود که در تاریخ ۲ نوامبر ۱۹۱۷ میلادی، توسط آرتور جیمز بالفور، وزیر خارجه وقت بریتانیا، خطاب به والتر روتشیلد، سیاست‌ مدار یهودی تبار و عضو مجلس عوام بریتانیا نوشته شد و در آن از «موضع مثبت» دولت بریتانیا برای «ایجاد خانه ملی برای یهودیان در فلسطین» خبر داده‌شد. بیانیه بالفور، سرآغاز تلاش در عرصه بین ‌المللی برای تأسیس کشور اسرائیل بشمار می ‌رود. پیش‌ زمینه تاریخی جامعه ملل، در پایان جنگ جهانی اول و پس از سقوط امپراتوری عثمانی، قیمومیت بریتانیا بر فلسطین را به پادشاهی متحده اعطا کرد، با این هدف که قیمومیت بریتانیا «پیش ‌زمینه ‌های مطلوب سیاسی، اقتصادی و امنیتی برای تأسیس خانه ملی یهودیان را عهده ‌دار شود و هم‌چنین برای حفاظت از حقوق مدنی و حقوق مذهبی از همه ساکنان سرزمین فلسطین، صرف‌نظر از نژاد و مذهب» بکوشد. بیانیه بالفور، مدیون تلاش ولابی‌ گری حییم وایزمن، رئیس وقت سازمان جهانی صهیونیسم، والتر روتشیلد، عضو مجلس عوام بریتانیا و بانکدار بریتانیایی و هم‌چنین ناحوم سوکولوف روزنامه‌نگار و زبان‌شناس لهستانی بود که در مذاکراتی که منجر به صدور بیانیه بالفور شد، نقشی کلیدی داشت؛ به نقل از دانشنامه آزاد ویکی پدیا.

[۲]. انتفاضه در لغت به معنای: حرکت تند و ناگهانی (بدن)، جست و خیز، چین دار کردن حاشیه لباس، پرت کردن، تقلا کردن، جولا ن، شورش، طغیان، قیام، برخاستن، بلوا و برخیزش، و از نظر سیاسی و اجتماعی، انتفاضه یا قیام عبارت است از: رفتار و عملکرد معترضانه، شجاعانه و مستمر مردم غیر مسلح فلسطین در قبال رژیم صهیونیستی.

[۳]. به نقل از: سایت کتابخانه مدرسه فقاهت، جمعی از نویسندگان، کتاب: ادیان شناسى، ج ۱، ص ۸٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


2 + 3 =