دایره المعارف اسلام پدیا » ‏تعریف لغوی کربلا و پیشینه آن
منوی اصلی

‏تعریف لغوی کربلا و پیشینه آن

تاریخ: ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ در باب: مفهوم شناسی کربلا

در ریشه لغوی واژه کربلا و نیز در اشتقاق و معنای آن، اختلاف نظر وجود دارد:

«یاقوت حموی» بر این باور است  که این کلمه ریشه ای عربی دارد. وی واژه «کربلا» را از «الکَرْبَلَه»؛ به معنای «سستی در گام ها» و برگرفته از «جاء یمشی مُکَرْبِلًا؛ با گام های سست آمد»، دانسته و در این باره بیان داشته که ممکن است به دلیل سست بودن زمین در کربلا، این سرزمین بدین نام خوانده شده باشد.  او همچنین  می گوید: گفته شده: «کَرْبَلْتُ الحِنْطَهَ؛ گندم را غربال و پاک کردم»، بنابراین ممکن است به جهت پاک بودن کربلا از سنگریزه و درختان انبوه، این سرزمین بدین نام خوانده شده باشد. یاقوت همچنین می افزاید: «کربل» نام گیاه «ترشک» است، پس احتمال دارد به دلیل وفور رویش این گیاه در این سرزمین، کربلا نام گرفته باشد.[۱]

 اما باید گفت: علی رغم نظر و اصرار یاقوت حموی بر عربی بودن واژه کربلا، بسیاری بر این اعتقادند که این واژه از کلمه ای غیر عربی اتخاذ شده است. نویسنده کتاب «نهضه الحسین (علیه السلام)» بر این اعتقاد است که کربلا از کلمه «کور بابل»؛ به معنای «مجموعه ای از روستاهای بابلی» گرفته شده است. [۲]

همچنین نویسنده کتاب «شهر حسین (علیه السلام)» درباره ریشه لغوی واژه کربلا می نویسد: «کربلا ترکیبی از دو واژه آرامی؛[۳] یعنی «کرب»؛ به معنای «معبد» یا «حرم» و «إیلا»؛ به معنای «خدایان» است.[۴] بنابراین نقل، معنای واژه کربلا «معبد یا حرم خدایان» می باشد. وی در ادامه می افزاید: «اگر به تاریخ این شهر در روزگار بابلی ها باز گردیم از آن نام نشانی خواهیم یافت؛ زیرا طبق گفته ماسینیون؛ «مستشرق فرانسوی»، کربلا در گذشته های دور معبد کلدانی های ساکن شهر نینوا و کوشک بابل بود و این دو شهر در نزدیکی ناحیه کربلا واقع شده بودند».[۵]

از این رو بعید نیست که کربلا نیز مانند بسیاری از شهرهای عراق؛ مثل بغداد، صرورا، جوخا، بابل، کوش و بعقوبا (بعقوبه) که از واژه ای غیر عربی اتخاذ شده اند، کلمه ای سامی، آرامی و یا بابلی باشد، به ویژه آن که کربلا در ناحیه نینوای جنوبی قرار دارد و نینوا از اسامی آشوری است.[۶]


[۱]. حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج ۴، ص ۴۴۵٫

[۲]. حسینی شهرستانی، هبه الدین، نهضه الحسین (علیه السلام)، ص ۸۹٫

[۳]. قومی از قبایل سامی نژاد که نسبشان به «آرام» (اِرَم )؛ پسر سام بن نوح می رسد. این قوم در قرن دوازده قبل از میلاد مسیح به سرزمین های سوریه و شمال بین النهرین حمله بردند و بر دمشق و حلب دست یافتند. زبان منسوب به این قوم را زبان آرامی گویند.

[۴]. مدرس بستان آبادی، محمد باقر، شهر حسین (علیه السلام)، ص ۱۰٫

[۵]. همان.




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر


6 + 6 =