دایره المعارف اسلام پدیا » مفهوم مباهله
منوی اصلی

مفهوم مباهله

تاریخ: ۱۴ آذر ۱۳۹۲ در باب: تاریخ اسلام

چکیده مطالب مفهوم مباهله

«مباهله» از «البَهْل» گرفته شده است. بهل؛ به معنای لعن و نفرین می باشد و بهل الهی؛ به معنای لعن الهی است، لکن راغب اصفهانی معتقد است: «بهل» (بر وزن اهل)؛ به معناى رها کردن و قید و بند را از چیزى برداشتن است؛ به همین جهت هنگامى که حیوانى را به حال خود واگذارند تا نوزادش بتواند به آزادى شیر بنوشد، به او «باهل» مى‏گویند.

اما مباهله در اصطلاح؛ به معناى نفرین کردن دو نفر یا دو گروه نسبت به یک دیگر است؛ بدین ترتیب که، افرادى که دربارۀ یک مسئله مهمّ مذهبى با هم نزاع دارند، در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرع کنند و از او بخواهند که دروغگو را رسوا ساخته و مجازات کند.

مباهله در اصطلاح قرآن؛ به معنای ملاعنه (لعن و نفرین کردن دو طرف به یک دیگر) است.

در مورد ارتباط معنای لغوی و اصطلاحی مباهله باید گفت: با دقت در دو معنای لغوی و اصطلاحی مباهله فهمیده می شود که هر دو در یک راستا و در ارتباط با یک دیگر هستند.

تعریف لغوی مباهله

«مباهله» از «البَهْل» گرفته شده است. بهل؛ به معنای لعن و نفرین می‌باشد و بهل الهی؛ به معنای لعن الهی است،[۱] لکن راغب اصفهانی معتقد است: «بهل» (بر وزن اهل)، به معناى رها کردن و قید و بند را از چیزى برداشتن است؛ به همین جهت هنگامى که حیوانى را به حال خود واگذارند تا نوزادش بتواند به آزادى شیر بنوشد، به او «باهل» مى‏گویند. همچنین «ابتهال» در دعا؛ به معناى تضرع و واگذارى کار به خدا است؛ مانند سخن خداوند که در آیه مباهله میفرماید: «ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِین»؛[۲] آنگاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم». سپس در پایان می گوید: کسی که ابتهال را به لعن و دوری از خدا تعریف کرده، به این جهت است که رها کردن و واگذار کردن بنده به حال خود، این نتایج را به دنبال مى‏آورد.[۳]

لغات مترادف مباهله

مترادف مباهله در زبان عربی‌، کلمه ملاعنه و معنای فارسی آن نفرین می باشد.

«لعن» در لغت؛ به معنای طرد نمودن و دور ساختن از روى خشم[۴] و در اصطلاح، اگر از ناحیه خداوند متعال باشد، همان گونه که از آیات قرآن کریم بر می‌آید؛[۵] به معنای دور ساختن کسی از رحمت خویش در دنیا و در آخرت و گرفتار نمودن به عذاب و عقوبت است، اما اگر از ناحیه بندگان باشد؛ به معنای نفرین و دعا به ضرر و بر ضد دیگران است‌.[۶] «نفرین»؛ در زبان فارسی به معنای دعای بد برای مرگ، ناکامی و بدبختی کسی یا چیزی است.[۷] به عبارت دیگر، دعا بر دو نوع است؛ مثبت که همان دعای معروف و شناخته شده است و دعای منفی و بر ضد، که نفرین باشد. نفرین؛ به معنای لعن، لعنت، ذم، تقبیح و نکوهش نیز آمده است.[۸]

 تعریف اصطلاحی مباهله

مباهله در اصطلاح؛ به معناى نفرین کردن دو نفر یا دو گروه نسبت به یک دیگر است؛ بدین ترتیب که، افرادى که دربارۀ یک مسئله مهمّ مذهبى با هم نزاع دارند، در یک‌جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرع کنند و از او بخواهند که دروغگو را رسوا ساخته و مجازات کند.[۹] پس مورد تشریع مباهله مخصوص اختلافات و منازعات دینی و مذهبى است تا جایى که با گفت وگو حل نشود و کار به انکار و مکابره (بگو ‌مگو) بکشد.[۱۰] به بیان دیگر، مباهله؛ یعنى نفرین کردن یک دیگر تا هر کس بر باطل بوده مورد غضب الهى قرار گیرد و آن کس که بر حق است شناخته شود تا بدین گونه حق از باطل تشخیص داده شود.[۱۱] طبیعی است که طرفین مباهله، باید معتقد به پروردگار باشند تا بتوانند اقدام به چنین کاری نمایند؛ چون فردی که خداپرست نیست، نمی تواند از خداوند درخواستی داشته باشد.

مفهوم اصطلاحی مباهله در قرآن

مباهله در اصطلاح قرآن؛ به معنای ملاعنه (لعن و نفرین کردن دو طرف به یک دیگر) است؛ این گونه که هرگاه دو گروه یا دو نفر درباره مسئله ای مهم؛ مانند مسائل مهم مذهبی با هم گفت وگو کرده و به نتیجه ای نرسند، در یک جا جمع می شوند و به عنوان «آخرین حربه»، به درگاه خداوند تضرع می کنند و از او می خواهند تا دروغگو را رسوا و مجازات کند.[۱۲]

قرآن کریم در سوره مبارکه آل عمران، آیه ۶۱ می فرماید: «هر گاه بعد از علم و دانشى که (درباره‌ مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانى با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را و شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را و شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود و شما هم از نفوس خود، دعوت کنیم، آنگاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم».

در این آیه شریفه به صراحت به لعن و نفرین دروغ گویان، اشاره شده است.

ارتباط معنای اصطلاحی با معنای لغوی مباهله

با نگاهی به معنای لغوی و اصطلاحی مباهله، می‌توان به ارتباط این دو معنا با یک دیگر پی برد. همان طور که در کتب لغت آمده است: مباهله در لغت؛ به معنای لعن، نفرین[۱۳] و رها کردن و قید و بند را از چیزى برداشتن[۱۴] و در اصطلاح نیز به معناى نفرین کردن دو نفر یا دو گروه از دینداران در یک مسئله دینی و مذهبی نسبت به یک دیگر است.[۱۵]

با توجه به اینکه در هر دو معنای لغوی و اصطلاحی معنای لعن و نفرین لحاظ می شود، هر دو در یک راستا بوده و در ارتباط با یک دیگر هستند با این تفاوت که معنای لغوی اعم از معنای اصطلاحی و شرعی است؛ زیرا معنای لغوی اعم از اختلافات و منازعات دینی و مذهبى و غیر آن است.

کتابنامه مفهوم مباهله

  1. قرآن کریم.
  2. ابو‌الحسین ، أحمد بن فارس‏؛ ‏معجم مقاییس اللغه؛ محقق/ مصحح: هارون، عبدالسلام محمد؛  ناشر: مکتب الاعلام الاسلامی‏، چاپ اول، قم، ۱۴۰۴ق.
  3. ‏‏ابن منظور، محمد بن مکرم‏؛ ‏‏لسان العرب؛ محقق/ مصحح: میر دامادى، جمال الدین؛ ناشر: دار الفکر للطباعه و النشر و ‏التوزیع و دار صادر، چاپ سوم، بیروت، ۱۴۱۴ق.‏
  4. انوری، حسن؛ فرهنگ بزرگ سخن؛ انتشارات سخن، چاپ دوم، تهران، ۱۳۸۲ش.‏
  5. مجلسی، محمد باقر؛ بحار الانوار؛ (مهدى موعود)؛ دوانى، على؛ ناشر: ‏دار الکتب الاسلامیه‏؛ چاپ بیست و هشتم، تهران‏، ۱۳۷۸ش.‏
  6. دهخدا، علی اکبر؛ لغت نامه دهخدا؛ ناشر: دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۴۶ش.  ‏
  7. ‏راغب اصفهانى، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن؛ تحقیق: داودی، صفوان عدنان؛ ناشر: دارالعلم/ الدار الشامیه، چاپ اول، ‏دمشق/ بیروت، ۱۴۱۲ق.‏
  8. کلینی، محمد بن یعقوب؛ اصول کافى؛ مترجم: کمره‏اى، محمد باقر؛ اسوه‏، چاپ سوم، قم‏، ۱۳۷۵ش.‏
  9. ‏مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه؛ دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ش. ‏

 


[۱]. ابن منظور، محمد بن مکرم‏، لسان العرب، ج ۱۱، ص ۷۱٫

[۲]. آل عمران، ۶۱٫

[۳]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: صفوان عدنان، داود، ص ۱۴۹؛ «من فسّر الابتهال باللعن فلأجل أنّ الاسترسال فی هذا المکان لأجل اللعن».

[۴]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: صفوان عدنان، داود، ص۷۴۱.

[۵]. احزاب، ۵۷؛ آل عمران، ۸۷؛ هود، ۱۸.

[۶]. المفردات فی غریب القرآن، ص۷۴۱.

[۷]. انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، ج ۸، ص ۷۸۸۸.

[۸]. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، ج ۴۳، ص ۶۶۰.

[۹]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۲، ص ۵۷۸٫ ‏

[۱۰]. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافى، مترجم: کمره‏اى، محمد باقر، ج ‏۶، ص ۶۲۹٫‏

[۱۱]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، (مهدى موعود)، دوانى، على، ص ۶۳۶٫

[۱۲]. ر ک. مکارم شیرازى، تفسیر نمونه، ناصر، ج ۲، ص ۴۳۸؛ ابو‌الحسین ، أحمد بن فارس‏، معجم مقاییس اللغه، محقق/ مصحح: هارون، عبد السلام محمد، ‌ج ۱، ص ۳۱۰؛ ابن منظور، محمد بن مکرم‏، ‏‏لسان العرب، محقق/ مصحح: میردامادى، جمال الدین‏، ج‏ ۱۱، ص ۷۲٫

[۱۳]. ابن منظور، محمد بن مکرم‏، لسان العرب، ج ۱۱، ص ۷۱٫

[۱۴]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: صفوان عدنان، داود، ص ۱۴۹؛ «من فسّر الابتهال باللعن فلأجل أنّ الاسترسال فی هذا المکان لأجل اللعن».

[۱۵]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۲، ص ۵۷۸٫ ‏








ثبت نظر


3 + = 6