دایره المعارف اسلام پدیا » ذو القرنین، پیامبر، فرشته یا بنده صالح خدا
منوی اصلی

ذو القرنین، پیامبر، فرشته یا بنده صالح خدا

تاریخ: ۲۳ فروردین ۱۳۹۳ در باب: ذو القرنین

میان تاریخ نگاران و مفسران درباره این ­که ذوالقرنین پیامبر بوده یا پادشاهی عادل و مردی صالح که بر زمین حکمرانی داشته یا این­ که یکی از فرشتگان بوده است، اختلاف نظر وجود دارد. بعضی از بزرگان با تکیه به روایات و شواهد تاریخی گفته اند: ایشان پیامبر نبوده، بلکه بنده ای از بندگان صالح خدا بوده که بر زمین حکومت می کرده است. در مقابل، گروه دیگری از اندیشمندان، قائل به پیامبری ایشان شده اند و عده کمی بر این نظر هستند که او یکی از فرشتگان بوده است. در این ­جا اشاره مختصری به این دیدگاه ها خواهد شد:

الف. ذوالقرنین، بنده صالح خدا:

در کتاب کمال الدین از اصبغ بن نباته روایت شده که گفت: ابن الکواء در محضر على (علیه السلام) هنگامى که آن جناب بر فراز منبر بود، برخاست و عرض کرد:یا امیر المؤمنین، ما را از داستان ذو القرنین خبر بده، آیا پیامبر بوده و یا فرشته؟ و مرا از دو قرن او خبر بده آیا از طلا بوده یا از نقره؟ حضرت فرمود: نه پیغمبر بود و نه ملک. دو قرنش نیز نه از طلا بود و نه از نقره. او مردى بود که خداى را دوست مى‏داشت و خدا هم او را دوست داشت … .[۱]

ابو بصیر از امام باقر (علیه السلام) روایت می کند که فرمود: ذو القرنین پیامبر نبود، ولى او بنده شایسته‏اى بود که خدا را دوست داشت و خداوند نیز او را دوست داشت … .[۲]

ب. ذوالقرنین، پیامبر خدا:

فخر رازی می گوید: گروهی قائل به پیامبری ایشان هستند و براى سخن خود دلایلى ذکر کرده‏اند که به برخی از آنها اشاره می شود:

۱٫ سخن خداى تعالى که فرمود: «إِنَّا مَکَّنَّا لَهُ فِی الْأَرْضِ»؛[۳] شایسته است تمکین را به معناى مکنت در دین بدانیم و تمکین کامل در دین، همان مقام نبوّت است.

۲٫ سخن خداى متعال که فرمود: «وَ آتَیْناهُ مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ سَبَباً»؛[۴] این گفتار دلالت‏ مى‏کند که خداى متعال از امر نبوّت نیز به او سببى عنایت کرده باشد.

۳٫ سخن خداوند متعال که فرمود: «یا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْناً»؛[۵] این گونه سخن گفتن از جانب خداوند با او، دلالت بر نبوّت او مى‏کند.[۶]

۴٫ روایتی مرسل[۷] از امام باقر (علیه السلام) نقل شده  که فرمود: خداوند، پیامبران را در زمین، پادشاه، قرار نداد مگر چهار نفر را که پس از نوح (علیه السلام) آمدند: ذو القرنین که نام او عیّاش بود، داود، سلیمان و یوسف. عیّاش میان شرق و غرب پادشاهى کرد، داود (علیه السلام) میان شامات تا بلاد استخر حکومت کرد، پادشاهى سلیمان (علیه السلام) هم در همان منطقه داود بود، و یوسف (علیه السلام) در مصر و صحراهاى آن پادشاهى کرد و از آن فراتر نرفت.[۸]

ج. ذوالقرنین، فرشته خدا:

در مورد این که ذوالقرنین  فرشته بوده یا خیر؟ باید گفت:  بعضی از متون، با استناد به برخی از احادیث ضعیف که موجود است، ذوالقرنین را فرشته دانسته و یا به این مطلب پرداخته اند؛ از جمله ناقلان این مطالب، می توان به سیوطی اشاره کرد که به نقل از ابن ابی حاتم از جبیر بن نضیر روایت می کند که: «ان ذا القرنین ملک من الملائکه اهبطه الله إلى الأرض و آتاه مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ سَبَبا …؛ ذوالقرنین فرشته ای از فرشتگان بود که خداوند او را به زمین فرستاد و هرگونه وسیله ای در اختیارش نهاد» و ادامه می دهد که علمای یهود از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) درباره ذوالقرنین پرسیدند، حضرت فرمود: «ملک مَسَحَ الارض بالاسباب؛ فرشته ای بود که زمین را با اسباب و وسایلی پیمود».[۹]


[۱]. صدوق، محمد بن على‏، کمال الدین و تمام النعمه، محقق/ مصحح: غفارى، على اکبر، ج ۲، ص ۳۹۴٫

[۲]. ‏عیاشى، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، تحقیق: رسولى محلاتی، سید هاشم، ج ۲، ص ۳۴۱‏.

[۳]. کهف، ۸۴٫

[۴]. همان.

[۵]. همان، ۸۶٫

[۶]. فخر رازى، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب (تفسیر کبیر)، ج ۲۱، ص ۴۹۵٫

[۷]. مرسل از ریشه «ارسل الدابه» به معنای برداشتن قید و بند از چهارپا آمده است، گویا در حدیث مرسل با حذف سند قید ربط حدیث برداشته شده است. مرسل در اصطلاح و به معنای عام؛ هر حدیثی است که دچار ارسال و حذف اسناد باشد، اعم از این که همه راویان یا شماری از آنان حذف شده باشند. مقباس الهدایه، ج ۱، ص ۳۳۸ – ۳۴۱، به نقل از، نصیری، علی، آشنائی با علوم حدیث، ص ۱۸۷٫

[۸]. صدوق، محمد بن على، خصال، محقق/ مصحح: غفارى، على اکبر، ص ۲۴۸٫ ‏

[۹]. سیوطی، جلال الدین،  الدرالمنثور فى تفسیر المأثور، ج ۴، ص ۲۴۱٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


+ 7 = 11