دایره المعارف اسلام پدیا » امام حسین (علیه السلام) چراغ هدایت و کشتی نجات
منوی اصلی

امام حسین (علیه السلام) چراغ هدایت و کشتی نجات

تاریخ: ۳۰ شهریور ۱۳۹۲ در باب: امام حسین (ع)

در منابع روایی درباره امام حسین (علیه السلام) آمده است : إِنَّهُ لَمَکْتُوبٌ عَلَى یَمِینِ عَرْشِ اللَّهِ مِصْبَاحٌ هَادٍ وَ سَفِینَهُ نَجَاه؛ در طرف راست عرش الهی نوشته شده است: حسین چراغ هدایت و کشتى نجات است.[۱]

بر این اساس جا دارد که پرسیده شود؛ چرا از بین ائمۀ هدی (علیهم السلام)، تنها امام­ حسین (علیه السلام) از این لقب برخوردار شدند؟ در پاسخ باید گفت: اگرچه ائمه (علیهم السلام) نور واحد هستند و همگی دارای همه فضایل و کمالات انسانی و الهی‌اند، اما شرائط زمانه باعث می­گردید تا جنبه­ای از شخصیت آنان بیشتر تجلی پیدا کرده و در نتیجه اسمی از اسمای الهی در آنها ظهور بیشتری یابد.

با توجه به دو مثال می‌توان مطلب گفته شده را توضیح داد:

مثال اول: از بین ائمه (علیهم السلام) تنها امام پنجم (علیه السلام) به باقر (شکافندۀ علم) ملقب است، با این که همۀ امامان معصوم از علم لدنی برخوردار بودند و این نیست، مگر این‌ که در زمان و شرایطی که امام پنجم (علیه السلام) زندگی می­کرده است، از سویی نحله­ها و افکار جدیدی، بروز کرده و از سویی دیگر؛ دولت بنی­امیه به ضعف گرائیده بود. در این فضا و بستر فراهم شده، ضروری بود که اصول مکتب تشیع تبیین گردد. این جا بود که آن امام همام حوزۀ درسی را راه‌اندازی کرد و ره­آورد چنین حوزه­ای که در زمان امام صادق (علیه السلام) به شکوفایی کامل رسید، تبیین دقیق مکتب اهل بیت (علیهم السلام) و تربیت شاگردان زیادی بود که در دورترین مناطق جهان اسلام به تبلیغ مکتب تشیع روی آوردند. نمودِ این نقش در امام پنجم باعث گردید تا لقب باقر (شکافندۀ علم) برای آن امام به کار گرفته شود و این نه به معنای آن است که امامان دیگر، عالم نبوده­اند، بلکه تنها گویای نقش ویژۀ علم امام باقر (علیه السلام) در ترسیم خطوط و شاخصه­های مکتب اهل بیت (علیهم السلام) است.

مثال دوم: از بین امامان معصوم (علیهم السلام)، تنها امام علی (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) از لقب ثارالله (خون خدا یا کسی که ولیّ دم او خدا است) برخوردارند، با این که همۀ آنان به مرگ طبیعی از دنیا نرفته­اند و شهادت در راه خدا نصیب آنان شده است. دلیل این امر آن است که از بین امامان تنها خون آن دو امام بر زمین ریخته شد و در آن شرایط، این نحوۀ از شهادت، بیشترین نقش و تأثیر را در حیات بخشی به اسلام داشته است و این در حالی است که ویژگی یاد شده در امامان دیگر (علیهم السلام) بروز نکرده است.

به عبارت دیگر؛ با این که همۀ امامان (علیهم السلام) جلوۀ کاملى از صفات و اسمای الهى بوده­‏اند، شرایط خاص و ویژگیهای زمانه، باعث می‌گردید که جنبه­ای از شخصیت آنها بیشتر تجلی پیدا کرده و به فعلیت برسد و آنان مظهر  اسمی از اسمای الهی گردند و در هر زمان، یک بُعد از ابعاد وجودی آنان ظهور، بروز و جلوۀ خاصى داشته‏ باشد.

اما چرا لقب چراغ هدایت و کشتی نجات به طور اخص برای امام حسین (علیه السلام) تأکید شده است، با این که طبق حدیث سفینه، همه اهل بیت کشتی نجات‌اند: «مثل اهل بیتی فیکم کسفینه نوح»،[۲] در جواب باید گفت: موقعیت و شرایط امام حسین (علیه السلام)  شرایط ویژه‌ای بود. آن حضرت در شرایطی زندگی می‌کرد که بنی امیه توانسته بود با تبلیغات مسموم، چهرۀ اسلام را واژگون و مسخ نماید. روشن است که چنین اسلامی نمی‌توانست هدایت‌گر انسان‌ها باشد. اسلامی که اجازه می‌داد خلیفۀ آن یک انسان شراب‌خوار و قمارباز و… باشد، اسلامی که تبعیض نژادی و طبقاتی را می‌پذیرفت، اسلامی که سردمدارانش در حالت مستی بر نماز جماعت حاضر می‌شدند، نمی‌تواند هادی انسان‌ها باشد.

امام آن­گاه که از هدف قیام خود سخن مى‏گوید، مى‏فرماید: «انى لم اخرج اشراً و لابطراً و لامفسداً و لاظالماً بل خرجت لطلب الاصلاح فى امه جدى؛ من نه براى راحت‏طلبى و وانهادن مسئولیت، به راه افتاده‏ام و نه براى خوش‌گذرانى و بیهودگى؛ نه انگیزه‏ام ستم کارى و بی‌دادگرى است و نه تبهکارى، بلکه مى‏خواهم امت جدم را اصلاح کنم»‏.[۳]

آن حضرت – بعد از ترسیم وضعیت اجتماعى زمانۀ خود – مى‏فرماید: «مگر نمى‏بینید که حق و عدالت اجرا نمى‏شود و مردم دست از باطل نمى‏کشند؟! در چنین محیط فاسد و آلوده‏اى هر فرد با ایمانى آرزومند مرگ و ملاقات پروردگار است».[۴] یا آن گاه که از زمامداری یزید با خبر شد، فرمود: «و على الاسلام السلام اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید».[۵] امام در چنین شرایطی توانست هم اسلام را از نابودی نجات بخشد و هم تمام ابعاد اسلام واقعی را در عمل برای جهانیان ترسیم نماید و به نمایش بگذارد و در واقع راه نجات و هدایت را برای انسان‌ها تجسم نماید؛ از این جهت؛ در حادثۀ کربلا و به ویژه روز عاشورا ما شاهد بروز و ظهور همۀ فضائل و خوبی­ها از وجود مقدس امام حسین(علیه السلام) و یارانش هستیم، و می توانیم این ادعا را بنماییم  که تمام ابعاد اسلام توسط ایشان با رنگ خون در زمین کربلا؛ این تابلوی همیشه زنده تاریخ، نقاشی شده است، در حالی­که برای امامان دیگر (علیهم السلام) این شرایط فراهم نشد که همۀ ویژگی­ها و فضائل خود را در معرض دید حقیقت جویان قرار دهند و تمام ابعاد هدایتی اسلام را به نمایش بگذارند و این البته به مقتضای وظیفه­ای بود که برعهدۀ آنان بود که هر شرایط خاص، رفتار خاصی را هم می­طلبید و آنان موظف بودند الگوی رفتاری مناسب همان شرایط را به بشریت ارائه دهند؛ یعنی این محدودیت از سوی شرایط بوده است که رفتار الگویی محدودی را اقتضا می­کرد؛ به جهت همین جامعیتی که واقعۀ عاشورا از آن برخوردار است این حادثه و خود امام حسین (علیه السلام) چراغی شدند که با نگاه به این چراغ کسی گمراه نمی شود و در دریای طوفانی غرق نخواهد شد. به عبارت دیگر؛ آن امام، چراغ هدایت است براى آنهایى که در ظلمات جهل گرفتار آمدند و کشتى نجات است براى آنهایى که در گرداب دنیا دست و پا مى‏زنند؛ لذا در زیارت اربعین امام حسین(علیه السلام) مى‏خوانیم: «وبذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله و قد توازر علیه من غرّته الدنیا…؛ خون پاکش را در راه تو به خاک  ریخت تا بندگانت را از جهالت و سرگردانى گمراهى نجات بخشد، در حالى که دنیا طلبان (کسانى که دنیا فریبشان داده بود) بر علیه او یک  دست شده بودند».[۶]  [۷]


[۱]. طبرسى، فضل بن حسن، إعلام الورى باعلام الهدی، ج ۲، ص ۱۸۶‏.

[۲]. طوسى، محمد بن الحسن‏، امالی، ص ۶۳۳٫

[۳]. شریف قرشی، باقر، حیاه الامام الحسین بن على(ع)، ج ۲، ص ۲۶۴؛ امام در جمله‏اى دیگر مى‏فرماید: «اللهم انى احب المعروف و انکر المنکر»، مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۳۲۸٫‏

.[۴] «الاترون الى الحق لایعمل به و الى الباطل لایتناهى عنه لیرغب المؤمن فى لقاءاللَّه فانى لاارى الموت الاّ السعاده والحیاه مع الظالمین الاّ برماً»، امین عاملی،، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۴، بخش اول، ص ۲۳۴ و ۲۳۵؛ امام در خطابش به لشکر کوفه فرمود: «اناللَّه و انا الیه راجعون هولاء قوم کفروا بعد ایمانهم فبعداً للقوم الظالمین»، گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم، موسوعه کلمات الامام الحسین، ص ۴۱۶ و ۴۱۷٫

[۵]. دیگر باید فاتحۀ اسلام و مسلمانى را خواند و با آن وداع گفت، آن گاه که جامعه و مردم دچار زمامدار و رهبرى مانند یزید گردند، سید ابن طاووس، اللهوف على قتلى الطفوف، ص، ۲۴٫‏

.[۶] مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج ۹۸، ص ۳۳۱٫

[۷]. برای آگاهی بیشتر، نک: ترخان، قاسم، نگرشی عرفانی، فلسفی و کلامی به: شخصیت و قیام امام حسین (علیه السلام).




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


1 + 5 =