دایره المعارف اسلام پدیا » تكبر در روايات
منوی اصلی

تکبر در روایات

تاریخ: ۲۹ مرداد ۱۳۹۲ در باب: تکبر

در منابع حدیثی، روایات زیادى دربارهٔ مذمت تکبر و علاج و آثار آن آمده است، که به دلیل فراوانی روایات تنها به تعداد بسیار محدودی از آن‌ها اشاره مى‏شود:

در حدیثى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمده است که فرمود: «از تکبر بپرهیزید که ابلیس به خاطر تکبر از سجده کردن بر آدم خوددارى کرد (و براى همیشه مطرود درگاه الهى شد)».[۱]

همین معنا به تعبیر دیگرى در خطبه‏هاى نهج‏البلاغه آمده است، به عنوان مثال: امام علی (علیه السّلام) در خطبه قاصعه که بخش عظیمى از آن دربارهٔ «تکبر ابلیس‏» و پیامدهاى آن مى‏باشد، مى‏فرماید: «پند و عبرت گیرید از آنچه خداوند با ابلیس‏ رفتار کرد، در آن هنگام که اعمال و عبادات طولانى و تلاش و کوشش‌هاى او را که شش هزار سال بندگى خدا کرده بود، … به خاطر ساعتى تکبر ورزیدن بر باد داد، با این حال چه کسى بعد از ابلیس مى‏تواند از کیفر خدا در برابر انجام همان معصیت مصون بماند؟ نه، هرگز، ممکن نیست خداوند، انسانى را به بهشت بفرستد، در برابر کارى که به خاطر آن فرشته‏اى[۲] را از بهشت رانده است. حکم خداوند در باره اهل آسمان و زمین یکى است».[۳]

تعبیرات کوبنده فوق به خوبى نشان مى‏دهد که تکبر و خودخواهى حتى برای لحظات کوتاه، چه پیامدهاى خطرناکى را دارد و چگونه مى‏تواند همچون آتش سوزان حاصل یک عمر اعمال صالح را بسوزاند و خاکستر کند و شقاوت ابدى و عذاب جاویدان را نصیب صاحبش سازد.

از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده: «اصول و ریشه‏هاى کفر و عصیان، سه چیز است، حرص، تکبر و حسد، اما حرص سبب شد که آدم از درخت ممنوع بخورد، تکبر سبب شد که ابلیس از فرمان خدا سرپیچى کند و حسد، سبب شد که یکى از فرزندان آدم، دیگرى را به قتل رساند!».[۴]

در روایات آمده است که فرشتگان عذاب از میان تمام اوصاف رذیله انسان که او را به دوزخ مى‏برد، روى مسئله «تکبر» تکیه مى‏کنند، اشاره به اینکه سرچشمه‏ اصلى کفر و انحراف و گناه بیش از همه کبر و غرور و عدم تسلیم در برابر حق است. در روایتى از امام صادق و امام باقر (علیهما السّلام) نقل شده است: «کسى که به مقدار ذره‏اى از کبر در قلبش وجود داشته باشد داخل بهشت نمى‏شود!».[۵]

امام صادق (علیه السّلام) در مورد معنای تکبر می‌فرماید: «تکبر، این است که مردم را تحقیر کنى و حق را خوار بشمارى».[۶]

از دیدگاه احادیث، برخی امور موجب از بین رفتن حالت تکبر در انسان می‌شود؛ به‌عنوان مثال در این حدیث که از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده است، به یکی از این امور اشاره شده است: «به‌راستى که خوش دارم مرد با خوشحالى و افتخار چیزى را با دست خودش براى خانواده اش ببرد و بدین وسیله تکبر را از خود دور کند».[۷]

از امام حسن مجتبى (علیه السلام) نقل شده در پاسخ کسى که به ایشان عرض کرد: «در وجود شما تکبّر است، فرمود: هرگز، تکبّر تنها از آن خدا است. اما در وجود من، عزّت است. خداى متعال فرموده است: «و عزّت از آن خدا و پیامبر او و مؤمنان است[۸]».[۹]

دربارهٔ بی‌اثر بودن حکمت در دل‌هاى متکبران، امام کاظم (علیه السلام) می‌فرماید: «زراعت در زمین هموار مى‌روید، نه بر سنگ سخت، و چنین است که حکمت، در دل‌هاى متواضع جاى مى‌گیرد نه در دل متکبر. خداوند متعال، تواضع را وسیله عقل، و تکبر را وسیله جهل قرار داده است».[۱۰]


[۱]. نهج الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول (ص))، گردآورنده: پاینده، ابو القاسم‏، ص ۳۵۴٫‏

[۲]. گفتنی است که ابلیس از جنیان است، امّا به دلیل عبادت زیاد در صف فرشتگان قرار گرفت.

[۳]. نهج البلاغه (للصبحی صالح)، گردآورنده: محقق و مصحح: فیض الإسلام‏، علی نقی، ص ۲۸۷٫

[۴]. کلینى‏، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۲، ص ۲۸۹٫‏

[۵]. همان، ص ۳۱۰٫

[۶]. همان.

[۷]. ورّام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى‏، مجموعه ورّام، ج ۱، ص ۲۰۱٫

[۸]. منافقون، ۸٫

[۹]. مجلسى، محمد باقر‏، بحارالأنوار، محقق و مصحح: جمعى از محققان، ج ۲۴، ص ۳۲۵٫‏

[۱۰]. حرانى، ابن شعبه حسن بن على، تحف العقول، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، ص ۳۹۶٫‏




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


+ 6 = 13