دایره المعارف اسلام پدیا » واقعه فخ
منوی اصلی

واقعه فخ

تاریخ: ۰۶ آذر ۱۳۹۲ در باب: تاریخ بزرگان

‏چکیده مطالب مقاله واقعه فخ

واقعه فخ یکی از قیام‌هایی است که برخی از علویان در مقابل ظلم و ستم حکومت عباسی انجام دادند. این قیام توسط یکی از نوادگان امام حسن مجتبی (علیه السلام) به نام حسین بن علی بن حسن مثلث بن حسن مثنى بن حسن؛ یکی از نوادگان حسن مثنی؛ فرزند امام حسن مجتبی (علیه السلام) صورت گرفت.

فخ وادی ای است در مکه قبل از وادی الزاهریه قرار دارد. این وادی در ورودى مکه (مسجد تنعیم) قرار دارد و بیش از صد نفر از شهدای قیام فخ در این وادی مدفون هستند.

واقعه فخ بنابر قول اکثر قریب به اتفاق و شاید همه مورخینی که این حادثه را گزارش کرده‌اند، در یوم الترویه؛ روز هشتم ماه ذیحجه الحرام سال ۱۶۹ هجری قمری اتفاق افتاده است.

برجسته‌ترین شخصیتی که در هنگام وقوع واقعه فخ در قید حیات بود؛ حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) بودند. همچنین حاکم هم‌عصر واقعه فخ؛ «هادی عباسی» است.

علت قیام فخ این بود که پس از مرگ سفّاح و آغاز خلافت منصور دوانقى، اختلاف میان بنى عباس و علویان شدّت گرفت و حاکمان وقت با بى رحمى تمام، علویان مبارز را سرکوب کردند. خلفای عباسی با گماردن حکام مدینه از میان دشمنان مسلّم اهل بیت طهارت (علیهم السلام) بر علویان اعمال فشار می‌کردند و در عصر هادی عباسی (چهارمین خلیفه عباسیان)، این سرکوب‌ و سخت‌گیری‌ها بر شیعیان و محبان اهل بیت (علیهم السلام)، ادامه پیدا کرد و حکومت به بهانه‌هایى واهى آن‌ها را مورد آزار قرار می‌داد تا جایی که با گماردن عمر بن عبدالعزیز بن عبیدالله (از نوادگان عمر بن خطاب) در مدینه منوره، که از دشمنان سرسخت دوستان و شیعیان اهل بیت (علیهم السلام) بود، شدت و سخت‌گیری‌ها را افزایش دادند.

در جریان این قیام، تمام یاران حسین بن على (شهید صاحب فخ)، به شهادت رسیدند. بدن‌های آن‌ها رها شده و سرها از بدن جدا گشت، در این قیام بسیارى از علویان به شهادت رسیدند. حسین بن على شهید فخ در سن ۲۶سالگى بدون آن که از او فرزندى باقى مانده باشد، به شهادت رسید، ولى برخى یاران او به اطراف متوارى شده و ادریس بن عبدالله به مغرب رفته و حکومت ادارسه را تشکیل داد و یحیى بن عبدالله به دیلم فرار کرد و در آن جا قیام کرد.

گرچه امام کاظم (علیه السلام) شکست نهضت را پیش بینی می‏فرمود، ولی هنگامی که احساس کرد حسین در تصمیم خود استوار است، به او فرمود: «گرچه تو شهید خواهی شد، ولی باز در جهاد و پیکار کوشا باش، این گروه، مردمی پلید و بدکارند که اظهار ایمان می‏کنند، ولی در باطن ایمان و اعتقادی ندارند، من در این راه اجر و پاداش شما را از خدای بزرگ می‏خواهم».

در مجلسى که گروهى از فرزندان امام على، از جمله امام کاظم (علیهم السلام) حضور داشتند، سرهای شهدای فخ را به تماشا گذاردند. هیچ کس چیزی نگفت جز امام کاظم (علیه السلام) که وقتی سر حسین بن على رهبر قیام فخ را دیدند، فرمودند: «انا لله و انّا الیه راجعون، (از خداوندیم و به‌سوى او باز مى‏گردیم)،سوگند به‌خدا که (حسین) به شهادت رسید در حالی‌که مسلمان و درست‌کار بود و بسیار روزه مى‏گرفت و بسیار شب زنده‌دار بود و امر به معروف و نهى از منکر مى‏کرد؛ در خاندان وى، چون او وجود نداشت».

شناسنامه واقعه فخ

یکی از قیام‌هایی که شیعیان در مقابل ظلم و ستم حکومت عباسی انجام دادند، قیامی است که به رهبری نبیره امام حسن مجتبی (علیه السلام) انجام گرفته است، وی حسین بن علی بن حسن مثلث بن حسن مثنى بن حسن؛ یکی از نوادگان حسن مثنی؛ فرزند امام حسن مجتبی (علیه السلام) است، این واقعه در سال ۱۶۹هجری قمری در منطقه فخ در زمان خلافت هادی عباسی، در ایام حج و به جهت افشای جنایات حکومت عباسی، صورت گرفت.[۱]

مفهوم فخ

فخ دارای معانی متعددی است و در اصطلاح به سرزمینی گفته می شود که واقعه فخ در آن اتفاق افتاده است.

موقعیت واقعه فخ از جهات مختلف

همه جریان‌ها، واقعه‌ها و قیام‌های تاریخی از نظر موقعیت، دارای جهات مختلفی مانند؛ زمان رخداد واقعه، مکان و جغرافیای به وقوع پیوستن واقعه، رهبر یا رهبران واقعه و …، هستند.

یکی از وقایع و قیام‌هایی که در تاریخ از رخدادهای مهم به شمار می‌رود و از این قاعده هم مستثنی نیست، واقعه فخ است که دارای همه این جهات می‌باشد و در جای خود مورد بحث قرار می‌گیرد.

زمان رخداد واقعه فخ

بنابر قول اکثر قریب به اتفاق و شاید همه مورخینی که واقعه فخ را گزارش کرده‌اند، این حادثه در یوم الترویه؛ روز هشتم ماه ذی حجه الحرام سال ۱۶۹ هجری قمری اتفاق افتاده است.[۲]

‏جغرافیای واقعه فخ (مکان قیام)‏

‌منطقه فخ هم اکنون در داخل شهر مکه قرار دارد.

رهبر واقعه (قیام) فخ

رهبر این قیام؛ شخصی به‌نام حسین بن علی بن حسن بن حسن بن حسن المجتبی (علیه السلام) است.

‏شخصیت‌ها و حاکمان هم‌عصر واقعه فخ

برجسته‌ترین شخصیتی که در هنگام وقوع واقعه فخ در قید حیات بود؛ امام موسی کاظم (علیه السلام) است.

عبد اللَّه بن مفضل گزارش می‌کند: «هنگامی که حسین بن على؛ (رهبر قیام فخ)، خروج کرد و مدینه را به‌تصرف درآورد، از موسى بن جعفر (علیهما السلام) براى بیعت درخواست کرد …».[۳]

از بیان این حدیث به دست می‌آید که امام کاظم (علیه السلام) در زمان واقعه فخ حضور داشته و مطالبی هم به رهبر واقعه فخ؛ حسین بن على، اظهار داشته است.

همچنین شخصیت‌های دیگری مانند؛ یحیی، سلیمان و ادریس، پسران عبدالله محض[۴] از جمله افراد برجسته‌ای هستند که هم‌عصر با واقعه فخ بوده‌اند. عمر بن حسن بن علی بن حسن مثلث، عبدالله بن اسحاق بن ابراهیم بن حسن مثنی و عبدالله، پسر امام جعفر صادق (علیه السلام) نیز هم عصر شهید فخ بوده اند.

اما حاکم هم‌عصر واقعه فخ؛ موسی فرزند مهدی بن منصور بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس، ملقب به «هادی عباسی» است. او در سال ۱۵۹ هـ.ق به‌عنوان ولیعهد اول پدرش مهدی برگزیده شد. وی در ۲۵ سالگی به خلافت رسید و کسی کوچک‌تر از او  در بنی عباس به خلافت نرسیده است.[۵]

‏زمینه های پیدایش واقعه فخ

حوادث اجتماعی ریشه در آرمان‏‌ها و خواسته‌های بشر دارند و چون این خواسته‏‌ها به طور مستقیم در تصرف و تجربه پژوهش‌گران قرار نمی‏‌گیرند، اهداف و منویّات بازیگران صحنه یک حادثه اجتماعی، به راحتی در دسترس ناظران آن حوادث قرار نمی‏‌گیرند؛ از این‌‏رو، نیازمند کاوش نسل‏‌های متعدد می‏‌باشند و چه بسا که هیچ‌‏گاه این عوامل به طور کامل کشف نگردند.

بسیاری از حوادث اجتماعی، به‌ویژه حوادث اعتراض‏آمیز و پرخاش‌گرانه، در واکنش به اوضاع و شرایط نامطلوب حاکم بر جامعه صورت گرفته است؛ شرایطی که معمولاً بخشی از آن‏ها به مسائل فرهنگی، اقتصادی و سیاسی مربوط می‏شود. گاهی علل و زمینه‏های پیدایش یک رویداد اجتماعی به قدری متنوع و زیاد است که تحدید و تعیین آن‏ها را به طور مشخص، تقریباً غیرممکن می‏سازد. علاوه بر این، در مواردی، شرایط اقلیمی و حوادث طبیعی و انسانی جنبی، نسبت به روند یک حادثه سازگار یا ناسازگار، شتاب دهنده یا کُند کننده بوده و نیز هوش و ادراک شخصی بازیگران یک صحنه، در کمّ و کیف شکل‏گیری پدیده‏های انسانی نقش آفرین می‏باشند.

واقعه فخ هم از این قاعده مستثنی نیست و شکل‏گیری آن بستگی به اوضاع و شرایط نامطلوب حاکم بر جامعه صورت داشته است.[۶]

‏فضای سیاسی در زمان واقعه فخ

هادی عباسی؛ چهارمین خلیفه عباسی، سخت‌گیری‌های شدیدی نسبت به اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) به اجرا در آورد. او از آغاز خلافت، سادات بنی هاشم را زیر فشار طاقت فرسا گذاشت و حق آن‌ها را که از زمان خلافت مهدی عباسی از بیت المال پرداخت می شد، قطع کرد و با تعقیب مداوم آنان، رعب و وحشت شدیدی در میان آنان به‌وجود آورد. او دستور داد آنان را در مناطق مختلف بازداشت نموده و روانه بغداد کنند.

فرماندار مدینه که از مخالفان اهل بیت پیامبر (صلّی الله علیه و آله) بود، برای خوش خدمتی به دستگاه خلافت، و گویا به منظور اثبات لیاقت خود، هر روز به بهانه‌ای رجال و شخصیت‌های بزرگ هاشمی را اذیت می‌کرد. از جمله، آن‌ها را مجبور می‌کرد هر روز در فرمانداری حاضر شده، خود را معرفی کنند. او به همین هم اکتفا نکرده، آن‌ها را ضامن حضور یک دیگر قرار می‌داد و دیگری را به علّت غیبت شخص دیگر، مؤاخذه و بازداشت می‌نمود.

این فشارها، مردان آزاده و دلیر بنی هاشم را به ستوه آورده، آن‌ها را به مقاومت در برابر یورش‌های پی‌درپی و خشونت آمیز حکومت ستم گر عباسی واداشت و در اثر همین بی‌دادگری‌ها، کم کم، نطفه یک نهضت مقاومت در برابر حکومت عباسی به رهبری یکی از نوادگان امام حسن مجتبی (علیه السلام)، به‌نام حسین بن علی؛ صاحب فخ، شکل گرفت.[۷]

‏عوامل و انگیزه ها در واقعه فخ

پس از آن که عباسیان در سال ۱۳۲ قمرى با شکست نهایى امویان، خلافت را به دست آوردند، از مردم براى خود بیعت گرفتند. آنها گرچه در آغاز خلافتشان به رهبرى ابوالعباس سفّاح، با عموزادگان و هم‌رزمان سابق خود؛ یعنى علویان رابطه نیک و رفتارى پسندیده داشتند، ولى پس از مرگ سفّاح و آغاز خلافت منصور دوانقى، اختلاف میان بنى عباس و علویان شدت گرفت و حاکمان وقت با بى رحمى تمام، علویان مبارز را سرکوب کردند؛ به عنوان نمونه می توان به قتل ابراهیم بن عبدالله بن حسن بن علی (علیهما السلام)؛ برادر محمّد بن عبدالله (معروف به نفس زکیه)، توسط خلفاء بنی عباس اشاره کرد.

در عصر موسى الهادى (چهارمین خلیفه عباسیان)، این سرکوب‌ و سخت‌گیری‌ها بر شیعیان و محبان اهل بیت (علیهم السلام)، ادامه پیدا کرد و حکومت به بهانه‌هایى واهى آن‌ها را مورد آزار قرار ‌داد. دستگاه خلافت، با گماردن فردی به عنوان فرماندار مدینه که از دشمنان اهل بیت پیامبر (صلّی الله علیه و آله) بودند، شدت و سخت‌گیری‌ها را افزایش داد.

با توجه به این که موعد این نهضت موسم حج بود هنوز فرا نرسیده بود، ولی سخت‌گیری‌های طاقت‏فرسای فرماندار وقت مدینه، باعث شد که آتش این نهضت زودتر شعله‏ور شود.

بدین صورت که روزی فرماندار مدینه، «حسین صاحب فخ» و «یحیی بن عبدالله» را به خاطر غیبت یکی از بزرگان بنی هاشم سخت مؤاخذه کرد و به عنوان گروگان بازداشت نمود و همین امر مثل جرقه‏ای که به انبار باروتی برسد، موجب انفجار خشم و انزجار هاشمیان گردیده، نهضت آن‌ها را جلو انداخت و آتش جنگ در مدینه شعله‏ور گردید.

وی همراه با عده ای از علویان و شیعیان، تدارک قیام را دیدند و هنگامه صبح به همراه تعد‌ادی از علویان با شعار «احد احد» به مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله) ریختند و مؤذن را وادار به گفتن جمله «حی علی خیر العمل» به جای «الصلاه خیر من النوم» در اذان کردند. وی از مردم براساس کتاب خدا و سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) بیعت گرفت و آنان را به رضای آل محمد (صلی الله علیه و آله) دعوت کرد.[۸]

از طرفی پدر، دایی، جد، عموی مادری و عده‏ای دیگر از خویشان و نزدیکان «حسین بن علی؛ صاحب فخ»، به وسیله «منصور دوانیقی» به شهادت رسیده بودند و این خانواده بزرگ که چندین نفر از مردان خود را در راه مبارزه با دشمنان اسلام قربانی داده بود، پیوسته در غم و اندوه عمیقی فرو رفته بود. به همین دلایلی که ذکر شد، علویان به ستوه آمده و دست به قیام زدند.[۹]

اتفاقات شاخص واقعه فخ

(در حال تکمیل)

‏سرانجام کارِ قیام کنندگان واقعه فخ

گرچه اصل واقعه فخ در روز هشتم ماه ذی حجه سال ۱۶۹ هجری قمری در مکه اتفاق افتاده است، اما مقدمات این جریان مدتی قبل از وقوع این قیام، در ماه ذی قعده در شهر مدینه صورت گرفت.

برپا کنندگان واقعه فخ در ذى قعده همان سال قیامشان را با شعار «المرتضى من آل محمد (صلّی الله علیه و آله) آغاز کرده و با نیروهاى عمر بن عبدالعزیز عمرى درگیر شده و آنان را به شکست و عقب نشینى وادار کردند و سرانجام عمر بن عبدالعزیز عمرى، از چنگ آنان گریخت، در نتیجه، شهر مدینه در اختیار علویان قرار گرفت و حسین بن على با در اختیار گرفتن صندوق خانه بیت المال و تقسیم آن میان مبارزان و مستمندان، به رتق و فتق امور پرداخت و خود را براى هجوم به مکه معظمه آماده نمود. علویان، پس از یازده روز درنگ در مدینه، در ۲۴ ذى قعده، عازم مکه معظمه شدند.[۱۰]

سران عباسى که براى انجام حج رفته بودند، از انجام آن دست شسته و راهى میدان کارزار شدند.[۱۱] جنگ در منطقه فخّ (نزدیک مکه) بین دو گروه درگرفت و تمام یاران حسین بن على (شهید صاحب فخ)، در هشتم ذى حجه سال ۱۶۹ هجرى به شهادت رسیدند. بدن‌های آن‌ها رها شده و سرها از بدن جدا گشت و بسیارى از علویان در این قیام به شهادت رسیدند. حسین بن على شهید فخ در سن ۲۶سالگى بدون آن که از او فرزندى باقى مانده باشد، به شهادت رسید، ولى برخى یاران او به اطراف متوارى شده و ادریس بن عبدالله به مغرب رفته و حکومت ادارسه را تشکیل داد و یحیى بن عبدالله به دیلم فرار کرد و در آن جا قیام کرد.[۱۲]

‏اظهارات و دید گاه ها دربارۀ واقعه فخ

‏(در حال تکمیل)

دیدگاه پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) در مورد واقعه فخ

محمّد بن اسحاق از حضرت جواد (علیه السّلام) نقل می‌کند: «حضرت رسول (صلّى اللَّه علیه و آله) از سرزمین فخ عبور می‌کرد، از مرکب پیاده و مشغول نماز شد. در رکعت دوم شروع کرد به‌گریه کردن، مردم که دیدند پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) گریه می‌کند، آنها نیز شروع به‌گریه کردند. حضرت وقتی که از آن‌جا گذشت، به‌مردم فرمود: براى چه گریه می‌کردید؟ عرض‌کردند: چون شما را گریان دیدیم، گریه کردیم. فرمود: پس از رکعت اول، جبرئیل (علیه السلام) بر من نازل شد و گفت: یا محمّد یک نفر از فرزندانت در این سرزمین کشته خواهد شد که اجر شهید با او، برابر دو شهید است.

سپس فرمود: در این جا مردی از خاندان من با گروهی از مردمان باایمان کشته خواهند شد که کفن‌ها و حنوط آنها از بهشت بیاید و ارواح آنها پیش از بدن‌هایشان[۱۳] به‌سوی بهشت خواهد شتافت.[۱۴]

دیدگاه امام صادق (علیه السلام) در مورد واقعه فخ

شخصی به‌نام نضر بن قرواش نقل می‌کند: مال‌هاى سوارى (چهارپا؛ اسب و استر و …) خود را از مدینه به‌ امام صادق (علیه السلام) کرایه دادم. وقتى از دره «مَرّ»[۱۵] رد شدیم، ایشان به‌من فرمود: ای نضر! وقتى به فخ رسیدیم، مرا مطلع کن. عرض‌کردم: مگر آن محل را نمی‌شناسى. فرمود: می‌شناسم، ولى می‌ترسم خوابم ببرد. نضر می‌گوید: وقتی به‌فخ رسیدیم نزدیک محمل امام شدم، دیدم خواب است، سرفه‏اى کردم بیدار نشد. محمل را تکان دادم، حرکت کرده نشست.

عرض‌کردم: به‌فخ رسیدیم. فرمود: محمل مرا باز کن. سپس فرمود: قطار را به‌هم وصل کن! وصل کردم. امام (علیه السّلام) را از جاده به کنارى بردم و شترش را خواباندم. فرمود: آب و آفتابه را بده. وضو گرفت و نماز خواند. بعد سوار شد. عرض‌کردم: فدایت شوم این عملى که انجام دادید، جزء اعمال حج است؟ فرمود: نه؛ ولى این جا مردى از خویشاوندانم با گروهى شهید مى‏شود که ارواح آنها جلوتر از بدن‌هایشان رهسپار بهشت مى‏شود.[۱۶]

دیدگاه امام کاظم (علیه السلام) در مورد واقعه فخ

بنابر دیدگاه یرخی از مورخان از جمله: ابوالفرج اصفهانی، حادثه فخ بی‏ارتباط با روش پیشوای هفتم (علیه السلام) نبود؛ زیرا نه تنها آن حضرت از آغاز تا نضج و تشکیل نهضت از آن اطلاع داشت، بلکه با حسین بن علی رهبر قیام فخ، در تماس و ارتباط بود. گرچه امام کاظم (علیه السلام) شکست ظاهری نهضت را پیش بینی فرمود، ولی هنگامی که احساس کرد حسین در تصمیم خود استوار است، به او فرمود: «گرچه تو شهید خواهی شد، ولی باز در جهاد و پیکار کوشا باش، این گروه، مردمی پلید و بدکارند که اظهار ایمان می‏کنند، ولی در باطن ایمان و اعتقادی ندارند، من در این راه اجر و پاداش شما را از خدای بزرگ می‏خواهم».[۱۷]

گزارش شده، در مجلسى که گروهى از فرزندان امام على (علیه السلام)، از جمله امام کاظم (علیه السلام) حضور داشتند، سرهای شهدای فخ را به تماشا گذاردند. هیچ کس چیزی نگفت جز امام کاظم (علیه السلام) که وقتی سر حسین بن على رهبر قیام فخ را دیدند، فرمودند: «انا لله و انا الیه راجعون، (از خداوندیم و به سوى او باز مى‏گردیم)، سوگند به خدا که به شهادت رسید در حالی که مسلمان و درستکار بود و بسیارروزه مى‏گرفت و بسیار شب زنده دار بود و امر به معروف و نهى از منکر مى‏کرد،در خاندان وى،چون او وجود نداشت».[۱۸]

از طرف دیگر هادی عباسی می‏دانست پیشوای هفتم بزرگ‌ترین شخصیت خاندان پیامبر (علیهم السلام) است و سادات و بنی هاشم از او پیروی می‏کنند؛ لذا پس از حادثه فخ، سخت خشمگین شد؛ زیرا اعتقاد داشت در پشت پرده، از جهاتی رهبری این عملیات را آن حضرت به عهده داشته است، به همین جهت امام هفتم را تهدید به قتل کرده، گفت: «به خدا سوگند، حسین (صاحب فخ)، به دستور موسی بن جعفر بر ضد من قیام کرده و از او پیروی نموده است؛ زیرا امام و پیشوای این خاندان کسی جز موسی بن جعفر نیست. خدا مرا بکشد اگر او را زنده بگذارم»!!

این تهدیدها گرچه از طرف امام کاظم (علیه السلام) جدی گرفته نشد، لکن در میان خاندان پیامبر (علیهم السلام) و شیعیان و علاقه‏مندان آن حضرت، سخت ایجاد وحشت کرد، ولی پیش از آن‌که هادی موفق به اجرای مقاصد پلید خود شود، طومار عمرش درهم پیچیده شد و خبر مرگش موجی از شادی و سرور در مدینه برانگیخت![۱۹]

علامه مامقانی با توجه به این روایت، در باره تأیید این قیام از طرف امام کاظم (علیه السلام) می‌گوید: «گرچه امام کاظم (علیه السلام) به ظاهر دعوت را نپذیرفت، اما دلسوزی و خیرخواهی و دعا برای حسین و یارانش بیانگر این نکته است که ایشان از روی تقیه، دعوت را نپذیرفته و چون از نتیجه آن آگاه بوده، برای جلوگیری از شرارت بنی عباس، ناگزیر در حضور مردم، دعوت را رد کرده است تا بعدها ارتباط امام و قیام کنندگان فاش و مشخص نشود.[۲۰]

دیدگاه امام جواد (علیه السلام) در مورد واقعه فخ

در کتاب عمده الطالب و معجم البلدان آمده است که ابو نصر بخارى از امام جواد (علیه السلام) نقل می‌کند: «پس از جریان کربلا، برای ما کشتارى ناگوارتر از فاجعه فخ نبود».[۲۱]

کتابنامه واقعه فخ

  1. ابن اثیر، عز الدین أبو الحسن، الکامل فی التاریخ، ناشر: دار صادر – دار بیروت، بیروت، ۱۳۸۵ ق / ۱۹۶۵ م.
  2. ابن اثیر، عز الدین أبو الحسن، کامل ابن اثیر، ترجمه: خلیلى، عباس و حالت‏، ابوالقاسم، ناشر: علمى‏، تهران، ۱۳۷۱ ش.‏
  3. ابن خلدون، العبر (تاریخ ابن خلدون)، ترجمه: آیتى، عبد المحمد، ناشر: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى، چاپ اول، ۱۳۶۳ش.
  4. ابن خلدون‏، عبدالرحمن بن محمد، تاریخ ابن خلدون‏، تحقیق: شحاده، خلیل، ناشر: دار الفکر، چاپ دوم، بیروت، ۱۴۰۸ ق / ‏‏۱۹۸۸ م. ‏
  5. ابو الفرج اصفهانى، على بن الحسین، مقاتل الطالبیین‏، تحقیق: صقر، سید احمد، ناشر: دار المعرفه، بیروت، بى تا.‏
  6. اربلى‏، علی بن عیسی، کشف الغمه فی معرفه ‏الأئمه، ناشر: انتشارات رضى، قم، ۱۴۲۱ ق.‏  ‏
  7. بحرانى (آل عصفور)، یوسف بن احمد، الحدائق الناضره فی أحکام العتره الطاهره‌، محقق و مصحح: ایروانى، محمد تقى و ‏مقرم‌، سید عبد الرزاق، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌، چاپ اول، قم، ایران،‌ ۱۴۰۵ ه‍ ق.
  8. ‏حموى‏، یاقوت، معجم البلدان‏، ناشر: دار صادر، چاپ دوم، بیروت، ۱۹۹۵م.
  9. سایت حوزه نت. ‏
  10. طبرى‏، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ طبری‏ (تاریخ الأمم و الملوک)، تحقیق: ابراهیم، محمد أبو الفضل، ناشر: دار التراث، ‏ چاپ دوم، بیروت، ۱۳۸۷ ق /۱۹۶۷ م.‏
  11. طوسى، محمد بن الحسن، ‏تهذیب الاحکام، محقق و مصحح: خرسان، حسن الموسوى، ناشر: دار الکتب الإسلامیه‏، چاپ ‏چهارم، تهران، ۱۴۰۷ ق.
  12. عاملى ‏‏(شهید ثانى)، زین الدین بن على‌، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، ناشر: کتابفروشى داورى‌، چاپ اول، قم، ایران، ‏‏۱۴۱۰ ه‍ ق.‌ ‏
  13. عطاردى‏، عزیز الله، مسند الإمام الکاظم أبى الحسن موسى بن جعفر (علیهما السلام)، ‏ناشر: ‏آستان قدس رضوى‏، مشهد.‏
  14. اصفهانى، ابو الفرج، فرزندان ابو طالب، (ترجمه: مقاتل الطالبیین)، فاضل، محمد جواد، ناشر: کتابفروشى على اکبر ‏علمى، تهران، ۱۳۳۹ ش. ‏
  15. کلینى، محمد بن یعقوب، کافی، محقق و مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار ‏الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، تهران، ۱۴۰۷ ق.‏
  16. لغت‌نامه دهخدا، واژه فخ.‏
  17. مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، تحقیق و استدراک: مامقانی، محیی الدین، ناشر: مؤسسه آل البیت، ‏چاپ اوّل، قم، ۱۴۲۳ ق.
  18. مجلسى، محمد باقر،بحار الأنوار، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، ‏ چاپ دوم، بیروت، ۱۴۰۳ ق.‏
  19. مسعودی، على بن الحسین، مروج الذهب‏، تحقیق: داغر، اسعد، ناشر: دار الهجره، چاپ دوم، قم، ۱۴۰۹ ق. ‏
  20. یعقوبی، احمد بن واضح، تاریخ یعقوبی، ناشر: دار صادر، بیروت، بى تا. ‏
  21. الهاشمى البغدادی، محمد بن حبیب، تحقیق: لیختن شتیتر، ایلزه، المحبر، ناشر: دار الآفاق الجدیده، ‏بیروت، بى تا.

[۱]. طبرى‏، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ طبری‏ (تاریخ الأمم و الملوک)، ج ۸، ص ۱۹۲ و … .

[۲]. ابن خلدون، العبر (تاریخ ابن خلدون)، ترجمه: آیتى، عبد المحمد، ج ۳، ص ۱۵؛ یاقوت حموى‏، معجم البلدان‏، ج ۴، ص ۲۳۷؛ اربلى‏، علی بن عیسی، کشف الغمه فی معرفه الأئمه، ج ۲، ص ۸۴۰٫‏

[۳]. کلینى، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۳۶۶٫

[۴]. عبدالله محض، عبدالله بن حسن مثنی نوه پسری امام حسن مجتبی (علیه السلام) و نوه دختری امام حسین (علیه السلام) که پدرش حسن مثنی فرزند امام حسن مجتبی (علیه السلام) و مادرش فاطمه، دختر امام حسین (علیه السلام) است، و نیز ابراهیم، ملّقب به طباطبا در کنار حسین بن علی بودند.

[۵]. یعقوبی، احمد بن واضح، تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۴۰۴٫

[۶]. برگرفته از مرکز اطلاع رسانی حوزه نت.

[۷]. ابن اثیر، عز الدین أبو الحسن، کامل ابن اثیر، ترجمه: حالت، ابو القاسم و خلیلى، عباس ،ج ۱۶، ۳۵؛ اصفهانى، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین‏، ص ۳۷۲٫‏

[۸]. مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ۴۸، ص ۱۶۳؛ طبرى، محمد بن جریر، تاریخ طبری(تاریخ الأمم و الملوک)، ج ۸، ص ۱۹۴٫

[۹]. ابو الفرج اصفهانى، على بن الحسین، مقاتل الطالبیین‏، ص ۳۷۲ و ۳۷۳؛ ابن اثیر، عز الدین أبو الحسن، الکامل فی التاریخ، ج ۶، ص ۹۰ و ۹۱؛ بحار الأنوار، ج ۴۸، ص ۱۶۱٫‏

[۱۰]. الهاشمى البغدادی، محمد بن حبیب، تحقیق: لیختن شتیتر، ایلزه، المحبر، ص ۳۷؛ ا‏بن خلدون‏، عبدالرحمن بن محمد، تاریخ ابن خلدون‏، ج ۳، ص ۲۷۰٫

[۱۱]. فاضل، محمد جواد، فرزندان ابو طالب، ترجمه مقاتل الطالبیین، نویسنده: اصفهانى، ابو الفرج، ج ۲، ص ۱۷۴٫

[۱۲]. مسعودی، على بن الحسین، مروج الذهب‏، ج ۳، ص ۳۲۷٫

[۱۳]. ظاهراً تعبیر «پیشى گرفتن ارواحشان بر بدن‏هاشان به سوى بهشت»، اشاره به باقى ماندن پیکرهاى شهدا به مدت سه روز در میدان نبرد است.

[۱۴]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ۴۸، ص ۱۷۰؛ اصفهانى، ابو الفرج، مقاتل الطالبیین‏، ص ۳۶۶٫

[۱۵]. محلى در نزدیکی مکه است که در آنجا دو درّه نخلتین به‌هم وصل مى‏شوند و یک درّه مى‏گردند.

[۱۶]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ۴۸، ص ۱۷۰؛ اصفهانى، ابو الفرج، مقاتل الطالبیین‏، ص ۳۶۷٫

[۱۷]. اصفهانى، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین‏، ص ۳۷۶؛ مجلسى، محمد باقر،بحار الأنوار، ج ۴۸، ص ۱۶۹٫

[۱۸]. مقاتل الطالبیین‏، ص ۳۸۰؛ بحار الأنوار، ج ۴۸، ص ۱۶۵٫

[۱۹]. بحار الأنوار، ج ۴۸، ص ۱۵۰؛ عطاردى‏، عزیز الله، مسند الإمام الکاظم أبى الحسن موسى بن جعفر (علیهما السلام)، ج ۱، ص ۵۹٫

[۲۰]. مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، ج ۱۷، ص ۲۳۷٫

[۲۱]. مجلسى، محمد باقر،بحار الأنوار، ج ۴۸، ص ۱۶۵٫




کلیدواژه ها: , , , , , ,



ثبت نظر


+ 9 = 15