دایره المعارف اسلام پدیا » زمینه های پیدایش جنگ خیبر
منوی اصلی

زمینه های پیدایش جنگ خیبر

تاریخ: ۱۲ خرداد ۱۳۹۲ در باب: جنگ خیبر

روزى که ستاره فروزان اسلام در سرزمین «مدینه‏» درخشید، ملت یهود بیش از قریش، عداوت پیامبر (ص) و مسلمانان را به دل گرفتند، و با تمام دسیسه ها و قواى خود، بر کوبیدن آن کمر بستند.

جرم بزرگى که یهودیان خیبر داشتند، این بود که تمام قبائل عرب را براى کوبیدن حکومت اسلام تشویق کردند، و سپاه شرک با کمک مالى یهودان خیبر، در یک روز از نقاط مختلف عربستان حرکت کرده خود را به پشت مدینه رسانیدند. در نتیجه، جنگ احزاب رخ داد، و سپاه مهاجم با تدابیر پیامبر (ص) و جانفشانى یاران او، پس از یک‌ماه توقف در پشت خندق، متفرق شدند و به وطن خود – از آن جمله یهودیان خیبر به خیبر – بازگشتند و مرکز اسلام آرامش خود را بازیافت.

ناجوانمردى یهود خیبر، پیامبر (ص) را بر آن داشت که این کانون خطر را برچیند، و همه آنها را خلع سلاح کند. زیرا بیم آن مى رفت که این ملت لجوج و ماجراجو، بار دیگر با صرف هزینه هاى سنگین تر، بت پرستان و دشمنان را بر ضد مسلمانان برانگیزاند، و صحنه نبرد احزاب بار دیگر تکرار شود. به خصوص که تعصب یهود نسبت به آئین خود، بیش از علاقه مردم قریش به بت پرستى بود، و براى همین تعصب کور بود که هزار مشرک اسلام مى آورد، ولى یک یهودى حاضر نبود دست از کیش خود بردارد!

آنچه پیامبر (ص) را مصمم ساخت که قدرت خیبریان را در هم شکسته و همه آنها را خلع سلاح نماید، این بود که آن حضرت با ملوک و سلاطین جهان مکاتبه نموده و همه آنها را با لحن قاطع به اسلام دعوت کرده بود. در این صورت هیچ بعید نبود که ملت یهود آلت دست کسرى و قیصر شوند و با کمک این دو امپراتور، براى گرفتن انتقام، کمر ببندند، و نهضت اسلامى را در نطفه خفه سازند و یا خود امپراتوران را بر ضد اسلام بشورانند، چنان‌که مشرکان را بر ضد اسلام جوان شورانیدند.

خصوصاً که در آن زمان ملت ‏یهود در جنگ هاى ایران و روم، با یکى از دو امپراتور همکارى داشت. از این‌رو، پیامبر (ص) لازم دید، که هر چه زودتر آتش این خطر را براى ابد خاموش سازد و بهترین موقعیت براى این کار همین موقع بود؛ زیرا، فکر پیامبر (ص) با بستن پیمان حدیبیه، از ناحیه جنوب (قریش) آسوده بود. وى مى دانست که اگر دست به ترکیب تشکیلات یهود بزند، قریش دست کمک به سوى یهود دراز نخواهد کرد و همچنین پیامبر (ص) براى جلوگیرى از کمک کردن سائر قبائل شمال، مانند تیره هاى «غطفان‏» که همکار و دوست خیبریان در جنگ احزاب بودند، نقشه هایى در نظر داشتند.

بر اساس این انگیزه ها، پیامبر گرامى (ص) فرمان داد که مسلمانان براى تسخیر آخرین مراکز یهود در سرزمین عربستان، آماده شوند و فرمود: فقط کسانى مى توانند افتخار شرکت در این نبرد را به دست آورند که در صلح «حدیبیه‏» حضور داشته اند، و غیر آنان مى توانند به عنوان داوطلب شرکت کنند، ولى از غنائم سهمى نخواهند داشت. پیامبر «غیله لیثى‏» را جانشین خود در مدینه قرار داد، و پرچم سفیدى به دست على «ع‏» داد و فرمان حرکت صادر نمود. براى این‌که کاروان آنها زودتر به مقصد برسد، اجازه داد که «عامر بن اکوع‏»، ساربان آن حضرت، موقع راندن شتران سرود (حداء) بخواند. او اشعار زیر را ترنم مى کرد:

به خدا سوگند اگر عنایات و الطاف خدا نبود، ما گمراه بودیم نه صدقه مى دادیم و نه نماز مى خواندیم. ما ملّتى هستیم که اگر قومى بر ما ستم کنند و یا فتنه اى بر پا نمایند، ما زیر بار آنها نمى رویم. خداوندا پایدارى را نصیب ما بفرما و ما را در این راه ثابت قدم گردان.

مضمون این سرودها، انگیزه این نبرد را این گونه روشن و بیان مى کند: از آن‌جا که ملت یهود بر ما ستم نموده و آتش فتنه را در آستانه خانه ما روشن ساخته اند، ما براى خاموش ساختن این کانون، رنج سفر را بر خود هموار نموده ایم.

مضامین سرود، آنچنان پیامبر (ص) را راضى و مسرور ساخت که آن حضرت درباره «عامر» دعا فرمود. اتفاقاً عامر در این جنگ شربت شهادت نوشید. [۱]



[۱]. سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، ج ۲، ص ۲۳۹٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


1 + 7 =