دایره المعارف اسلام پدیا » مذهب ابن سینا
منوی اصلی

مذهب ابن سینا

تاریخ: ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ در باب: ابن سینا

در مورد مذهب ابن سینا، اختلافاتی وجود دارد که بیشتر شیعه بودن او را تأیید می‌کنند؛ البته برخی او را شیعه دوازده امامی[۱] و عده‌ای شیعه اسماعیلی[۲] می‌دانند. ابن سینا درباره پدر و برادرش تصریح می‏کند که از فرقهٔ اسماعیلیه بودند: «پدرم دعوت فاطمى‏ها را پذیرفته بود، و اسماعیلى مذهب شمرده مى‏شد. از عقل و نفس سخن مى‏گفت، بر آن شیوه که داعیان این مذهب مى‏گویند و مى‏شناسند، برادرم نیز بر این عقیده بود. میان پدر و برادرم در این زمینه بسیار بحث مى‏شد. من سخنان آنان را مى‏شنیدم و مى‏فهمیدم، ولى بر دلم نمى‏نشست».[۳]

به هر حال، نشو و نمای ابن سینا در محیط شیعه بوده و با برخی از حکومت‌های شیعی؛ مانند آل بویه همکاری داشته است. از بعضی تعبیرات او در کتاب‌هایش از قبیل افضلیت در معیار خلافت، عصمت و نص و تصریح امامت، نیز، فهمیده می‌شود که شیعه دوازده امامی بوده است؛ به عنوان نمونه: در الهیات شفا (مقاله دهم، فصل پنجم) می‏گوید: تعیین جانشین از راه نص به صواب نزدیک‌تر است؛ زیرا این کار مانع تفرقه و دوگانگی و اختلاف می‏شود.[۴]

در معراج‌نامه می‌گوید: منزلت علی (علیه السّلام) نسبت به صحابه چون نسبت معقول به محسوس است. او در میان خلق مانند معقول بود در میان محسوس. پیامبر (صلّی الله علیه و آله)به وی فرمود: «یا علی! مردمان در کثرت عبادت رنج برند، تو در ادراک معقول رنج ببر تا بر همه‏ سبقت گیری».[۵]

قاضی نورالله شوشتری در شرح حال ابن سینا می‌گوید:

«مخفى نماند که اکثر فقهاى اهل سنت و جماعت، شیخ را تکفیر کرده‌اند و شیخ در آن باب فرمود:

کفر چو منى گزاف آسان نبود، محکم‌تر از ایمان من ایمان نبود.

در دهر چو من یکى و آن هم کافر، پس در همه دهر یک مسلمان نبود.

ظاهراً باعث تکفیر، کلماتى است که در کتاب شفا ذکر نموده؛ مانند قدم عالم و نفى معاد جسمانى و غیر ذلک و این تکفیر بر شیخ اصلا متوجه نیست و توجیه آن بر وجهى که از بعضى استادان خود (رحمهم اللّه) استفاده نموده آن است که مقصد اصلى شیخ در کتاب شفا و نظایر آن، تحریر کلام حکماى متقدم است و محل اجتهادات و تلخیص اعتقادات او، ]کتاب[ اشارات و دیگر رسایل او است و اینها از امثال این کلمات خالى است، بلکه صریح در خلاف آن است.[۶]

 پس تکفیر شیخ بی‌وجه باشد و… بالجمله، تولد شیخ در فطرت تشیع و انقطاع و بازگشت او (سفر و مهاجرت او) از میان سلاطین عصر به سلاطین شیعه، واحدا بعد واحد، و اشتراط افضلیت و نص و اجماع او بر شأن خلیفه پیغمبر (صلی الله علیه و آله) چنان‌که در مبحث امامت از الهیات شفا به آن تصریح نموده، دلیل قوی است بر آن‌که او از اهل ایمان بوده و ایضا در همین مبحث گفته که «و من اجتمعت له معها الحکمه النظریه فقد سعد، و من فاز مع ذلک بالخواص النبویه کاد أن یصیر ربا إنسانیا و کاد أن تحل عبادته بعد الله تعالى و هو سلطان العالم الأرضی و خلیفه الله فیه‏؛[۷] کسی که حکمت نظری را به همراه ویژگی‌های نبوت داشته باشد، شایسته است که رب نوع انسانی باشد و اطاعت از او بعد از خداوند متعال، لازم است و چنین کسی سلطان زمین و جانشین خداوند سبحان است» و شکی نیست که این اوصاف صادق نیست مگر بر امیر‌المؤمنین (علیه السّلام) که به اتفاق، جامع جمیع اقسام حکمت نظرى و عملى، کشفا و شهودا بوده و صدور معجزات ظاهره و کرامات باهره از آن حضرت، متواتر و مشهور است».[۸]

ابن سینا اشعاری نیز در مدح امیر المؤمنین (علیه السّلام) به فارسی دارد:

بر صفحه چهره‌ها خط لم یزلى معکوس نوشته است نام دو على

یک لام و دو عین با دو یاى معکوس از حاجب و عین و أنف با خطّ جلى

و از رباعیات او است:

تا بادۀ عشق در قدح ریخته‌اند و اندر پى عشق عاشق انگیخته‌اند

در جان و روان بو على مهر على چون شیر و شکر بهم درآمیخته‌اند.[۹]

صدرالدین علی بن فضل اللّه گیلانی؛ طبیب معاصر امیر ابوالقاسم فندرسکی، فیلسوف معروف، در کتاب خود به نام «توفیق التطبیق فی اثبات أن الشیخ الرئیس من الإمامیه‏ الإثنی عشریه»، این مطلب را اثبات کرده است که این کتاب به تحقیق دکتر محمد مصطفی حلمی در سال‏ ۱۹۴۵م به چاپ رسیده است.[۱۰] سید محسن امین در کتاب «اعیان الشیعه» نیز در بحث از ابوعلی سینا قسمتی را با عنوان «تشیعه» قرار داده و نسبت تشیع به او داده است.[۱۱] [۱۲]

 

[۱]. به عنوان مثال: خامنه ای، محمد، مقدمه ای بر صدر المتالهین،‏ المظاهر الالهیه فى اسرار العلوم الکمالیه، ص ۲۲۵٫

[۲]. مورّخانی همچون: راوندى، مرتضى، تاریخ اجتماعى ایران، ج ۱۰، ص ۳۷۳٫

[۳]. ابن سینا، حسین بن عبدالله، ترجمه رساله اضحویه، مترجم: نامعلوم، تصحیح و مقدمه و تعلیق: خدیو جم، حسین، ص ۱۷٫

[۴]. ابن سینا، حسین بن عبدالله، الشفاء (الالهیات)، مصحح: زاید، سعید، ص ۴۵۲٫

[۵]. ابن سینا، حسین بن عبدالله، معراج نامه‏، به اهتمام: کریمى، بهمن، ص ۱۵(متن).‏‏

[۶]. ابن سینا درباره معاد جسمانی معتقد است که راهی برای اثبات آن جز از طریق شرع مقدس نیست و از راه تصدیق فرمایش پیامبر (صلّی الله علیه و آله) فهمیده می‌شود. ر.ک: الشفاء (الالهیات)، مصحح: زاید، سعید، ص ۴۲۳؛ اسفراینى نیشابورى، فخر الدین، شرح کتاب النجاه لابن سینا (قسم الالهیات)، مقدمه و تحقیق: ناجى اصفهانى، حامد، ص ۴۶۹ – ۴۷۱٫‏

[۷]. الشفاء (الالهیات)، مصحح: زاید، سعید، ص ۴۵۵٫

[۸]. شوشتری، نورالله بن شریف‌الدین، مجالس المؤمنین، ج ۲، ص ۱۸۵٫

[۹]. خوانساری، محمد باقر، روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، ج  ٣ ، ص ۱۸۰ و ۱۸۱٫

[۱۰]. اقتباس و تلخیص از: پرورش، حسن، نگاهی به زندگی و آثار ابوعلی سینا، مجله فروغ اندیشه، شماره ۸، ص ۱۹و۲۰٫

[۱۱]. امین عاملى، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۶، ص ۷۲٫

[۱۲]. ر.ک: مذهب ابن سینا، سؤال ۲۵۹۰۷ (سایت اسلام کوئست: ۲۲۵۳۰).




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


+ 6 = 15