دایره المعارف اسلام پدیا » کتاب امام باقر و امام صادق (ع)
منوی اصلی

کتاب امام باقر و امام صادق (ع)

تاریخ: ۲۱ خرداد ۱۳۹۲ در باب: امام صادق(ع)

یکی از مباحث پیرامونی احادیث صادقین(ع)، نبود کتاب جامع و در بردارندۀ گفته های این بزرگواران است. از این رو ابتدا باید تفاوت موقعیت زمانی این امامان بزرگوار و نیز تفاوت دیدگاه­های سایر مذاهب اسلامی؛ غیر از شیعیان؛ نسبت به ایشان را در دست‌یابی به موضوع بحث دنبال کرده سپس به دلیل نگارش نهج البلاغه برای امام علی(ع) و عدم نگارش کتب مشابهی برای سایر امامان پی­برد. بر این اساس، توجه به نکات ذیل خالی از لطف نیست:

۱٫ همان گونه که می­دانیم، تنها امامی که توانست مدت هرچند کوتاهی، به عنوان خلیفه و حاکم مسلمانان در جامعۀ اسلامی حضور یابد، امیرالمؤمنین علی (ع) بود که به مدت ۵ سال، زمام امور مسلمانان در دستان مبارک ایشان بود. طبیعتاً، زمانی که حاکمیت در اختیار این امام بزرگوار بود، هم ایشان آزادی عمل بیشتری در بیان خطبه­های طولانی و رهنمودهای لازم به مردم را داشتند و هم راویان و کاتبان، با آسودگی خاطر می­توانستند بیانات ایشان را ثبت و ضبط نموده و در اختیار دیگران قرار دهند. از طرفی دیگر، سایر فرقه­های اسلامی؛ هر چند ایشان را همانند شیعیان، خلیفۀ بلافصل پیامبر(ص) نمی­دانستند؛ اما به هر حال، آن حضرت را یکی از خلفای راشدین به شمار ­آورده و سخنان ایشان را نیز در کتب خود ذکر می­نمودند.[۱]

۲٫ بیشترین تلاش امام باقر(ع) و امام صادق(ع) برای تبیین اصول دینی در زمان ضعف حکومت اموی و انتقال قدرت به عباسیان انجام پذیرفت. با وجود این‌که در این دورۀ زمانی، موقعیت مناسبی برای این دو امام بزرگوار پدید آمده بود تا به نشر معارف و تربیت هزاران شاگرد مبرز بپردازند، و هرچند بسیاری از دانشمندان اهل سنت نیز از محضر ایشان بهره­مند شدند، اما به هر حال، موقعیتی همانند جایگاه امام علی(ع) برایشان به وجود نیامده بود و آنها می­بایست در رفتار و گفتار خود به شیوه­ای محتاطانه عمل نمایند، تا هم جان خود و شیعیان آنها به خطر نیفتد و هم موجب سوء استفادۀ یکی از طرفین درگیر نشود! بر این اساس، کمتر به ایراد خطبه­های طولانی؛ همانند خطبه­های امام علی(ع)؛ پرداخته و در بیشتر موارد، به پرسش­های مردم پاسخ می­فرمودند. امام باقر در موارد بسیاری، روایات خود را حتی با واسطه قرار دادن راویانی همانند جابر، مستند به فرمودۀ پیامبر اکرم(ص) یا امیرالمؤمنین(ع) می­نمودند، تا دیگر فرقه­های اسلامی نیز، به آسانی آنها را بپذیرند![۲]

۳٫ لازم به ذکر است که بیانات این بزرگواران، چه امام علی(ع) و چه این دو امام بزرگوار و چه دیگر امامان، در زمان حیاتشان، به صورت مجموعه­ای متمرکز، در یک کتاب مشخص، تدوین و تألیف نشده بود، بلکه هر راوی و هر مؤلف، قسمتی از این سخنان را منعکس می­نمود. برخی از راویان، تنها روایت­های خود را در کتابی به نام “اصل” گردآوری نموده و آنها را در اختیار دیگران قرار می­دادند که تحت عنوان “اصول اربعمائه” جمع آوری شده است که علامۀ مجلسی(ره)، اسامی برخی از این اصول را در ابتدای کتاب بحار الانوار ذکر نموده است. از این کتاب ها و اصول با عنوان مجامع اولیۀ روایی یاد می­شود که بعداً تحت عنوان “کتب اربعه” جمع آوری شده است که احادیث این کتاب ها به این دو امام بزرگوار اختصاص ندارد بلکه شامل احادیث همۀ امامان نیز می شود البته به سبب مباحث پیش گفته، بیشتر روایات مندرج در این اصول، از امام پنجم و ششم(ع) بوده و دلیل آن نیز آزادی نسبی این دو امام بزرگوار می­باشد.

۴٫ تا زمانی که امامان معصوم(ع) حضور داشتند، به کتاب های جامع و گسترده­ای که شامل تمام روایات و از همۀ راویان باشد، نیاز چندانی احساس نمی­شد و تنها زمانی این نیاز جلوه­گر شد که با فرا رسیدن عصر غیبت، دسترسی مستقیم به امام معصوم تقریباً غیر ممکن شد و در پی آن بود که دانشمندان شیعه در صدد جمع­آوری این سخنان برآمدند. بر این اساس، مشاهده می­نماییم که بیشتر چنین مجموعه­هایی در قرن­های سوم تا پنجم تألیف شده که کتاب هایی همانند کتب اربعه و … و نیز نهج البلاغه را می­توان در همین راستا ارزیابی نمود که بیشتر آنان حاوی سخنان تمام معصومان بوده و برخی از آنها همانند نهج البلاغه و غرر الحکم، اختصاص به بیانات یک امام داشتند.

۵٫ آن چه که امروزه فقها و محققان در علوم اسلامی به آن نیاز دارند تبویب و موضوع بندی احادیث و بیانات معصومان (ع) است نه قرار دادن فرمایش هر معصومی در مجموعه ای خاص به نام کتاب هر چند که این نیز خالی از لطف نیست ولی با توجه به این که فرمایشات همۀ معصومان (ع) از حیث اعتبار در یک رتبۀ عالی قرار دارند و فرقی از این جهت وجود ندارد، از طرف دیگر نیز غالباً (اگر نگوییم همیشه) علمای ما برای رفع ابهامات و مشکلات فقهی و کلامی و …  در ابواب و موضوعات مشخصی از روایات و احادیث بهره می گیرند از این رو آن چه که امروز در دسترس ما است ضروری تر به نظر می رسد.

۶٫ خلفای عباسی که در این قرون، قدرت را کاملاً قبضه نموده بودند؛ همانند سایر اهل سنت؛ به امیر المؤمنین(ع) حساسیت چندانی نداشتند، بلکه در ظاهر برای ایشان احترام خاصی را نیز قائل بودند. به همین دلیل، تلاش سید رضی(ره) در ارتباط با جمع­آوری و تدوین سخنان ایشان در کتابی به نام “نهج البلاغه”؛ آن هم در مرکز خلافت عباسی یعنی بغداد؛ با مخالفتی روبرو نشد، زیرا بسیاری از این کلمات شیوا؛ از قبل؛ در کتب اهل سنت نیز وجود داشت.[۳] اما تدوین کتاب هایی که سخنان هر یک از امامان دیگر؛ به خصوص امام پنجم و ششم که بیشترین روایات از آنها نقل شده است؛ به صورت مستقل و جداگانه، ممکن بود حساسیت خلفای عباسی را برانگیزاند، به ویژه اینکه؛ به عنوان نمونه؛ امام ششم(ع)، از بدو تأسیس خلافت عباسی، مخالفت هایی را ابراز نموده[۴] و سایر امامان بعدی نیز به نحوی با آنان درگیر بودند و انتشار مجموعه­های مدوّنی از هر امام؛ غیر از امام اول(ع) و حتی امامانی که قبل از دورۀ عباسیان می­زیستند؛ می­توانست تأییدکنندۀ نظریۀ منحصر بودن خلافت در آل علی(ع) باشد که چنین امری به مذاق عباسیان خوش نمی­آمد. به همین دلیل، دانشمندان شیعه ترجیح دادند که روایات مأثور از این امامان را به همراه روایات نبوی و علوی در کتاب هایی همانند کافی و تهذیب و فقیه و … درج نموده تا از ایجاد حساسیت جلوگیری شود.

۷٫ چنین روشی در مجموعه­هایی که در قرون بعد گردآوری شد؛ همانند بحار الانوار و وسائل الشیعه و …؛ نیز دنبال شد و هر چند، درصد بسیاری از روایات موجود در این مجامع روایی مرتبط با امام پنجم و ششم بود، اما به هر دلیل، نیازی در جداسازی آنها از سایر روایات مشاهده نمی­شد، تا این که در سال های اخیر، تلاش هایی برای استخراج جداگانه احادیث هر معصوم(ع) و قرار دادن آن در کتابی مستقل انجام شده است که می­توان به کتاب های مسند الامام الباقر(ع) و مسند الامام الصادق(ع) تألیف آقای عزیز الله عطاردی در مورد این دو امام بزرگوار اشاره نمود که هر کدام از آنها در چندین مجلد گردآوری شده­ است.[۵] همچنین، تلاش هایی در حال اجرا است که با تکمیل آن، می­توان احادیث مرتبط با هر معصومی را به صورت جداگانه، در نرم­افزارهای حدیثی مشاهده نمود.

مطمئنا با مراجعه به کتاب های روایی مرجع و نیز مسندات اشاره شده، این نتیجه حاصل می شود که بیشترین حجم روایات، از این دو امام معصوم(ع) نقل شده است.



[۱]. البته حساب نواصب و خوارج که درصد بسیار محدودی از جامعه اسلامی را تشکیل داده و با ایشان دشمن بودند جدا است.

[۲]. کشی، محمد بن عمر، رجال کشی، ص ۴۱٫

[۳]. ر.ک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص ۲۰۴٫

[۴]. ر.ک: مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۴۷، ص ۱۶۲، باب ۶٫

[۵]. این مؤلف محترم در مورد سایر امامان معصوم(ع) نیز چنین استخراجی را انجام داده است.




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


9 + 6 =