دایره المعارف اسلام پدیا » سفر مسلم بن عقیل به کوفه
منوی اصلی

سفر مسلم بن عقیل به کوفه

تاریخ: ۰۸ دی ۱۳۹۲ در باب: مسلم بن عقیل

نامه‏‌های فراوان و فرستادگان مردم کوفه، امام حسین (علیه ‌السلام) را بر آن داشت که برای اطمینان بیشتر کسی را به کوفه بفرستد تا درباره دعوت کوفیان تحقیق کند. از این رو مسلم را فرا خواند و در نامه ‏‌ای برای مردم کوفه چنین نوشت: «من برادر، پسرعمو و مطمئن ‏‌ترین فرد خانواده‌‏ ام را به سوی شما فرستادم و به وی دستور دادم تا نظر برگزیدگان و خردمندان شما را برای من بنویسد. پس، با پسر عموی من بیعت کنید و او را تنها نگذارید». سپس نامه را به مسلم داد و فرمود: «من تو را به کوفه می‏‌فرستم، خداوند هر آنچه را که مورد رضا و علاقه او است برای تو مقدّر خواهد کرد و من امیدوارم که با تو در مرتبه شهدا قرار گیریم، پس بر تقدیر پروردگار خشنود باش». همچنین فرمود: «هر گاه به کوفه رسیدی نزد مطمئن ‌‏ترین فرد منزل کن، از خاندان ابوسفیان بر حذر باش و مردم را به اطاعت من فرا خوان. اگر مردم را بر بیعت با من ثابت قدم یافتی، بی ‏درنگ مرا آگاه ساز تا طبق آن عمل کنم. در غیر این صورت با سرعت باز گرد». نیز او را به تقوا، مدارا با مردم و کتمان مأموریت خود سفارش فرمود. پس او را در آغوش گرفت و هر دو گریستند و یک دیگر را وداع گفتند».[۱]

مسلم بن عقیل در نیمه ماه رمضان سال ۶۰ هجری مخفیانه به سمت مدینه حرکت کرد. قیس بن مسهر صیداوی، عبدالرحمان بن الکدن ارحبی و عماره بن عبید سلولی نیز او را در این سفر همراهی می‌‏کردند. مسلم وقتی به مدینه رسید، به مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله) رفت و دو رکعت نماز گزارد. سپس در دل شب نزد خویشاوندان خود رفت و با آنان وداع گفت. پس از آن، دو نفر راهنما از مردان قبیله قیس عیلان برگزید تا آن‌ها را از بیراهه حرکت دهند و تا کوفه همراهی کنند. آن‌ها شبانه به سمت کوفه حرکت کردند. در راه دو راهنما بر اثر تشنگی هلاک گردیدند و مسلم و همراهان به سختی خود را به نزدیکی کوفه رساندند.[۲]

مسلم به وسیله قیس بن مسهّر نامه‏ ‌ای برای امام حسین (علیه ‌السلام) فرستاد و گزارش کار خود را تا آنجا برای آن حضرت بیان کرده و از ایشان برای ادامه مسیر کسب تکلیف کرد.[۳]

مسلم بعد از این نامه، به سمت کوفه حرکت کرد و در پنجم شوّال وارد شهر شد[۴] و در خانه مختار بن ابی عبیده ثقفی استقرار یافت.[۵] همچنین در خانه سالم بن مسیب،[۶] مسلم بن عوسجه[۷] و هانی بن عروه[۸] نیز استقرارهایی داشت.



[۱]. ابن اعثم کوفى، أبو محمد أحمد، الفتوح، تحقیق: شیرى، على، ج ۵، ص ۳۰٫

[۲]. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک‏، تحقیق ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج ۵، ص ۳۵۴٫

[۳]. همان.

[۴]. مسعودی، على بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق: داغر، اسعد، ج ۳، ص ۵۴٫

[۵]. تاریخ الأمم و الملوک‏، ج ۵، ص ۳۵۵٫

[۶]. الفتوح، ج ۵، ص ۳۳٫

[۷]. ابن کثیر دمشقى، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۱۵۲٫

[۸]. کاتب واقدى، محمد بن سعد، الطبقات الکبرى، ترجمه‏: مهدوى دامغانى،‏ محمود، ج ۴، ص۳۴٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


5 + = 14