دایره المعارف اسلام پدیا » حضرت خدیجه (سلام الله علیها)
منوی اصلی

حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

تاریخ: ۰۹ شهریور ۱۳۹۲ در باب: تاریخ بزرگان

چکیده مطالب حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

حضرت خدیجه (سلام الله علیها) قبل از بعثت پیامبر اسلام محترم‌ترین زن قریش، بود و بعد از اسلام از جمله چهار زن برتر دنیا و آخرت شد به نحوی که خدا سلام ویژه‌ای بر او فرستاد، وی اولین همسر پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) بود، تا هنگامی که او زنده بود پیامبر همسر دیگری نداشت. به جز ابراهیم سایر فرزندان پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله) از حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بود. ایشان اولین زن مسلمان بود که با تمام توان معنوی و مادی خود به پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) کمک کرد، تا آنجایی که تمام ثروت خود را برای پیشرفت اسلام هزینه کرد.

زندگی‌نامه حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

با توجه به تولد پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) در سال عام الفیل و اینکه مشهور است حضرت خدیجه (سلام الله علیها) پانزده سال از آن حضرت بزرگ‌تر بوده است، چنین بدست می‌آید که حضرت خدیجه (سلام الله علیها) پانزده سال پیش از  عام الفیل متولد شد.[۱] ایشان در سن ۴۰ سالگی با پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) ازدواج کرد[۲] که ثمره آن سه پسر و چهار دختر به نام‌های: قاسم، طیب، طاهر (عبدالله)، رقیه، زینب، ام کلثوم و فاطمه (سلام الله علیها) بود.[۳] او علاوه براینکه پشتوانه معنوی[۴] قوی برای پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بود تمامی اموالش را نیز در راه اسلام بخشید.[۵] حضرت خدیجه کبرا (سلام الله علیها) در سن ۶۵ سالگى[۶] – در ماه مبارک رمضان، سه[۷] سال قبل از هجرت در فاصله کمی از وفات حضرت ابو طالب – از دنیا رفت.[۸] ایشان را در قبرستان حجون (در مکه) دفن کردند.[۹]

نام، کنیه، القاب و نسب حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

 نام آن بانوی بزرگوار خدیجه[۱۰] بود، که در دوران جاهلیت به سبب پاک‌دامنی، شرافت و بزرگی[۱۱] که داشت به وی لقب طاهره[۱۲] داده بودند. از القاب وی بعد از ازدواج با پیامبر (صلی الله علیه و آله) ام‌المومنین و کبرا است.[۱۳] وی از قبیله قریش بود، پدر ایشان خویلد بن أسد بن عبد العزّى بن قصىّ بن کلاب[۱۴] و مادر ایشان فاطمه بنت زائده بن الأصمّ بن رواحه نام داشتند.[۱۵]

ازدواج خدیجه (سلام الله علیها) با پیامبر (صلی الله علیه و آله)

پیرامون ازدواج حضرت خدیجه (سلام الله علیها) اعم از اینکه آیا قبل از پیامبر (صلی الله علیه و آله) ازدواج دیگری داشته و یا در چه سنی ازدواج کرده، اختلاف اقول وجود دارد. بنابر قول مشهور حضرت خدیجه قبل از پیامبر ازدواج کرده است. البته برخی از مورخین دو اسم بنام‌های «عتیق بن عائذ مخزومی و  أبى هاله بن زراره» را به عنوان شوهران قبلی حضرت خدیجه ذکر کرده‌اند، برخی یکی از این دو را قبول کرده و دیگری را رد کرده‌اند. ثمره یکی از این پیوندها فرزندی به نام “هند”بود که در کودکی درگذشت. بعضی از بزرگان و نویسندگان[۱۶] قائلند حضرت خدیجه هیچ ازدواجی نداشته، مگر با پیامبر اسلام، که بر این ادعا دلایل بسیاری ذکر کرده‌اند. در آن هنگام پیامبر بیست و پنج و بنابر قولی سی سال سن داشته، و خدیجه کبری (سلام الله علیها) نیز بنابر مشهور چهل سال و برخی سنین کمتری[۱۷] برای ایشان ذکر کرده‌اند. همچنین در نحوهٔ آشنایی و خواستگاری پیامبر از وی چند قول است، در سیره نبویه و تاریخ طبری چنین آمده:

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) جوانی بیست و پنج ساله، و خدیجه زنى ثروتمند و صاحب شرافت بود، او تجارت می‌کرد، به طوری که مردان را براى تجارت به صورت قراردادهای مضاربه‌ای اجیر می‌کرد و آنها را به تجارت می‌فرستاد.

قبیله قریش نیز از راه تجارت زندگانى می‌گذراندند. راستگوئى، امانت‌داری و اخلاق کریمانه رسول خدا (صلى الله علیه و آله) که زبانزد همگان شده بود به گوش خدیجه نیز رسید، و همین موجب شد که خدیجه به نزد آن حضرت فرستاد و به او پیشنهاد کرد براى تجارت به شام برود، و در برابر بیش از آنچه به دیگران پرداخت می‌کند به او بدهد، و غلامى را نیز که میسره نام داشت به همراه خود ببرد، رسول خدا (صلى الله علیه و آله) پیشنهاد او را پذیرفت، و مال التجاره خدیجه را برداشته با میسره به شام رفت.

در بین راه حضرت محمد (صلى الله علیه و آله) زیر سایه درختى در نزدیکی دیر راهبى[۱۸] تکیه داد و استراحت کرد، راهب که آن حضرت را دیده بود از میسره پرسید: این مردى که در زیر درخت نشسته کیست‏؟

میسره گفت: مردى قرشى از اهل مکه است. راهب گفت: زیر این درخت جز پیغمبر فرود نیاید.

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) آنچه می‌خواست خریدارى کرده و به مکه مراجعت کرد، در طول راه میسره می دید هنگام شدت گرما که می‌شد دو فرشته در بالاى سر آن حضرت ظاهر می‌شوند و سایه ایجاد می‌کنند.

خدیجه کبری (سلام الله علیها) از اموالى که حضرت خریدارى کرده بود فروخت و سود بسیارى نصیب او شد، میسره نیز سخن راهب و جریان فرشتگان را براى خدیجه تعریف کرد.

خدیجه زنى محترم، شریف و دانا بود و از طرفى اراده حضرت بارى تعالى تعلق گرفته بود تا شخصیت و عظمت بیشترى بدان زن پاکدامن عنایت فرماید، با اینکه بخاطر ثروت بسیار، شخصیت خانوادگى، پاکدامنى و سایر جهاتى که در حضرت خدیجه (سلام الله علیها) جمع بود همه مردان قریش آرزوى همسرى او را داشتند، پیکی به نزد آن حضرت فرستاد و به او عرضه داشت: عموزاده به واسطه خویشاوندى و شرافتى که تو در میان قریش دارى و هم چنین امانت و راستى و خوش خلقى که بدان‌ها ممتاز گشته‏اى مایل به شما شده و می‌خواهم به همسرى شما درآیم.

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) موضوع را به عموهاى خویش اطلاع داد، و حمزه بن عبد المطلب به نزد خویلد آمده او را خواستگارى کرد و به ازدواج آن حضرت درآمد، مهریه خدیجه کبرا (سلام الله علیها) بیست شتر بود، خدیجه (سلام الله علیها) نخستین زنى بود که رسول خدا (صلى الله علیه و آله) برگزید و تا او زنده بود زن دیگرى اختیار نفرمود.[۱۹] برخی از مورخین مانند یعقوبی این مطلب را قبول نکرده و داستان اجیر شدن پیامبر را انکار کرده و جریان خواستگاری را به گونه ای دیگر نقل کرده اند.[۲۰]

فرزندان حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

تمامى فرزندان رسول خدا (صلى الله علیه و آله) بجز ابراهیم که مادرش ماریه قبطیه (اهل مصر) بود، ما بقی فرزندان از خدیجه به دنیا آمدند.[۲۱]

نخستین فرزند پیامبر (صلّی الله علیه و آله) که اختلافی در آن نیست، قاسم نام داشت که کنیه حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله) (ابوالقاسم) بخاطر این فرزند بوده، قاسم در سن چهار سالگی،[۲۲] و به نقلی سن دو سالگی،[۲۳] قبل از بعثت از دنیا رفت. در ترتیب و نام فرزندان بعدی حضرت خدیجه (سلام الله علیها) اختلاف است ابن هشام می‌گوید: قاسم … سپس طیب، سپس طاهر (عبدالله)، و دختران به ترتیب سن عبارتند از: رقیه، زینب، ام کلثوم و فاطمه (سلام الله علیها).[۲۴] برخی گفته اند عبدالله، طیب و طاهر یکی است.[۲۵] عبدالله در شیرخوارگی از دنیا رفت.[۲۶]

اختلاف دیگر پیرامون دختران حضرت خدیجه (سلام الله علیها)، این است که برخی از اساس به غیر از حضرت فاطمه (سلام الله علیها) دیگر دختران را نفی کرده و قائل هستند ربیبه پیامبر بوده‌اند. بخاری در صحیح خود، ذیل آیۀ شریفۀ ( و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه)[۲۷] ماجرایی را از عبدالله بن عمر نقل می‌نماید که در آن شخصی از او در مورد علی (علیه السّلام) و عثمان پرسشی مطرح می‌سازد. ابن عمر بعد از این که نکاتی را در مورد تبرئۀ عثمان بیان داشت، می‌گوید که اما علی (علیه السّلام) پسر عموی پیامبر (صلّی الله علیه و آله) و داماد اوست… .[۲۸]

کسانی که معتقدند پیامبر (صلی الله علیه و آله) دختری جز فاطمه (سلام الله علیها) نداشته، بیان می‌دارند که اگر رقیه و ام کلثوم همسران عثمان، دختران واقعی پیامبر (صلّی الله علیه و آله) بودند، ابن عمر می‌بایست او را نیز به عنوان داماد پیامبر (صلّی الله علیه و آله) معرفی نماید، در حالی که این کار را ننمود!

علامه سید جعفر مرتضی عاملی در کتابش “الصحیح من السیره” به این بحث پرداخته است و کتابی مستقل به نام “بنات النبی أم ربائبه” در این زمینه نوشته است، ایشان بعد از آن که این مسئله را با تمام زوایایش بررسی نمود، چنین نتیجه می‌گیرد و می‌گوید: از مطالب گذشته روشن شد که رقیه‌ای که عثمان با آن ازدواج کرد او دختر پیامبر (صلّی الله علیه و آله) نبود. وی می‌گوید: اگر خواستیم با دقت بیشتر بر روی روایات تاریخی قضاوت کنیم، باید (با فرض قبول دختران متعدد برای پیامبر (صلّی الله علیه و آله) از خدیجه (سلام الله علیها)) بپذیریم که آنها در حال کودکی از دنیا رفتند و با کسی ازدواج نکردند و اگر می‌بینیم که عثمان با دختری به نام رقیه و بعد از او با أم کلثوم ازدواج کرد، آنها اگر چه با دختران پیامبر (صلّی الله علیه و آله) تشابه اسمی دارند، ولی دختران پیامبر (صلّی الله علیه و آله) نبودند. شاید تشابه اسمی بین دو همسر عثمان و بین دختران پیامبر (صلّی الله علیه و آله) که بیشترشان بعد از بعثت متولد شدند و در کودکی از دنیا رفتند، عده‌ای را به اشتباه انداخت یا باعث شده که ادعا کنند آن دو دختر (دو همسر عثمان) همان رقیه و أم کلثوم دختران پیامبر (صلّی الله علیه و آله) هستند. همچنین شاید چون دو همسر عثمان ربیبه پیامبر (صلّی الله علیه و آله) بودند باعث تأکید و تقویت این شبهه شد؛ چون همچنان که در بین عرب معروف است، آنها ربیبه هر شخص را دخترش به حساب می آورند.[۲۹]

مناقب و فضائل حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

حضرت خدیجه (سلام الله علیها) دارای کمالات و فضائل عالی بود تا جایی که مقام بالایی نزد خدا و پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله) داشت.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد، مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون بهترین زنان بهشتند».[۳۰]

ابن اسحاق از عبد الله بن جعفر بن ابى طالب حدیث کرده که گفت: رسول خدا (صلّى الله علیه و آله) فرمود: من مأمور شدم تا خدیجه را به خانه ای از درّ و لؤلؤ (در بهشت) بشارت دهم، که فریاد (پرخاشگری و تشر زدن) و دشنامى و تعب و رنجى در آن نیست.[۳۱]

حضرت خدیجه (سلام الله علیها) اولین زن مسلمان

سبقت در اسلام آوردن همواره بین مسلمانان از صدر اسلام تا کنون یک فضیلت و برتری محسوب می‌شود. در منابع شیعه و سنی آمده است که حضرت خدیجه (سلام الله علیها) آن بانوی بزرگوار اولین زنی است که اسلام آورد. همچنین اولین زنی است که نماز را بجای آورد.[۳۲]

حمایت‌های حضرت خدیجه (سلام الله علیها) از پیامبر اسلام

حضرت خدیجه نه بخاطر اینکه همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود از او دفاع می‌کرد بلکه بخاطر کمالات اخلاقی، فهم و دانایی بالایی که داشت، در تمامی زمینه‌ها، چه معنوی و چه مادی، حامی پیامبر اسلام بود. در اولین فرصت، تصدیق نبوت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) را نمود. اسلام این بانوى محترم تقویت روحى عجیبى براى رسول خدا (صلى الله علیه و آله) بود، زمانی که مشرکین در خارج از منزل، پیامبر را آزار می‌دادند سخنان بی‌خردانه، تهمت‌ها و القاب ناشایستی بر زبان می‌آوردند و نبوتش را تکذیب می‌کردند، وارد خانه که می‌شد خداوند توسط خدیجه (سلام الله علیها) وی را تسلى می‌داد و ناراحتی‌هاى درونى او را برطرف ساخته و قوت قلب می‌داد، غم و اندوه را به آرامش و شادی تبدیل می‌کرد.[۳۳]در زمینه مالی نیز حضرت خدیجه (سلام الله علیها) تمامی ثروتش را در اختیار رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) گذاشت.همهٔ دارایی وی در راه اسلام استفاده شد و آخرین قسمت آن در هجرت به مدینه مصرف شد. لذا پیامبر (صلّی الله علیه و آله) فرمود: هیچ مال و ثروتی برای من سودمندتر از اموال خدیجه نبود.[۳۴]

سلام خدا بر خدیجه (سلام الله علیها)

حضرت خدیجه کبرا (سلام الله علیها) در نزد خداوند مقام بسیار والایی داشت تا جایی که خداوند به صورت ویژه بر او سلام فرستاد، در روایتی آمده: جبرئیل نزد پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) آمد، گفت: از جانب خدا بر خدیجه سلام برسان، پیامبر (صلّی الله علیه و آله) گفت: ای خدیجه، جبرئیل این جا است و از طرف خدا بر تو سلام می‌فرستد، خدیجه گفت: خدا سلام است، وسلام از او است، و بر جبرئیل سلام باد.[۳۵]

منزلت حضرت خدیجه (سلام الله علیها) نزد پیامبر (صلّی الله علیه و آله)

در منابع تاریخی و روایی اعم از شیعه و سنی منزلت بی‌بدیل حضرت خدیجه (سلام الله علیها) نزد پیامبر (صلّی الله علیه و آله) آمده است. این جایگاه در حدی بوده که بعد از رحلت وی پیامبر بیشتر از هر کسی او را یاد می‌کرد و حتی احترام ویژه ای برای دوستان حضرت خدیجه (سلام الله علیها) قائل بود. عایشه می‌گوید: بر هیچ زنى همانند خدیجه حسد نورزیدم، اگر چه من او را درک نکردم – او را ندیدم –  ولکن حسادتم به این سبب بود که رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) او را زیاد یاد مى‏کرد، هنگامی که گوسفندی قربانی می‌کرد، برای دوستان خدیجه  هدیه و تحفه مى‏فرستاد.[۳۶]

و نیز در حدیثی دیگر عایشه می‌گوید: پیامبر از خانه خارج نمی‌شد مگر آنکه یادی از خدیجه (سلام الله علیها) می‌کرد و خوبی‌های او را می‌گفت، یک روز پیامبر یاد خدیجه (سلام الله علیها) کرد و من تعصب ورزیدم، به ایشان گفتم: او – حضرت خدیجه (سلام الله علیها)- فقط یک پیرزن بود و خدا بهتر – خود عایشه – از او را به تو داد، در این هنگام پیامبر (صلّی الله علیه و آله) بسیار خشمگین شد تا جایی که بدنش به لرزه افتاد و گفت: به خدا قسم نه، بهتر از او را به من نداد، به من ایمان آورد زمانی که مردم کفر ورزیدند، مرا تصدیق کرد هنگامی که مردم تکذیبم کردند، با اموالش یاری‌ام کرد زمانی که مردم مرا محروم کردند. خدا از او به من فرزندانی عطا کرد در حالی که از دیگر زنان فرزندی نداد. عایشه می‌گوید: در دلم گفتم دیگر هیچگاه بدی او را نمی‌گویم.[۳۷]

وفات حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

حضرت خدیجه کبرا (سلام الله علیها) پس از زحمات بسیار و آزارهای فراوان در راه اسلام، در سن ۶۵ سالگى[۳۸] – سه[۳۹] سال قبل از هجرت در ماه رمضان، در فاصله کمی از وفات حضرت ابو طالب – از دنیا رفت،[۴۰] ایشان را در قبرستان حجون (در مکه) دفن کردند، در حالی که نماز میت واجب نشده بود.[۴۱]

پس از وفات خدیجه (سلام الله علیها)، فاطمه (سلام الله علیها) به آغوش رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) می‌رفت و گریه می‌کرد و می‌گفت: مادرم کجاست، مادرم کجاست؟ جبرئیل بر ایشان فرود آمد و گفت: به فاطمه بگو که خداى متعال براى مادرت در بهشت خانه‏اى از در و گوهر بنا کرده است که رنج و آه و ناله‌ای در آن نیست.[۴۲]

وصیت حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

هنگامی که مریضی حضرت خدیجه (سلام الله علیها) شدت یافت، گفت: ای رسول خدا، وصیتی دارم، اول: من در حق شما کوتاهی کردم، مرا ببخش. پیامبر (صلّی الله علیه و آله) فرمود چنین نیست، قصوری از تو ندیدم، بلکه بسیار تلاش کردی و برای فرزندانم بسیار سختی دیدی، تمامی اموالت را در راه خدا بخشیدی. وصیت دوم اینکه: سفارش می‌کنم به فاطمه، او بعد از من یتیمی غریب است، زنان قریش او را آزار ندهند، به صورتش سیلی نزنند، بر او فریاد نکشند، با او برخورد تند و زننده‌ای نداشته باشند. اما وصیت سوم را به فاطمه (سلام الله علیها) می‌گویم و او به شما، زیرا از شما خجالت می‌کشم. پیامبر (صلّی الله علیه و آله) از اتاق بیرون رفت، خدیجه (سلام الله علیها) فاطمه (سلام الله علیها) را نزد خود خواند و گفت: عزیزم و نور چشمم  «إنی خائفه من القبر، أرید منک رداءک الذی تلبسه حین نزول الوحی؛ تکفننی فیه‏» به پدرت بگو مادرم از [فشار] قبر می‌ترسد، می‌خواهم پیراهنی که در وقت نزول وحی بتن داشت کفنم باشد. حضرت فاطمه (سلام الله علیها) نزد پدر رفت و خواسته مادر را گفت. پیامبر (صلّی الله علیه و آله) برخاست و پیراهن را به فاطمه (صلّی الله علیه و آله) داد، او نیز پیراهن را به حضرت خدیجه (سلام الله علیها) داد که بسیار خوشحال شد. هنگامی که حضرت خدیجه (سلام الله علیها) درگذشت و پیامبر مشغول به غسل و کفن نمودن شد جبرئیل نازل شد و گفت: خدا سلام می‌رساند و می‌گوید خدیجه (سلام الله علیها) اموالش را در راه ما صرف کرد بنابر این کفنش از طرف ما می‌باشد، لذا پیامبر (صلّی الله علیه و آله) با پیراهن خود و کفنی که از جانب خدا آورده شد خود شخصاً حضرت خدیجه (سلام الله علیها) را کفن و دفن نمود.[۴۳]

کتاب‌نامه

  1. ابن هشام، عبد الملک، السیره النبویه، تحقیق: السقا، مصطفی، الأبیاری، ابراهیم، شلبی، عبد الحفیظ، دار المعرفه، بیروت، چاپ اول، بی‌تا.
  2. ابن عبدالبر، یوسف بن عبد الله‏، الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، تحقیق: البجاوی، علی محمد، دار الجیل، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  3. طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق: ابراهیم، محمد أبو الفضل، دار التراث، بیروت، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
  4. یعقوبی، احمد بن أبی یعقوب‏، تاریخ الیعقوبی، دار صادر، بیروت، چاپ اول، بی‌تا.
  5. عاملی، سید جعفر مرتضی، بنات النبی ام ربائبه، انتشارات جواد، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق.
  6. ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، تحقیق: عطا، محمد عبد القادر، دار الکتب العلمیه، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
  7. بخاری‌، محمدبن‌ اسماعیل،‌ صحیح بخاری، دار الفکر، بیروت، ۱۴۰۱ ق.
  8. یوسفی غروی، محمد هادی، تاریخ تحقیقی اسلام (ترجمه موسوعه التاریخ الاسلامی)، مترجم: عربی، حسین علی، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ چهارم، قم، ۱۳۸۳ش.
  9. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، مکتبه الثقافه الدینیه، بور سعید، بی‌تا.
  10. ابن کثیر دمشقی‏، أبو الفداء اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، دار الفکر، بیروت، ۱۴۰۷ق.
  11. شیخ طوسی، الامالی، دار الثقافه، چاپ اول، قم، ۱۴۱۴ق.
  12. ابن مغازلى شافعى، ‏مناقب الإمام علی بن أبی طالب (علیه السّلام)، دار الأضواء، چاپ سوم‏، بیروت‏، ۱۴۲۴ ق‏.
  13. ابن اثیر،أبو الحسن علی بن محمد، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، دار الفکر، بیروت، ۱۴۰۹ق.
  14. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  15. انصارى زنجانى، اسماعیل، ‏الموسوعه الکبرى عن فاطمه الزهراء (سلام الله علیها)، دلیل ما، چاپ اول، قم‏، ۱۴۲۸ق.

[۱]. ابن عبدالبر، یوسف بن عبد الله‏، الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، تحقیق: البجاوی، علی محمد، دار الجیل، ج۴، ص ۱۸۱۸٫

[۲]. یعقوبی، احمد بن أبی یعقوب‏، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص ۲۰٫

[۳]. ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، تحقیق: عطا، محمد عبد القادر، ج ۱، ص ۱۹۰٫

[۴]. السیره النبویه، ج ۱، ص ۲۴۰٫

[۵]. شیخ طوسی، الامالی، ص ۴۶۸٫

[۶]. سن حضرت خدیجه طبق قول مشهور. درهمین مقاله قسمت «همسر حضرت خدیجه» توضیح داده شد که برخی سن ایشان را کمتر محاسبه کردند.

[۷]. برخی پنج و برخی دیگر چهار. الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، ج ۴، ص ۱۸۲۵٫

[۸]. تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص ۳۵؛ الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، ج ۴، ص ۱۸۲۵٫

[۹]. ابن اثیر،أبو الحسن علی بن محمد، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج ۱، ص ۲۶٫

[۱۰]. ابن هشام، عبد الملک، السیره النبویه، تحقیق: السقا، مصطفی، الأبیاری، ابراهیم، شلبی، عبد الحفیظ، ج ۱، ص ۱۸۹٫

[۱۱]. السیره النبویه، ج۱، ص ۱۸۷و ۱۸۹؛ ابن عبدالبر، یوسف بن عبد الله‏، الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، تحقیق: البجاوی، علی محمد، ج ۴، ص ۱۸۱۷٫

[۱۲]. الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، ج۴، ص ۱۸۱۷٫

[۱۳]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۹۸، ص ۲۳۶٫

[۱۴]. چون نسب پیامبر و خدیجه کبری (سلام الله علیها) پس از چهار واسطه به قصى بن کلاب می‌رسید، ایشان را عموزاده صدا می‌زد: السیره النبویه، ج۱، ص ۱۸۹

[۱۵]. همان؛ الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، ج۴، ص ۱۸۱۷٫

[۱۶]. ر.ک: عاملی، سید جعفر، بنات النبی (صلّی الله علیه و آله) ام ربائبه، فصل ششم.

[۱۷]. برخی سه سال ذکر کرده‌اند، ر. ک: یوسفی غروی، محمد هادی، تاریخ تحقیقی اسلام (ترجمه موسوعه التاریخ الاسلامی)، مترجم: عربی، حسین علی، ج ۱، ص ۲۸۰- ۲۸۱.

[۱۸]. گویند: نام این راهب «نسطورا» بوده و این شخص غیر از بحیرای راهب است.

[۱۹]. ابن هشام، عبد الملک، السیره النبویه، تحقیق: السقا، مصطفی، الأبیاری، ابراهیم، شلبی، عبد الحفیظ،، ج ۱، ص ۱۸۷؛ طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق: ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج۲، ص ۲۸۰٫

[۲۰]. یعقوبی، احمد بن أبی یعقوب‏، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۲۰ و ۲۱٫

[۲۱]. ابن هشام، عبد الملک، السیره النبویه، تحقیق: السقا، مصطفی، الأبیاری، ابراهیم، شلبی، عبد الحفیظ، ج ۱، ص ۱۹۱٫

[۲۲]. یعقوبی، احمد بن أبی یعقوب‏، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۳۲٫

[۲۳]. ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، تحقیق: عطا، محمد عبد القادر، ج ۱، ص ۱۰۶٫

[۲۴]. همان، ص ۱۹۰٫

[۲۵]. ابن عبدالبر، یوسف بن عبد الله‏، الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، تحقیق: البجاوی، علی محمد، دار الجیل، ج ۴، ص ۱۸۱۹٫

[۲۶]. تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۳۲٫

[۲۷]. بقره، ۱۹۳٫

[۲۸]. بخاری‌، محمد بن‌ اسماعیل،‌ صحیح بخاری، ج ۵، ص ۱۵۷٫

[۲۹] . بنات النبی أم ربائبه، فصل هشتم، تحت عنوان”اللمسات الأخیره”

[۳۰] . ابن عبدالبر، یوسف بن عبد الله‏، الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، تحقیق: البجاوی، علی محمد، دار الجیل، ج ۴، ص ۱۸۲۱٫

[۳۱] . ابن هشام، عبد الملک، السیره النبویه، تحقیق: السقا، مصطفی، الأبیاری، ابراهیم، شلبی، عبد الحفیظ، ج۱، ص ۲۴۱٫

[۳۲]. یعقوبی، احمد بن أبی یعقوب‏، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۲۳؛ مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج ۵، ص ۱۰ و ۷۱؛ ابن کثیر دمشقی‏، أبو الفداء اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج ۷، ص ۳۳۳٫

[۳۳]. ابن هشام، عبد الملک، السیره النبویه، تحقیق: السقا، مصطفی، الأبیاری، ابراهیم، شلبی، عبد الحفیظ، ج ۱، ص ۲۴۰٫

[۳۴]. شیخ طوسی، الامالی، ص ۴۶۸٫

[۳۵]. أنّ جبریل علیه السلام أتى رسول الله صلى الله علیه و سلم، فقال: أقرئ خدیجه السلام من ربها، فقال رسول الله صلى الله علیه و سلم: یا خدیجه، هذا جبریل یقرئک السلام من ربک، فقالت خدیجه: الله السلام، و منه السلام، و على جبریل السلام: ابن هشام، عبد الملک، السیره النبویه، تحقیق: السقا، مصطفی، الأبیاری، ابراهیم، شلبی، عبد الحفیظ، ج ۱، ص ۲۴۱؛ ابن عبدالبر، یوسف بن عبد الله‏، الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، تحقیق: البجاوی، علی محمد، دار الجیل، ج ۴، ص ۱۸۲۱٫

[۳۶]. ابن مغازلى شافعى، ‏مناقب الإمام علی بن أبی طالب (علیه السّلام)، ص ۲۷۷؛ ابن عبدالبر، یوسف بن عبد الله‏، الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، تحقیق: البجاوی، علی محمد، دار الجیل، ج ۴، ص ۱۸۲۳٫

[۳۷]. الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، ج ۴، ص ۱۸۲۳ – ۱۸۲۴٫

[۳۸]. سن حضرت خدیجه طبق قول مشهور. توضیح داده شد که برخی سن ایشان را کمتر محاسبه کردند.

[۳۹]. برخی پنج و برخی دیگر چهار. ابن عبدالبر، یوسف بن عبد الله‏، الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، تحقیق: البجاوی، علی محمد، دار الجیل، ج ۴، ص ۱۸۲۵٫

[۴۰]. یعقوبی، احمد بن أبی یعقوب‏، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص ۳۵؛ الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، ج ۴، ص ۱۸۲۵٫

[۴۱]. ابن اثیر،أبو الحسن علی بن محمد، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج ۱، ص ۲۶٫

[۴۲]. تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص ۳۵٫

[۴۳].  انصارى زنجانى، اسماعیل، ‏الموسوعه الکبرى عن فاطمه الزهراء (سلام الله علیها)، ج ۲۱، ص ۳۹۶٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


+ 6 = 7