دایره المعارف اسلام پدیا » تاریخ ایران پس از اسلام از مغولان تا صفویه
منوی اصلی

تاریخ ایران پس از اسلام از مغولان تا صفویه

تاریخ: ۱۸ آذر ۱۳۹۲ در باب: ایران

چنگیز در اوایل قرن سیزدهم میلادی (هفتم هجری قمری)، اتحاد قبیله ای خود را تکمیل و امنیت راه های تجاری قلمرو خود را تأمین نمود. سپس برای تأمین اقتصاد قبایل زیر فرمان خود حرکت را آغاز کرد. حملات اولیه چنگیز به کشور چین بود که با سقوط پکن (خانبالیق) پایان یافت. وی ادامه تسخیر چین را به عهده امراء و جانشینان خود گذاشت و متوجه غرب گردید. چنگیز برای گشودن راه ارتباط تجاری غرب که برای اقوام آسیای مرکزی نقش حیاتی داشت با ایجاد روابط با خوارزمشاهیان در صدد گشودن این راه ها برآمد. ولی، عملکرد نادرست خوارزمشاهیان باعث حملات زودرس مغول به دنیای غرب گردید.

حملات مغول (همانند سایر اقوام آسیای مرکزی) در دو سوی شمال و جنوب خزر دنبال شد. در حملات اولیه مغول، خراسان ویران گردید. حملات بعدی مغول در زمان جانشینان چنگیز دنبال شد. پس از نابودی آخرین مقاومت خوارزمشاهیان و تصرف نواحی قفقاز، ارمنستان و گرجستان، به آناتولی توجه شد. مغولان در نبرد مشهور “کوسه داغ” در ۱۴ محرم سال ۶۴۱ هـ . ق، پس از شکست دادن سلجوقیان آناتولی به استقلال آنان خاتمه دادند. سلجوقیان آناتولی، از این تاریخ تا متلاشی شدن کامل آنان در اوایل قرن هشتم هجری، تنها توانستند به صورت یک حکومت تابع به موجودیت خود ادامه دهند.

حمله به روسیه نیز به فرماندهی باتو، فرزند جوجی، از سال ۶۲۷ تا ۶۴۰ هـ . ق، ادامه یافت. بدین ترتیب،‌ از رودخانه ایرتیش تا کوه های کارپات، زیر نفوذ اولوس جوجی در آمد. امرای مغول در رأس قوای نظامی خود، دشت های مغان و آران را در مسیر پائین رودخانه ارس و کورا اقامت گاه قرار دادند؛ زیرا تأمین علوفه در این قلمرو از سایر نقاط مناسب تر بود. به همین سبب، ایلخانان نیز پس از مستقر شدن در ایران در این منطقه اقامت گزیدند و از همین مرغزاران شمال شرقی آذربایجان بود که مدت یک قرن بر ایران حکمرانی نمودند.

با مرگ اوگتای، جانشین چنگیز، کشور گشایی مغول عملا متوقف شد. با برکناری فرزندان اوگتای و قدرت یافتن فرزندان تولی به کمک فرزندان جوجی، منکو فرزند تولی به مقام خانی برگزیده شد. منکو در قوریلتای (مجلس مشورتی) سال ۶۵۱ هـ . ق، در کنار “اونون” تصمیم گرفت که یکی از برادرانش (موسوم به قوییلای) را مأمور فتح بقیه چین کند و برادر دیگرش،‌ هولاکو،‌ را به ایران بفرستد تا پس از فتح مراکز اسماعیلیه و بغداد، که دو کانون سیاسی و مذهبی خطرساز برای حاکمیت مغولان بودند، به خصوص اسماعیلیه که به علت در دست داشتن قلعه های مستحکم در مسیر راه های تجاری، امنیت راه ها را مختل کرده بودند، فتوحات مغول را در بین النهرین و سوریه دنبال کند. خان های آسیای مرکزی تا استقرار ایلخانان در ایران (طوس)، مرکزی برای اداره امور خراسان و مازندران دایر نموده بودند. از این کانون بود که دولتمردان ایرانی نظیر خاندان جوینی با استفاده از عدم آگاهی مغولان به مملکت داری، وارد دستگاه مغولان شدند.

هولاکو با ورود به ایران، در سال ۶۵۴ هـ . ق (۱۲۵۶ م)، مراکز اسماعیلیه و در سال ۶۵۶ هـ . ق (۱۲۵۸ م)، بغداد را تصرف نمود و در ادامه پیشروی خود به سوی غرب، وارد سوریه شد. پس از تصرف شهرهای حلب و دمشق در سال ۶۵۸ هـ . ق، در محلی به نام “عین جالوت”، از سلاطین ممالیک مصر، که پس از سقوط بغداد به بزرگ ترین کانون سیاسی مذهبی مسلمانان تبدیل شده بودند، شکست خورد. پس از این نبرد، حدود قلمرو هلاکو با ممالیک روشن شد. سوریه و فلسطین در دست ممالیک باقی ماند و ساحل غربی رود خانه فرات مرز طرفین را تشکیل داد. در حمله هلاکو خان بغداد تصرف شد، دولت عباسی سقوط کرد و خلیفه آن کشته شد.

مغولان ایران به علت تابعیت خود نسبت به خان بزرگ مغول، نام ایلخان (تابع خان) بر خود گذاشتند. عدم موفقیت مغولان در مقابل ممالیک، نزدیکی آنان را به دنیای مسیحیت که از قرن ها قبل در میان مغولان نفوذ کرده بودند (چنانکه بسیاری از زنان خان ها از قبایل مسیحی مغول و ترک بودند)، مهیا ساخت. دنیای مسیحیت نیز به علت شکست در مقابل ممالیک و از دست دادن شهرهای شرق مدیترانه در جنگ های صلیبی، (به علت وجود دشمن مشترک)، به مغولان نزدیک شد. مکاتبات دنیای غرب با مغولان و اعزام مداوم سفرا به دربار یک دیگر در ادامه این سیاست بود که در زمان جانشینان هولاکو نیز (حتی پس از قبول اسلام)‌، همواره ادامه یافت، اما به علت نبودن اتحاد میان دول اروپایی و ضعیف شدن ایلخانان همکاری فرزندان جوجی با ممالیک و حملات فرزندان جغتای از شرق (به خصوص پس از اسلام آوردن فرزندان جوجی و جغتای)، سیاست ایلخانان با شکست مواجه شد.

احاطه شدن ایلخانان به وسیله دنیای اسلام، متوقف شدن حرکت آنان و بروز مشکلات اقتصادی، ایشان را مجبور به قبول اسلام و انجام بعضی از اصلاحات اقتصادی، اجتماعی و تجاری نمود. این دگرگونی باعث برچیده شدن رسوم قبلی مغولان گردید. حتی غازان خان نیز پس از قبول اسلام، نام “محمود” را انتخاب کرد و عناوین خان­های بزرگ را از سکه ها حذف و خود را از تابعیت آنان رها ساخت. ضعیف شدن حاکمیت مغول و شورش امرای ترک و مغول در آناتولی و سرکوبی آنان، همچنین مهاجرت بی وقفه ترکان به آناتولی که پس از نبرد ملازگرد در سال ۱۰۷۱ هـ . ق، آغاز شده بود و همواره ادامه داشت و زمینه حملات بعدی آنان را به دنیای مسیحیت فراهم ساخت. حاکمیت نیرومند ایلخانان با آمدن هولاکو به ایران آغاز شد و با مرگ ابو سعید،‌ فرزند اولجایتو در سال ۷۳۶ هـ . ق، به پایان رسید.

در سال ۷۳۶ هـ . ق، که ابو سعید (ایلخان جوان و نیرومند مغول) درگذشت، حکومت ایلخانان دچار هرج و مرج گردید در همین زمان ها، ‌خاندانی از ایل “برلاس” در شهر “کش” واقع در جنوب سمرقند، فرزندی زاده شد که تیمور نام گرفت.[۱] وی بنیانگذار سلسله ای شد که از حدود سال ۷۷۲ تا ۹۱۱ هـ . ق، دوام آورد و در تاریخ ایران به نام “سلسله سلاطین تیموری ” یا “گورکانیان” یا “‌تیموریان”، شهرت یافت. وی در سیستان،‌ در حین کشمکش و جنگ و جدال، ‌از ناحیه پا و شانه راست زخمی توان فرسا برداشت که آثار آن تا پایان عمر باقی ماند. به همین علت او را “لَنگ” خواندند و هم اکنون نیز در اروپا به نام “تامرلان” (تیمور لنگ)‌ شهرت دارد.

تیمور پس از پیروزی بر رقیب، قوریلتایی[۲] مرکب از علما و امرا و وجوه و اعیان ماوراء النهر تشکیل داد که در این قوریلتا،‌ تیمور به سلطنت انتخاب شد. سال ۷۷۱ هـ . ق را می توان سال آغاز سلطنت مستقل و مبدأ تأسیس سلسله تیموریان دانست. وی زمانی که در صدد تهیه سپاه عظیمی برای فتح چین برآمد و با دویست هزار سپاه عازم فتح آن مملکت شد، در اترار به سبب برف و سرمای سخت متوقف شد و برای دفع سرما دست به شرابخوری زد. از آن جا که شراب نتوانست در بدن آن مرد که سال عمرش به ۷۱ رسیده بود حرارتی پدید آورد، دست به نوشیدن عرق[۳] زد و در این کار چندان افراط کرد که بیمار شد و در آن بیماری (۱۷ شعبان سال ۸۰۷ هـ . ق) در گذشت‌. جسد او را به سمرقند بردند و اکنون قبر وی به نام “‌گور امیر” شهرت دارد.[۴]


[۱]. تیمور یا “تمر” یا “دمر” در ترکی به معنای آهن است.

[۲]. شورا.

[۳]. لازم به ذکر است که ماهیت عرق با شراب کاملا متفاوت است.

[۴]. مهرآبادی، میترا، تاریخ ایران، تاریخ سلسله زیاری؛ تاریخ ایران و جهان (۱)، سال دوم آموزش متوسطه، رشتهٔ علوم انسانی، دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتاب‌های درسی ایران، ۱۳۸۱.




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


2 + = 11