دایره المعارف اسلام پدیا » نقش حضرت علی (ع) در جنگ خیبر
منوی اصلی

نقش حضرت علی (ع) در جنگ خیبر

تاریخ: ۱۲ خرداد ۱۳۹۲ در باب: جنگ خیبر

هنگامى که امیرمؤمنان علی (ع)، از ناحیه پیامبر (ص) مأمور شد که دژهاى «وطیح‏» و «سلالم‏» را بگشاید (دژهائى که دو فرمانده قبلى موفق به گشودن آنها نشده بودند، و با فرار خود ضربه جبران ناپذیرى بر حیثیت ارتش اسلام زده بودند)، زره محکمى بر تن کرد و شمشیر مخصوص خود، «ذو الفقار» را حمایل نموده، هروله کنان و با شهامت خاصى که شایسته قهرمانان ویژه میدان هاى جنگى است، به سوى دژ حرکت کرد و پرچم اسلام را که پیامبر (ص) به دست او داده بود، در نزدیکى خیبر بر زمین نصب نمود. در این لحظه در خیبر باز گردید، و دلاوران یهود از آن بیرون ریختند. نخست برادر «مرحب‏» به نام «حارث‏»، جلو آمد هیبت نعره او آنچنان مهیب بود که سربازانى که پشت سر على (ع) بودند، بى اختیار عقب رفتند، ولى على مانند کوه، پاى بر جا ماند. لحظه اى نگذشت که جسد مجروح حارث، به روى خاک افتاد و جان سپرد.

مرگ برادر، «مرحب‏» را سخت غمگین و متأثر ساخت. او براى گرفتن انتقام برادر، در حالى که غرق سلاح بود، و زره یمانى بر تن و کلاهى که از سنگ مخصوص تراشیده شده بر سر داشت، در حالى که «کلاه خود» را روى آن قرار داده بود، جلو آمد و به رسم قهرمانان عرب رجز زیر را مى خواند:

در و دیوار خیبر گواهى مى دهد که من مرحبم، قهرمانى کارآزموده و مجهز به سلاح جنگى هستم.

اگر روزگار پیروز است، من نیز پیروزم، قهرمانانى که در صحنه هاى جنگ با من روبرو مى شوند، با خون خویشتن رنگین مى گردند.[۱]

على (ع) نیز رجزى در برابر او سرود، و شخصیت نظامى و نیروى بازوان خود را به رخ دشمن کشید و چنین گفت:

من همان کسى هستم که مادرم مرا حیدر (شیر) خوانده، مرد دلاور و شیر بیشه ها هستم.

بازوان قوى و گردن نیرومند دارم، در میدان نبرد مانند شیر بیشه ها صاحب منظرى مهیب هستم.[۲]

رجزهاى دو قهرمان پایان یافت. صداى ضربات شمشیر و نیزه هاى دو قهرمان اسلام و یهود، وحشت عجیبى در دل ناظران پدید آورد. ناگهان شمشیر برنده و کوبنده قهرمان اسلام، بر فرق مرحب فرود آمد و سپر و کلاه خود و سنگ و سر را تا دندان دو نیم ساخت. این ضربت آنچنان سهمگین بود که برخى از دلاوران یهود که پشت سر مرحب ایستاده بودند، پا به فرار گذارده به دژ پناهنده شدند. و عده اى که فرار نکردند، با على تن به تن جنگیده و کشته شدند. على (ع) یهودیان فرارى را تا در حصار تعقیب نمود. در این کشمکش، یکنفر از جنگجویان یهود با شمشیر بر سپر على (ع) زد و سپر از دست وى افتاد. ایشان فورا متوجه در دژ گردید، و آن را از جاى کند، پس از آن‌که آن را به روى زمین افکند، هشت نفر از نیرومندترین سربازان اسلام از آن جمله ابو رافع، سعى کردند که آن را از این رو به آن رو کنند، نتوانستند.[۳]  در نتیجه قلعه اى که مسلمانان مدّتی پشت آن معطل شده بودند، در زمان کوتاهى گشوده شد.

یعقوبى، در تاریخ خود[۴]  مى نویسد: درِ حصار از سنگ و طول آن چهار ذرع و پهناى آن دو ذرع بود.

شیخ مفید، در ارشاد[۵]  به سند خاصى از امیر مؤمنان، سرگذشت کندن در خیبر را چنین نقل مى کند: من در خیبر را کنده به جاى سپر به کار بردم و پس از پایان نبرد آن را مانند پل به روى خندقى که یهودیان کنده بودند، قرار دادم. سپس آن را میان خندق پرتاب کردم مردى پرسید آیا سنگینى آن را احساس نمودى؟ گفتم به همان اندازه سنگینى که از سپر خود احساس مى کردم.

نویسندگان سیره مطالب شگفت انگیزى درباره کندن در خیبر و خصوصیات آن و رشادت هاى على (ع) که در فتح این دژ انجام داده، نوشته اند. این حوادث، هرگز با قدرت هاى معمولى بشرى وفق نمى کند. امیرمؤمنان، خود در این باره توضیح داده و شک و تردید را از بین برده است. آن حضرت در پاسخ شخصى چنین فرمود: من هرگز آن در را با نیروى بشرى از جاى نکندم، بلکه در پرتو نیروى خداداد و با ایمانى راسخ به روز باز پسین، این کار را انجام دادم.[۶]



[۱]. قد علمت خیبر انى مرحب شاکى السلاح بطل مجرب/ ان غلب الدهر فانى اغلب و القرن عندى بالدماء مخضب،

ابن هشام، در سیره خود، رجز «مرحب‏» را به گونه دیگر نقل کرده است.

[۲]. انا الذى سمتنى امى حیدره ضرغام آجام و لیث قسوره/ عبل الذراعین غلیظ القصره کلیث غابات کریه المنظره.

[۳]. طبرى، محمد بن جریر، تاریخ طبرى، ج ۲، ص ۹۴؛ ابن هشام، ابو محمد عبد الملک، سیره ابن هشام، ج ۳، ص ۳۴۹٫

[۴]. یعقوبی، احمد بن ابى یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۴۶٫

[۵]. مفید، محمد بن نعمان، ارشاد، ترجمه: رسولی محلاتی، سید هاشم، ج۱، ص ۱۱۰٫

[۶]. مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۱، ص۲۱، «ما قلعتها بقوه بشریه و لکن قلعتها بقوه الهیه و نفس بلقاء ربها مطمئنه رضیه‏».




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


1 + = 4