دایره المعارف اسلام پدیا » کنیه‌های امام علی (علیه السلام)
منوی اصلی

کنیه‌های امام علی (علیه السلام)

تاریخ: ۰۸ تیر ۱۳۹۲ در باب: امام علی(ع)

امام علی (علیه السلام) دارای کنیه‌های متعددی است که در ذیل به آنها اشاره می شود:

۱٫ ابو الحسن.[۱]

مرحوم طبرسی می گوید: کنیه مشهور امام علی (علیه السلام)، «أبو الحسن» می باشد.[۲]

امام علی (علیه السلام) مى‏فرمود: «منم ابو الحسن القَرم».[۳] قرم؛ یعنى سید و سالار معظّم[۴] و مقدم در رأی و نظر.[۵]

۲٫ ابو الحسین.[۶]

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «تا زمانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) زنده بود، حسن و حسین به آن حضرت پدر می‌گفتند و به من پدر نمی‌گفتند، بلکه خطاب حسن به من «اباالحسین» و خطاب حسین به من، «اباالحسن» بود».[۷] نقل شده: وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رحلت فرمود، آن گاه امام علی (علیه السلام) را به پدر صدا می‌زدند.[۸]

۳٫ أبوالحسنین.[۹]

۴٫ أبو الریحانتین.[۱۰]

۵٫ أَبُو شَبَّرَ.[۱۱]

۶٫ أَبُو شَبِیرٍ.[۱۲] «شَبّر» و «شَبیر» نام فرزندان حضرت هارون (علیه السلام) بوده که معنای آن به عربی حسن و حسین می باشد.[۱۳]

۷٫ أَبُو النُّورِ.[۱۴]

۸٫ أَبُو النُّورَیْن‏.[۱۵]

۹٫ أَبُو السِّبْطَیْنِ.[۱۶]

۱۰٫ أَبُو الْأَئِمَّهِ.[۱۷]

۱۱٫ ابو القاسِم.[۱۸]

۱۲٫ أبو قَصم.[۱۹] «قصم»؛ به معنای شکستن همراه با جدا شدن است.[۲۰]

۱۳٫ أبو محمد.[۲۱]

۱۴٫ أبا قَضم‏.[۲۲] ابن اثیر می‌گوید: «قَضم»؛ به معنای خوردن با اطراف دندان‌ها است… و درباره علی (علیه السلام) نقل شده که وقتی قریش او را می‌دیدند، می‌گفتند: «احذروا الحطم، احذروا القُضَم؛ أى الذى یَقْضِم الناس فیهلکهم؛ بپرهیزید از کسی که مردم را هلاک می‌کند».[۲۳] این تعبیر قریش، به خاطر شجاعت و رشادت حضرت امیر (علیه السلام) در جنگ‌ها می باشد که به امر الهی و به فرمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در برابر کافران و مشرکان، با شدّت برخورد می‌کرد.

۱۵٫ أَبُو تُرَاب.[۲۴]

یکى از کنیه‏هاى معروف امام علی (علیه السلام) «ابو تراب» است. این کنیه را حضرت رسول (صلى اللَّه علیه و آله) در هنگامى که وى را در سجده روى خاک مشاهده کرد، به آن جناب عطا کرده بود.[۲۵]

همچنین در روایتی آمده است: شخصی از عبد اللَّه بن عباس پرسید: چرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، کنیه «ابو تراب» را به على (علیه السلام) عطا فرمود؟ گفت: براى این که آن حضرت در روى زمین، بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، حجت پروردگار است و بقا و سکون زمین به خاطر او است».[۲۶]

در استیعاب نقل شده است: «به سهل بن سعد گفته شد: حاکم مدینه مى‏خواهد تو را وادارد تا بر فراز منبر، على را دشنام گویى. سهل پرسید: چه بگویم؟ گفت: باید على را با کنیه ابو تراب خطاب کنى. سهل پاسخ داد: به خدا سوگند جز پیامبر کسى على را بدین کُنیت، نام‌گذارى نکرده است. پرسید: چگونه، ‏اى ابو العباس؟ جواب داد: على (علیه السلام) نزد فاطمه (علیها السلام) رفت و آن‏گاه بیرون آمد و در حیاط مسجد دراز کشید و به خواب رفت. پس از او، پیامبر (صلی الله علیه و آله) پیش فاطمه (علیها السلام) آمد و از او پرسید: پسر عمویت کجا است؟ فاطمه (علیها السلام) عرض کرد: اینک او در مسجد آرمیده است. پیامبر (صلی الله علیه و آله) به صحن مسجد آمد و على (علیه السلام) را دید که ردایش بر پشت مبارکش افتاده و پشتش خاک‏آلود شده است. پیامبر با دست شروع به پاک کردن خاک از پشت على کرد و فرمود: بنشین اى ابو تراب! به خدا سوگند جز پیامبر کسى او را بدین نام، نخوانده است و قسم به خدا در نظر من هیچ اسمى از این نام دوست‏داشتنى‏تر نیست».[۲۷]

البته ممکن است که این واقعه چندبار اتفاق افتاده باشد.[۲۸]

على (علیه السلام)، این کنیه را از دیگر کنیه‏ها بیشتر خوش مى‏داشت و وقتی به آن خوانده می شد خوشحال می شد؛ زیرا پیامبر وى را با همین کنیه خطاب مى‏کرد.[۲۹] دشمنان آن حضرت؛ مانند بنى امیه و دیگران، بر آن حضرت به جز این کنیه نام دیگرى اطلاق نمى‏کردند. آنان مى‏خواستند با گفتن ابو تراب، آن حضرت را تحقیر و سرزنش کنند و حال آن که افتخار على (علیه السلام) به همین کنیه بود. دشمنان على، به سخنگویان دستور داده بودند تا با ذکر کنیه ابو تراب بر فراز منابر، آن حضرت را مورد سرزنش قرار دهند و این کنیه را براى او عیب و نقصى قلمداد نمایند، چنان‏که حسن بصرى گفته است، گویا که ایشان با استفاده از این عمل، لباسى پر از زیور و زینت بر تن آن حضرت مى‏پوشاندند. چنان‏که جز نام ترابى و ترابیه بر پیروان امیرالمؤمنین (علیه السلام) اطلاق نمى‏کردند. بدان‏گونه که این نام، تنها به شیعیان على (علیه السلام) اختصاص یافت.[۳۰]


[۱]. خوارزمی، موفق بن احمد، المناقب، ص ۳۸؛ شافعی، محمد بن طلحه، مطالب السَؤول فى مناقب آل الرسول (صلی الله علیه و آله)، ص ۶۶٫

[۲]. طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدى، ج ‏۱، ص ۳۰۷٫

[۳]. ابن الجوزى، تذکره الخواص، ص ۱۷٫

[۴]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ‌محقق: فارس (صاحب الجوائب)، احمد، ج ‌۱۲، ص ۴۷۳٫

[۵]. ابن اثیرجزرى، مبارک بن محمد‌، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ج ‌۴، ص ۴۹٫

[۶]. إعلام الوری بأعلام الهدى، ج ‏۱، ص ۳۰۷٫

[۷]. المناقب، ص ۳۹ و ۴۰٫

[۸]. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ‏۳، ص ۱۱۳؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار (علیهم السلام)؛ محقق: جمعى از محققان، ج ‏۳۵، ص ۶۱ و۶۲ ؛ امین عاملى، سید محسن، أعیان الشیعه ،ج ‏۱، ص ۳۲۵٫

[۹]. بلاذرى، احمد بن یحیى، أنساب الأشراف، ج ‏۲، ص ۸۹٫

[۱۰]. إعلام الوری بأعلام الهدى، ج ‏۱، ص ۳۰۷؛ شیعی سبزواری، حسن بن حسین، راحه الأرواح در شرح زندگانى، فضائل و معجزات ائمه اطهار علیهم السلام، ص ۸۶٫

[۱۱]. شاذان بن جبرئیل، الروضه فی فضائل أمیر المؤمنین على بن أبى طالب علیهما السلام، ص ۲۳۲٫ ‏

[۱۲]. همان.

[۱۳]. نورى، میرزا حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، محقق: گروه پژوهش مؤسسه آل البیت علیهم السلام، ج ۱۵، ص ۱۴۴ و ۱۴۵٫

[۱۴]. خصیبى، حسین بن حمدان، الهدایه الکبرى، ص ۹۳٫

[۱۵]. الروضه فی فضائل أمیر المؤمنین على بن أبى طالب علیهما السلام، ص ۲۳۲٫

[۱۶]. إعلام الوری بأعلام الهدى، ج ‏۱، ص ۳۰۷؛ راحه الأرواح در شرح زندگانى، فضائل و معجزات ائمه اطهار علیهم السلام ، ص ۸۶٫

[۱۷]. الهدایه الکبرى، ص ۹۳٫

[۱۸]. سبط بن الجوزی، تذکره الخواص، ص ۱۶٫

[۱۹]. انصارى زنجانى، اسماعیل، الموسوعه الکبرى عن فاطمه الزهراء سلام الله علیها، ج ‏۹، ص ۱۷۳٫‏

[۲۰]. جوهرى، اسماعیل بن حماد‌، الصحاح – تاج اللغه و صحاح العربیه، محقق: عطار، احمد عبد‌الغفور، ج ‌۵، ص ۲۰۱۳٫ در تاریخ نقل شده است: (در جنگ احد) پس از این که مصعب بن عمیر (پرچمدار سپاه اسلام) از پا درآمد، رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله) پرچم را به دست على بن ابى طالب (علیهما السلام) داد و تا پایان جنگ نیز به دست او بود و مردانه از آن دفاع کرد. چون آتش جنگ زبانه کشید، رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله) على (علیه السلام) را مأمور کرد که پرچم را پیش ببرد و خود به زیر پرچم انصار رفت. على (علیه السلام) به میدان آمده فرمود: منم «ابو القَصم»، سعد بن ابى طلحه که پرچم مشرکان را در دست داشت، پیش آمده گفت: اى ابو القصم، حاضرى با هم بجنگیم؟ على (علیه السلام) فرمود: آرى، و به دنبال آن جلو رفت. آن دو میان هر دو لشگر با هم درآویختند و على بن ابى طالب (علیه السلام) او را با ضربتى به زمین انداخت، ولى به همان حال رهایش کرده بازگشت… ر.ک: ابن هشام، السیره النبویه، ج ‏۲، ص ۷۳ و ۷۴؛ رسولى محلاتى، سید هاشم، زندگانى محمد صلّى الله علیه و آله (ترجمه سیره ابن هشام)، ج ‏۲، ص۹۶ و ۹۷٫‏ در روایت دیگری این لقب و ماجرای آن درباره مواجهه حضرت امیر (علیه السلام) با عمرو بن عبدود در جنگ خندق نقل شده است. ر.ک: باعونى‏، شمس الدین، جواهر المطالب فی مناقب الإمام على بن أبى طالب علیهما السلام، ج ‏۲، ص ۱۱۷ و ۱۱۸٫

[۲۱]. المناقب، ص ۳۸٫

[۲۲]. جواهر المطالب فی مناقب الإمام على بن أبى طالب علیهما السلام، ج ‏۱، ص ۳۲٫

[۲۳]. النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ج ‌۴، ص ۷۷ و ۷۸٫

[۲۴]. المناقب، ص ۳۸٫

[۲۵]. طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدى (زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام)، مترجم: عطاردى، عزیزالله، ص ۲۲۹؛ امین عاملى، سید محسن، أعیان الشیعه، ج ‏۱، ص ۳۲۵٫

[۲۶]. بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار (علیهم السلام)، ج ۳۵، ص ۵۱؛ همچنین برای آگاهی بیشتر ر.ک: نمایه «غضنفر لقب امام علی (علیه السلام)»، سؤال ۱۰۹۰۹ (سایت: ۱۱۱۲۹)؛ «کنیه ابو تراب به امام علی (علیه السلام)»، سؤال ۱۴۸۷۹ (سایت: ۱۴۶۳۲).

[۲۷]. ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، محقق: البجاوى، على محمد، ج ‏۳، ص ۱۱۱۸٫

[۲۸]. أعیان الشیعه، ج ‏۱، ص ۳۲۵٫

[۲۹]. مطالب السَؤول فى مناقب آل الرسول (صلی الله علیه و آله)، ص ۶۶٫

[۳۰]. أعیان الشیعه، ج ‏۱، ص ۳۲۵٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


+ 4 = 13