دایره المعارف اسلام پدیا » احمد بن موسی (شاه چراغ)
منوی اصلی

احمد بن موسی (شاه چراغ)

تاریخ: ۲۱ شهریور ۱۳۹۲ در باب: بزرگان, تاریخ بزرگان

چکیده مطالب

احمد بن موسی بن جعفر (علیهما السلام)، از فرزندان امام موسی کاظم (علیه السلام)، معروف به «سید السادات» و «شاه چراغ» است. وی ‏از شخصیت‏های عالی مقام و جلیل القدر و پرهیزکار بود.‏

پیرامون روز تولد آن حضرت گزارش های متفاوتی وجود دارد، ولی به ‏درستی مشخص نیست.‏

در رابطه با ولایت پذیری ایشان، مورخان گزارش داده‏اند که پس از شهادت امام کاظم (علیه السلام)، مردم مدینه به لحاظ شخصیتی که احمد بن موسی (علیه السلام) داشت، به در ‏خانه او رفته و با وی بیعت کردند و او پیشاپیش جمعیت به مسجد پیامبر (ص) رفت و خطبه‏ای خواند و به مردم گفت: «ای ‏کسانی که با من بیعت نموده‏اید! بدانید که من خودم با برادرم علی (علی بن موسی الرضا (علیهما السلام)) بیعت کرده‏ام و او ‏واجب الاطاعه است. بر من و شما است که از او اطاعت کنیم». سپس از منبر پایین آمده و به اتفاق همه مردم به در ‏خانه برادرش رفته و با حضرت بیعت کردند.‏ ‏

درباره آمدن احمد بن موسی (علیه السلام) به ایران و انگیزه او گزارش‏های گوناگونی وجود دارد. برخی عقیده دارند ایشان در بغداد ساکن بود و آن‌گاه که خبر شهادت و در گذشت ناگهانی امام رضا ‏‏(علیه السلام) را شنید، شدیداً ناراحت شد و گریه نمود. آن گاه با همراهانی بسیار (حدود سه هزار نفر)، به خون خواهی امام ‏رضا (علیه السلام) و انتقام از مأمون خروج کرد و روی به ایران نهاد.

بعضی دیگر بر این باورند که احمد بن موسی (علیه السلام) پیش از شهادت امام رضا (علیه السلام) و مقارن با ولایت عهدی او، همراه جماعتی قصد ایران ‏کرده تا به برادرش ملحق شود.

اما در خصوص شهادت و یا وفات و محل دفن احمد بن موسی (علیه السلام) مورخان اختلاف دارند. برخی ‏عقیده دارند وی در اسفراین به شهادت رسید و در همان جا دفن شد و زیارت‌گاه او همان‌جا است. بر این اساس قبر ‏احمد در اسفراین و یا مکان‏های دیگر اطراف آن است.‏

برخی دیگر می‌گویند: احمد بن موسی در شیراز در جنگ شهید شد، یا بعد از مخفی شدن، در شیراز وفات و در ‏همان‌جا دفن گردید.‏

 

زندگی نامه احمد بن موسی (علیه السلام)

احمد بن موسی بن جعفر (علیهما السلام)، از فرزندان امام موسی کاظم (علیه السلام)، معروف به “سید السادات” و “شاه چراغ” است. وی از شخصیت‏های عالی مقام و جلیل القدر و پرهیزکار بود.[۱]

آگاهی درباره زندگی ایشان بسیار اندک و برخی از مقاطع زندگی او مبهم و در منابع، جز به بعضی از بخش‏های زندگی او پرداخته نشده است.

روز تولد آن حضرت به درستی مشخص نیست و در این خصوص گزارش های متفاوتی وجود دارد.

همچنین از نام و تبار مادر او، ظاهراً اطلاعی در دست نیست؛ اما آنجه که از منابع به صورت پراکنده به دست می آید این است که، مادر ایشان از زنان بسیار محترم بود که او را ام احمد می نامیدند. حضرت موسى بن جعفر (علیهما السلام)، به او علاقه بسیاری داشت، وقتى از مدینه به بغداد رفت، امانت‏هاى امامت را به او سپرده، فرمود: هر کس در هر موقع آمد و این امانت ها را از تو خواست، بدان من از دنیا رفته‏ام و او جانشین من است و امامى است که اطاعتش بر تو و سایر مردم واجب است.

وقتى هارون امام هفتم (علیه السّلام) را در بغداد مسموم کرد حضرت رضا (علیه السلام)، از ام احمد امانت‏ها را خواست. ام احمد گفت: واى پدرت شهید شد؟ فرمود: آرى اکنون از دفن او فارغ شدم، آن امانت هائى که پدرم موقع رفتن به بغداد در اختیارت گذاشت بیاور، من جانشین او و امام به حق بر جن و انس هستم. ام احمد گریبان چاک زده، امانت ها را تحویل داد و با آن جناب به امامت بیعت کرد.[۲]

احمد ابن موسی (علیه السلام) و لقب شاه چراغ

تا زمان امیر عضدالدوله دیلمی کسی از مدفن حضرت احمد ابن موسی (علیه السلام) اطلاع نداشت و آنچه روی قبر را پوشانده بود تل گِلی بیش به نظر نمی رسید که در اطراف آن، خانه های متعدد ساخته و مسکن اهالی بود. از جمله پیرزنی در پایین آن تل، خانه ای گلی داشت و در هر شب جمعه، ثلث آخر شب می دید چراغی در نهایت روشنایی در بالای تل خاک می درخشد و تا طلوع صبح روشن است، چند شب جمعه مراقب بود، روشنایی چراغ به همین کیفیت ادامه داشت. با خود اندیشید، شاید در این مکان، مقبره یکی از امامزادگان یا اولیاء الله باشد، بهتر آن است که امیر عضدالدوله را بر این امر آگاه نمایم. هنگام روز پیرزن به همین قصد به سرای امیر عضدالدوله دیلمی رفت و کیفیت آنچه را دیده بود به عرض رسانید. امیر و حاضرین از بیانش تعجب کردند. درباریان که این موضوع را باور نکرده بودند، هر کدام به سلیقه خود چیزی بیان کردند، اما امیر که مردی روشن ضمیر بود و باطنی پاک و خالی از غرض داشت فرمود: اولین شب جمعه شخصاً به خانه پیرزن می روم تا از موضوع آگاه شوم. چون شب جمعه فرا رسید شاه به خانه پیرزن آمده و دور از خدم و حشم آن‌جا خوابید و به پیرزن گفت: هر وقت چراغ روشن شد، مرا بیدار کن. وقتی یک سوم از شب باقی مانده بود، پیرزن بر حسب معمول روشنایی پرنوری قوی تر از دیگر شب های جمعه مشاهده کرد و از شدت شعفی که به وی دست داده بود، بر بالین امیر عضدالدوله آمده و بی اختیار سه مرتبه فریاد زد: « شاه! چراغ».

امیر بیدار شد و به طور ناگهانی از خواب پریده و چشمش را متوجه سمتی نمود که پیرزن چراغ را به او نشان می داد و از دیدن نور چراغ تعجب کرد و وقتی بالای تل رفت تا از نزدیک چراغ را ببیند، اثری از چراغ ندید و چون پایین آمد باز نور چراغ با روشنایی زیاد خود نمایی می کرد، خلاصه این‌که امیر شخصی را جهت کاوش در آن منطقه مأمور می کند و…، مقبره فرزند ارشد موسی بن جعفر (علیه السلام) حضرت شاه چراغ نمایان می شود و به دستور امیر بر بالای آن جایگاهی ساخته می شود، که تا امروز زیارت‌گاه عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) است.[۳]

محل تولد و دوران کودکی  احمد بن موسی (علیه السلام)‏

(در حال تکمیل است)

 

اخلاق و منش احمد بن موسی (علیه السلام)‏

(در حال تکمیل است)

شهادت یا وفات و مکان دفن احمد بن موسی (علیه السلام)

مورّخان در خصوص شهادت و یا وفات و محل دفن احمد بن موسی (علیه السلام) اختلاف دارند. این اختلاف مبتنی بر آن است که وی به اسفراین (از توابع استان خراسان شمالی) رفته و در آن جا به شهادت رسیده و یا در شیراز وفات یافته و یا به شهادت رسیده است. برخی عقیده دارند وی در اسفراین به شهادت رسید و در همان جا دفن شد و زیارتگاه او همان جا است. بر این اساس قبر احمد در اسفراین و یا مکان‏های دیگر اطراف آن بوده و آرامگاه شیراز مربوط به احمد بن موسی نیست.[۴]

برخی دیگر می گویند: احمد بن موسی در شیراز در جنگ به شهادت رسید، یا بعد از مخفی شدن، در شیراز وفات، و در همان جا دفن گردید.[۵]

بعضى همین مطلب را این‌گونه بیان می کنند که، وقتى ایشان وارد شیراز شد در گوشه‏اى پنهان گردید و به عبادت پروردگار مشغول شد تا به مرگ طبیعی از دنیا رفت، کسى از محل دفن او مطلع نبود تا زمان امیر مقرب الدین مسعود بن بدر الدین که از وزراء مقرب اتابک ابى بکر بن سعد بن زنگى بود، او مشغول تعمیر در محل مرقد احمد بن موسى بود، ناگاه جسدى صحیح که هیچ‌گونه تغییری نیافته بود، پیدا شد که در انگشت، انگشترى داشت و بر روی نگین آن نوشته بود: «العزه للَّه احمد بن موسى» جریان را به گوش ابى بکر رساندند، او بر فراز قبر قبه‏اى بنا کرد.[۶]

نویسنده کتاب اعیان الشیعه، بعد از بیان عقیده آنانی که محل دفن احمد بن موسی را در اسفراین و یا مکان دیگر می دانند، می نویسد: این عقیده بعید و مخالف با عقیده مشهور (محل شهادت و قبر او شیراز می باشد) است.[۷]

حقیقت امر آن است که به طور قاطع نمیتوان گفت قبر وی در کجا است، ولی شواهد و قرائن، دیدگاه آنانی را که قایل هستند شیراز محل دفن احمد می باشد، تأیید می کند و مشهور همین است.

تاریخ وفات احمد بن موسی دقیقاً معلوم نیست، ولی برخی تاریخ وفات را حدود ۲۰۳ که همزمان با شهادت امام هشتم (علیه السلام) است، ذکر نموده‏اند.[۸]

فضائل احمد بن موسی (علیه السلام)‏

(در حال تکمیل است)

کرامات و معجزات احمد بن موسی (علیه السلام)‏

(در حال تکمیل است)

ولایت پذیری احمد بن موسی (علیه السلام)

پس از شهادت امام کاظم (علیه السلام)، مردم مدینه به لحاظ شخصیت سن احمد، به در خانه او رفته و با وی بیعت کردند و او پیشاپیشِ جمعیت به مسجد پیغمبر (صلی الله علیه وآله) رفت و خطبه‏ای خواند و به مردم گفت: “ای کسانی که با من بیعت نموده‏اید! بدانید که من خودم با برادرم علی (علی بن موسی الرضا(علیهما السلام)) بیعت کرده‏ام و او واجب الاطاعه است. بر من و شما است که از او اطاعت کنیم”. سپس از منبر پایین آمده و به اتفاق همه مردم به در خانه برادرش رفته و با حضرت بیعت کردند.[۹]

توجه امام کاظم به احمد بن موسی (علیهم السلام)

در خصوص رابطه احمد بن موسی (علیه السلام) با پدر بزرگوارش، روایت شده ‏است که امام کاظم (علیه السلام)، او را بسیار دوست می داشت و ملکی را از خود به او بخشید و او را به بخشندگی و دلیری ستود.

شیخ مفید می گوید: احمد بن موسى، سیّدى کریم و جلیل و صاحب ورع بوده و حضرت ابو الحسن موسى (علیه السلام) او را دوست مى‏داشت و مقدّم می شمرد و یک قطعه زمینى همراه با آب آن، معروف به یسیره، به او بخشیده بود. گزارش شده که احمد بسیاری از بردگان را از مال خویش آزاد نمود.[۱۰]

اسماعیل بن موسى بن جعفر (علیهما السلام) مى‏گوید: «… پدرم پیوسته به او نظر داشت و او را پاس مى‏داشت و از او غافل نمى‏شد».[۱۱]

سیره عملی احمد بن موسی (علیه السلام)

(در حال تکمیل است)

فعالیت های اجتماعی احمد بن موسی (علیه السلام)‏

(در حال تکمیل است)

فعالیت های سیاسی احمد بن موسی (علیه السلام)‏

(در حال تکمیل است)

آمدن احمد بن موسی (علیه السلام) به ایران

درباره آمدن احمد بن موسی (علیه السلام) به ایران و انگیزه او گزارش‏های گوناگونی وجود دارد و این قسمت از زندگی وی فاقد شفافیت است. برخی عقیده دارند ایشان در بغداد ساکن بود و آن گاه که خبر شهادت و در گذشت ناگهانی امام رضا (علیه السلام) را شنید، شدیداً ناراحت شد و گریه نمود. آن گاه با همراهانی بسیار (حدود سه هزار نفر)، به خون خواهی امام رضا (علیه السلام) و انتقام از مأمون خروج کرد و روی به ایران نهاد. بر اساس این نقل، او در قم و ری با سپاهیان مأمون جنگید و سرانجام به خراسان آمد و در جایی نزدیک اسفراین طی جنگ با لشکریان مأمون به شهادت رسید.

بعضی دیگر بر این باورند که احمد پیش از شهادت امام رضا (علیه السلام) و مقارن با ولایت عهدی او همراه جماعتی قصد ایران کرده تا به برادرش ملحق شود. بر اساس این گزارش حرکت او به طرف فارس بود. این گزارش نیز به صورت‏های گوناگون بیان شده است. برخی آورده‏اند که عامل مأمون در نزدیکی شیراز با او جنگید. هنگامی که یاران احمد شنیدند امام رضا (علیه السلام) وفات یافته است، متفرق شدند و به سوی شیراز رفتند.[۱۲]

 


[۱]. امین عاملی‏، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۱۹۱٫

[۲]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، المجلسی    ج ‏۴۸، ص ۳۰۷٫

[۳]. امین عاملی‏، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۱۹۲؛ دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۷، ص ۱۱٫

[۴]. امین‏، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۱۹۲ ؛ دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۷، ص ۱۱٫

[۵]. مدرس تبریزی، محمد، ریحانه الادب، ج ۴ – ۳، ص ۵۰ – ۵۱٫

[۶]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، المجلسی    ج ‏۴۸، ص ۳۰۹٫

[۷]. اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۱۹۱ – ۱۹۳٫

[۸]. دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۷، ص ۹؛ ریحانه الادب، ج ۴ – ۳، ص ۵۱٫

[۹]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، محقق / مصحح: جمعى از محققان، ج ۴۸، ص ۳۰۸٫

[۱۰]. مفید، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، ج ۲، ص ۲۴۵٫

[۱۱]. الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، ج ‏۲، ص ۲۴۵٫

[۱۲]. امین عاملی‏، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۱۹۲ ؛ دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۷، ص ۱۱٫








ثبت نظر


+ 3 = 6