دایره المعارف اسلام پدیا » ‏ساخت سد ذوالقرنین
منوی اصلی

‏ساخت سد ذوالقرنین

تاریخ: ۲۳ فروردین ۱۳۹۳ در باب: ذو القرنین

یکی از آثار و اقدامات تاریخی ذوالقرنین، سد معروف ذوالقرنین است. قرآن کریم می فرماید: «وقتى که میان دو کوه رسید، در آن جا قومى را یافت که هیچ سخنى نمى‏فهمیدند»؛[۱] « (آن گروه به او) گفتند: «اى ذو القرنین یأجوج و مأجوج در این سرزمین فساد مى‏کنند آیا ممکن است ما هزینه‏ اى براى تو قرار دهیم، که میان ما و آنها سدّى ایجاد کنی؟»؛[۲] «گفت: تمکن و ثروتى که خدا به من عطا فرموده از هزینه شما بهتر است، پس شما مرا با قوّتِ بازو کمک کنید تا سدّى محکم براى شما بسازم که به کلّى مانع دستبرد آنها شود»؛[۳] « قطعات بزرگ آهن برایم بیاورید (و آنها را روى هم بچینید) تا وقتى که کاملًا میان دو کوه را پوشانید، گفت: (در اطراف آن آتش بیفروزید، و) در آن بدمید! (آنها دمیدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد، و گفت: (اکنون) مس مذاب برایم بیاورید تا بر روى آن بریزم!»؛[۴]

«از آن به بعد آن قوم نه هرگز بر سوراخ کردن آن سدّ و نه بر بالارفتن از آن توانایى یافتند»؛[۵] «ذو القرنین گفت که این از لطف و رحمت خداى من است و هرگاه وعده پروردگارم فرا رسد، آن سدّ را متلاشى خواهد ساخت، البته وعده خدا حتمى و راست مى‏باشد».[۶]

مفسران در تفسیر این آیات مطالبی را بیان کرده اند که در این جا به یک مورد از آنها اشاره می شود:

در آیه ۹۳ سوره مبارکه کهف، کلمه «سدّ»؛ به معناى کوه و هر چیزى است که راه را بند آورد و از عبور جلوگیرى کند و گویا مراد از «دو سد» در این آیه، دو کوه باشد.  در جمله «وَجَدَ مِنْ دُونِهِما قَوْماً»، مراد از «من دونهما» نقطه‏اى نزدیک به آن دو کوه است.

کلمه «خرج» در آیه ۹۴؛ به معناى آن چیزى است که براى مصرف شدن در حاجتى از حوائج، از مال انسان خارج مى‏گردد؛ لذا قوم مذکور پیشنهاد کردند که مالى را از ایشان بگیرد و میان آنان و یأجوج و مأجوج سدى ببندد که مانع از تجاوز آنان بشود.

در آیه ۹۵ کلمه: «ردم»؛ به معناى سد است. بعضى گفته‏اند: به معناى سد قوى است. بنابراین، تعبیر به «ردم» در جواب آنان که درخواست سدى کرده بودند، براى این بوده که هم خواهش آنان را اجابت کند و هم وعده ما فوق آن را داده باشد.

و این که فرمود: «آن مکنتى که خدا به من داده بهتر است»، براى این است که مى‏خواهد بفرماید: «ذو القرنین گفت: آن مکنتى که خدا به من داده و آن وسعت و قدرت که خدا به من ارزانى داشته، از مالى که شما وعده مى‏دهید بهتر است و من به آن احتیاج ندارم».

همچنین در همین آیه ۹۵، «فَأَعِینُونِی بِقُوَّهٍ …»، کلمه «قوه»؛ به معناى هر چیزى است که به وسیله آن آدمى بر چیزى نیرومند مى‏شود. جمله مزبور، فرع بر مطلبى است که از پیشنهاد آنان (ساختن سد) به دست مى‏آید. پس حاصل معنا این است که: من از شما خرج نمى‏خواهم، اما سدى را که خواستید، اگر بخواهید بسازم، باید مرا از نظر نیروی انسانی کمک کنید؛ یعنى کارگر داشته باشید تا مصالح ساختمانى بیاورد و من آن را بسازم.

بر اساس این معنا، روشن مى‏شود که مراد آنها  از پیشنهاد خرج دادن؛ اجرت بر سد سازى بوده و در حقیقت خواسته‏اند به ذو القرنین مزد بدهند که او هم قبول نکرده است.

در آیه ۹۶، جمله «آتُونِی زُبَرَ الْحَدِیدِ …»، کلمه «زبر» به ضمه زاء و فتحه باء، جمع «زُبْرَه» است، هم چنان که «غرف» جمع «غرفه» است و زبره؛ به معناى قطعه و کلمه «ساوى»؛ به معناى تسویه است. «صدفین» تثنیه «صدف» است که به معناى یک طرف کوه است و بعضى گفته‏اند این کلمه جز در کوهى که در برابرش کوه دیگرى باشد، استعمال نمى‏گردد. پس بنابراین کلمه مذکور از کلمات دو طرفى؛ مانند زوج و ضعف و غیر آن دو است. کلمه «قِطر»؛ به معناى مس و یا روى مذاب است و «افراغ قطر»؛ به معناى ریختن آن به سوراخ ها، فاصله ‏ها و شکاف‏ ها است.

جمله «آتُونِی زُبَرَ الْحَدِیدِ»؛ یعنى برایم قطعه‏ هاى آهن را بیاورید تا در سد به کار ببرم. این آوردن آهن، همان قوتى (نیروی کار انسانی) بود که از ایشان خواست و اگر تنها آهن را از میان مصالح سد سازى، ذکر کرده و مثلا اسمى از سنگ نیاورده، بدین جهت بوده که رکن سد سازى و استحکام بناى آن، موقوف بر آهن بوده است.

در پایان آیه ۹۷ می فرماید: «(سرانجام چنان سدّ نیرومندى ساخت) که آنها [طایفه یأجوج و مأجوج‏] قادر نبودند از آن بالا روند و نمى‏ توانستند سوراخی در آن ایجاد کنند».

ذو القرنین بعد از بناى سد گفت: این سد، خود رحمتى از پروردگار من بود؛ یعنى نعمت و سپرى بود که خداوند با آن، اقوامى از مردم را از شر یأجوج و مأجوج حفظ فرمود. این سد و این رحمت، تا آمدن وعده پروردگار من باقى خواهد ماند، وقتى وعده پروردگار من آمد، آن را در هم مى‏کوبد و با زمین یکسان مى‏کند.

مقصود از وعده؛ یا وعده‏اى است که خداى تعالى در خصوص آن سد داده بوده که به زودى؛ یعنى در نزدیکى ‏هاى قیامت آن را خرد مى‏کند. در این صورت وعده مزبور پیشگویى خدا بوده که ذو القرنین آن را خبر داده، و یا همان وعده‏اى است که خداى تعالى در باره قیام قیامت داده و فرموده: کوه‏ ها همه در هم کوبیده گشته، دنیا خراب مى‏شود.[۷]


[۱]. کهف، ۹۳٫

[۲]. همان، ۹۴٫

[۳]. همان، ۹۵٫

[۴]. همان، ۹۶٫

[۵]. همان، ۹۷٫

[۶]. همان، ۹۸٫

[۷]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه: موسوى همدانى، سید محمد باقر، ج ‏۱۳، ص ۵۰۳ – ۵۰۶٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


5 + 3 =