دایره المعارف اسلام پدیا » اشکالات و انحرافات فرقه شیطان پرستی
منوی اصلی

اشکالات و انحرافات فرقه شیطان پرستی

تاریخ: ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ در باب: فرقه شیطان پرستی

فرقه شیطان پرستی، دارای اشکالات و انحرافات زیادی، هم در بُعد عقیده و اندیشه و هم در بُعد عمل و رفتار است که به طور اختصار ذکر می شود:

۱٫ انکار خدا:

فرقه شیطان پرستی، منکر خداوند یکتا است،[۱] در حالی که در آموزه های دین اسلام، وجود خداوند سبحان و یکتایی او و صفات و ویژگی های نامتناهی اش، اصل و ریشه سایر اعتقادات به حساب می آید.[۲]

۲٫ انکار معاد:

آنتوان لاوی تصریح می کند: «هیچ بهشتی در آسمان نیست و هیچ جهنمی که آدمیان را بسوزاند. همین جا و هم اینک روز لذت تو است. همین جا و هم اینک فرصت تو است»،[۳] ولی از اصول اعتقادات دین اسلام، اعتقاد به معاد، جهان آخرت، وجود بهشت و جهنم، مسئول بودن انسان در برابر اعمال خود و … است.

۳٫ ضدیت و مبارزه با ادیان الهی:

آنتوان لاوی در کتاب انجیل شیطانی، به ادیان حمله ور شده و آنها را ساخته و پرداخته کشیش ها معرفی می کند.[۴] شیطان پرستان با عقیده ضدیت و مبارزه با ادیان الهی، بدترین توهین ها را به مقدسات دینی، به خصوص آیین مسیحیت و حضرت مسیح (علیه السلام) انجام می دهند،[۵] در حالی که ادیان الهیِ تحریف نشده، از جانب خداوند متعال و توسط رسولان پاک و مطهر و برای هدایت بشر نازل شده و فرستادگان خدا، مردم را به سوی خدا دعوت می کردند نه به سوی خود. قرآن کریم درباره دعوت انبیاء به سوی خدا می فرماید: « ما در هر امتى رسولى برانگیختیم که: خداى یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید!…».[۶]

همچنین درباره حضرت مسیح (علیه السلام) می فرماید: «…مسیح گفت: اى بنى اسرائیل! خداوند یگانه را، که پروردگار من و شما است، پرستش کنید…».[۷] «هرگز مسیح از این ابا نداشت که بنده خدا باشد…».[۸] «مسیح فرزند مریم، فقط فرستاده ]خدا[ بود، پیش از وى نیز، فرستادگان دیگرى بودند…».[۹]  «مسیح؛ عیسى بن مریم، فقط فرستاده خدا، و کلمه ]و مخلوق[ او است، که او را به مریم القا نمود و روحى ]شایسته[ از طرف او بود…».[۱۰]

در آیین اسلام توهین به مقدسات، موجب ارتداد از دین و گناهی بزرگ به حساب می آید.[۱۱]

۴٫ نگاه ناصحیح به انسان:

الف: پرستش خود:

در آیین شیطان پرستان، همه چیز در یک امر خلاصه می شود و آن انسان محوری و خود خدایی انسان است و انسان از قید بندگی همه چیز حتی خدا رها است،[۱۲] ولی در تعالیم اسلامی، انسان به عنوان بنده خدا و فقیر درگاه او[۱۳] معرفی شده که هدف از خلقت او، شناخت خداوند متعال[۱۴] و عبودیت او[۱۵] و رسیدن به مقام قرب او[۱۶] است.

ب: شرارت آمیز بودن وجود انسان:

آنتوان لاوی می گوید: «شرارت، بدی، کینه و نفرت، نه تنها لازمه ذات انسان و اقتضای وجود او است، بلکه اتفاقاً این بُعد خشونت و بدی بر سایر ساحت های وجودی انسان حکومت دارد و حاکمیت شر بر قوای وجودی انسان، نه یک غلبه عادی که اصولا، شرارت، تمام حقیقت انسان است»،[۱۷] ولی این نگرش لاوی در مورد حقیقت انسان، هم غیر دینی، هم غیر واقعی است؛ چرا که انسان، هر چند بنا به اقتضای انسان بودن، در درون خود، متضاد خلق شده و برخوردار از گرایش های مادی و الهی است، اما حقیقت انسان، همان بُعد ملکوتی او که جنبه نورانی او است، می باشد. در انسان، قوای شهوت و غضب، هر دو فعال هستند، که در ادیان الهی این دو قوه باید تحت اشراف تعالیم وحیانی و قوه عاقله انسان اداره شوند و به نورانیت بُعد الهی وجود انسان کمک کنند.[۱۸]

گرایش های مادی باید در وجود انسان باشند؛ زیرا اگر نباشند، انسان دیگر انسان نیست، بلکه فرشته و ملک است. خداوند متعال چنین گرایش هایی را در درون انسان تعبیه نموده که انسان به کمک آنها، جنبه الهی یا به تعبیری؛ نفخه الهی وجود خود را تقویت و راه سعادت ابدی خود را بپیماید.[۱۹]

۵٫ تصور غلط از شیطان:

شیطان پرستی، زائیده نگاه یهودی به شیطان است که با نگاه اسلامی به شیطان متفاوت است. در نگاه یهودی، شیطان یک فرشته است که به همراه تعدادی از فرشتگان برای آزادی قیام نموده و از دستگاه الهی خارج شدند. همچنین شیطان در داستان آدم و حوا (علیهما السلام) به نوعی نقش یک منجی را برای نوع بشر بازی می کند و با راهنمایی آن دو به سمت میوه درخت معرفت! آنها را از باطن امور آگاه و از یوغ بندگی استثمارگونه خداوند متعال رها می نماید!،[۲۰] ولی در نگرش اسلامی، شیطان یک جن است[۲۱] که در اثر عبادت به جمع فرشتگان راه یافت و به خاطر عصیان در برابر دستور الهی که امر به سجده بر آدم (علیه السلام) فرموده بود، از مقام خویش تنزل پیدا نمود و با فریب آدم و همسرش (علیهما السلام) نسبت به میوه درخت ممنوعه،[۲۲] باعث هبوط آن دو  و خود از بهشت الهی شد.[۲۳] در نگاه اسلامی، شیطان: مستکبر،[۲۴] کافر،[۲۵] رانده شده از درگاه الهی،[۲۶] ملعون تا روز رستاخیز،[۲۷] سرکش،[۲۸] پست و زبون،[۲۹] و … معرفی شده است.

در نگاه یهودی، شیطان موجودی است بسیار قدرتمند که قدرت او با قدرت خداوند رقابت می کند و به نحوی باعث تسلط شیطان بر انسان می گردد، ولی در آموزه های اسلامی، شیطان، کیدی ضعیف[۳۰] داشته و تنها قدرت وسوسه گری نسبت به انسان دارد.[۳۱]

از منظر شیطان پرستی لاوایی، وجود خارجی شیطان مورد تردید قرار می گیرد و نماینده شیطان در قوای وجودی انسان؛ یعنی نفس اماره به رهبری پذیرفته می شود،[۳۲] ولی از منظر قرآن کریم، شیطان، وجود خارجی دارد و نفس اماره به عنوان دشمن درونی انسان معرفی شده است.[۳۳]

در نگاه اسلامی و قرآنی، به طور صریح با فرزندان آدم عهد بسته شده که شیطان را نپرستند؛ زیرا او به عنوان دشمنی آشکار برای آنها می باشد و گروه بسیاری را به گمراهی کشانده است.[۳۴]

۶٫ تقابل دیانت و لذت:

یکی از ایده ها و فرضیه هایی که لاوی در کتاب انجیل شیطانی مطرح می کند: «تقابل دیانت و لذت» است. لاوی با اصرار مدعی می شود که «هرکس، مذهب و دینداری را انتخاب کند، باید لذت و خوشی و پویایی را کنار بگذارد. وی می گوید: ما در عالم خارج، انسان مسیحی که از زندگی خود لذت ببرد، سراغ نداریم و انسان ها باید بین لذت و دیانت یکی را انتخاب نمایند».[۳۵] این ادعای لاوی کاملا برعکس تعالیم آیین اسلام است. اسلام که دینی کامل و جامع است، هم به بُعد مادی انسان ها توجه نموده و هم به بعد معنوی آنها. جالب آن است که در قرآن کریم، ۱۱۵ مرتبه کلمه‏ «دنیا» و ۱۱۵ مرتبه کلمه «آخرت» استعمال شده است و این یک تصادف نیست.[۳۶] البتّه این به معناى آن نیست که اهمیّت دنیا و آخرت هر دو یکسان است، بلکه آخرت، اصل و هدف است. قرآن کریم در بیانی می فرماید: «و در آن چه خدا به تو داده، سراى آخرت را بطلب و بهره‏ات را از دنیا فراموش مکن…».[۳۷]

در دستورات دینی، دنیا، نه تنها تاریک و سیاه معرفی نمی شود، بلکه روشن و نورانی و به عنوان آیتی از آیات الهی، مزرعه آخرت، مسجد دوستان خدا و محل تجارت اولیای الهی برای فراهم کردن زاد و توشه آخرت معرفی شده است.[۳۸] بخش فراوانی از شریعت اسلام، به نیازهای دنیایی، لذات مادی و بدنی حلال؛ مانند خوردن، آشامیدن، استراحت، ازدواج، تفریحات سالم، مسافرت، تهیه لباس، وسیله نقلیه و مسکن، اختصاص دارد.

۷٫ ارتکاب اعمال زشت و خلاف فطرت انسانی:

ارتکاب اعمال کریه و خلاف فطرت انسانی؛ مثل ابتذال جنسی، همجنس بازی، قتل، خودکشی، خون آشامی، استفاده از سحر و جادو، موسیقی، مواد مخدر و در یک جمله، لذت طلبی مطلق و ارضاء خواسته های نفسانی که در آیین شیطان پرستی مشاهده می شود، با آموزه های دین اسلام منافات دارد. در مکتب حیات بخش اسلام، این گونه اعمال از گناهان کبیره محسوب شده و انسان را از مرتبه انسانیت تنزل داده به مرتبه حیوانیت و بلکه پست تر و بدتر از آن می کشاند.[۳۹] لذت گرایی به طور مطلق؛ یعنی از هر راهی و به هر شیوه ای، مردود است؛ زیرا با هدف خلقت انسان منافات داشته و نه تنها او را سیراب نمی نماید، بلکه بر حرص، ناکامی، افسردگی، غم و اندوه او می افزاید. لذات مادی و بدنی از طریق حرام، ممکن است خوشی لحظه ای داشته باشند، اما مانع دست یابی به لذات برتر و دائمی می شوند که به حقیقت انسان؛ یعنی روح او مربوط می شود. در تعالیم دینی، علاوه بر پرداختن به لذات حلال جسمی، به لذات برتری که از آنها به لذات معنوی یاد می شود، ترغیب و تشویق شده است. بعضی از این لذات معنوی؛ عبارتند از: لذت معرفت و محبت به پروردگار، لذت مناجات با او، لذت احسان به دیگران، لذت خوش اخلاقی و فروبردن خشم.[۴۰]

۸٫ تناقضات:

در عقاید و اعمال شیطان پرستان، تناقضاتی وجود دارد که به بعضی از آنها اشاره می شود:

الف. در اعتقادات شیطان پرستان، از یک سو خودپرستی مطرح می شود و از سوی دیگر، شیطان پرستی. هرچند این دو معبود با یک دیگر هماهنگ هستند، ولی این، تناقضی آشکار است که حکایت از خدایان دوگانه آنان نموده و بی پایه و اساس بودن عقاید آنان را می رساند.

ب. قربانی کردن انسان:

بنا بر گزارش برخی منابع، یکی از آداب شیطان پرستان، مراسم قربانی کردن یک انسان است. این مراسم، هم در گذشته و هم اینک، سالیانه انجام می گیرد، که البته بخشی از کتاب مقدس شیطان پرستی نیز به آن اختصاص دارد: «یکی از واجبات، قربانی کردن و ریختن خون است؛ زیرا خون، مظهـر زندگی و نیرو می باشد. البته به شرط این که خون ریختـه شده، تازه باشد و یک جادوگر مجرب این کار را بکند. این کار بهترین روش برای تسکین شیاطین می باشد. این عمل باعث بخشیده شدن افراد می گردد و این مرگ، زندگی را برای دیگران در پی دارد».

لاوی قربانی کردن انسان را قبیح خواند، اما هیچ کس از او سؤال نکرد، چرا در کلیسای شیطان، همه ساله، مراسم قربانی انسان برگزار می شود؟!. لاوی، قربانی انسان را یک شایعه از جانب دشمنان دانسته و آن را نشانه احساسات منفی بر شمرد، اما هیچ گاه پاسخ نداد که چرا این مراسمات با حضور خود او برگزار می شد؟![۴۱]

سخن آخر این که:

از آن جا که در آیین شیطان پرستی، خدای یگانه و معاد، انکار شده، هر کسی خدای خود، و اصل، حیات دنیایی و لذات بدنی و مادی است، ضدیت و مبارزه با ادیان الهی در دستور کار قرار می گیرد و ارتکاب زشت‌ ترین و ناپسندترین اعمال، مجاز شمرده می شود، در حالی که اعتقاد به تعالیم ادیان الهی؛ مانند اعتقاد به خدای یگانه، حسابرسی در جهان آخرت، وحی و نبوت و …، جلوی بسیاری از اعتقادات و اعمال فاسد را می گیرد. شیطان پرستی، عقیدۀ باطل و مکتب انحرافی است که با اصول و ارزش های ادیان الهی و فطرت انسانی، منافات داشته و افراد، گروه ها و گردانندگان آن، برای رسیدن به مقاصد شیطانی خود، به آن پای بند هستند.



[۱]. ر.ک: مظاهری سیف، حمید رضا و شریفی دوست، حمزه، نگاهی متفاوت به شیطان گرایی، ص ۲۵، به نقل از انجیل شیطانی، بخش لوسیفر؛ امین خندقی، جواد، شناخت و بررسی شیطان پرستی، ص ۶۷٫

[۲]. برای آگاهی بیشتر ر.ک: شناخت خدا، سایت اسلام پدیا.

[۳]. نگاهی متفاوت به شیطان گرایی، ص ۲۳، به نقل از انجیل شیطانی، ص ۱۲٫

[۴]. ر.ک: همان، ص ۲۵٫

[۵]. ر.ک: شناخت و بررسی شیطان پرستی، ص ۲۳۲ – ۲۳۷٫

[۶]. نحل، ۳۶، «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی‏ کُلِّ أُمَّهٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ…».

[۷]. مائده، ۷۲، «…قالَ الْمَسیحُ یا بَنی‏ إِسْرائیلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّی وَ رَبَّکُمْ…».

[۸]. نساء، ۱۷۲، «لَنْ یَسْتَنْکِفَ الْمَسیحُ أَنْ یَکُونَ عَبْداً لِلَّهِ…».

[۹]. مائده، ۷۵، «مَا الْمَسیحُ ابْنُ مَرْیَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ…».

[۱۰]. نساء، ۱۷۱، «…إِنَّمَا الْمَسیحُ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ کَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى‏ مَرْیَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ…».

[۱۱]. ر.ک: نجفى، محمد حسن‌، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، محقق: قوچانى، عباس/ آخوندى، على، ج ‌۴۱، ص ۶۰۰٫

[۱۲]. نگاهی متفاوت به شیطان گرایی، ص ۲۱ و ۲۲٫

[۱۳]. فاطر، ۱۵٫

[۱۴]. طلاق، ۱۲٫

[۱۵]. ذاریات،‌۵۶٫

[۱۶]. به عنوان نمونه ر.ک: علق، ۱۹٫

[۱۷]. نگاهی متفاوت به شیطان گرایی، ص ۱۹٫

[۱۸]. ر.ک: نگاهی متفاوت به شیطان گرایی، ص ۲۰٫

[۱۹]. ر.ک: همان، ص ۲۰ و ۲۱٫

[۲۰]. ر.ک: کتاب مقدس، سفر پیدایش، ۳: ۱- ۲۳٫

.[۲۱] کهف، ۵۰٫

[۲۲]. اعراف، ۲۰ – ۲۲٫

[۲۳]. اعراف، ‌۲۴٫

[۲۴]. بقره، ۳۴؛ ص، ۷۴٫

[۲۵]. همان.

[۲۶]. حجر، ۳۴؛ ص، ۷۷٫

[۲۷]. حجر، ۳۵٫

[۲۸]. صافات، ‌۷؛ حج، ‌۳؛ نساء، ۱۱۷٫

[۲۹]. اعراف،‌ ۱۳٫

[۳۰]. نساء، ۷۶٫

[۳۱]. ر.ک: اعراف، ۲۰؛ طه، ۱۲۰؛ کلیسای شیطان، پایگاه فرق و ادیان.

[۳۲].  ر.ک: نگاهی متفاوت به شیطان گرایی، ص ۲۸٫

[۳۳]. قَالَ النَّبِیُّ (صلّی الله علیه و آله) أَعْدَى عَدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْک‏؛ خطرناک ترین دشمن تو، نفس تو است که میان دو پهلوى تو است. ر.ک: ابن أبی جمهور، محمد بن زین الدین‏، عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، محقق و مصحح: عراقى، مجتبى‏، ج ‏۴، ص ۱۱۸، ح ۱۸۷٫

[۳۴]. ر.ک: یس، ۶۰ و ۶۲٫

[۳۵]. نگاهی متفاوت به شیطان گرایی، ص ۱۸ و ۱۹، به نقل از انجیل شیطانی، آنتوان لاوی، بخش دوم.

[۳۶]. قرائتى، محسن، تفسیر نور، ج ۱، ص ۳۱۸٫

[۳۷]. قصص، ۷۷، «وَ ابْتَغِ فیما آتاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَهَ وَ لا تَنْسَ نَصیبَکَ مِنَ الدُّنْیا…».

[۳۸]. ر.ک: نهج البلاغه، گردآورنده: سید رضی، مصحح: صبحی صالح، کلمات قصار، کلمه ۱۳۱، ص ۴۹۲ و ۴۹۳٫

[۳۹]. ر.ک: اعراف، ۱۷۹؛ فرقان، ۴۴٫

[۴۰]. نهج البلاغه، نامه ۳۱، ص ۴۰۳‏.

[۴۱]. ر.ک: سایت اطلاع رسانی پیرامون فرقه شیطان پرستی my savior.ir.‏








ثبت نظر


+ 5 = 12