دایره المعارف اسلام پدیا » مفهوم شناسی قبله
منوی اصلی

مفهوم شناسی قبله

تاریخ: ۱۴ مهر ۱۳۹۲ در باب: عمومی

چکیده مقاله مفهوم شناسی قبله

قبله در لغت به معنای «جهت» و «روبه‌رو شدن یک شئ با شئ دیگر» آمده است.

قبله در اصطلاح فقهی (شرع و اهل شرع)، خانه خدا؛ کعبه معظمه است که مسلمانان، هنگام نماز و سایر اموری که توجه به قبله در آن شرط است، رو به آن می‌نمایند. همین معنای اصطلاحی در قرآن و روایات نیز، به کار رفته است و از اصطلاح جدیدی استفاده نشده است. البته از معنای لغوی قبله نیز در قرآن و روایات بهره گرفته شده است.

پیرامون ارتباط معنای اصطلاحی قبله با معنای لغوی آن گفته شده: قبله، به این جهت قبله نامیده شده؛ چون مردم هنگام نمازشان به آن رو می‌آورند. به عبارت دیگر: قبله، جهتی است که مردم، هنگام نماز به آن رومی‌آورند.

مفهوم شناسی قبله

قبله، دارای مفهوم لغوی و اصطلاحی است که در کتاب‌های مربوط به مفهوم شناسی لغوی و اصطلاحی به آنها اشاره شده است.[۱]

مفهوم لغوی قبله

قبله در لغت به دو معنا ذکر شده است:

۱٫ جهت.[۲] وقتی گفته می‌شود: فلانی کلامش قبله ندارد؛ یعنی جهت ندارد و وقتی پرسیده می‌شود: قبله تو کجا است؟ یعنی جهت تو کجا است؟.[۳] همچنین وقتی گفته می‌شود: امری که «قِبله» و «دِبرَه» ندارد؛ یعنی جهتش شناخته شده نیست. [۴]

۲٫ روبه رو شدن. قبله از ماده قبل؛ به معنای روبه‌رو شدن یک شئ با شئ دیگر است و قُبُل هر چیزی، جلوی روی هر چیزی است که با آن، به شئ دیگر رو می‌آورد.[۵] می‌توان گفت قبله در اصل، اسم است برای حالت شخصی که به چیزی رو کرده است؛ مانند «جِلسه و قِعده» که حالت و نحوه نشستن را بیان می‌کند.[۶] فیومی می‌گوید: هر چیزی را که انسان، مقابل خود قرار دهد، آن را قبله خود قرار داده است.[۷]

مفهوم اصطلاحی قبله

قبله در اصطلاح علم فقه، تعریف خاصی دارد که از همین تعریف خاص در قرآن و روایات نیز استفاده شده است.

از این اصطلاح فقهی به اصطلاح شرع و متشرعه (اهل شرع) نیز یاد می‌شود.[۸]

مفهوم اصطلاحی قبله در قرآن

در قرآن کریم در چند آیه شریفه، کلمه قبله به کار رفته که مفسران قرآن کریم، در بعضی از آنها، قبله را در اصطلاح شرعی و در برخی دیگر، هم در اصطلاح شرعی و هم در معنای لغوی آن، تفسیر و معنا نموده‌اند:

۱٫ در آیات ۱۴۲ تا ۱۴۵ سوره مبارکه بقره،[۹] کلمه قبله در اصطلاح شرعی آن؛ یعنی خانه خدا؛ کعبه و روآوردن به آن، به کار رفته است؛ زیرا در این آیات، سخن از تغییر قبله از بیت‌المقدس به کعبه معظمه و روآوردن به آن است.[۱۰]

۲٫ «وَ أَوْحَیْنا إِلى‏ مُوسى‏ وَ أَخیهِ أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِکُما بِمِصْرَ بُیُوتاً وَ اجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَهً…[۱۱] و به موسى و برادرش وحى کردیم که براى قوم خود، خانه‏هایى در سرزمین مصر انتخاب کنید و خانه‏هایتان را مقابل یک دیگر (و متمرکز) قرار دهید».

طبرسی در معناى آیه «وَ اجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَهً» چند وجه ذکر نموده است:

الف: برخی از مفسران: چون خداى تعالى فرعون را غرق کرد و موسى وارد شهر مصر گردید، مأمور شد مسجدهایى بسازد که در آنها نام خدا برده شود و آن مسجدها را رو به قبله؛ یعنى رو به کعبه بنا کند، چون قبله آنها همان خانه کعبه بود.

ب: از ابن عباس و دیگران:

فرعون دستور داد مسجدهاى بنى اسرائیل را ویران کرده و از نمازشان جلوگیرى کنند. خداى تعالى آنها را مأمور کرد تا مسجدهایى در خانه‏هاى خویش بسازند و در آن‌جا نماز بخوانند تا از شر فرعون در امان باشند، پس معناى آیه این است که خانه‌هاى خود را عبادتگاه قرار دهید و در خانه‏هایتان نماز بخوانید تا از خوف فرعون در امان باشید.

ج: از سعید بن جبیر: معناى «قبله» در آیه این است که خانه‏هایتان را مقابل همدیگر قرار دهید.[۱۲]

علامه طباطبایی، قول سوم را برگزیده است.[۱۳]

با توجه به گفتار مفسران، روشن می‌شود که قبله در این آیه شریفه، بر اساس بعضی اقوال؛ به معنای اصطلاح شرعی و فقهی آن و بر اساس اقوال دیگر به معنای لغوی آن، استعمال شده است.

در مجموع می‌توان گفت: قبله در قرآن کریم، دارای اصطلاح جدیدی نمی‌باشد، بلکه در همان اصطلاح فقهی آن به کار رفته است.

مفهوم اصطلاحی قبله در روایات

قبله در روایات، گاهی در معنای لغوی آن به کار رفته، ولی در مواردی که معنای اصطلاحی مورد نظر بوده، در همان معنای اصطلاح شرعی و فقهی آن به کار رفته است. به چند نمونه اشاره می‌شود:

۱٫ امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل نموده که «کُلُ‏ وَاعِظٍ قِبْلَهٌ؛[۱۴] هر موعظه‌کننده‌ای قبله است». در تفسیر این روایت گفته شده: «وقتی امام جمعه خطبه می‌خواند، شایسته است مردم به او رو کنند و به مواعظش گوش فرا دهند».[۱۵]

در این روایت، قبله به معنای لغوی آن به کار رفته است. شاهد بر این مطلب، روایتی از علی بن جعفر (علیه السّلام) ‌است که از برادرش؛ امام کاظم (علیه السلام) سؤال می‌کند: «نحوه نشستن ]نمازگزاران[ هنگام خطبه‌خوانی امام در نمازهای جمعه و عیدین (فطر و قربان) باید چگونه باشد؟ رو به قبله یا رو به امام؟ امام (علیه السلام) می‌فرماید: رو به امام».[۱۶]

روایت فوق به این صورت نیز نقل شده است: «کُلُ‏ وَاعِظٍ قِبْلَهٌ وَ کُلُّ مَوْعُوظٍ قِبْلَهٌ لِلْوَاعِظِ؛[۱۷] هر موعظه کننده‌ای، قبله موعظه شونده و هر موعظه شونده‌ای، قبله موعظه کننده است».

مجلسی اول در تفسیر این روایت می‌گوید: «یعنی در خطبه نماز جمعه، خطبه نماز عید رمضان، عید قربان و خطبه نماز طلب باران، امام رو به مردم مى‏کند و مردم رو به امام مى‏کنند تا از خطبه فارغ شود».[۱۸]

ایشان در این تفسیر، معنای لغوی قبله را مورد نظر قرارداده ‌است، ولی بعد از عباراتی چند، می‌گوید: «ظاهرا مراد از قبله آن است که سنت است که خطیب، پشت به قبله باشد و اقتداکنندگان رو به قبله».[۱۹] روشن است که این عبارت، ناظر به اصطلاح شرعی قبله است.

۲٫ از امام رضا (علیه السلام) درباره نحوه نماز خواندن نقل شده: «سپس ]بعد از رکوع[ سجده‌کن و پیشانی‌ات را بر زمین بگذار و… انگشتان دستت را به هم بچسبان و آن دو را به طرف قبله قرار بده».[۲۰]

در این روایت به قرینه بحث از نماز، معنای اصطلاحی قبله مورد نظر است.

در مجموع می‌توان گفت: قبله در اصطلاح روایات، به معنای جدیدی به کار نرفته و چیزی فراتر از اصطلاح شرعی آن نیست.

مفهوم اصطلاحی قبله در فقه

فقها در بیان ماهیت قبله، آراء گوناگونی دارند که در ذیل اشاره می‌شود:

۱٫ قبله، خانه کعبه، است.[۲۱]

۲٫ قبله، مکان خانه کعبه ] نه خود کعبه[ است.[۲۲]

۳٫ قبله، مکان خانه کعبه که از دل زمین تا گستره آسمان، امتداد دارد، است.[۲۳]

۴٫ قبله، خانه کعبه که در مکّه معظمه مى‌باشد و محاذى آن تا آسمان، است.[۲۴]

۵٫ قبله، خانه کعبه و جای آن، است.[۲۵]

مشکینی می‌گوید: قبله، اسم کعبه معظمه است که خداوند سبحان آن را مایه قیام مردم[۲۶] و قبله مسلمانان قرار داده است. قبله اسم مکانی است که خانه خداوند متعال (کعبه)، در آن واقع شده و این مکان از اعماق زمین تا نهایی‌ترین قسمت آسمان امتداد دارد به نحوی که اگر بر فرض، زمانی کعبه خراب شد، وجوب توجه به این نقطه، از بین نرفته و  ساقط نمی‌شود.[۲۷]

محمود عبدالرحمان، قبله را به معنای جهتی می‌داند که هنگام نماز خواندن به آن رو می‌کنند.[۲۸] در فرهنگ فارسی معین نیز همین معنا بیان شده است.[۲۹]

در فرهنگ لغت عمید، قبله، کلمه‌ای عربی، اسم و به ۳ معنا ذکر شده است: ۱. جهت خانۀ کعبه در شهر مکه که مسلمانان رو بدان نماز می‌خوانند. ۲. سمتی که هنگام نمازگزاردن به آن رو می‌کنند. ۳. کعبه.[۳۰]

راغب در مفردات می‌گوید: قبله در اصل اسم است برای حالت شخصی که به چیزی رو کرده است، اما در عرف اسم شده است برای مکانی که در نماز به طرف آن مکان رو می‌کنند.[۳۱] همین معنا را صاحب مجمع البیان نیز ذکر کرده است.[۳۲]

در تعاریف اصطلاحی ذکر شده، مفهوم لغوی قبله نیز مورد توجه قرار گرفته است.

در مجموع می‌توان گفت: قبله در اصطلاح فقهی (شرع و اهل شرع)، خانه خدا؛ کعبه معظمه است که مسلمانان، هنگام نماز و سایر اموری که توجه به قبله در آن شرط است، رو به آن می‌نمایند.

ارتباط مفهوم اصطلاحی قبله با مفهوم لغوی آن

ابن فارس، در بیان ارتباط معنای اصطلاحی قبله با معنای لغوی آن می‌گوید: قبله، به این جهت قبله نامیده شده؛ چون مردم هنگام نمازشان به آن رو می‌آورند و قبله هم به مردم اقبال دارد.[۳۳] مصطفوی معتقد است: قبله بر نوع خاصی از مواجهه و تمایل دلالت دارد و آن عبارت است از توجه همراه با میل به جانب کعبه و خانه خدا.[۳۴]

کتابنامه مفهوم شناسی قبله

  1. قرآن کریم.
  2. ابن منظور، محمد بن مکرم؛ لسان العرب؛ ‌محقق: فارس (صاحب الجوائب)، احمد؛‌ دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع- دار صادر‌، چاپ سوم، بیروت، ۱۴۱۴ق‌.
  3. ابو الحسین، احمد بن فارس؛ معجم مقائیس اللغه‌؛ محقق/ مصحح: هارون‌، عبدالسلام محمد، ناشر: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم‌، چاپ اول‌، قم، ۱۴۰۴ق‌.
  4. جوهرى، اسماعیل بن حماد‌؛ الصحاح – تاج اللغه و صحاح العربیه؛ محقق: عطار، احمد عبدالغفور؛ دار العلم للملایین‌، ‌چاپ اول،‌ بیروت‌، ۱۴۱۰ق.
  5. حر عاملی، محمد بن حسن؛ وسائل الشیعه؛ محقق: گروه پژوهش مؤسسه آل البیت (علیهم السلام)‌؛ ناشر: مؤسسه آل البیت (علیهم السلام)، چاپ اول، قم، ۱۴۰۹ق.
  6. حمیرى، نشوان بن سعید‌؛ شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم؛ محقق/ مصحح: العمرى، حسین بن عبدالله/ الاریانى، مطهر بن على/ عبدالله‌، یوسف محمد؛ ناشر: دار الفکر المعاصر‌، چاپ اول‌، بیروت، ۱۴۲۰ق‌.
  7. خمینى، سید روح اللّٰه؛ توضیح المسائل (محشّٰى)؛ محقق/ مصحح: بنى‌هاشمى خمینى‌، سید محمد حسین؛ ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌، چاپ هشتم‌، قم، ۱۴۲۴ق‌.
  8. راغب اصفهانى، حسین بن محمد؛ مفردات ألفاظ القرآن؛‌ محقق: داودى، صفوان عدنان؛ دار العلم- الدار الشامیه‌، چاپ اول‌، لبنان – سوریه‌، ۱۴۱۲ق‌.
  9. سید رضى، محمد بن حسین؛ المجازات النبویه؛ محقق/ مصحح: صبحى صالح؛ ناشر: دارالحدیث، چاپ اول، قم، ۱۴۲۲ق.
  10. ‏صاحب بن عباد؛ المحیط فی اللغه‌؛ محقق/ مصحح: آل یاسین‌، محمد حسن؛ ناشر: عالم الکتاب‌، چاپ اول، بیروت، ۱۴۱۴ق‌.
  11. صدوق، محمد بن علی؛ من لا یحضره الفقیه؛ ناشر: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، قم، ۱۴۱۳ق.
  12. طباطبایى، سید محمد حسین؛ المیزان فى تفسیر القرآن؛ دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، قم، ۱۴۱۷ق.
  13. طباطبایی یزدی، سید محمد کاظم، العروه الوثقی فیما تعم به البلوى (المحشّٰی)، محقق/ مصحح: محسنی سبزواری‌، احمد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌، چاپ اول، قم،  ۱۴۱۹ق.
  14. طبرسى، فضل بن حسن؛ مجمع البیان فى تفسیر القرآن؛ مقدمه: بلاغى، محمد جواد؛ انتشارات ناصر خسرو، چاپ سوم، تهران، ۱۳۷۲ش.
  15. عبدالرحمان، محمود؛ معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهیه؛ بی نا، بی جا، بی تا.
  16. علی بن موسی (امام هشتم علیه السلام)؛ الفقه المنسوب للإمام الرضا (علیه السلام)؛ ناشر: مؤسسه آل البیت (علیهم السلام)، چاپ اول، مشهد، ۱۴۰۶ق.
  17. فیض کاشانی، محمد محسن؛ الوافی؛ کتابخانه امام أمیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، اصفهان، چاپ اول، ۱۴۰۶ق.
  18. فیومى، احمد بن محمد؛ المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی؛ منشورات دار الرضی،چاپ اول، قم، بی تا.
  19. کلینى، محمد بن یعقوب؛ کافی‏؛ ناشر: اسلامیه‏، چاپ دوم، تهران‏، ۱۳۶۲ش‏.
  20. مجلسی، محمد تقی؛ روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه؛ محقق و مصحح: موسوی کرمانی، سید حسین/ اشتهاردی، علی‌پناه/ طباطبایی، سید فضل‌الله؛ ناشر: ‌مؤسسه فرهنگی اسلامی کوشانپور، چاپ دوم، قم، ۱۴۰۶ق.
  21. مجلسی، محمدتقی؛ لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه؛ ناشر: مؤسسه اسماعیلیان، چاپ دوم، قم، ۱۴۱۴ق.
  22. مشکینى، میرزا على‌؛ مصطلحات الفقه‌؛ بی نا، بی جا، بی تا.
  23. مصطفوى، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ مرکز الکتاب للترجمه و النشر، چاپ اول، تهران، ۱۴۰۲ق.
  24. نجفى، محمد حسن‌؛ جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام؛ محقق: قوچانى، عباس/ آخوندى، على؛ دار إحیاء التراث العربی،‌ چاپ هفتم،‌ بیروت، بی تا.

[۱]. به عنوان نمونه ر.ک: حمیرى، نشوان بن سعید‌، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، محقق/ مصحح: العمرى، حسین بن عبدالله/ الاریانى، مطهر بن على/ عبدالله‌، یوسف محمد، ج ۸، ص ۵۳۴۵؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ‌محقق: فارس (صاحب الجوائب)، احمد، ج ‌۱۱، ص ۵۴۵‌؛ ابو الحسین، احمد بن فارس، معجم مقائیس اللغه‌، محقق/ مصحح: هارون‌، عبدالسلام محمد، ج ‌۵، ص۵۱ و ۵۲‌؛ مشکینى، میرزا على‌، مصطلحات الفقه‌، ص ۴۱۵‌؛ عبدالرحمان، محمود، معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهیه، ج ‌۳، ص ۶۵؛ سایت جس جو، فرهنگ فارسی معین. سایت واژه‌یاب، فرهنگ لغت عمید.

[۲]. حمیرى، نشوان بن سعید‌، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، محقق/ مصحح: العمرى، حسین بن عبدالله/ الاریانى، مطهر بن على/ عبدالله‌، یوسف محمد، ج ۸، ص ۵۳۴۵؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ‌محقق: فارس (صاحب الجوائب)، احمد، ج ‌۱۱، ص ۵۴۵‌.

[۳]. جوهرى، اسماعیل بن حماد‌، الصحاح – تاج اللغه و صحاح العربیه، محقق: عطار، احمد عبدالغفور، ج ‌۵، ص ۱۷۹۵٫

[۴]. صاحب بن عباد، المحیط فی اللغه‌، محقق/ مصحح: آل یاسین‌، محمد حسن، ج ‌۵، ص ۴۳۰٫

[۵]. ابو الحسین، احمد بن فارس، معجم مقائیس اللغه‌، محقق/ مصحح: هارون‌، عبدالسلام محمد، ج ‌۵، ص۵۱ و ۵۲‌.

[۶]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن،‌ محقق: داودى، صفوان عدنان، ص ۶۵۴٫‏

[۷]. فیومى، احمد بن محمد، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، ج ‌۲، ص ۴۸۸٫

[۸]. ر.ک: مشکینى، میرزا على‌، مصطلحات الفقه‌، ص ۴۱۵‌.

[۹]. «…ما وَلاَّهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتی‏ کانُوا عَلَیْها…؛ چه چیز آنها [مسلمانان‏] را، از قبله‏اى که بر آن بودند، بازگردانید؟… وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَهَ الَّتی‏ کُنْتَ عَلَیْها…؛ و ما، آن قبله‏اى را که قبلا بر آن بودى… قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَهً تَرْضاها…؛ نگاه‏هاى انتظارآمیز تو را به سوى آسمان (براى تعیین قبله نهایى) مى‏بینیم! اکنون تو را به سوى قبله‏اى که از آن خشنود باشى، باز مى‏گردانیم، وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ بِکُلِّ آیَهٍ ما تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ ما أَنْتَ بِتابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ ما بَعْضُهُمْ بِتابِعٍ قِبْلَهَ بَعْضٍ…؛ سوگند که اگر براى (این گروه از) اهل کتاب، هر گونه آیه (و نشانه و دلیلى) بیاورى، از قبله تو پیروى نخواهند کرد و تو نیز، هیچ گاه از قبله آنان، پیروى نخواهى نمود. (آنها نباید تصور کنند که بار دیگر، تغییر قبله امکان‏پذیر است!) و حتى هیچ یک از آنها، پیروى از قبله دیگرى نخواهد کرد».

[۱۰]. ر.ک: طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغى، محمد جواد، ج ‏۱، ص ۴۱۲ – ۴۲۳؛ طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج ‏۱، ص ۳۱۷ – ۳۲۶٫

[۱۱]. یونس، ۸۷٫

[۱۲]. مجمع البیان فى تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغى، محمد جواد، ج ‏۵، ص ۱۹۵٫

[۱۳]. المیزان فى تفسیر القرآن، ج ‏۱۰، ص ۱۱۴٫

[۱۴]. کلینى، محمد بن یعقوب، کافی‏، ج ‏۳، ص ۴۲۴٫

[۱۵]. ر.ک: همان؛  سید رضى، محمد بن حسین، المجازات النبویه، محقق/ مصحح: صبحى صالح، ص ۱۹۷؛ فیض کاشانی، محمد محسن، الوافی، ج ‏۸، ص ۱۱۴۷٫

[۱۶]. ر.ک: حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، محقق: گروه پژوهش مؤسسه آل البیت (علیهم السلام)‌، ج ‏۷، ص ۴۰۷٫

[۱۷]. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج ‏۱، ص ۲۸۰٫

[۱۸]. مجلسی، محمدتقی، لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه، ج ‏۳، ص ۵۰۴؛ الوافی، ج ‏۸، ص ۱۱۴۸٫

[۱۹]. لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقیه، ج ‏۳، ص ۵۰۴ و ۵۰۵؛ مجلسی، محمد تقی، روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: موسوی کرمانی، سید حسین/ اشتهاردی، علی‌پناه/ طباطبائی، سید فضل الله، ج ‏۲، ص ۲۰۹٫

[۲۰]. علی بن موسی (امام هشتم علیه السلام)، الفقه المنسوب للإمام الرضا (علیه السلام)، ص ۱۰۲٫

[۲۱]. حضرت امام و آیت‌الله مکارم. ر.ک: خمینى، سید روح اللّٰه، توضیح المسائل (محشّٰى)، محقق/ مصحح: بنى‌‌هاشمى خمینى‌، سید محمد حسین، ج ‌۱، ص ۴۳۱‌.

.[۲۲] آیت‌الله سیستانی. ر.ک: همان.

[۲۳]. صاحب جواهر و صاحب عروه. ر.ک: نجفى، محمد حسن‌، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، محقق: قوچانى، عباس/ آخوندى، على، ج ‌۷، ص ۳۲۰؛ طباطبایی یزدی، سید محمد کاظم، العروه الوثقی فیما تعم به البلوى (المحشّٰی)، محقق/ مصحح: محسنی سبزواری‌، احمد، ج ‌۲، ص ۲۹۳٫

[۲۴]. آیت الله زنجانی. ر.ک: توضیح المسائل (محشّٰى)، محقق/ مصحح: بنى‌هاشمى خمینى‌، سید محمد حسین، ج ‌۱، ص ۴۳۱‌.

[۲۵]. آیات عظام گلپایگانی، صافی. ر.ک: همان.

[۲۶]. برگرفته از آیه شریفه: «جَعَلَ اللَّهُ الْکَعْبَهَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ قِیَاماً لِلنَّاسِ؛ خداوند، کعبه -بیت الحرام- را وسیله‌اى براى استوارى و سامان بخشیدن به کار مردم قرار داده است». مائده، ۹۷٫

[۲۷]. ر.ک: مشکینى، میرزا على‌، مصطلحات الفقه‌، ص ۴۱۵‌.

[۲۸]. عبدالرحمان، محمود، معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهیه، ج ‌۳، ص ۶۵٫

[۳۱]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن،‌ محقق: داودى، صفوان عدنان، ص ۶۵۴٫‏

[۳۲]. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغى، محمد جواد، ج ‏۱، ص ۴۱۲٫

[۳۳]. ابو الحسین، احمد بن فارس، معجم مقائیس اللغه‌، محقق/ مصحح: هارون‌، عبدالسلام محمد، ج ‌۵، ص ۵۱ و ۵۲‌.

[۳۴]. مصطفوى، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ‌۹، ص ۱۸۷٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


+ 9 = 14