دایره المعارف اسلام پدیا » واقعه تغییر قبله
منوی اصلی

واقعه تغییر قبله

تاریخ: ۰۸ بهمن ۱۳۹۲ در باب: تاریخ اسلام

چکیده واقعه تغییر قبله

یکی از حوادث مهم تاریخ اسلام، واقعه تغییر قبله است. گرچه درباره زمان دقیق این واقعه اتفاق نظر وجود ندارد، ولی وقوع آن بعد از چند ماه از هجرت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) از مکه به مدینه، مورد اتفاق است. تا پیش از این واقعه، آن حضرت به امر الهی به سوی «بیت‌المقدس» نماز می‌خواند، ولی مدتی بعد از ورود به مدینه با اعتراض گروهى از یهود مدینه مواجه شد که می‌گفتند: به خدا قسم، محمّد (صلی الله علیه و آله) نماز خود را درک نکرد (نمی‌دانست چگونه نماز بخواند)، تا این‌ که روى به قبله ما آورده و به سبک عبادت ما عبادت نمود. این سخن، حضرت را آزرده خاطر کرد و آرزو نمود که قبله‌اش به سمت «کعبه» تغییر نماید. خداوند سبحان نیز خواسته آن حضرت را برآورده نمود.

شخصیت‌ها و گروه‌های درگیر این واقعه، علاوه بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، حضرت جبرئیل (علیه السلام)، مسلمانان، یهودیان، مشرکان و منافقان مدینه می‌باشند.

در این ‌که به چه علت، قبله مسلمانان از «بیت‌المقدس» به «کعبه» انتقال یافت، عواملی ذکر شده است که عبارتند از: امتحان و آزمایش مردم، جدا کردن صفوف مسلمانان از مشرکان و یهودیان، توجه دادن به یک حقیقت برتر که خداوند سبحان در همه جا حضور دارد و شرق و غرب عالم از آنِ او است، توجه دادن به این مطلب که شرافت مکان‌ها به دست خداوند متعال است، ابطال انکار نسخ، ترغیب اعراب به پذیرش دین اسلام و مصالح دیگر.

واقعه تغییر قبله آثاری داشت که برخی از آنها عبارتند از: اثبات حقانیت پیامبر (صلّی الله علیه و آله)، اتحاد بیشتر صفوف مسلمانان و حفظ استقلال آنها، و پیشرفت علم هیئت و جغرافیا.

شناسنامه واقعه تغییر قبله

شناسنامه واقعه تغییر قبله مربوط به مفاهیم کاربردی، زمان، جغرافیا و شخصیت‌های درگیر این واقعه می‌باشد.

مفاهیم کاربردی واقعه تغییر قبله

مفاهیم کاربردی که در واقعه تغییر قبله وجود دارند، عبارتند از: قبله، بیت‌المقدس، کعبه، رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، جبرئیل (علیه السلام)، یهود، نسخ، مسجد القبلتین، علم هیئت و جغرافیا، مکه و مدینه.

زمان واقعه تغییر قبله

درباره زمان واقعه تغییر قبله، آرای مختلفی وجود دارد:

۱٫ شیخ صدوق: رسول خدا (صلّی الله علیه و آله)، بعد از نبوت] تا زمان تغییر قبله[، ۱۳ سال در مکه و ۱۹ ماه در مدینه، به سوی بیت‌المقدس نماز می‌خواند… .[۱]

۲٫ ابن هشام به نقل از ابن اسحاق[۲]: تغییر قبله در ماه شعبان و در رأس هیجده ماه پس از ورود رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) به مدینه بود.[۳]

۳٫ ابن اثیر، واقعه تغییر قبله را در ضمن حوادث سال دوم هجری، در ماه هجدهم از ورود رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) به مدینه، در نیمه شعبان و در روز سه شنبه، گزارش می‌نماید.[۴]

۴٫ ابن سعد به نقل از ابن عباس: این واقعه در روز دوشنبه از نیمه ماه رجب و در رأس هفده ماه از هنگامى که پیامبر اکرم (صلى اللَّه علیه و آله) وارد شهر مدینه شد، اتفاق افتاد.[۵]

۵٫ شیخ مفید: تغییر قبله در نیمه ماه رجب سال دوم هجری و در نماز عصر صورت گرفته است.[۶]

۶٫ براء بن عازب: مدت شانزده یا هفده ماه همراه پیامبر (صلی الله علیه و آله) به طرف بیت‌المقدس نماز خواندم و پس از آن، ما مسلمانان به امر الهى به سوى «کعبه» منصرف گردیدیم.[۷]

۷٫ معاذ بن جبل: این واقعه پس از سیزده ماه از ورود پیامبر اسلام (صلى اللَّه علیه و آله) به مدینه رخ داد.[۸]

۸٫ انس بن مالک: تحویل قبله به سوى کعبه بعد از نه ماه یا ده ماه  از ورود پیامبر اسلام (صلى اللَّه علیه و آله) به مدینه صورت گرفت.[۹]

۹٫ در تفسیر على بن ابراهیم، تغییر قبله بعد از هفت ماه از آمدن پیامبر (صلی الله علیه و آله)به مدینه و در هنگام نماز ظهر، گزارش شده است.[۱۰]

جغرافیای واقعه تغییر قبله

تغییر قبله از بیت‌المقدس؛ یعنى جهت شام (شمال مدینه)، به سوى کعبه در جنوب،[۱۱] و در شهر مدینه اتفاق افتاد.

على بن ابراهیم در تفسیر خود، واقعه تغییر قبله را در شهر مدینه و در مسجد بنی سالم (بنی سلمه) ذکر می کند.[۱۲]

شخصیت‌ها و گروه‌های درگیر واقعه تغییر قبله

در واقعه تغییر قبله، حضرت جبرئیل (علیه السلام)، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان از یک سو، یهودیان و مشرکان و منافقان مدینه از سوی دیگر حضور دارند.

در کتاب احتجاج از امام حسن عسکرى (علیه السّلام) نقل شده که رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) تا وقتى که در مکه اقامت داشت، مأمور بود در نماز به سوى بیت المقدس بایستد و تا حدّ امکان در جایى نماز بخواند که کعبه و بیت المقدس در یک راستا قرار گیرد و گر نه فقط به سمت بیت‌المقدس بایستد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) در تمام مدّت سیزده سال ایام بعثت در مکه همین گونه رفتار کرد. پس از هجرت به مدینه نیز، به مدّت هفده یا شانزده ماه، از خانه کعبه منحرف و به سمت بیت‌المقدس نماز گزارد؛ به همین جهت گروهى از یهودیان مدینه از سر مباهات و افتخار، اعتراض کرده و گفتند: به خدا قسم، محمّد (صلی الله علیه و آله) نماز خود را درک نکرد (نمی‌دانست چگونه نماز بخواند) تا این‌که روى به قبله ما آورده و به سبک عبادت ما عبادت نمود!.

چون این سخن به گوش آن حضرت رسید، بر او گران آمده ‌‌(ناراحت شد‌‌‌‌) و به قبله آنان بى‏رغبت، و به جانب کعبه راغب شد، و در سخنى که با جبرئیل (علیه السلام) نمود، ابراز داشت که آرزو مى‏کنم که خداوند مرا از قبله بیت‌المقدس به سمت کعبه برگرداند؛ زیرا خاطرم از بابت این یاوه‏ سرایى یهود آزرده شده است.

جبرئیل (علیه السلام) گفت: از پروردگارت بخواه تا دعایت را اجابت فرماید، و قبله را تحویل نماید که البتّه خواسته‏ات را ردّ نمى‏کند و نومیدت نمى‏سازد؛ ]پیامبر (صلی الله علیه و آله) دعا کرد[، چون دعاى پیامبر (صلی الله علیه و آله) به آخر رسید، جبرئیل (علیه السلام) براى بار دوم نازل شد و اظهار نمود: اى محمّد (صلی الله علیه و آله)، این آیه را بخوان: «ما نگاه‌هاى انتظارآمیز تو را به سوى آسمان (براى تعیین قبلۀ نهایى) مى‌بینیم! اکنون تو را به سوى قبله‌ اى که از آن خشنود باشى، باز مى‌گردانیم. پس روى خود را به سوى مسجد الحرام کن! و هر جا باشید، روى خود را به سوى آن بگردانید!…»[۱۳]… .[۱۴]

طبرسی در تفسیر آیه ۱۴۲ سوره بقره می‌گوید: پروردگار متعال در این آیه، حال کسانى را که بر مسلمانان در موضوع تحویل قبله از «بیت‌المقدّس» به «کعبه» ایراد می‌گرفتند، تذکر می‌دهد و می‌فرماید: «به زودى نادان‌هایى از مردم خواهند گفت: چه چیز مسلمانان را از قبله سابق؛ یعنى بیت‌المقدّس که رو به سوى آن نماز می‌خواندند برگردانید؟…». وی سپس می‌گوید: در این‌که چه افرادى بر مسلمانان ایراد می‌گرفتند، چند قول است:

۱٫ آنها یهود بودند.

۲٫ آنها مشرکان عرب بودند و هنگامى که پیامبر اسلام (صلى اللَّه علیه و آله) از بیت‌المقدّس به سوى کعبه متوجه گردید، زبان اعتراض به آن حضرت گشوده، گفتند: به چه علّتى در ابتدا از قبله اعراب و پدران خود که خانه کعبه است، اعراض کردى و اکنون به سوى آن رو آوردى؟ حال که چنین است باید به دین اعراب درآیى؛ چون این عمل، تصدیق ضمنى به صحّت دین اعراب است.

۳٫ آنان منافقان بودند که از روى استهزاء به مسلمانان ایراد مى‏گرفتند و انتقاد می‌کردند.[۱۵]

عوامل و انگیزه‌های واقعه تغییر قبله

در این‌که به چه علت، قبله مسلمانان از «بیت‌المقدس» به «کعبه» انتقال یافت، عواملی ذکر شده است که در ذیل به آنها اشاره می‌شود:

۱٫ امتحان و آزمایش مردم:

یکی از مهم‌ترین علل تغییر قبله، امتحان و آزمایش مردم بود. این مطلب، برگرفته از گفتار خداوند سبحان در قرآن کریم است که می‌فرماید: «آن قبله‏اى را که قبلا بر آن بودى، تنها براى این قرار دادیم که افرادى که از پیامبر پیروى مى‏کنند، از آنها که به جاهلیت بازمى‏گردند، مشخص شوند و مسلماً این حکم، جز بر کسانى که خداوند آنها را هدایت کرده، دشوار بود…».[۱۶]

یکى از اصحاب امام حسن عسکرى (علیه السّلام)، از آن حضرت پرسید: چرا خداوند در ابتدا قبله را بیت المقدس مقرّر فرمود؟ امام پاسخ فرمود: به خاطر قول خداوند در این آیه که می فرماید: «و ما قرار ندادیم قبله‏اى  را که بر آن بودى»، که منظور بیت‌المقدس است، «مگر براى آن‌که افرادى که از پیامبر (صلی الله علیه و آله) پیروى مى‏کنند، از آنها که به جاهلیت بازمى‏گردند، مشخص شوند»؛ …و این بدین خاطر بود که توجّه کردن به بیت‌المقدس براى اهل مکه و قریش بسیار سخت و دشوار بود، همچنان که توجّه به سوى خانه کعبه نیز براى جماعتى از اهل مدینه ]از یهود و نصارى[ مشکل بود، و این تغییر قبله براى هر دو گروه، امتحان بزرگى به شمار مى‏آمد، تا به وسیله آن، گروه حقّ‏پرست و هوسران از هم تشخیص داده شوند… .[۱۷]

یکی از مفسران قرآن کریم می‌گوید: مسلمانان ]نیز[ به این وسیله در بوته آزمایش قرار گرفتند، تا آن‌چه از آثار شرک در وجودشان است، در این کوره داغ بسوزد، و پیوندهاى خود را از گذشته شرک آلودشان ببرد و روح تسلیم مطلق در برابر فرمان حق در وجودشان پیدا گردد.[۱۸]

۲٫ جدا کردن صفوف مسلمانان از مشرکان و یهودیان:

مسلمانان تا هنگامى که در مکه اقامت داشتند مأمور بودند به سوى بیت‌المقدس نماز بخوانند تا نسبت به مشرکان مکه که به سوى کعبه متوجه بودند امتیاز داشته باشند؛ چون مشرکان مکه، کعبه را به بُت‌خانه تبدیل کرده بودند، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان، سیزده سالى را که بعد از بعثت در مکه بودند، به سوى کعبه نماز نمى‏خواندند، تا مبادا گمان شود که آنان به بت‏ها احترام مى‏گزارند.[۱۹] وقتى که نبى اکرم (صلى اللَّه علیه و آله) به مدینه هجرت فرمود؛ چون یهودیانی که در آن شهر اقامت داشتند به سوى بیت‌المقدس متوجه بودند، مسلمانان مأمور شدند به سوى کعبه توجه کنند تا نسبت به یهود امتیاز داشته باشند.[۲۰] فاصله‏گیرى از یهود آن روز که هیچ امیدى به ایمان آوردن آنها نبود، لازم به نظر مى‏رسید؛ زیرا آنان هر ساعت کارشکنى مى‏کردند و با پیش کشیدن سؤال‏هاى پیچیده وقت پیامبر (صلی الله علیه و آله) را گرفته و به گمان خود ابراز اطلاع و دانش مى‏کردند. تبدیل قبله یکى از مظاهر فاصله‌گیرى و دورى از یهود بود. چنان که نسخ روزه عاشورا نیز به همین منظور بود. یهود پیش از اسلام، روز عاشورا را روزه مى‏گرفتند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان مأمور بودند که آن روز را نیز روزه بگیرند. سپس فرمان روزه عاشورا منسوخ شد و روزه‏گیرى در ماه رمضان واجب گردید. بالأخره، اسلامى که از هر نظر برترى دارد باید به گونه‏اى جلوه کند که نقاط تکامل و برترى آن روشن باشد.[۲۱]

۳٫ توجه دادن به یک حقیقت برتر:

بعد از ماجرای تغییر قبله، یهود ناراحت شده و طبق عادت خود شروع به خرده‏گیرى کردند. آنها که تا دیروز مى‏گفتند: مسلمانان استقلال ندارند و پیرو ما هستند، اکنون مى‏پرسیدند، چرا اینها از قبله‏ پیامبران پیشین رو برگردانده‏اند؟ پیامبر اکرم (صلى اللَّه علیه و آله) مأمور شد در جواب آنها پاسخ دهد: مشرق و مغرب از آنِ خدا است[۲۲] و خداوند مکان خاصّى ندارد. خداوند سبحان در همه جا حضور دارد و شرق و غرب عالم از آنِ او است، پس جهت‏گیرى بدن به سوى کعبه، رمز جهت‏گیرى دل به سوى خدا است. چه بسا افرادى به سوى کعبه نماز بگزارند، ولى قبله آنان چیز دیگرى باشد.[۲۳]

۴٫ شرافت مکان‌ها به دست خدا است:

یهود گمان می‌کردند: «بیت المقدس» از «کعبه» با شرافت‏تر است و بهتر آن است که آن، همیشه «قبله» باشد؛ به علت این‌که آن‌جا وطن پیامبران الهی بوده و خداوند آن را شرافت و عظمت مخصوص بخشیده است، در این صورت دلیلى نیست که از آن روى برگردانند. خداوند متعال به وسیله تغییر قبله و به وسیله این گفتار که «مشرق و مغرب از آنِ خدا است»،[۲۴] قول آنها را باطل و مردود ساخت که همه مکان‌ها ملک خدا است و به هر یک از آنها در هر زمانى که بخواهد، طبق مصلحت و حکمت خویش، شرافت و عظمت مى‏بخشد.[۲۵]

۵٫ ابطال انکار نسخ:[۲۶]

یهودیان گاه به مسلمانان مى‏گفتند: دین، دین یهود است و قبله، قبله یهود؛ لذا پیامبر شما به سوى قبله ما (بیت المقدس) نماز مى‏خواند، اما هنگامى که حکم قبله تغییر یافت و طبق آیه ۱۴۴ سوره بقره، مسلمانان موظف شدند به سوى کعبه نماز بگزارند، این دستاویز از یهود گرفته شد. سپس آنها نغمه تازه‏اى ساز کردند و گفتند: اگر قبله اولى صحیح بود، پس دستور دوم چیست؟ و اگر دستور دوم صحیح است، اعمال گذشته شما باطل است!.[۲۷] ابن عباس می‌گوید: این ایراد که از جانب یهود بود به این علت بود که نسخ را انکار می‌کردند.[۲۸] قرآن در پاسخ این ایراد می‌فرماید: «هر حکمى را نسخ کنیم، و یا نسخ آن را به تأخیر اندازیم، بهتر از آن، یا همانند آن را مى‏آوریم. آیا نمى‏دانستى که خداوند بر هر چیز توانا است؟».[۲۹]

خداوند متعال به سبب تغییر قبله و به وسیله این آیه شریفه به آنها فهماند که نسخ، امری جایز و حکیمانه است.[۳۰]

امام حسن عسکرى (علیه السّلام) فرمود: گروهى از یهودیان، خدمت رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) حاضر شده و گفتند: اى محمّد (صلی الله علیه و آله)، تو مدّت چهارده سال به سوى بیت‌المقدس نماز خواندى و اکنون از آن روى گردان شده‏اى، اگر آن قبله ای که بر آن بودی، حقّ و درست بوده، پس آن را به سوی ]قبله[ باطلی رها نمودی، و هر چه که با حقّ مخالفت نماید باطل است، و اگر آن قبله ای که بر آن بودی، باطل بوده، پس تو در تمام آن مدّت، در باطلى به سر برده‏اى، بنابراین ما چگونه مطمئن باشیم که اکنون نیز همچون گذشته بر باطل نباشى؟! رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) فرمود: هم آن حق بوده و هم این؛ زیرا خداوند مى‏فرماید: «بگو مشرق و مغرب از آنِ خداست، هر که را بخواهد به راه راست هدایت مى‏کند»،[۳۱] هرگاه او صلاح شما بندگان را در این بداند که مشرق را قبله قرار دهید، به آن جانب امر مى‏کند، و اگر صلاح شما را در این بداند که مغرب را قبله قرار دهید، به آن جانب امر مى‏کند، و اگر صلاح شما را در قبله ای غیر از آن دو جهت بداند، به همان سمت فرمان مى‏دهد. بنابراین تدبیر پروردگار جهان درباره بندگانش و قصد و اراده او نسبت به مصالحتان را مخالفت و انکار ننمایید. سپس رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) به آنان فرمود: شما کار روز شنبه را تعطیل کردید، و سپس در روزهاى دیگر هفته مشغول کار شدید، این ترک عمل در روز شنبه و کار در روزهای دیگر، آیا ترک حق و ارتکاب فعل باطل بود یا ترک عمل باطل و ارتکاب فعل حق بود یا ترک عمل باطل و ارتکاب عمل باطل دیگر بود یا ترک عمل حق و ارتکاب عمل حق دیگر بود؟ پاسخ دهید که چگونه بود؟ ]شما هر جوابى دهید[ پاسخ محمد (صلی الله علیه و آله) نیز به اعتراض شما همان خواهد بود. آنها گفتند: ترک عمل در روز شنبه حقّ بود و کار در روزهای بعد از آن نیز حقّ بود. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: پس همین طور، قبله بیت‌المقدس در زمان خود حق بود، سپس قبله کعبه نیز در زمان خود حقّ و درست بوده است.[۳۲]

گر چه معروف است که یهود، «نسخ» را به کلى منکرند و به همین دلیل دگرگونى قبله را به مسلمانان ایراد مى‏گرفتند، ولى طبق منابع مذهبی‌شان، ناچارند نسخ را بپذیرند؛ چرا که طبق گفته تورات، هنگامى که نوح (علیه السلام) از کشتى پیاده شد، خداوند همه حیوانات را بر او حلال کرد، ولى این حکم در شریعت موسى (علیه السلام) نسخ شد و قسمتى از حیوانات تحریم گشت. در تورات سفر تکوین فصل ۹ شماره ۳ مى‏خوانیم: «و هر جنبنده‏اى که زندگى نماید، براى تو طعام خواهد بود و همه را چون علف سبزه به شما دادم»، ولى عمومیت این حکم، بعداً نسخ گردید.[۳۳]

۶٫ ترغیب اعراب به پذیرش دین اسلام:

کعبه که به دست قهرمان توحید، حضرت ابراهیم (علیه السّلام) تعمیر شده بود، مورد تعظیم جامعه عرب بود. قبله قرار دادن چنین نقطه‏اى، موجبات رضایت عموم اعراب را فراهم مى‏ساخت و آنها را براى پذیرفتن آیین اسلام و دین توحید راغب مى‏کرد و هیچ هدفى بالاتر از آن نبود که مشرکان سرسخت و لجوج وامانده از قافله تمدن، ایمان آورند و از طریق آنان آیین اسلام در سرتاسر نقاط جهان، منتشر گردد.[۳۴]

۷٫ طبرسی در تفسیر خود، یکی از اقوال درباره علت تغییر قبله را تغییر مصلحتى ذکر می‌کند که فقط خداوند متعال آن را می‌داند.[۳۵]

اتفاقات شاخص واقعه تغییر قبله

در هنگام واقعه تغییر قبله، اتفاقاتی رخ داد که به آنها اشاره می‌شود:

۱٫ اعتراض یهود و مشرکان و منافقان به تغییر قبله:

بنا بر آیه ۱۴۲ سوره بقره، عده‌ای از سفهاء به تغییر قبله اعتراض کردند که منظور از سفهاء، یهودیان و مشرکان و منافقان هستند. البته انگیزه آنها از اعتراض یکسان نبود. سخن سفیهانه مشرکان و منافقان این بود که قبله کنونی مسلمانان؛ مانند قبله پیشین آنان بر اساس منطق و عقل نیست و از این رو ثباتی ندارد. اعتراض سفیهانه یهودیان این بود که چرا مسلمانان از قبله پیشین؛ یعنی بیت‌المقدس که مورد عنایت انبیای گذشته بوده و قداستی ویژه دارد، برگشته، رو به سویی دیگر می‌کنند؟.[۳۶]

۲٫ جریان مسجد القبلتین:

شیخ صدوق مى‏نویسد:…]در جریان تغییر قبله، وقتی[ جبرئیل (علیه السلام) دست پیامبر (صلی الله علیه و آله) را گرفت و روى آن حضرت را به جانب کعبه گردانید، آنان که پشت سر حضرت نماز مى‌گزاردند، روی‌هاى خویش را به جانب کعبه گردانیدند، به گونه‌اى که مردان در جاى زنان قرار گرفتند و زنان در جاى مردان، و ابتداى نماز، پیامبر (صلی الله علیه و آله) رو به بیت المقدّس داشت و آخر نماز رو به کعبه. پس این خبر به مسجدى در مدینه رسید و مردمى که در آن مسجد بودند دو رکعت از نماز عصر را خوانده بودند، ایشان نیز رو به سوى کعبه کردند و ابتداى نماز ایشان به سوى بیت المقدّس و آخر نمازشان به سوى کعبه بود، پس آن مسجد را مسجد قبلتین (مسجد دارای دو قبله) نامیدند.[۳۷]

ابو بصیر از امام صادق یا امام باقر (علیهما السّلام)، خبر مطلع شدن نمازگزاران، از قضیه تغییر قبله را این گونه بیان مى‏کند: «… آنها در حالى که مشغول نماز بودند و دو رکعت از آن را به سوى بیت المقدس به جاى آورده بودند، بنى عبد‌الأشهل پیش آنها آمدند و گفتند: پیامبر شما به سوى کعبه منحرف شده و بدان سو نماز مى‏گزارد که به دنبال آن، زنان جای خود را با مردان و مردان جای خود را با زنان، عوض کردند و دو رکعت باقیمانده را به سوى کعبه خواندند و بدین ترتیب یک نماز را به سوى دو قبله به جاى آوردند و به همین جهت مسجد آنها، «مسجد القبلتین» نامیده شد».[۳۸]

طبق این گزارشات، مسجد معروف به «مسجد القبلتین»، مسجدی در مدینه است که خبر تغییر قبله به آنها رسیده و آنان در بین نماز قبله خود را به سمت کعبه تغییر دادند، ولی اقوالی نیز وجود دارد که مسجد القبلتین، همان مسجدی (مسجد بنی سلمه) است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آن نماز ‌خوانده و وسط نماز، قبله خود را به امر الهی تغییر داده است.

«ابن سعد»، قولی را نقل می کند که «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مسجد بنی سلمه با ام بشر ]فرزندِ[ براء بن معرور ملاقات نمود، او برای آن حضرت طعامی تهیه کرد. وقتی ظهر فرا رسید، آن حضرت با اصحاب خود دو رکعت (از نماز ظهر را) خواند. سپس مأمور شد که به سمت کعبه برگردد، پس آن حضرت به طرف کعبه برگشت و ناودان کعبه[۳۹] را قبله قرار داد؛ به همین جهت آن مسجد، «مسجد القبلتین» نام گرفت».[۴۰]

«مقریزی»؛ از علمای اهل سنت، می گوید: «گفته شده:… رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مسجد بنی سلمه بود و دو رکعت از نماز ظهر را با اصحاب خود خوانده بود که در بین نماز به سمت ناودان خانه کعبه، تغییر قبله داد و جای مردان و زنان با یکدیگر عوض شد؛ به همین جهت آن مسجد، «مسجد القبلتین» نامیده شد».[۴۱]

توجه به دو نکته:

۱٫ این جابه‏جایى و حرکت در نماز، چون به فرمان خداوند و اجراى دستور الهى بود، اشکالى در نماز ایجاد نکرد و البته این تسامح، اختصاص به همین نماز داشته و هیچ یک از نمازهاى دیگر را دربرنمى‏گیرد.[۴۲]

۲٫ شیخ صدوق نقل نموده: ]وقتی قبله تغییر یافت[، مسلمانان گفتند: اى رسول خدا (صلی الله علیه و آله)‌ آیا نمازهایى که ما به سوى بیت‌المقدّس اقامه کرده‌ایم، ضایع خواهد شد؟. پس خداوند عزّوجلّ این آیه را نازل فرمود: «…وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیُضِیعَ إِیمٰانَکمْ؛[۴۳] خداوند هرگز ایمانتان را تباه نخواهد کرد…»، منظور از ایمان این است که‌ نمازهایی را که به سوى بیت‌المقدّس انجام داده‌اید، تباه نخواهد کرد.[۴۴]

علامه طباطبایی در ذیل این آیه می‌گوید: نمازهایى را که مسلمانان به سوى بیت‌المقدس خواندند؛ چون در حقیقت، به طرف غیر قبله بوده باید باطل باشد، اما آیه شریفه از این توهم جواب می‌دهد که قبله، مادام که نسخ نشده قبله است؛ زیرا خداى تعالى هر وقت حکمى را نسخ مى‏کند، از همان تاریخ نسخ، از اعتبار مى‏افتد، نه این‌که وقتى امروز نسخ کرد، دلیل باشد بر این‌ که در سابق هم بى اعتبار بوده، و این خود از رأفت و رحمتى است که به مؤمنان دارد.[۴۵]

آثار واقعه تغییر قبله

واقعه تغییر قبله آثاری داشت که در ذیل به آنها اشاره می‌شود:

۱٫ اثبات حقانیت پیامبر (صلّی الله علیه و آله):

اگر واقعه تغییر قبله صورت نمى‏گرفت، از یک سو زبان یهود به روى مسلمانان باز مى‏شد و مى‏گفتند: ما در کتب خود خوانده‏ایم که نشانه پیامبر موعود این است که به سوى دو قبله نماز مى‏خواند و این نشانه در محمد (صلّی الله علیه و آله) نیست، از سوى دیگر مشرکان ایراد مى‏گرفتند که او مدعى است براى احیاء آئین ابراهیم (علیه السّلام) آمده، پس چرا خانه کعبه را که بنیان‌گذارش ابراهیم (علیه السّلام) است فراموش نموده، اما حکم تغییر قبله موقت به قبله دائمى، زبان هر دو گروه را بست و حقانیت پیامبر (صلّی الله علیه و آله) را ثابت نمود. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «لِئَلاَّ یکُونَ لِلنَّاسِ عَلَیکُمْ حُجَّهٌ؛[۴۶] ]این تغییر قبله به خاطر آن صورت گرفت[ که مردم، حجتى بر ضد شما نداشته باشند».[۴۷]

۲٫ ضایع نشدن نمازهای قبلی:

۲٫ اتحاد بیشتر صفوف مسلمانان و حفظ استقلال آنها: قبله:

قبله در هر دینی امری بسیار حیاتی و مهم به حساب می‌آید و مسلمانان نیز از این قاعده مستثنا نیستند. وجود یک قبله مستقل اهمیت فراوانی برای مسلمانان دارد. تا قبل از تغییر قبله، رو کردن به بیت المقدس، با وجود این که بر اساس دستور الهی بود، ولی به حسب ظاهر، پیروی از یهود به شمار می آمد. بر این اساس، یهودیان، مسلمانان را تحقیر نموده و تابع خود می دانستند و خود را برتر معرفی می کردند. وقتی قبله تغییر یافت، هم استقلال و عزت مسلمانان تأمین گشت و هم صفوف آنها متحدتر شد. وقتی امروزه میلیون‌ها مسلمان رو به یک قبله مشترک و مستقل نماز می‌گزارند، اهمیت حکم تغییر قبله و تعیین «کعبه» به عنوان قبله مسلمانان بیشتر روشن می شود.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، پیرامون «فوائد اجتماعی قبله» می‌نویسد: «…اما فوائد اجتماعى آن (قبله)، عجیب‏تر و آثارش روشن‏تر و دلنشین‏تر است؛ براى این‌که مردم را با همه اختلافى که در زمان و مکان دارند، متوجه به یک نقطه کرده و با این تمرکز دادن وجهه‏ها، وحدت فکرى آنان و ارتباط جوامعشان و التیام قلوبشان را مجسم ساخته و این، لطیف‏ترین روحى است که ممکن است در کالبد بشریت بدمد؛ روحى که از لطافت در جمیع شئون افراد در حیات مادى و معنویش نفوذ کند، اجتماعى پیشرفته‌تر راقى‏تر و اتحادى متشکل‏تر و قوى‏تر بسازد، و این موهبتى است که خداى تعالى امت اسلام را بدان اختصاص داده و با آن، وحدت دینى و شوکت جمعى آنان را حفظ فرموده، در حالى که قبلا احزاب و دسته ‏هاى مختلفى بودند و سنت‏ها و طریقه‏هاى متشتتى داشتند، حتى دو نفر انسان یافت نمى‏شد که در یک نظریه با هم متحد باشند».[۴۸]

۳٫ پیشرفت علم هیئت و جغرافیا:

توجه خاص مسلمانان به تعیین سمت کعبه (قبله‌ یابی)، سبب شد که علم هیئت و جغرافیا در آغاز اسلام در میان مسلمانان به سرعت رشد کند؛ زیرا که محاسبه سمت قبله در نقاط مختلف روى زمین، بدون آشنایى با این علوم امکان نداشت.[۴۹]

یک کرامت علمى از پیامبر (صلّی الله علیه و آله):

در کتاب فروغ ابدیت آمده است: «طبق محاسبات دانشمندان علم هیئت سابق، عرض جغرافیایى مدینه، ۲۵ درجه و طول آن ۷۵ درجه و ۲۰ دقیقه مى‏باشد. مطابق این محاسبه، قبله‏هایى که در مدینه استخراج مى‏شد، با محراب پیامبر (صلی الله علیه و آله) که اکنون به همان وضع سابق مانده است، تطبیق نمى‏کرد. این گونه اختلاف باعث تحیر عده‏اى از اهل فن شده بود و گاهى هم توجیهاتى براى رفع اختلاف مى‏کردند، ولى اخیراً، دانشمند معروف سردار کابلى،[۵۰] روى مقیاس‏هاى امروزى اثبات کرد که عرض جغرافیایى مدینه، ۲۴ درجه و ۷۵ دقیقه و طول آن ۳۹ درجه و ۵۹ دقیقه است. نتیجه محاسبه این شد: قبله مدینه، درست نقطه جنوب است و فقط ۴۵ دقیقه از نقطه جنوب انحراف دارد. این استخراج درست با محراب پیامبر (صلی الله علیه و آله) بدون کم و زیاد انطباق دارد و این خود یک کرامت علمى ]از آن حضرت[ است که در آن روز با نبودن کوچک‏ترین وسایل علمى، بلکه بدون محاسبه، در حالت نماز، چنان از بیت المقدس متوجه کعبه گردیده که جزیى انحراف، حتى بخشودنى (کم) نیز، در توجه او به کعبه پدید نیامده است و چنان که گفته شد، امین وحى دست او را گرفت و متوجه کعبه کرد».[۵۱]

یکی از دانشمندان معاصر معتقد است: «قبله مدینه طیبه، تنها معجزه فعلی باقی رسول الله (صلّی الله علیه و آله) است که بدون اِعمال آلات رصدی نجومی و قواعد هیوی و یا در دست داشتن زیج و دیگر منابع طول و عرض جغرافیایی، آن را در غایت دقت و استواء تعیین کرد و به سوی کعبه ایستاد و فرمود: «محرابی علی المیزاب؛[۵۲] محراب من به سوی ناودانِ ]کعبه[ است»… و این امر غیر از طریق وحی و الهام ملکوتی ممکن نیست».[۵۳]

 

کتابنامه واقعه تغییر قبله

  1. قرآن کریم.
  2. ابن اثیر، عزالدین؛ الکامل فی التاریخ‏؛ ناشر: دار الصادر، بیروت‏، ۱۳۸۵ش‏.
  3. ابن­ سعد؛ الطبقات الکبری؛ محقق: عبدالقادر عطا، محمد؛ ناشر: دارالکتب العلمیه، چاپ دوم، بیروت، ۱۴۱۸ق.
  4. ابن هشام؛ السیره النبویه؛ ناشر: دار المعرفه، بیروت، بی تا.
  5. پایگاه اطلاع رسانی علمای کرمانشاه.
  6. جعفریان، رسول؛ سیره رسول خدا (صلى الله علیه و آله)؛ ناشر: دلیل ما، چاپ سوم‏، قم‏، ۱۳۸۳ش.
  7. جوادی آملی، عبدالله؛ تسنیم؛ ناشر: مرکز نشر اسراء، چاپ اول، قم، ۱۳۸۱ش.
  8. حسن زاده آملی، حسن؛ دروس هیئت و دیگر رشته‌های ریاضی؛ ناشر: مؤسسه بوستان کتاب، چاپ سوم، قم، ۱۳۸۶ش.
  9. سبحانى‏، جعفر؛ فروغ ابدیت تجزیه و تحلیل کاملى از زندگى پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله)؛ ناشر: بوستان کتاب، چاپ بیست و یکم، قم، ۱۳۸۵ش.
  10. صدوق، محمد بن علی؛ من لا یحضره الفقیه؛ دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، قم، ۱۴۱۳ق.
  11. طباطبایى، سید محمد حسین؛ المیزان فى تفسیر القرآن؛ ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، قم، ۱۴۱۷ق.
  12. طبرسى، فضل بن حسن؛ مجمع البیان فى تفسیر القرآن؛ مقدمه: بلاغى، محمد جواد؛ انتشارات ناصر خسرو، چاپ سوم، تهران، ۱۳۷۲ش.
  13. طبرسی، احمد بن علی؛ الإحتجاج على أهل اللجاج؛ محقق/ مصحح: خرسان، محمد باقر؛ ناشر: مرتضى، چاپ اول، مشهد، ۱۴۰۳ق‏‏.
  14. طوسى، محمد بن حسن‏؛ تهذیب الأحکام؛ ناشر: دار الکتب الإسلامیه‏، چاپ چهارم، تهران‏، ۱۴۰۷ق‏.
  15. عاملى، جعفر مرتضى؛ الصحیح من السیره النبی الأعظم؛ ناشر: دار الحدیث، چاپ اوّل، قم‏، ۱۴۲۶ق.
  16. قرائتى، محسن؛ تفسیر نور؛ ناشر: مرکز فرهنگى درس هایى از قرآن، چاپ یازدهم، تهران، ۱۳۸۳ش.
  17. قمى، على بن ابراهیم؛ تفسیر قمى؛ تحقیق: موسوى جزایرى، سید طیب؛ ناشر: دار الکتاب، چاپ چهارم، قم، ۱۳۶۷ش.
  18. مجلسی، محمد باقر؛ بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار (علیهم السلام)؛ محقق: جمعى از محققان؛ ناشر: دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، بیروت، ۱۴۰۳ق‏.‌
  19. مفید، محمّد بن محمد؛ مسارُّ الشیعه فی مختصر تواریخ الشریعه‌؛ محقق/ مصحح: نجف، مهدى؛ ناشر: کنگره جهانى هزاره شیخ مفید (رحمه الله علیه)، چاپ اول، قم، ۱۴۱۳ق‌.
  20. مقریزى، تقى الدین؛ إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفده و المتاع؛ ناشر: دار الکتب العلمیه، چاپ اوّل، بیروت، ۱۴۲۰ق‏.
  21. مکارم شیرازى، ناصر؛ تفسیر نمونه؛ ناشر: دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴ش.


[۱]. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۷۴ و ۲۷۵٫

[۲]. محمد بن اسحاق مطلّبى (۵۸ – ۱۵۰ق)، اولین کسى است که سیره و مغازى (جنگ‌های) رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را جمع‏آورى و تدوین نموده و کتابش به دست ما رسیده است. نام کتاب او «المبتدأ و المبعث و المغازى» است که ابن هشام آن را تهذیب و تلخیص کرده است.

[۳]. ابن هشام، السیره النبویه، ج ‏۱، ص ۶۰۶٫

[۴]. ابن اثیر، عزالدین، الکامل فی التاریخ‏، ج ‏۲، ص ۱۱۵٫

[۵]. ر.ک: ابن­ سعد، الطبقات الکبری، محقق: عبدالقادر عطا، محمد، ج‏۱، ص ۱۸۶؛ طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغى، محمد جواد، ج ‏۱، ص ۴۱۳؛ سبحانى‏، جعفر، فروغ ابدیت تجزیه و تحلیل کاملى از زندگى پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله و سلّم)، ص ۴۶۸٫

[۶]. مفید، محمّد بن محمد، مسارُّ الشیعه فی مختصر تواریخ الشریعه‌، محقق/ مصحح: نجف، مهدى، ص ۵۸٫

[۷]. مجمع البیان فى تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغى، محمد جواد، ج ‏۱، ص ۴۱۳٫

[۸]. همان.

[۹]. همان.

[۱۰]. ر.ک: قمى، على بن ابراهیم، تفسیر قمى، تحقیق: موسوى جزایرى، سید طیب، ج ‏۱، ص ۶۳٫

[۱۱]. جعفریان، رسول، سیره رسول خدا (صلى الله علیه و آله)، ص ۴۷۰٫

[۱۲]. ر.ک: قمى، على بن ابراهیم، تفسیر قمى، تحقیق: موسوى جزایرى، سید طیب، ج ‏۱، ص ۶۳٫

[۱۳]. بقره، ۱۴۴٫

[۱۴]. طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج على أهل اللجاج، محقق/ مصحح: خرسان، محمد باقر، ج ۱، ص ۴۰ و ۴۱٫

[۱۵]. ر.ک: طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغى، محمد جواد، ج ۱، ص ۴۱۳٫

[۱۶]. بقره، ۱۴۳، «وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَهَ الَّتی‏ کنْتَ عَلَیْها إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلى‏ عَقِبَیْهِ وَ إِنْ کانَتْ لَکبیرَهً إِلاَّ عَلَى الَّذینَ هَدَى اللَّه…».

[۱۷]. طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج على أهل اللجاج، محقق/ مصحح: خرسان، محمد باقر، ج ۱، ص ۴۲٫

[۱۸]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۱، ص ۴۸۶٫

[۱۹]. ر.ک: همان؛ قرائتى، محسن، تفسیر نور، ج ۱، ص ۲۱۸٫

[۲۰]. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغى، محمد جواد، ج ۱، ص ۴۱۳٫

[۲۱]. سبحانى‏، جعفر، فروغ ابدیت تجزیه و تحلیل کاملى از زندگى پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله)، ص ۴۷۰٫

[۲۲]. اشاره به قسمتی از آیه ۱۴۲ سوره بقره.

[۲۳]. تفسیر نور، ج ۱، ص ۲۱۸ و ۲۱۹٫

[۲۴]. اشاره به قسمتی از آیه ۱۴۲ سوره بقره.

[۲۵]. مجمع البیان فى تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغى، محمد جواد، ج ۱، ص ۴۱۳٫

[۲۶]. «نسخ»، از نظر لغت؛ به معناى از بین بردن و زائل نمودن است، و در منطق شرع، تغییر دادن حکمى و جانشین ساختن حکمى دیگر به جاى آن است.

[۲۷]. تفسیر نمونه، ج ‏۱، ص ۳۸۸ و ۳۸۹٫

[۲۸]. مجمع البیان فى تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغى، محمد جواد، ج ۱، ص ۴۱۳٫

[۲۹]. بقره، ۱۰۶٫

[۳۰]. در اینجا ایراد معروفى است که به این صورت مطرح مى‏شود: اگر حکم اول داراى مصلحتى بوده، پس چرا نسخ شده؟ و اگر نبوده چرا از آغاز تشریع گردیده؟ و به تعبیر دیگر: چه مى‏شد از آغاز، حکم چنان تشریع مى‏گشت که احتیاجى به نسخ و تغییر نداشت؟

پاسخ این سؤال آن است که: مى‏دانیم نیازهاى انسان، گاه با تغییر زمان و شرائط محیط دگرگون مى‏شود و گاه ثابت و برقرار است، یک روز برنامه‏اى ضامن سعادت او است ولى روز دیگر ممکن است بر اثر دگرگونى شرائط، همان برنامه مانع راه او باشد. یک روز دارویى براى بیمار فوق العاده مفید است و طبیب به آن دستور مى‏دهد، اما روز دیگر به خاطر بهبودى نسبى بیمار، ممکن است این دارو حتى زیانبار هم باشد؛ لذا دستور قطع آن و جانشین ساختن داروى دیگر را مى‏دهد. ممکن است درسى، امسال براى دانش‏آموزى سازنده باشد، اما همین درس براى سال آینده بى فایده باشد، معلم آگاه باید برنامه را آن چنان تنظیم کند که سال به سال دروس مورد نیاز شاگردان تدریس شود.

این مسئله مخصوصا با توجه به قانون تکامل انسان و جامعه‏ها روشن‌تر مى‏گردد که در روند تکاملى انسان‌ها گاه برنامه‏اى مفید و سازنده است و گاه زیان‌بار و لازم التغییر، به خصوص در هنگام شروع انقلاب‌هاى اجتماعى و عقیدتى، لزوم دگرگونى برنامه‏ها در مقطع‌هاى مختلف زمانى، روشن‌تر به نظر مى‏رسد.

البته نباید فراموش کرد که اصول احکام الهى که پایه‏هاى اساسى را تشکیل مى‏دهد در همه جا یکسان است، هرگز اصل توحید یا عدالت اجتماعى و صدها حکم مانند آن دگرگون نمى‏شود. تغییر، در مسائل کوچک تر و دست دوم است. این نکته را نیز نباید فراموش کرد که ممکن است تکامل مذاهب به جایى برسد که آخرین مذهب به عنوان خاتم ادیان نازل گردد به طورى که دگرگونى در احکام آن بعداَ راه نیابد. ر.ک: تفسیر نمونه، ج ‏۱، ص ۳۹۰ و ۳۹۱٫

[۳۱]. اشاره به قسمتی از آیه ۱۴۲ سوره بقره.

[۳۲]. الإحتجاج على أهل اللجاج، محقق/ مصحح: خرسان، محمد باقر، ج ۱، ص ۴۱٫

[۳۳]. تفسیر نمونه، ج ‏۱، ص ۳۹۱ و ۳۹۲٫

[۳۴]. فروغ ابدیت تجزیه و تحلیل کاملى از زندگى پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله)، ص ۴۶۹ و ۴۷۰٫

[۳۵]. ر.ک: مجمع البیان فى تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغى، محمد جواد، ج ۱، ص ۴۱۳٫

[۳۶]. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، ج ۷، ص ۲۹۴٫

[۳۷]. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۷۵٫

[۳۸]. طوسى، محمد بن حسن‏، تهذیب الأحکام، ج ۲، ص ۴۳ و ۴۴٫

[۳۹]. این که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به استقبال ناودان کعبه ایستاد؛ به این جهت بود که قبله مدینه اندکی از جنوب به سوی مغرب منحرف است و ناودان کعبه در جانب غربی کعبه است. ر.ک: حسن زاده آملی، حسن، دروس هیئت و دیگر رشته‌های ریاضی، ج ۲، ص ۶۷۲٫

[۴۰]. ابن­ سعد، الطبقات الکبری، محقق: عبدالقادر عطا، محمد؛ ج ‏۱، ص ۱۸۶٫

[۴۱]. مقریزى، تقى الدین، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفده و المتاع، ج ‏۱، ص ۷۹٫

[۴۲]. ر.ک: عاملى، جعفر مرتضى، الصحیح من السیره النبی الأعظم، ج ۵، ص ۳۳۶٫‏

[۴۳]. بقره، ۱۴۳٫

[۴۴]. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۷۵٫

[۴۵]. طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج ‏۱، ص ۳۲۴ و ۳۲۵٫

[۴۶]. بقره، ۱۵۰٫

[۴۷]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۱، ص ۵۰۷٫

[۴۸]. همان، ج ‏۱، ص ۳۳۸٫

[۴۹]. تفسیر نمونه، ج ‏۱، ص ۴۹۵٫

[۵۰]. علامه سردار کابلی کرمانشاهی (۱۳۷۲-۱۲۹۳ق)، عالم دینى، فیلسوف، فقیه اصولى، محدث، متکلم، رجالى، مورخ و ریاضیدان، از علماى بزرگ شیعه در قرن چهاردهم قمرى بود. اصالتا از ایران و از قزلباشان است. پدرش ساکن افغانستان بود و سردار در کابل به دنیا آمد. پدرش قبل از مرگ، سرپرستى خانواده‏ خود را به وى سپرد و او را ملقب به سردار کرد. سردار کابلى در کرمانشاه به نشر احکام و تالیف و تصنیف مشغول شد. او به شهرهاى بسیارى سفر کرد و با علماى هر شهر مصاحبت نمود. سرانجام در کرمانشاه درگذشت و جنازه‏اش به نجف انتقال یافت و در کنار پدرش در وادى‏السلام دفن شد. وی آثار زیادی دارد که یکی از آنها «تحفه الاجلّه فی معرفه القبله» در شناخت قبله است که براى فهم کتاب به دانش جبر و مثلثات و هیئت و جغرافى نیاز است. ر.ک: پایگاه اطلاع رسانی علمای کرمانشاه.

[۵۱]. سبحانى‏، جعفر، فروغ ابدیت تجزیه و تحلیل کاملى از زندگى پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله)، ص ۴۷۱٫

[۵۲]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار (علیهم السلام)، محقق: جمعى از محققان، ‌ج ‏۹۷، ص ۴۳۳٫

[۵۳]. ر.ک: حسن زاده آملی، حسن، دروس هیئت و دیگر رشته‌های ریاضی، ج ۲، ص ۶۷۰ – ۶۷۲٫




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر


3 + 2 =