دایره المعارف اسلام پدیا » ذوالقرنين و حضرت ابراهيم (علیه السلام)
منوی اصلی

ذوالقرنین و حضرت ابراهیم (علیه السلام)

تاریخ: ۲۳ فروردین ۱۳۹۳ در باب: ذو القرنین

از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است: ذوالقرنین همراه کاروانى متشکّل از ششصد هزار سواره، براى زیارت بیت الله الحرام به طرف مکّه حرکت کرد. هنگام ورود به حرم، گروهى از یارانش وى را تا کنار خانه خدا مشایعت و همراهى کردند. ذو القرنین وقتی از حرم خارج شد، گفت: هنگام طواف کعبه مردى را که هاله اى از نور صورت وى را فرا گرفته بود، مشاهده کردم، که تاکنون چهره اى نورانى­تر و روشن­تر از او ندیدم.

همراهان گفتند: او ابراهیم خلیل الرحمن (علیه السلام)؛ پیامبر خدا است.

ذوالقرنین دستور داد اسب ها را زین کرده، همه سوار شوند؛ ششصد هزار اسب زین کردند آن هم در مدت (کوتاهی) به اندازه زین کردن یک اسب و همه آماده براى سوار شدن بودند، ولى رأیش عوض شد و دستور داد همه منتظر فرمانش باشند.

سپس گفت: با پاى پیاده به زیارت پیامبر خدا برویم. ذوالقرنین با همراهان و اطرافیان مخصوص حرکت کردند، تا حضرت ابراهیم (علیه السلام) را ملاقات نمودند.

ابراهیم (علیه السلام) به محض ملاقات با ذوالقرنین، به او فرمود: با چه عامل و قدرتی توانستی زمین را بپیمایی؟

ذوالقرنین گفت: با استمداد و کمک از یازده جمله، توانستم این کار را انجام دهم. ابراهیم (علیه السلام) فرمود: آن یازده جمله چیست؟

گفت: آن جمله ها عبارتند از: «سُبْحَانَ‏ مَنْ‏ هُوَ بَاقٍ‏ لَا یَفْنَى سُبْحَانَ مَنْ هُوَ عَالِمٌ لَا یَنْسَى سُبْحَانَ مَنْ هُوَ حَافِظٌ لَا یَسْقُطُ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ بَصِیرٌ لَا یَرْتَابُ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ قَیُّومٌ لَا یَنَامُ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ مَلِکٌ لَا یُرَامُ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ عَزِیزٌ لَا یُضَامُ‏ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ مُحْتَجِبٌ لَا یُرَى سُبْحَانَ مَنْ هُوَ وَاسِعٌ لَا یَتَکَلَّفُ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ قَائِمٌ لَا یَلْهُو سُبْحَانَ مَنْ هُوَ دَائِمٌ لَا یَسْهُو»؛ منزّه است آن باقى که فانى نمى‏شود، منزّه است آن دانایى که فراموشى ندارد، منزّه است آن حافظى که ساقط نمى‏شود، منزّه است آن بیناى با بصیرتی که شک نمى‏کند، منزّه است آن قیّومى که هرگز نمى‏آرامد، منزّه است آن مالک و صاحب اختیارى که تحت سلطه کسى قرار نمى‏گیرد، منزّه است آن عزیز قدرتمندى که مغلوب نمى‏شود، منزّه است آن در پرده غیبى که دیده نمى‏شود، منزّه است آن وسعت دهنده‏اى که به تکلّف نمى‏افتد، منزّه است آن استواری که بیهوده انجام نمی دهد، منزّه است آن جاویدى که به سهو و اشتباه دچار نمى‏شود».[۱]


[۱]. ر.ک: راوندى، سعید بن هبه الله، قصص الأنبیاء (علیهم السلام)، محقق/ مصحح: عرفانیان یزدى، غلامرضا، ص ۱۲۲ و ۱۲۳؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالا نوار، ج ۱۲، ص ۱۹۵، ج ۹۰، ص ۱۸۲٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


+ 1 = 6