دایره المعارف اسلام پدیا » ‏ویژگی‌های شخصیتی ذوالقرنین
منوی اصلی

‏ویژگی‌های شخصیتی ذوالقرنین

تاریخ: ۲۳ فروردین ۱۳۹۳ در باب: ذو القرنین

از مجموع آیاتی که خداوند متعال در سوره مبارکه کهف در داستان جناب ذو القرنین بیان می کند، چند ویژگی برای ایشان استفاده مى‏شود:

۱٫ صاحب این قصه (ذو القرنین)، قبل از این­ که داستانش در قرآن، بیان، و توسط پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله) برای مردم تلاوت شود، بلکه حتى در زمان زندگى‏اش، ذو القرنین نامیده مى‏شده است.[۱] این نکته از سیاق این آیات و از جملات «عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ»، «قُلْنا یا ذَا الْقَرْنَیْنِ» و «قالُوا یا ذَا الْقَرْنَیْنِ»، به خوبى استفاده مى‏شود. از جمله اول برمى ‏آید که در عصر رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) قبل از نزول این قصه، چنین اسمى بر سر زبان ­ها بوده که از آن حضرت داستانش را پرسیده‏اند و از دو جمله بعدى به خوبى معلوم مى‏شود که اسمش همین بوده که با آن خطابش کرده‏اند.[۲]

۲٫ او مردى مؤمن به خدا و روز جزاء و متدین به دین حق بوده است. قرآن کریم می فرماید:  «هذا رَحْمَهٌ مِنْ رَبِّی فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّی جَعَلَهُ دَکَّاءَ وَ کانَ وَعْدُ رَبِّی حَقًّا[۳]؛ (ذو القرنین‏) گفت: این رحمتى از جانب پروردگار من است، پس آن‏ گاه که وعده‏ پروردگارم (قیامت) فرا رسد، آن (سدّ آهنین) را خرد می­گرداند و وعده‏ پروردگار من حقّ است» و همچنین فرموده است: «أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ یُرَدُّ إِلى‏ رَبِّهِ فَیُعَذِّبُهُ عَذاباً نُکْراً وَ أَمَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً …؛[۴] (ذو القرنین‏) گفت: امّا هر کس ستمکارى (کفر و شرک) ورزد، به زودى عذابش می­کنیم، سپس به سوى پروردگارش بازگردانده مى‏شود، آن­ گاه او را به عذابى سخت معذّب مى‏کند…».

گذشته از این ­آیات، آیه «قُلْنا یا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْناً؛[۵] گفتیم: اى ذو القرنین! یا (این قوم کافر را) عذاب مى‏کنى، یا در میانشان رفتار نیکو پیش مى‏گیری»، خود، شاهد بر مزید کرامت و مقام دینى  ذوالقرنین مى‏باشد و مى‏فهماند که او به وحى، یا الهام و یا به وسیله پیامبرى از پیامبران تأیید مى‏شده است.[۶]

۳٫ او از کسانى بوده که خداوند خیر دنیا و آخرت را برایش جمع کرده بود: اما خیر دنیا، براى این­ که خداوند سلطنتى به او داده بود که می توانست با آن به مغرب و مشرق زمین برود و هیچ چیز جلوگیرش نشود، بلکه تمامى اسباب، مسخر و زبون او باشند، اما خیر آخرت، براى این­ که او در بین بشر، بسط عدالت و اقامه حق نموده، به صلح و عفو و رفق و کرامت نفس و گستردن خیر و دفع شر در میان بشر رفتار کرد، که همه اینها از آیه «إِنَّا مَکَّنَّا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَ آتَیْناهُ مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ سَبَباً»،[۷] استفاده مى‏شود. ­علاوه بر این، طبق آن­ چه از سیاق داستان وی بر مى‏آید، خداوند متعال، سیطره و حکومت جسمانى و روحانى به او ارزانى داشته بود. [۸]

۴٫ او در میان دو کوه، سدی از پاره‏هاى آهن و مس مذاب بنا کرده که در مشرق و مغرب عالم نبوده و بین دو کوه را که مثل دو دیوار بوده‏اند، به صورت یک دیوار ممتد در آورد.[۹]


[۱]. منظور این است که این وصف برای وی بوده است و لو این که در زبان های دیگر شاید از کلمات مترادف مثل صاحب «دو گیسو» استفاده می شد.

[۲]. ‏ر.ک: طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، مترجم: موسوى همدانى، سید محمد باقر، ج ‏۱۳، ص ۵۲۲ و ۵۲۳٫

[۳]. کهف، ۸۷٫

[۴]. همان، ۹۸٫

[۵]. همان، ۸۶٫

[۶]. ‏ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، مترجم: موسوى همدانى، سید محمد باقر، ج ‏۱۳، ص ۵۲۳٫

[۷]. کهف، ۸۴٫

[۸]. ‏ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، مترجم: موسوى همدانى، سید محمد باقر، ج ‏۱۳، ص ۵۲۳٫

[۹]. ‏ر.ک: همان.




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


7 + = 9